eitaa logo
نـیـهـٰان
24.8هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
826 ویدیو
1 فایل
پارت‌گذاری منظم و روزانه✨🌚 تبلیغاتمون🌸🕊❤️‍🩹 https://eitaa.com/joinchat/1692795679C16d4f59df1
مشاهده در ایتا
دانلود
● - - - - - - - - •✨🌚•- - - - - - - -● چه کسی می‌فهمید حرف‌های من بیان‌گر چه احساسی است؟ دلتنگی که برای هرکس تنها یک واژه بود، در این لحظه باعث طی شدن روز و شب من بود. منی که شبانه روزم را به دلتنگی، بغض و اجبار سپری می‌کنم، منی که فریب خورده‌ی یک دروغم، منی که... نمی‌توانستم خودم را توصیف کنم. جمله‌ای برای بیان این همه حقارت ندارم! گوشه‌ای از وجودم دلتنگ شهریار و محبت‌هایش بود، دلتنگ لبخند‌ها و اخم‌هایش، اخم‌هایی که اگر می‌دانستم آخرین بار است که می‌بینم، بیشتر نظاره می‌کردم. منی که لحظات عمرم داشت به اجبار سپری می‌شد. به اجبارِ هاتف، باید می‌خندیدم و زندگی می‌کردم، به اجبارِ هاتف باید در خانه‌ای زندانی می‌شدم و حقارت را تحمل می‌کردم. - ولی آقا شما رو خیلی دوست داره. سخن این دختر را باور کنم یا هاتف را؟ این دختر از عشقِ هاتف نسبت به من سخن می‌گفت اما هاتف خود از آتشی که به جانش بود. آتشی که امروز یا فردا فروکش می‌کرد و نیهان می‌ماند و زندگی که بر باد رفت! ●- - - - - - - - • ✨🌚• کپی؟راضی‌نیستم.