● - - - - - - - - •✨🌚•- - - - - - - -●
#نیهان
#پــارت_588
هاتف هرچقدر که احمق باشد، دیگر در مقابل جواب آزمایش خاموش نمیماند. مطمئنم جواب آزمایش بیاید و بچه از آن او نباشد، خون من حلال میشود.
مخصوصا اینکه بچه برای دشمن او است!نفسی کلافه کشیدم و سرم را به زیر پتو بردم. زندگی من بین دشمنی این دو مرد گیر کرده بود.
سعی کردم کمی فکرم را آزاد کنم تا بلکه به خواب بروم. همان دنیای خواب و رویا، برای من امنتر از این زندگی واقعی است.
کاش این اتفاق یک خواب و خیال بود. حاضر بودم تا آخر عمر نزد هاتف بمانم و شکنجه شوم اما این یکی اتقاق در زندگیام دروغ باشد.
خسته شدم از بس بدبختی جدید به سرم آمد و من هم مجبور شدم به تحمل آن، مجبور شدم به سازش با آن، مجبور شدم به زندگی با آن.
چشمانم در حال گرم شدن بود و کم کم داشتم با این دنیای واقعی و تلخ خداحافظی میکردم که صداهای بلندی دقیقا جلوی اتاقم شنیدم.
حتی رمقی برای اینکه پتو را کنار بزنم تا ببینم چهخبر شده را نداشتم. برای همین بیخیال شدم و چشمانم را روی هم فشردم.
●- - - - - - - - • ✨🌚•
کپی؟راضینیستم.