eitaa logo
نو+جوان تنهامسیری
6.6هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
5.4هزار ویدیو
56 فایل
اینجا اَبرها کنار رفتن،آسمون آبیِ آبیه💫 تو آسمونت چه رنگیه؟!بیا کنار هم باشیم رنگها با هم که باشن🎨 دنیا رو قشنگ میکنن... @F_mesgarian ادمین: پاسخگویی مطالب کانال : @Hosein_32
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️▫️◾️◽️◼️◻️ ⬛️ ⬜️ 🔹از اصحاب و بنی هاشم دیگر کسی نمانده بود 😔 ✨سیدالشهدا✨خود عزم میدان کرد از میانه میدان صدای تکبیر امام ع✨دل حرم را آرام میکرد مولایمان هنوز پا به رکاب اسب دارد و قبضه شمشیر به دست ✨✨ هنوز تا اسارت فاصله است هر چند اندک مدتی گذشت صدای تکبیر قطع شد 🌿🌿 بر تمام خیام سکوت حاکم شد همه با تمام وجود تمنای شنیدن یک تکبیر دیگر داشتند 😭 در این میان عبد الله طاقت نیاورد 🌱🌱 عمه به توصیه عمو مراقب بود مبادا عبد الله خودش را به میدان برساند 🌿🌿 اما ناگهان از خیمه بیرون آمد به سرعت رو به میدان شروع به دویدن کرد 🌱🌱 عمه هرچه کرد نتوانست به او برسد 🌿🌿 کنار عمو که رسید 😔 دست را سپر تیغ از خدا بی خبری کرد که به عمو نخورد روی سینه عمو که افتاد 😭 یاد برادر و علقمه و دست در خاطر عمو گذشت 🌿🌿 صبر کن عزیز عمو اندک مهلتی نمیگذرد با جدت رسول خدا ✨ رو به رو میشوی که به پیشوازت آمده تیر حرمله بود که داغی دیگر بر جگر سید الشهدا گذاشت  😭😭😭 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
آموزش جعبه دکوری با صدف 🐚🐚🐚 این جعبه ی قدیمی رو باصدف و مروارید های ریز و درشتی که داشتم تزیین کردم. من از چسب حرارتی استفاده کردم و محکم هم شدن. 🤭داخل جعبه رو هم با نمد کاور کردم میتونید با پارچه ی مخمل هم کاور کنید داخلش رو 😍 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
میگفت : از هیئت اومدی‌ بیرون چشمت به نامحرم‌ خورد اما سرت ننداختی‌ پایین، باختیا ... 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
سلام بر پاره ی جگر امام مجتبی (علیه السلام)🥀 سلام برقاسم بن الحسن (علیه السلام)🥀 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدون میدون جمل تیغم مصداق اجل.... ✨✨ 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
▪️▫️◾️◽️◼️◻️ ⬛️ ✍ راه راضی‌کردن عمو را بلد بود. 💔دل مهربانش را می‌شناخت. دستش را در دست گرفت و سر خم کرد. افتاد به‌پای عمو. دست‌وپایش را بوسه‌باران کرد و یکریز التماس کرد عمو بگذارد در رکابش بجنگد.🙏😭 دل اباعبدالله در سینه به هم فشرده شد. اجازه داد. قاسم، به دل میدان زد. آن‌ها که در لشکر عمر سعد ایستاده بودند، باورشان نمی‌شد این دلاوری که این‌طور می‌خروشد و می‌جنگد و رجز می‌خواند که «بی‌تابی نکن که آدمی رفتنی است و امروز خدایی را که صاحب بهشت‌هاست، ملاقات می‌کنی» پسر حسن‌ بن علی است؛✨✨✨✨✨ نوجوان سیزده‌ساله‌ای که سی‌وپنج مرد جنگی کاربلد را از پا انداخته. باورشان نمی‌شد تا خودش به صدای رسا گفت: «من قاسم بن الحسنم، فرزند سبط پیغمبر».🌿 «فضیل عضدی» بود.😡 همان‌که فریاد زد: «خودم او را می‌کشم» و نشنید که اطرافیانش در سپاه عمر سعد، گفتند: «نرو! همین‌ها که دور و برش را گرفته و محاصره‌اش کرده‌اند، برای کشتنش کافی‌اند».😠 آمد جلوی سرباز نوجوانی که تنش از جنگ یک‌نفس خسته بود، شمشیرش را بالا برد و همین‌که قاسم ✨از روی اسب به سمتش سرچرخاند، شمشیر را فرود آورد بر فرق سرش؛ نه آن‌طور که نوجوانی را ضربت بزنند؛ که انگار بخواهند سرداری مردافکن را زمین بزنند.😭 قاسم✨ با صورت از اسب روی زمین افتاد و فریادش بلند شد: «عموجان!»✨✨ 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
🌷مختصری از زندگی نامه شهید ۱۶ ساله علیرضا کریمی🌷 شهید علیرضا کریمی متولد ۲۲ شهریور سال ۱۳۴۵ مقارن با ایام ماه مبارک رمضان در محله سیچان اصفهان بدنیا آمد.به دلیل بیماری شدیدی که داشت پزشکان معتقد بودند که زیاد زنده نمی ماند. به طوری که در ۴ سالگی کبد وی از بین رفته و دیگر امیدی به زنده ماندنش نبود روزی سیدی سبزپوش به مغازه پدرش مراجعه کرده و بی مقدمه می گوید کار خوبی کردی که علیرضا را نذر آقا ابالفضل(ع) کردی. همین امروز سفره آقا ابالفضل (ع) را پهن کن و به مردم غذا بده، ۳ مجلس روضه برای حضرت در حرمش نذر کرده ای که من انجام می دهم. سپس اسکناسی را جهت برکت کاسبی به پدر می دهد.علیرضا به طرز معجزه آسایی شفا می یابد به طوری که سال ها بعد قهرمان ورزش های رزمی می شود. در عملیات محرم در اثر اصابت گلوله خمپاره سر و دست و پای او مجروح می شود. بعد از پایان دوران مجروحیت به جبهه باز می گردد. فرمانده گردان امیرالمؤمنین(ع) به خاطر شجاعت و مدیریتی که علیرضا از خود نشان داده بود، مسئولیت دسته دوم از گروهان ابالفضل(ع) را به او می دهد. در آخرین دیدار با خانواده اش به مادر می گوید ما مسافر کربلائیم راه کربلا که باز شد بر می گردیم. در پایان آخرین نامه ای که فرستاد نوشته بود به امید دیدار در کربلا. درسال ۱۳۶۲ عملیات والفجر ۱ منطقه عملیاتی فکه- تنگه ابوغریب هر دو پای علیرضا مورد هدف تیرهای عراقی قرار می گیرد و در جواب فرمانده اش که می خواهد او را به عقب بیاورد می گوید، شما فرمانده ای برو بچه ها منتظرت هستند. علیرضا در حالیکه روی زمین افتاده و به سختی می خواست خودش را به سمت تپه ها بکشاند، ناگهان یکی از تانک های عراقی به سرعت به سمت وی رفته و از روی پاهایش رد می شود. ۱۶ ساله بود که پر کشید و ۱۶ سال بعد درست همان روزی که اولین کاروان به صورت رسمی عازم کربلا می شود پیکرش را در منطقه فکه شمالی پیدا کرده و شب تاسوعای حسینی به وطن باز می گردانند . نذر آقا اباالفضل (علیه السلام) شده بود ، ارادت عجیبی هم به آقا داشت و روز تاسوعا با فریاد یااباالفضل تا گلزار شهدای اصفهان تشییع شد و کنار دوستانش رفت. 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
🌷یتیم نوازی 🌷 امام صادق (علیه السلام ) می فرماید : " خداوند فرموده : بندگان خانواده من هستند پس محبوب ترین بنده نزد من کسانی هستند که نسبت به آنها مهربان تر و در رفع حوائج آنها بیشتر کوشش کنند . " در دورانی که پدرش مریض بود . یکروز در مغازه بقالی سر کوچه ایستاده بودم ، با پیرمرد فروشنده صحبت می کردم . همان موقع غلیرضا در حال عبور از سر کوچه بود . صاحب مغازه رو کرد به من و گفت : " این پسر بچه ، از خیلی از ما بزرگتر ها بیشتر میفهمه ." بعد ادامه داد : توی این کوچه دو تا خانواده یتیم زندگی می کنند که وضعیت مالی آنها خوب نیست . بارها دیده ام که علیرضا میاد اینجا و بیسکویت و پفک و ... می خره . با اینکه خودش بچه است و خوراکی دوست داره ولی به بچه های اونها میده بعد ادامه داد : " یتیم نوازی رو باید از این بچه یاد گرفت . " 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri
" حماسه حسینی " اثر استاد مرتضی مطهری 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri