آقاےِ شاعــر
تیکه تنی ازم پهنه روی زمین با بی حالی سرم با کتابام گرمه با این موزیکای خالی
لش و لاش یه بی جونم بعد از یه روز کاری سخت
میوفتاد اون شبا رو زمین واسه یه خواب تخت
اتیش خاکستر مثل سیگارم تو سینه
شاید من نباشم اما خدام که میبینه
گفتن که شانست بود گفتن که تقدیره
چرا تاسم رو زندگی جفت شیش نمیشینه