eitaa logo
نیوک‌لیدر
483 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
628 ویدیو
5 فایل
يادداشت‌هایی درباره فرهنگ و هنر، سينما، دين، تاريخ و سياست. 🆔 @abouznab وبلاگ: nucleader.blog.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
نیوک‌لیدر
نوشته‌ای از شهید #سید_مرتضی_آوینی که حتم دارم تا الان نخوانده‌اید. خودم هم امشب برای اولین‌بار خواند
«در پشت جبهه‌ها ما فرزندان انقلاب داشتیم رفته‌رفته باور می‌کردیم این یک سرنوشت لایتغیر است که انقلاب باید فرزندان خویش را ببلعد و خود را برای بلعیده‌شدن آماده کرده بودیم. آن عزیز رجایی‌شهید می‌گفت هرکسی باید چیزی را قربانی راه انقلاب کند و من آبرویم را قربانی می‌کنم و ما که هنوز سنگینی خون آن عزیزان را بر گرده رنجور خویش داشتیم، پذیرفته بودیم که باید برای اسلام خود را تقدیم کنیم. را، را، را، را و... و چه باک! مگر نه این است که تا خون فلق بر افق صبح ننشیند، خورشید طلوع نخواهد کرد؛ بگذار خون ما بر افق انقلاب بنشیند و خورشید عدالت سر از غیبت صدهاساله بردارد چه باک! کمیته‌های انقلاب فدایی انقلاب بشوند؛ نام "وزارت" مثل یک وصله ناجور بر تارک عرش نگین سپاه پاسداران بنشیند؛ اداره‌ها جهادی نشوند که هیچ، "جهاد" اداره شود و انقلاب مثل گربه بی‌وفایی که فرزندان خویش را می‌خورد، یکایک ما را ببلعد؛ چه باک! ازیک‌سو می‌بینیم که نظام اداری کشور، فرزندان حقیقی انقلاب را دفع می‌کند و هر روز بیش‌ازپیش به دامان تخصص‌گرایی، بروکراسی و فساد می‌غلتد و ازسوی‌دیگر می‌دیدیم که چگونه کشتی انقلاب اسلامی موج‌ها را می‌شکافد و طوفان‌ها را می‌شکند و با نیروی بسم‌الله بر همه جریان‌های بیرونی غلبه می‌یابد و کره زمین را تسخیر می‌کند. ازیک‌سو خون شهدای‌مان همان‌طور که آن بزرگوار مطهری(ره) گفته بود بر شریان‌های اجتماع پخش می‌شد؛‌ بچه‌ها خیلی زود بزرگ‌مرد می‌شدند و مرد می‌شدند و مردان آرپی‌جی به‌دوش به صحنه‌های اعجاب‌انگیز جهاد فی‌سبیل‌الله می‌رفتند اما ازسویی‌دیگر در درون خودمان، شمشیر دودم انقلاب، تو گویی جناح دولت را با جناح دشمن اشتباه گرفته بودند. نه‌تنها دیگر سخنی از انقلاب اقتصادی‌اداری بر زبان نبود بلکه روزبه‌روز این پندار تقویت می‌شد که سیستم بروکراتیک ادارات و بافت اقتصادی به‌جای‌مانده از دوران حاکمیت طاغوت، همان پیکره متناسبی است که روح انقلاب اسلامی نیاز دارد. اگر این‌چنین نبود، پس چرا هرکه مسئولیتی را در تشکیلات بروکراتیک می‌پذیرفت، هرچند خود پیش از آن از منادیان انقلاب اداری بود، چیزی نمی‌گذشت که ناگهان سر از جبهه مقابل در می‌آورد و از آن پس تحکیم مبانی سیستم بروکراسی را به معنای تثبیت نظام جمهوری اسلامی می‌گرفت و هر نوع مخالفتی را ضربه‌زدن به اصل نظام می‌دانستند. چه‌بسیار بودند کسانی که با همین تهدید، تلاش‌های حزب‌الله را برای ایجا تحول در نظام اداری در خط آمریکا می‌دیدند و پنجه‌درپنجه انجمن‌های اسلامی و جهاد ادارات می‌افکندند و هر نوع حرکت انقلابی را رودررویی با نظام جمهوری اسلامی می‌دانستند؛ خصوصیت مشترکی که در نهادهای انقلابی، کمیته‌ها، سپاه پاسداران، جهاد سازندگی و بسیج وجود دارد اتکا به مردمی است که با ایمان به اسلام و ولایت فقیه همواره وجود خود را بر محور اراده رهبری و صلاح‌دید او معنا می‌کنند. موفقیت نهادهای انقلابی به طور کامل مرهون همین خصوصیت است. اگر این انگیزه الهی را از میان بردارید، دیگر هیچ‌چیز از این نهادها باقی نمی‌ماند؛ روح انقلاب اسلامی قالب و پیکره خاص خویش را می‌خواهد و آن خصوصیتی که قالب را تمایز می‌بخشد اتکا به مردمی است که با ایمان به اسلام و ولایت فقیه همواره وجود خود را بر محور ولایت معنا می‌کنند؛ این خصوصیت فی‌نفسه باعث تجلی خصوصیات دیگری در قالب تشکیلاتی نهادهای انقلابی شده است که بسیار شگفت‌‌آور است.» @Nucleader
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِهان حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ ای مردم! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جا می‌گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام می‌دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده‌اند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند. خطبه غدیر، حضرت رسول صلی الله علیه و اله وسلم @Nucleader
امروز تولد آرمان‌ شهید بود. در این سال‌ها حججی و قاسم سلیمانی باب عجیبی در شهادت باز کرده بودند. سومی هم آرمان علی‌وردی بود. بابی عجیب از وسط تهران به شهادت گشود. بی‌اندازه دوستش دارم. خوش به سعادت او که در این سن کم این روح بزرگ را داشت. کاش حالا که نزد سیدالشهداست، برای ما دعا کند. بی‌اندازه در برابرش هیچم @Nucleader
به یاد شهید روح‌الله عجمیان و شهید آرمان علی‌وردی، به یاد شهید قاسم سلیمانی، به یاد همه شهیدانی که خون سرخ‌شان جاری شد تا پرچم سرخ عزای سیدالشهداء برافراشته بماند به یاد آن‌ها محرم‌ را آغاز می‌کنیم: صلی الله علیک یا اباعبدالله @Nucleader
ریان بن شبیب جدمونو غریب گیر آوردن
گاهی که در تاریکی شب، جایی ایستاده‌ یا قدم‌ می‌زنی، صدایی بسیار کم به گوش می‌رسد. می‌فهمی کسی، جایی، دارد روضه‌ای چیزی از حسین بن علی می‌خواند‌. یا رد بویی از اسفندی که انتهای خیابان دود شده، به مشامت می‌رسد. کیف می‌کنی. بهره می‌بری. اما من، بی‌که به فاصله فکر کرده باشم، کیف می‌کردم. امشب اما پشت خیمه‌ها به فاصله فکر کردم و سوالی از خودم پرسیدم: اصلا فکر کن تلاش کرده‌ای و رسیدی جایی که فاصله‌ات با خیمه حسین علیه‌السلام اندازه همان رد بو یا زمزمه‌ است. از صبح که اولین تیرها پرتاب می‌شود، تا عصری‌ که آخرین‌شان به جان او نشسته باشد، «فاصله» کار خودش را کرده و تو یک‌جایی از تاریخ بدون انکه به او بپیوندی، گم می‌شوی. خدایا ما خیلی فاصله داریم. به اندازه چهارده قرن. اگر به خیمه حسین علیه‌السلام وارد نشویم، مرده‌ایم. نخواه تباه شویم. @Nucleader
نقل كرده‌اند که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم گاهی لبان مطهّر ابی‌عبدالله را می‌بوسید، گاهی زیر گلوی حضرت را می‌بوسید، گاهی دُكمه‌های ابی‌عبد‌الله را باز می‌كرد از زیر گلو تا نزدیک سینه را مكرّر می‌بوسید ـ [مردم] نمی‌فهمیدند برای چه وجود مبارك پیغمبر این كارها را می‌كند با سایر بچه‌ها این‌طور عطوفانه رفتار نمی‌كرد ـمكرّر می‌دیدند كه این دكمه‌ها را باز می‌كنند و از زیر گلو تا قسمت سینه بدن ابی‌عبدالله را می‌بوسند. یك وقتی خون چشمان مطهّر ابی‌عبدالله را گرفت و دید سینه مطهّرش سنگین شده. فرمود كیستی؟ «لقد ارتقیت مرتقیً عظیماً» جای بلندی نشستی... اینجا كه اکنون پاگذاشتی، پیغمبر بارها بوسیده بود. برگرفته از ناسخ‌التواریخ @NucLeader
پس چون صدای گریه‌ی طفل آمد، سوی خیمه‌ها رفت و گفت: «یا اختاه! ناولینی ولدی الرضیع» شیرخواره‌ام‌ را بیاورید. سپس پیراهن جنگ را از تنش درآورد، پیراهنی عربی به تن داشت و عمامه پیغمبر را به سربست. مقابل لشکر دشمن ایستاد، کودک را روی دست بلند کرد، طوری‌که بغلهایش پیدا بود. گفت یا قَوْمِ قَدْ قَتَلْتُمْ اَخی وَ اَوْلادی وَ اَنْصاری، وَ ما بَقِیَ غَیْرِ هذَا الطِّفْل وَ هُوَ یَتَلَظّی عَطَشاً مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ اَتاهُ اِلَیْکُمْ فَاسْقُوُهُ شَرْبَةً مِنَ الْماءِ ای گروه! همانا برادرم و فرزندانم و یارانم را کشتید و جز این شیرخوار کسی برایم نگذاشتید. و او که بی‌گناه است، بی‌تاب تشنگی ‌است و به کام مرگ می‌رود. او را به‌شما سپارم، جرعه‌ای آب به او بدهید. «بینما هو یخاطبهم» درحالیکه هنوز کلامش به پایان نرسیده بود، حرمله تیری انداخت. «فذبح الطفل من الاذن الی الاذن» کودک گوش تا گوش ذبح گردید. آنگاه دست‌ها را زیر گلوی‌ کودک شش‌ماهه‌اش گرفت تا از خون پر شد، آن را به آسمان پاشید و گفت: اَللّهُمَّ إِنْ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ فَاجْعَلْ ذلِكَ لِما هُوَ خَيْرٌ لَنا» بار الها! اگر در اين دنيا ما بر اين قوم پيروز نشديم، بهتر از آن را روزى ما فرما. سپس فرمود: «هَوَّنَ عَلَىَّ ما نَزَلَ بي أَنَّهُ بِعَيْنِ اللّهِ» چون خدا می‌بیند، آنچه بر من فرود آمد آسان است.» درحالیکه کودک هنوز در دستان پدر بود، یک‌وقت از جانب خدا ندا آمد: «یا حسین! دَعْهُ، فإن له مرضعه فی الجنه» حسین جان! رهایش کن. برایش در بهشت جایی است که ما سیرابش میکنیم» پس حسین علیه‌السلام با غلاف شمشیر، گودالی کند و کودک را در آن به خاک سپرد. @Nucleader
نیوک‌لیدر
پس چون صدای گریه‌ی طفل آمد، سوی خیمه‌ها رفت و گفت: «یا اختاه! ناولینی ولدی الرضیع» شیرخواره‌ام‌ را ب
«اَللّهُمَّ أَنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ دَعَوُنَا لِيَنْصُرُونا فَخَذَلُونا وَ أَعانُوا عَلَيْنا، اَللّهُمَّ احْبِسْ عَنْهُمْ قِطَرَ السَّماءِ، وَ احْرِمْهُمْ بَرَكاتِكَ، اَللّهُمَّ لا تُرْضِ عَنْهُمْ أَبَداً، اَللّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ كُنْتَ حَبَسْتَ عَنَّا النَّصْرَ في الدُّنْيا، فَاجْعَلْهُ لَنا ذُخْراً فِي الاْخِرَةِ وَ انْتَقِمْ لَنا مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ». خدايا! تو مى‌دانى كه اينان ما را دعوت كردند تا به يارى‌مان بشتابند، ولى ما را رها كردند و در برابر ما بپاخاستند. خدايا! باران آسمان را از آنان دريغ دار و آنان را از بركاتت محروم كن. خدايا هرگز از آنان خشنود مشو. خدايا اگر در دنيا، پيروزى را از ما دريغ داشته‌اى، آن را ذخيره آخرت ما قرار ده و از گروه ستمكاران انتقام ما را بستان. @Nucleader
واعدت عبدالله و سکینة و رقیة أجلب المای و اشرّبهم بدیّه تعرفینی أوفی دینی لکن اشبیدی العمد صوّب جبینی به علی‌اصغر و سکینه و رقیه قول دادم که آب می‌آورم و آن‌ها را با دستانم سیراب می‌کنم مرا می‌شناسی که به قول و عهدم وفادارام، اما دیگر توانش را ندارم، چون عمود بر فرق من اصابت کرد @Nucleader
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چه جگری از ما سوزاندید. شر اسراییل را از این جهان کم می‌کند دست سردار حسین @Nucleader
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد شهید تاسوعا، مصطفی صدرزاده. شادی روحش صلوات @Nucleader