هدایت شده از عزیزِ شمسی (خسته ver.)
تو حماسه "ایلیاد" اثر هومر، آتنا اغلب در نبردهای تروآ حضور داره. اون به قهرمانای یونانی کمک میکنه، اما گاهی اوقات هم با وجود تمایل به مداخله، طبق اراده زئوس یا به دلیل ملاحظات استراتژیک😉، دست نگه میداره. این "سکوت" یا "عدم مداخله" در واقع نوعی خویشتنداری ناشی از درک عمیقتر از نظم کیهانی یا مصلحت بزرگتره.
به عنوان مثال، تو نبرد بین آشیل و هکتور، آتنا در قالب پدر هکتور، آنخیسه، ظاهر میشه تا هکتور رو فریب بده و اونو به سمت رویارویی با آشیل بکشونه😭. این یک مداخله فعاله، اما درک این نکته که اون گاهی از طریق فریب یا هدایت غیرمستقیم عمل میکنه، نشاندهنده پیچیدگی شخصیت اونه🦉.
݁݁ ݁˖🦌݁(آتنا بسی به وایب تون میخوره)
حقیقتا از اون چیزی که انتظار داشتم خیلییی بهتر بود.
از اون کتابایی بود که خوندنش و ترند شدنش میارزید. پر از غافلگیری، شخصیت خوب و وایب قشنگ بود. معماهاش انمیز تو لتورز قوی و خفنش و صحنههاشو خیلی دوست داشتم.
پلاتتوئیستهاش واقعا غیرقابل پیشبینی بودن. مهمتر از همه شخصیت زن قوی داشت چیزی که الانا کم پیدا میشه. جلد سهش رو زودتر از بقیه تموم کردم و از نظرم بهترین جلو بود.
و وای پایانشم خوب بود، اشکم در اومد سر صحنه جود و کاردن و چیز جنگ...
خلاصه که جالب بود لذت بردیم و باید به کتاب بگم شرمنده زود قضاوتت کردم🙏