شماره "۱"
گفت:《تو چه میدانی درد چیست؟》 گفتم:《تو با گِل ساخته شدی من با درد. تو چه میدانی درد چیست؟》 پاسخ داد
نمیدانم چگونه بعضیها هنوز میتوانند بخندند؟ چگونه وقتی میخندند سینهشان تیر نمیکشد و قلبشان سنگین نمیشود؟
شماره "۱"
نمیدانم چگونه بعضیها هنوز میتوانند بخندند؟ چگونه وقتی میخندند سینهشان تیر نمیکشد و قلبشان سنگی
عادتش بود با کلمات بازی کند. روزی گفت:《درد را از هر طرف بخوانی از رنجش نمیکاهد.》
روز دیگر گفت:《نمیدانم چرا مردم از مرگ هراس دارند، مرگ را که بر عکس کنی گرم میشود.》
و فردایش گفت:《برعکس گنج، جنگ است. همانطور که همه سرش جنگ میکنند.》
شماره "۱"
عادتش بود با کلمات بازی کند. روزی گفت:《درد را از هر طرف بخوانی از رنجش نمیکاهد.》 روز دیگر گفت:《نمی
لبخند غمگین میزنم:《حالا میفهمی چرا هیچکس دور و ورم نمیاد.》
شماره "۱"
لبخند غمگین میزنم:《حالا میفهمی چرا هیچکس دور و ورم نمیاد.》
نمیتوانی تا ابد مرا دوست بداری. هرکس مرا دوست داشت نابود شد، و به محض آنکه از دوست داشتنم رها شدند رشد کردند.
من آفتم، مانع رشدم.
شماره "۱"
نمیتوانی تا ابد مرا دوست بداری. هرکس مرا دوست داشت نابود شد، و به محض آنکه از دوست داشتنم رها شدند
نوشتههام کلیشهای شدن نمیخوام
چرا هر فیلم یا کتابی درباره هاکی هست یه چیز همجنس*گرایی داره🥀
آدم باشید دیگه خب من الان هاکی میخواممم
هدایت شده از لیلی کامبربچ~
لعنت به بغضی که تو گلو گیر میکنه
نه میره پایین نه میاد بالا
https://eitaa.com/anbaryyy_e/7804
اولین اینکه شما پیام بده من محل نذارم کلانکم
دوم اینکه ویدار واقعا این روزا هم سرش شلوغه هم حالش خوش نیست حتی نمیتونم کتاب بخونم ایگی میدونه