Can you remember the rain
You left me for somebody else now
I must face life by myself
برایم اهمیتی ندارد. برایم اصلا اهمیتی ندارد که در هوای موردعلاقهام رهایم کردی، خیال میکنی من نیز در آن روز همچو باران بالای سرم باریدم؟ خیال میکنی وقتی خودم را تنها دربرابر زندگی یافتم، مانند رعد فریاد زدم و مثل شیشه در لرزهی تندر، شکستم؟
آری درست خیال میکنی.
میتوانی باران را به یاد آوری؟ تو مرا در باران به قتل رساندی.
در هوای موردعلاقهام.
امضا توسط شماره "۱"
I think I'll take my whiskey neat
My coffee black and my bed at three
You're too sweet for me.
تو زیادی خوبی، زیادی برای تلخی من شیرینی تو زیادی سفیدی.
تو زود میخوابی و در قهوهات شکر میریزی، مسئله این نیست که من کیستم و چه میکنم مسئله این است که تو کیستی،
بذار بگویم. تو خیلی خوبی.
وقتی میگویم لیاقتت را ندارم یعنی هر شب را با چشم خیس به تخت خواهی رفت، یعنی هر روز باید بطری ویسکیهایم را جمع کنی.
من شرابم را خالص میخورم، من از تلخی هراسی ندارم، اما تو شیرینی.
این به خاطر خودت است.
امضا توسط شماره "۱"
Do you wanna meet all my mosters? Think youre tough? I know drive you bankers.
من انتهای جنونم، من خود دیوانگیام، مجنون منم نه عاشق لیلی.
چاقو اسباببازی من و خون برای من آب است پس به قدرتت نناز چون هیولاهایی که در من زندگی میکنند میتوانند تو را درسته ببلعند.
هیولاهایی که من رامشان میکنم انتهای بی رحمی و خطرند، پس به من بد نکن چون تقاصش را قلبت خواهد داد، در میان دندانهای هیولاهای من.
امضا توسط شماره "۱"
Go ahead and cry, little girl
Nobody does it like you do
I know how much it matters to you
I know that you got daddy issues
And if you were my little girl
I'd do whatever I could do
I'd run away and hide with you
I know that you got daddy issues, and I do too.
بیشتر از آنچه که میپنداری تو را درک میکنم. پس آغوش من برای اشکهای صادقانهات تا ابد و یک روز باز است چون میدانم اشک ریختن در دستان خود، هنگامی که کسی را نداری یعنی چه.
من جای زخمها، کابوسها و پوست کنده شده در کنار ناخنها را مثل کف دستم میشناسم، من میدانم بی توجهی یعنی چه میدانم یتیمی وقتی پدرت کنارت نشسته یعنی چه.
پس شانههای من برای توست، در آنها احساس امنیت کن چون میدانم احساس ناامنی یعنی چه.
امضا توسط شماره "۱"
Hurry, I'm worried
The world's a little blurry
Or maybe it's my eyes
عجله کن، عجله کن الان است که آنها بیایند. من نگرانم، الان است که طوفان تو را از من بگیرد، سیل تو را از من دور کند و مگر نمیبینی چقدر همهچیز در اینجا خطرناک است؟
عجله کن... خواهش میکنم دیگر رمقی در من نمانده، دنیا دارد تیره و تار میشود، دنیا دارد برای گرفتن تو از من تاریک میشود.
یا شاید هم... چشمان من از دیدن درمانده شدهاند؟
امضا توسط شماره "۱"
deep in the night the fight can be tragic.
پس چرا تابلوی خطر روی ماه نزدید!
چرا به شبزندهداران هشدار ندادید که امکان مرگ است؟ شاید یکی تازه وارد باشد و نبیند. شاید یکی متوجه نشود که شب چقدر بی رحمانه چنگ میاندازد در روحت و با ناخنهایش دردهایت را میگیرد. در شب نبرد خطرناکتر است، ذهن بلندتر فریاد میزند و بی رحمانهتر به یاد میآورد.
شب که شد بخوابید، اگر بیدار بمانید کابوسهایتان به واقعیت خواهد پیوست.
امضا توسط شماره "۱"
فهمیدم که خوب بودن من بازتاب نداره، وجدان تا آخر این داستان سرابه.
یه روز هم به خودم اومدم و دیدم که دیگه هیچی نمونده. دور و اطرافم خالی خالی شده و فهمیدم مهم نیست چقدر تلاش کنم، چقدر خوب باشم باز هم کسی اهمیت نمیده.
اینجا یه کویره، کویر خشک که توش چیزی به اسم عذاب وجدان فقط سرابه، بودن و نبودنش مهم نیست فقط سختی میاره.
اینا رو دیر فهمیدم ولی بالاخره فهمیدم.
امضا توسط شماره "۱"
And you laugh and you dance in the wind
And you sway and you hug and you kiss
بهترین روز زندگی؟ آن روز در ساحل بود. وقتی فارغ از همهچیز محو تماشای تو شدم که میخندیدی و لبخندت دنیا را درخشانتر کرد، وقتی مثل رقص ماه روی موجهای آب، در باد میرقصیدی.
وقتی ما آنقدر به هم نزدیک بودیم که تقریبا یکی شدیم، یکی در جهان. من و تو ما شدیم و آنروز را مثل یک گنج در گنجینه خاطراتم تا ابد و یک روز، محفوظ نگاه میدارم.
امضا توسط شماره "۱"
The morning light is turning blue, the feeling is .bizarre The night is almost over, I still don’t know .where you are The shadows, yeah, they keep me pretty like a .movie star Daylight makes me feel like Dracula.
پس خونآشام بودن این شکلی است، روشنایی روز از حقیقتش تو را که عریان هستی میسوزاند و وقتی به آیینه نگاه کنی، فقدان عشق و اطرافیانت را میبینی.
به من شب را برگردانید، در شب میتوانم پشت سایهها پنهان شوم، در شب میتوانم دور و اطراف خالیم را نبینم، شب را به من بازگردانید.
امضا توسط شماره "۱"