شماره "۱"
اینجا گریه میکنی و بعدش با چشمای خیس میخندی چون ایزاک میگه:《اما بعدش اون چشمها رو میگیرم چون شاید بشه باهاش زیر لباس دخترا رو دید》
اینجاست که بیشتر گریه میکنی چون داری وسط گریه میخندی و این اشتباهه وقتی داره این اتفاقها میوفته، و در اینجا میفهمی این کتاب و فیلم از شاهکار های جهانه:)
اگه کتابایی که خوندم، فیلمایی که دیدم رو بخونید/ببینید. میتونید درک کنید یه تیکه از من بودن چه حسی داره.
و فکر میکنم حتی مقدار کمی، از درک یک انسان و جای اون بودن خیلی جالب باشه.
شماره "۱"
اگه کتابایی که خوندم، فیلمایی که دیدم رو بخونید/ببینید. میتونید درک کنید یه تیکه از من بودن چه حسی
تازه، به نظرم وایب پاییز هم میداد...
بی خیال، شما که انقدر پسر کتابی دوست دارید گاس رو نگاه کنید، آخه جذابتر از اینکه وقتی هیزل دنبال نویسنده کتاب موردعلاقش میگشت، گاس اونو براش پیدا کرد؟
رمانتیکتر از اینکه تنها فرصت برای یه آرزو رو خرج کرد تا هیزل بره هلند دیدن اون نویسنده!