فردا قراره بریم سینما و الان من و مت یادمون اومده که خوراکی هیچ کاری نکردیم😂:).
وای وای آنقدر امروز خندیدیممم، که من دیگه زنگ آخر شارژم تموم شده بود و مثل افسردهها نشسته بودم و به در نگاه میکردم.
اوکۍ. باشہ!
وای وای آنقدر امروز خندیدیممم، که من دیگه زنگ آخر شارژم تموم شده بود و مثل افسردهها نشسته بودم و به
ولی واقعا هر وقت میرم مدرسه کلی روحیم عوض میشه و میخندم
واقعا این روزا مدرسه >>>>
با اینکه سخت میگذره ولی بهم خوش میگذره
اوکۍ. باشہ!
ولی واقعا هر وقت میرم مدرسه کلی روحیم عوض میشه و میخندم واقعا این روزا مدرسه >>>> با اینکه سخت میگ
باید اینم اعتراف کنم که وقتایی که مت با منه (بهخصوص توی مدرسه) سلامت جسمی مت به خطر میوفته 😔.
اوکۍ. باشہ!
باید اینم اعتراف کنم که وقتایی که مت با منه (بهخصوص توی مدرسه) سلامت جسمی مت به خطر میوفته 😔.
خوشحالم که اعتراف کردی
اینجوری پس فردا اگه مردم، ۱۹۹ نفر شاهد دارم که قاتل تویی😂😂
وای بچهها
امسال آنقدر کمبود خواب دارممم نه نگید. با اینکه این اخیرا شبا ۱۲ یا حتی قبلش میخوابم اما صبح واقعا کمبود خواب دارم. البته فکر کنم طبیعیه چون از توی کلاسمون از هرکسی پرسیدم همین مشکلو داشته.
وای یه دختره هست تو کتابخونه
وایب خودمو که موهام پسرونه بود ازش میگیرم
اینجوریه که چهره کیوتی داره ولی موهاش پسرونست و دلنشینه بنظرم صورتش.
الان اینجوریم که در آستانهی کراش زدن روشم ولی هنوز نزدم😔
وای توی کتابخونه، ۸ تا آشنا دیدم:)))
حتی کراش کلاس پنجممو:)))
مت میگفت موسیر (بجای فامیلی خودش، بهش میگم موسیر) همش نگات میکرد و من اینجوری بودم که تروخدا نگاهم به نگاهت نیوفته که واقعا نمیخوام باهات سلام و علیک کنم🥲