وای یه دختره هست تو کتابخونه
وایب خودمو که موهام پسرونه بود ازش میگیرم
اینجوریه که چهره کیوتی داره ولی موهاش پسرونست و دلنشینه بنظرم صورتش.
الان اینجوریم که در آستانهی کراش زدن روشم ولی هنوز نزدم😔
وای توی کتابخونه، ۸ تا آشنا دیدم:)))
حتی کراش کلاس پنجممو:)))
مت میگفت موسیر (بجای فامیلی خودش، بهش میگم موسیر) همش نگات میکرد و من اینجوری بودم که تروخدا نگاهم به نگاهت نیوفته که واقعا نمیخوام باهات سلام و علیک کنم🥲
اوکۍ. باشہ!
وای توی کتابخونه، ۸ تا آشنا دیدم:))) حتی کراش کلاس پنجممو:))) مت میگفت موسیر (بجای فامیلی خودش، بهش
یعنی دهن ما رو سرویس کرده با این موسیر
آخرش خودم میرم از طرف پت بهش سلام میدم😂😂
اوکۍ. باشہ!
وای توی کتابخونه، ۸ تا آشنا دیدم:))) حتی کراش کلاس پنجممو:))) مت میگفت موسیر (بجای فامیلی خودش، بهش
میدونین واقعا روم نمیشه باهاش حرف بزنم.
بعد میدونین بدی اینکه ۸ تا دوستای قدیمیامونو دیدم چیه؟
اینکه حداقل ما ۴ نفرمون باهم اکیپ بودیم ولی الان هیچی:)))
از اون ۴ تا که یکیشم خودم باشم، فقط یکیشون اومد جلو و باهم حرف زدیم. بقیشون به روی خودشونم نیووردن🥲
پ.ن: نکه خودم خیلی به روم اوردم😔😂😭
اوکۍ. باشہ!
یعنی دهن ما رو سرویس کرده با این موسیر آخرش خودم میرم از طرف پت بهش سلام میدم😂😂
اگه بری سلام بدی، منم به رامبد سلام میدم
میدونین دوستان یه دختره هست تو کتابخونه که موهاشو تراشیده ولی درحد ۲-۳ سانت مو داره. بعد این خیلی شبیه رامبد جوانه😂😭 بخاطر همین بهش میگیم رامبد
اوکۍ. باشہ!
وای یه دختره هست تو کتابخونه وایب خودمو که موهام پسرونه بود ازش میگیرم اینجوریه که چهره کیوتی داره و
بعد این مو خوشگله (از این به بعد به این اسم صداش میزنم که بفهمین منظورم ایشونه) امروز خیلی به من و مت نگاه میکرد. بین من و اون یه میز فاصله بود. بعد قشنگ وقتایی که داشتم درسمو میخوندم میتونستم سنگینی نگاهشو حس کنم. حتی یبارم که حس کردم سنگینی نگاهشو، سرمو برگردوندم طرفش و دیدم که نگاهم میکرده منم سریع شروع کردم به ادامه خوندنم و اینجوری بودم که آره من اصلا نگاهت نکردم و ضایعم نشدم. یعنی جوری سریع سرمو برگردوندم که فکر نکنم که دیدن مو خوشگله حتی ۱ ثانیه هم کشیده باشه؛ از بس که سریع خودمو به اون راه زدم.😂😭😭
بعد جدا از این بحث کتابخونه،
یه دختره هست تو کلاس زبان، همش وایب کیانا رو میده بهم😭. یعنی اینجوری که کپ کیاناست ولی ورژن لاغر ترش. یعنی آنقدر شبیهشه که من قبلا یبار پرسیدم از کیانا که تویی میای کلاس زبان ما؟😭. وای فکر کنم تایپشم مثل کیانا ENTP باشه چون واقعا از نظر رفتاری و لاس زدن و اینا بنتییتتسسست.
یعنی اگه کیانا خواهر دوقلو داشت میگفتم این خواهرشه. بعد من امروز بالاخره بعد از ۵ماه باهاش حرف زدم و دیدم عین کیانا دیوونست😭. بعد حتی فامیلیشو پرسیدم که ببینم فامیل کیاناست که انقدر شبیههشه که دیدم نه. وقتایی که بیهوا نگام بهش میخوره یهو فکر میکنم کیاناست و جا میخورم.