🌹پوریا که در یکی از اطاق های میدان منزل داشت، کنار اطاق نشست. پیرزنی را دید که یک ظرف حلوا در دست گرفته به مردم می داد و می گفت:
حاجتی دارم دعا کنید. آنگاه مقابل پوریا رسید.
پوریا از پیرزن سئوال کرد، پیرزن چه حاجت داری؟
پیرزن گفت: پسرم پهــلوان پایتخت است، قرار شده فردا با پهلوانی که تمام پهــلوانان را به زمین زده کشتی بگیرد.
چون اداره زندگی چند نفر زن و بچه با اوست، نذر کردم که پسرم از دست او زمین نخورد که در نتیجه حقوقش قطع بشود.
پوریا قدری حلوا خورد و سپس پیرزن رفت.
🕗روز موعد رسید. سلطان برای مشاهده در محل نمایش زورآزمائی قهرمانان در جایگاه مخصوص قرار گرفته. مردم ازدحام کردند.
پهلوانان در وسط میدان ایستادند.
پوریا دست پهــلوان پایتخت را گرفته، حرکتی داد، دید متاسفانه هیچ تاب و مقاومتی ندارد.
زمین کوبیدن او احتیاج به زور ندارد.
آنگاه پیرزن یادش آمد که زمین خوردن این پهــلوان باعث بریدن نان چندین نفر خواهد شد، با خود گفت:
پوریا تو قهرمان را به زمین زدی، امروز برای خدا از دست این پهــلوان به زمین بخور.
چنانچه او را به زمین بزنی با ناله آن پیرزن چه می کنی؟
شروع کرد کشتی گرفتن که یک مرتبه خود را به زمین انداخت.پهــلوان پایتخت روی سینه اش نشست و با زانو به سینه او می زد.
در آن هنگام گفت: خداوندا این عمل برای رضای تو است، از من بپذیر.
پس از مرگ ، پوریا هم برای یک مجاهده با نفس، آثارش جاوید و برای همیشه نام پوریای ولی باقی است.
🔸وَالَّذینَ جاهَدوا فینَا لَنَهْدیَنَّهُم سُبُلَنا وَ اِنَّ الّلهَ لَمَعَ المُحْسِنینْ.
🔹 و آن افرادی که درباره ما جد و جهد نمایند ما حتماً آنان را رد راه های خودمان هدایت خواهیم کرد و یقینا خدا با نیکوکاران است.
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khoda
🔸كلام كوتاه
#معلم_زندگی🌹
🏝نه هیچ انسانی دوست توست و
🏖نه هیچ انسانی دشمن توست؛
🎯بلکه هر انسانی معلم توست.
🔸پس غرور و تعصب را کنار بگذار
و آنچه را که هر انسانی باید به تو آموزش دهد یاد بگیر.
🔰تا تمام درسهایت را بیاموزی و آزاد و رها شوی.
👈رنج برای پیشرفت انسان ضروری نیست ؛
👈رنج حاصل تخلف از قانون معنویت است.
✍اما تنها عده اندکی از انسانها می توانند روح خفته خود را بدون رنج برخیزانند.
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
🏝 #تقسیم_هستی 🏝
🏖روز قسمت بود . خدا هستی را قسمت می کرد.
⛱خداوند چنین گفت: چیزی از من بخواهید هرچه باشد شما را خواهم داد. سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خداوند بخشنده است . و هر کسی چیزی طلبید.
یکی بــــــالی برای پریـــدن
دیگری پایی برای دویـــ👣دن
یکی جثـــ👨⚖ـه ای بزرگ خواست
آن یکی چشـــ👀ـمانی تیز .
یکی دریـ🌊ــــا را طلب کرد
و آن یکی آسمـــان را.
🏜 در این میان کرمی کوچک جلو آمد رو به خدا کرد و گفت : خدایا من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم . نه چشمانی تیز نه جثه ای بزرگ نه بالی ، نه پایی، نه آسمان و نه دریا تنها کمی از خودت را به من ارزانی دار و بس ! و خدا کمی
نــ☀️ــور به او داد . نام او کـــ🐛ــرم شب تاب شد .
🏡خدا گفت : آن که نوری با خود دارد بزرگ است حتی اگر به قدر ذره ای باشد . تو حالا همان خورشیـــ☀️دی که گاهی زیر بـــ☘ـرگـی کوچک پنهان می شوی ! و رو به دیگران کرد و گفت : کاش می دانستید که این کرم کوچک #بهترین را خواست . زیرا که از خدا جز خدا نباید طلبید
#روز_تون_سرشار_از_یاد_خدا
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
چرا #پروردگارت را #عبادت نمی کنی⁉️
🎯 هنگامی که در آفریقای غربی #جنگ واقع شد، عده زیادی در این #جنگ کشته شدند.
🔸پس از پایان #جنگ راهبی که در آن نواحی بود از #صـومعه خویش بیرون آمد و چشمش به مـ👨🚀ـردی افتاد که مانند مُرده ای بر روی زمین خوابیده است.
🔹نزدیک او رفت. پس از دقت زیاد او را زنده یافت و با زحمت فراوان به #صــومعه خودش منتقلش کرد.
🔸مدتی به معالجه او اشتغال داشت تا اینکه بهبودی حاصل نمود.
🔹راهب در مدت معالجه بنا به عادت خود و رسوم مذهبی شبانه روز را به نماز و دعا و مناجات می گذرانید.
🔸ولی سـ👩🚀ــرباز مجروح پس از بهبودی هم هیچ گونه عملی از اعمال دین را انجام نمی داد.
🔹روزی راهب پرسید: تو چرا #پروردگارت را عبادت نمی کنی⁉️
🔸سرباز جواب داد: آیا #پروردگار موهومی را که وجود ندارد #عبادت کنم؟
🔹راهب از شنیدن این سخن ساکت شد و هیچ نگفت تا مدتی گذشت.
🔸یک روز برای گردش از #صومعه خارج شدند و در میان بیابان قدم می زدند.
چشـ👀ـم راهب بر اثر قـ👣ـدم های حیوانی افتاد.
🔹پرسید: این چه اثری است؟
🔸سرباز جواب داد: محل پای حیوانی است.
🔹راهب گفت: در این بیابان من حیوانی ندیده ام.
🔸سـ👩🚀ــرباز مجروح جواب داد: غیرممکن است همین اثر کافی است در اینکه ثابت کند قطعاً در اینجا حیوانی بوده و از این محل عبور کرده است.
🔹راهب گفت: اثر پائی بر وجود حیوان دلالت می کند،
آیا این آثار بدیعه و این مخلوقات محیرالعقول و این ک🌎رات درخشان و ستارگان فروزان و رفت و آمد شـ🌗ـب و روز بر قادری توانا و صانعی حی و دانا دلالت نمی کند؟
🔸سـ👩🏭ــرباز مجروح شرمنده شد و ایمان آورد و از حسن راهنمائی راهب تشکر کرد.
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
#حجاب
#چشم_برزخی_عالم_معنا
✅فرزند شیخ #رجبعلی خیاط میگوید پدرم چیزهایی می دید که دیگران نمی دیدند. یکی ازدوستان پدرم نقل میکرد. یک روز با جناب شیخ به جایی میرفتیم که دیدم جناب شیخ با تعجب و حیرت به زنی که #موی_بلند و لبـاس شیـکی داشـت نگـاه میکند
⭕️از ذهنم گـذشت که شیـخ به ما می گوید چشمتان رااز #نامحرم برگردانید و خود ایشان اینطور نگاه میکند!
✴️نگاهی به من کرد و فرمـود: توهم میخواهی ببینی من چی میبینم؟ ببین!
☑️نگاه کردم دیـدم همینطور از بـدن آن زن مثل سُرب گـداخته ، آتش و سرب مذاب به زمین میریزد و آتش او به کسانی که #چشم هایشان به دنبـال اوست سـرایت میکند .
⭕️ شیخ رجبعلی فرمـود این زن راه میـرود و روحـش یقـه مـرا گـرفته او راه میـرود و مردم را همینطور با خـودش به آتش جهنـم می بَرَد .
📚کتاب بوستان حجاب صفحه ۱۰۹
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
✨﷽✨
🌹دوستی گفت من رژیم دارم
گفتم : شما وزن متعادلی دارید نیاز به رژیم نیست ! او گفت : رژیم تغذیه نیست رژیم تفکر و رفتار است...
✍در این رژیم اجتناب می کنم از :
🎯 افکار منفی
🎯 آدمهای منفی
🎯 کسانی که لبخند را از من می گیرند.
🎯 آنهایی که باعث میشوند سایه غم و حسرت بر نگاهم چیره شود .
🎯 آنها که باعث می شوند
اعتماد به نفسم را از دست بدهم .
🎯 آنهایی که چوب لای چرخ زندگیم می گذارند.
💠 او گفت : اگر یک ماه این رژیم را رعایت کنم
سه کیلو از بیماریهای تفکر و رفتارم کم میشود
و سه کیلو کیفیت زندگیم بالا میرود ....
💥امتحان کنیم بنظر رژیم خوبی است
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
animation.gif
حجم:
2.11M
ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎیی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ، ﻣﺸﻬﻮﺭ ﻭ ﻣﻌﺮﻭﻓﻨﺪ، ﻭلی ﻧﺰﺩ خدا، بی ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ،
ﭼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎیی ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ بی ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻨﺪ ! ﻭلی ﻧﺰﺩ خدا ، ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﺎﻡ ،
ﻣﻌﻴﺎﺭ ﺳﻨﺠﺶ ﻧﺰﺩ خدا ، ﺗﻘﻮﺍ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰﮔﺎﺭﻳﺴﺖ، ﻧﻪ ﺯﻭﺭ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ،
ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻭ ﮔﺮﺍمی ﺗﺮﻳﻦ ﺷﻤﺎ ﻧﺰﺩ خدا، ﭘﺮﻫﻴﺰﮔﺎﺭﺗﺮﻳﻦ ﺷﻤﺎﺳﺖ.
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
#امر_به_معروف و #نهی_از_منکر
(آیت الله محمد علی شاه ابادی)
🍃🌸حکایات عرفای برجسته🌸🍃
🔸 چنانکه آورده اند پزشکى که در همسایگى ایشان «آیت الله محمد علی شاه آبادی» بود با آوردن معلم موسیقى و وسایل آن ، موجبات ناراحتى ایشان و همسایگان را فراهم کرده بود و چون حضرت آیه الله شاه آبادى از او خواست که از این عمل شیطانى دست بردارد قبول نکرد!
🔸آیت حق در سخنرانى شب جمعه فرمود:
🍃🌸(خوب است از این پس هر کسى از جلو مطب این دکتر مى گذرد با خوشرویى از او بخواهد که از این عمل دست بردارد.)
🔸چند روز گذشت .
پزشک هر روز با دهها مراجعه کننده مواجه مى شد که همگى بدو تذکر مى دادند که دست از این عمل بردارد. او چاره اى جز تعطیل کردن کلاس ندید و آنگاه که با آیه الله شاه آبادى مواجه شد گفت :
🍃🌸(آقاى شاه آبادى ! با قدرت ملت کار را تمام کردى … من جواب مراجع قضایى و قانونى را مى توانستم بدهم ولى هرگز درباره این روش مردمى نیندیشیده بودم .)
🔸آرى ، بر اثر تلاش خستگى ناپذیر ایشان و دیگر مؤ منان کلیه مراکز فساد در مدت کوتاهى از آن منطقه برچیده شد.👌
◽️گلشن ابرار ج۲/جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم
#امر_به_معروف و #نهی_از_منکر
#واجب_فراموش_شده
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
🌸🍃ابتکار #گنجشک ها🌸🍃
🔸روزی سرد، در بیرون شهر بر فراز کوه های نزدیک، کوه پیمائی می کردم، در مسیر خود گنـ🕊ـجشک هایی را دیدم که روی #برکه یـ❄️ـخ بسته نشسته اند و می کوشند تا با سوراخ کردن قشر یـ❄️ـخ، بوسیله منقار خود #آبی برای نوشیدن پیدا کنند.
🔸هر بار که جایی از یــ❄️خ را نوک می زدند، بر اثر کلفتی یـ❄️ـخ، نتیجه نمی گرفتند و به نوک زدن جای دیگر می پرداختند.
ولی همه این تلاشها بر اثر کلفتی یـ❄️ـخ بی نتیجه بود.
👈ناگهان دیدم که یکی از گنـ🕊ـجشکها به روی یـ❄️ـخ خوابید، و گمان کردم که بیچاره آسیبی دیده و روی یـ❄️ـخ افتاده است،
ولی گمان من به زودی باطل شد.
🔸زیرا طولی نکشید که گنـ🕊ـجشک مزبور از جای برخواست و گنـ🕊ـجشک دیگری بر جای او خوابید،
پس از چند لحظه گنــجشک دومی برخواست، گنـ🕊ـجشک سوم به جای او نشست و سپس چهارمی و پنجمی و ششمی و به نوبت این روش را ادامه دادند.
🔸هر گنـ🕊ـجشکی با بدن گرم خود لحظه ای چند به روی یـ❄️خ می خوابید و سپس بر می خواست و جای خود را به دیگری می داد.
🔸و با این روش معلوم شد با گرمی بدن خود جایگاه خود را آب کرده و نازک و نازک تر می شد.👌
🔸سرانجام گنـ🕊ـجشک ها به قشر نازک یـ❄️ـخ هجوم کرده و با نوک های خود به سوراخ کردن پرداختند.
🔸سوراخی ایجاد شد به #آب دست یافتند همگی از آن نوشیدند و سیراب شدند.👌
براستی گنـ🕊ـجشکها این برنامه را برای دستیابی به #آب، از کدام کلاس آموخته⁉️
و این شعور را چه کسی به آنها الهام نموده است⁉️
شما خود قضاوت کن.
#اتحاد
#همدلی
#خداوند
#گنجشک
#آب_و_یخ
#امید
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa
🍃🌸اگر یک بار مرا می خواندند🌸🍃
🔻خداوند به #حضرت_موسی دستور #زکات گرفتن را نازل کرد.
🔸حضرت موسی علیه السلام برای گرفتن زکات به #قارون مراجعه نمود،
🔹قارون امتناع ورزید.
🔸موسی از هزار گوسفند یکی و از هزار دینار یک دینار و از هزار درهم یک درهم راضی شد.
🔹قارون حساب کرد مقداری که لازم بود پرداخت نماید زیاد به نظرش آمد، باز راضی نشد.
📌در این هنگام به فکر افتاد که باید از ریشه و بن جلو این نحو پول دادن ها را گرفت.
🌸🍃بنی اسرائیل را جمع نمود و گفت: موسی هرچه امر کرد #اطاعت کردید، اینک می خواهد اموال شما را بگیرد، چاره ای بیندیشید.
💬گفتند: تو بزرگتر از مائی هرچه صلاح بدانی انجام می دهیم.
🔹قارون گفت: فلان #زن_بدکاره را بیاورید تا جایزه ای برای او قرار دهم به موسی #تهمت بزند،
هزار دینـ💰ـار برایش تعیین کرد و وعده داد او را جزء بانوان خود در آورد.
فردا صبح قارون بنی اسرائیل را جمع نموده و به حضرت موسی مراجعه نمود و گفت:
مردم منتظر تشریف فرمائی شما هستند که آنها را پند و اندرز دهی.
🔸حضرت موسی از منزل خارج شد در میدانی شروع به #موعظه کرد. حضرت در ضمن سخن گفت:
👈هرکه #دزدی کند دست✋ــش را قطع می کنیم.
👈هرکس #افتراء زند او را هشتاد تازیانه می زنیم،
👈کسی که زن نداشته باشد و مرتکب #زنا شود نیز هشتاد تازیانه می خورد،
👈اما آنکس که زن داشته باشد زنا کرده #سنگسار می شود تا بمیرد.
🔹قارون گفت: اگر این کار از خودت سر بزند. 🔸حضرت موسی جواب داد: آری.
🔹قارون گفت: بنی اسرائیل می گویند: با فلان زن زنا کرده ای .
🔶پرسید: من؟ پاسخ داد: آری.
امر کرد آن زن را بیاورند، وقتی حاضر شد .
🔹 قارون گفت: آنچه اینها می گویند صحیح است.
زن در این موقع با خود اندیشید🤔 که بهتر این است توبه کنم و پیغمبر خدا را نیازارم.
تصمیم گرفت واقع را بیان کند و در پاسخ گفت:
دروغ می گویند، قارون برایم جایزه ای تعیین کرده تا تو را به اینکار تهمت بزنم. قارون از این پیشامد بی اندازه ناراحت شد و سر به زیر انداخت.
🔸حضرت موسی علیه السلام به شکرانه آشکار شدن واقع، سر به سجده رفت و خدا را سپاسگزاری نمود. با اشک جاری عرض کرد ؛ 🔻پروردگارا دشمن تو اراده داشت مرا رسوا کند، چنانچه من براستی پیامبر و از طرف توام، مرا بر او چیره گردان،
👈خطاب رسید، موسی سر بردار، زمین را در اختیارت گذاشتیم.
🔸حضرت موسی سر برداشته رو به #بنی اسرائیل کرد و فرمود:
خداوند همانطور که نیروی هلاکت فرعون و فرعونیان را به من داد اینک نیز بر قارون مسلطم کرده، هرکه دوست دار قارون است با او باشد و هرکه او را نمی خواهد کناره بگیرد.
به جز دو نفر کسی با قارون نماند.
🔸موسی علیه السلام زمین را امر کرد که پیکر قارون و همکارانش را بگیرد، تا ساق به زمین فرورفتند.
دومین بار فرمود: تا زانو داخل زمین شدند، برای سومین مرتبه امر کرد تا کمر به زمین رفتند.
در تمام این چند مرتبه قارون موسی علیه السلام را سوگند می داد و تضرع و التماس می نمود که از کیفرش بگذرد
ولی موسی از شدت خشم توجهی ننمود.
🔸برای آخرین بار فرمود: زمین اینها را بگیر،
تمام پیکر قارون و همراهانش در دل خاک جای گرفتند.
🔻خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد چقدر سخت دلی. 70 مرتبه پناه آوردند تو رحم نکردی و از ایشان نگذشتی،اما
🌷«و عزتی و جلالی لو ایای دعونی مره واحده لو وجدونی قریبا مجیبا»🌷
🌼🍃به عزت و جلالم #سوگند اگر یک بار مرا می خواندند، مرا نزدیک و جوابگو می یافتند.🍃🌼
🌺🍃پله پله تا خدا 👇
@Pelle_Pelle_ta_Khodaa