فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💕 حق پدر و مادر 💕
سخنران : مرحوم کافی
15.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
@khanvadtarbiat
مطمئن باش که به آرزوهات میرسی👆
🍃دکتر: مجتبی تمسکی
┄کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
روانشناسی قلب 57.mp3
11.79M
#فایل_صوتی_روانشناسی_قلب 57
🎧آنچه خواهید شنید؛
❣️ببین؛ این يه شاه کلیده!
اگه بدون قلبت
توی خلوت باخدا حاضربشی،
هیچ اتفاق قشنگی برات نمیفته!
نه شادی،نه آرامش،نه قدرت
💖با قلبت بیا.
#استاد_شجاعی
کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
الهی امروزتون پر از انرژی مثبت
فنجون عشقتون پـر از مـهر
دستاتـون پـر روزی
روزی تون حلال
قلب تون مالامال از عشق خدا
کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هر چقدر بگوییم مردها فلانند و زنها فلان
تنهایی خوب است
دنیای زشت است
آخرش یه روز برای کسی قلبت تندتر میزند
کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
همیشه یادت باشه،
"از خدا خواستن"
"عزت" است!
🌖هرگز از تاخیر اجابت دعا ناامید مباش، زیرا بخشش الهی به اندازه نیت توست . گاه ، در اجابت دعا تاخیر میشود تا پاداشی بیشتر ازخواسته دعا کننده بدهد .گاهی درخواست میکنی اما پاسخ داده نمیشود، زیرا بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقت مشخص ، به تو خواهد بخشید ، یا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستی ، آنرا اجابت نمیکند، زیرا چه بسا خواستههایی داری که اگر داده شود مایه هلاکت دین تو خواهد بود.
کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زن هوایی ست که فضای خانواده رو انباشته...!👌
نظر مردی که عاشق همسرشه
کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
هدایت شده از روشنگری ۱
12.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کتاب_جمعیت
#گرههای_ذهنی
#جمعیتپژوهان از دست ندهند.
#مطالعه_کیفی دلایل کاهش فرزندآوری زوجهای جوان
.
#صالح_قاسمی
#نویسنده و #پژوهشگر
تحولات #جمعیت ایران و جهان
قسمت ۳۱
#خاطرات_تلخ که با حضور خدا قابل تحمل شده بودند
دكتري بود به اسم محسني در كلينيكي خيابون شيخ بهائي تهران، او ورقه هايي مثل ژله ي بي رنگ متراكم مانند سيليكون براي از بين بردن گوشتهاي اضافه براي عليرضا نوشته بود رفتيم داروخانه ي هلال احمر سفارش داديم برامون آوردن مي گذاشتيم توي دستكش و اون ماسك صورتش خيلي تاثير داشت و البته دردسر هم داشت چون مدام بايد روش مي بود و عليرضا به اين سادگي نمي گذاشت،دوست همسرم هم از خارج پمادي آورده بود كه اگر روزي چندين بار مثلا٤-٥ بار مي ماليدي و پنج شش دقيقه ماساژ مي دادي كم كم طي ماهها گوشتهاي اضافه كم ميشد البته چرب نبود و موقع ماساژ روي پوست راحت و روان دست حركت نمي كرد و پوست ميسوخت و رَوَند كندي داشت و بايد ماهها مي ماليدي عليرضا علاقمند نبود من براش مي ماليدم يكي دوتا پماد كم كم استفاده شد و وقتي بزرگتر شد ديگه نذاشت براش بمالم ،دوستم گفت در كتاب أبوعلي سينا نوشته براي گوشت اضافه رب انار ترش خوبه
اينكه بمالي بشوري نبود بايد مي گذاشتي روش بمونه روي دست و صورتش بمالي يا بخوابه يا ببندي اينم يكي دوبار گذاشت براش بمالم جروي دستش و دردسرش زياد بود و كثيف كاري داشت
كسي بهمون روغن كوسه ي ماهي رو معرفي كرد كه مي ماليديم ماساژ مي داديم و ماسك رو مي كشيد روي صورتش و دستكشها رو دست مي كرد و مي دوختم اين چرب بود ماساژش آزار دهنده نبود كثيف كاري هم نداشت اما بوي بدي مي داد بوي ماهي فروشي بوي ماهي مونده
كه همون دختر خاله م كه اول دوهفته خونه شون بوديم گفت چه بوي ميده مثل اينكه دوستهاي مدرسه ش هم گفته بودند فكر كردم روي روابطش اثر ميزاره و ترد ميشه كم كم ازش فاصله مي گيرند و تنها ميشه البته پسرم خيلي اوقات تنها بود چون آسم داشت و از اواخر آبان تا اخر فروردين كه هوا سرد بود زنگ تفريحها حياط نمي رفت چون هواي سرد نبايد توي ريه اش مي رفت البته مامور راهروش كرده بودند وقتي رفتيم هلال احمر اونجا مادري بود كه دخترش رو اورده بود او هم سوخته بود و جاش گوشت اضافه اورده بود
گفت دكتر براش چسبي داده كه روي جاي سوختگي مي چسبوني و شش ماه كنده نميشه و روش هست حتي وقتي حمام كني
به عليرضا چندين بار گفتم هر چند ماه يكبار باز مي گفتم اقلا مي شد روي دستاش بزني
اما عليرضا مي گفت نه
موقعی که تصادف کردیم علیرضا ۱۱ سالش بود قبلش هم دوبار در بیمارستان بستری شده بود
دوتا ده روز ،یکبار برای آسم یکبار برای منتژیت ،٤ سالش بود خيلي سرما ميخورد و مريض مي شد
بيمارستان كودكان با بانك سپه قرار داد داشت براي همين اصولا مي برديم درمانگاه بيمارستان كودكان خیابان طالقاني
اونجا خانم دكتري بود عليرضا رو معاينه كرد مشكوك شد گفت نافت رو نگاه كن به سختي نگاه كرد گفت نمي تونم و گردنش درد اومد آزمايش نوشت و گفت ممكنه مننژيت باشه عفونت گلوش و سينوسها زده به مغزش ديگه سريع برديم بيمارستان كودكان مفید، نمي دونم چرا شايد چون اين بيمارستان كودكان نظرمون بودخیلی پولکی هستند و الكي بستري مي كنندوصادق رو يكبار الكي ميخواستند بستري كنند كه يواشكي در رفتيم می خواستند آب نخاع کمرش رو بگیرند
دلش درد می کرد آزمایش خون دادند خلاصه اومدیم خونه و بهتر شد شايد براي همين برديم مفيد اونجا دولتي بود و ميخواستند به دانشجوها چيز ياد بدهند گفتند سريع بايد آب نخاعش رو بگيريم و آزمايش کنیم ،خُب اگر مننژيت بوده درمان مي كردند چرا اب نخاع كمرش رو گرفتند مي دونيد چطوري اب نخاع رو گرفتند؟نبايد اجازه مي داديم،اگه تنها بودم اجازه نمي دادم اسم مننژيت اومدم ترسيدم خيليها با بيماري مننژيت مردند ، با آمپولي بزرگ كه سوزنش به كلفتي ميخ بود فرو كردند در مهره ي كمرش،تو راه كه داشتيم مي رفتيم بيمارستان ناهارنخورده بوديم بعد از بستري بچه همسرم رفت دوتا ساندويج گرفت كه من اصلا نتونستم بخورم عليرضا موقع بستري شدن ٢٣ كيلو بود در بيمارستان به ١٦ كيلو رسيد كمرش شديداً درد ميكرد و مدتي دولا دولا راه مي رفت ده روز در بيمارستان بود و سرم تو دستش كه مرتب بهش انتي بيوتيك تزريق مي كردنداما نبايد اجازه ميداديم اب نخاعش رو بگيرند تا ماهها از كمر درد نمي تونست سر سفره غذا بخوره و غذاش رو مي گذاشت توي سيني و ميرفت به پشتي تكيه مي داد تا غذا بخوره بايد مي گفتيم بنا رو بزاريد بر اينكه مننژيت هست و درمان كنيد اينكه با ميخ تو كمرش بزنند اينكه بچه دولا دولا راه بره اينكه تو يك هفته وزنش هفت كيلو كم بشه و بشه ١٦ كيلو لازم نبود
کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وتربیت فرزند،رشدفردی با ویسها و کلیپهای مرتبط👇
@Ravanshenasee
روانشناسی
📚 داستان پسری به نام شیعه #قسمت ۳۴ 🌹 محمد گفت : 🌹 او بوده که به حکومت ، 🌹 گزا
📚 داستان پسری به نام شیعه 📚
#قسمت ۳۵
🚥 محمد در حال صحبت کردن بود
🚥 که ناگهان صدای انفجار آمد .
🚥 یکی از دوستان ، وحشت زده آمد و گفت :
🌹 همه فرار کنید .
🇮🇷 گفتم : چی شده ؟!
🌹 گفت : مامورین حکومتی و آلمانی ها ،
🌹 به ما حمله کردند .
🚥 من و محمد را ، از در پشتی ، فراری دادند .
🚥 و با سرعت ،
🚥 به طرف سفارت ایران حرکت کردیم .
🚥 و با اولین پرواز ، به ایران برگشتیم .
🚥 تصمیم گرفتم به جای اینکه ،
🚥 خودم تنها به مناظره ادامه دهم
🚥 که معلوم نیست زنده می مانم یا نه
🚥 حداقل ده نفر را به شاگردی بگیرم
🚥 و آنها را در فن مناظره ، قوی کنم
🚥 که اگر بلایی سر من آمد
🚥 لااقل یک نفری باشد تا راه مرا ادامه بدهد
🚥 در اولین فرصت ،
🚥 مدرسه فرق و مذاهب تاسیس کردم
🚥 و در طول دو سال ،
🚥 بیست شاگرد برای مناظره با انواع مذاهب ،
🚥 تربیت کردم .
🚥 که از میان آنها ، سه نفر قوی تر بودند .
🚥 آن سه را به قم فرستادم
🚥 تا اطلاعات خود را افزایش دهند .
🚥 چند روز دیگر ، عروسی خواهرم هست
🚥 هیچ وقت ، به اندازه امروز ،
🚥 خوشحال و خندان نبودم .
🚥 خوشحالم از اینکه ، به قولم عمل کردم
🚥 و مراقب آبجی بودم .
🚥 پدر ، به شهر رفته بود تا وسایل بخرد
🚥 رفتم به اتاق خواهرم ، سر بزنم .
🚥 دیدم دارد گریه می کند .
🚥 کنارش نشستم
🚥 گفتم چی شده عزیزم ؟!!
🚥 ناگهان بغلم کرد و زار زار گریه کرد
🚥 و با گریه گفت : دلم برای مامان تنگ شده
🚥 هر عروسی دوست داره ، مادرش کنارش باشه
🚥 ولی من کسی رو ندارم
🚥 من خیلی تنهام
🚥 من هم ناراحت شدم .
🚥 بغض چند ساله ام را شکستم و گریه کردم
🇮🇷 گفتم : من هم دلم برای مادر تنگ شده
🇮🇷 ولی تو غصه نخور عزیزم
🇮🇷 گریه نکن گلم ، من همیشه کنارت هستم
🇮🇷 همه ما کنارت هستیم
🇮🇷 تو هیچ وقت تنها نیستی ...
🚥 با کمک دوستان و همسایه ها ،
🚥 خانه و کوچه را ، چراغانی کردیم .
🚥 وسایل پذیرایی را ، تدارک و مهیا نمودیم .
🚥 که ناگهان ، چند ماشین غریبه ،
🚥 کنار خانه ما ، توقف کردند .
💥 ادامه دارد ...
✍ نویسنده : حامد طرفی
هدایت شده از روانشناسی
5.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدیر مدرسه سگ به بغل میاد.
انتقادی وارد به آموزش پرورش و مدارس.
خانم دکتر معصومی
ما معلم ها اعلام می کنیم
یک وزیری می خواهیم که مدل قرآن، آموزش و پرورش را اداره کند.
به کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری، تربیت فرزند و رشدفردی وسیاستهای زنانه ارتباط موفق و سفرهای پرماجرا و عزت نفس استادشجاعی بپیوندید👇
@Ravanshenasee
#همسرداری
✍اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد میکنید با همسرتان برخورد میکردید،
اکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید!
اگر هر روز شارژش میکردید
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید
پایِ صحبتهاش می نشستید
پیغامهایش را دریافت میکردید
پول خرجش میکردید
دورش یک محافظ محکم میکشیدید
در نبودش احساسِ کمبود میکردید
حاضر نبودید کسی نزدیکش شود
حتی، مطالبِ خصوصیتان را به
حافظه اش میسپردید
همیشه و همهجا همراهتان بود
حتی در اوج تنهایی
الانم که گوشی ها لمسی شده...
اگر همونقدر که گوشی رو لمس میکنید
همسرتون رو نوازش بکنید
کلی خوشبخت می شوید و همیشه،
بجای این همراه، اون همراهِ اولتان بود….
مهارت_زندگی
به کانال روانشناسی باموضوعات همسرداری وسیاستهای زنانه و تربیت فرزند و رشدفردی و ویسهای ارتباط موفق و سفرهای پرماجرا و عزت نفس از استاد شجاعی بپیوندید👇
@Ravanshenasee