ارتباط با آدمها مثل سازه ، باید فاصله رو کوک کرد. باید دستت بیاد که چهقدر میشه دور و نزدیک شد. لزوماً اینطوری نیست که هرچه نزدیکتر بهتر
:)من کسیو ندارم فعالیت کنه خودمم
و متاسفانه این خود رو به مرگه حالا هی لف بدید:)!
نمیدونم یادت می اید یا نه انموقع ها
که نمیتوانستم انلاین بشم ولی تو بودی
و به اکانت خالی ام پیام میدادی ، و حرف
میزدی ، از ان حرف قشنگ ها ، از ان ابراز
دلتنگی ها ، از دوستت دارم ها و قربان صدقه
رفتن ها ، اخر ها گفتی که انقدر امدنم به طول
انجامیده است ؛ که در فکرت پیام های فرستاده
شده ات دیده میشوند و به قول خودمان سین
میخورد ، گفتی شاید ان لحظه کم باشد و بعد
به خودم بیایم و ببینم نیستی اما این لحظه تا
خود ابرها میروم و برمیگردم ، حال من هم مانند
تو شده ام انقدر منتظر مانده ام که چشمانم اشتباهی
پیام های ارسالی ام را سین خورده میبییند :)))!🤍
ث.ع
همیشه وقتی سگرمه هایم در هم بود
ببعی صدایم میزد ، تا بلکه خنده جای
را به سگرمه های درون هم رفته ام بدهد
بعضی وقت ها هم موهایم را میگرفت و
برایم بع بع میکرد ، اری ! اگر کسی غیر از
ان بود تا الان تمام تار های موهایش را
کنده بودم تا دیگر هوس بع بع کردن نکند
اما چون او بود ، فرق داشت ؛ چون او بود
حتی بعبعی هم میگفت اشکالی نداشت
فقط چون او ؛اوی من بود :)!