من هم خوش اخلاقم هم بداخلاق،
هم سرسنگینم هم شیطون،
هم کم حرفم هم پر حرف،
هم بهترین هم بدترین،
اینکه تو کدومش رو میبینی
بستگی به این داره که «خودت» کی هستی .
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
نازِ چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
-فریدون مشیری
ولی من هیچوقت از آشنا شدن با تو پشیمون نیستم، تو باعث شدی که گل های سرد درونم شکوفه بزنن، ازت ممنونم..
دلم برای صدات تنگ شده ؛
دلم برای دوست دارم های ریزت که پشت سرهم ردیف میشدن و توی دلم از روی آتیش میپریدن تنگ شده
دلم برای کوفته ترین صدات وقتی چند دقیقه بیشتر از بیداریت تا من فاصله نداشت و به طرز عجیبی زیبا و اعتیاد آور بود تنگ شده
دلم خیلی برات تنگ شده.
اونجا که فروغی بسطامی میگه:
مشغول رخ ساقی، سرگرم خط جامم
در حلقهٔ مِیخواران، نیک است سرانجامم
اول نگهش کردم، آخر به رهش مُردم
وه وه که چه نیکو شد، آغازم و انجامم
نگاهت میكنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
-هوشنگ ابتهاج
اگر وقت نداری حالم را بپرسی درک میکنم
اگر وقت نداری با من صحبت کنی درک میکنم
اگر وقت نداری مرا ببینی درک میکنم
اما بعد از تمام اینها، دیگر دوستت نداشتم
اینبار نوبت توست که درکم کنی :)!
حسین پناهی