دلم برای صدات تنگ شده ؛
دلم برای دوست دارم های ریزت که پشت سرهم ردیف میشدن و توی دلم از روی آتیش میپریدن تنگ شده
دلم برای کوفته ترین صدات وقتی چند دقیقه بیشتر از بیداریت تا من فاصله نداشت و به طرز عجیبی زیبا و اعتیاد آور بود تنگ شده
دلم خیلی برات تنگ شده.
اونجا که فروغی بسطامی میگه:
مشغول رخ ساقی، سرگرم خط جامم
در حلقهٔ مِیخواران، نیک است سرانجامم
اول نگهش کردم، آخر به رهش مُردم
وه وه که چه نیکو شد، آغازم و انجامم
نگاهت میكنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
-هوشنگ ابتهاج
اگر وقت نداری حالم را بپرسی درک میکنم
اگر وقت نداری با من صحبت کنی درک میکنم
اگر وقت نداری مرا ببینی درک میکنم
اما بعد از تمام اینها، دیگر دوستت نداشتم
اینبار نوبت توست که درکم کنی :)!
حسین پناهی
اگه دوسش داری بهش بگو، بگو که واست از هرچیز دیگه ای تو این دنیا قشنگتره و اینکه وقتی میخنده دنیای خاکستریت رنگی رنگی میشه، بگو بهش وقتی که صدات میزنه قند تو دلت آب میشه و عاشق اسمت میشی، اینکه کارت شده شبانه روز بهش فکر کردن، کاش بهش بگی چقد بغلشو میخوای، نکنه یوقت به خودت بیای و دیر شده باشه؟