-ا؎دردلمـن، مـیـلوتـمـنــٰآ،هـمـہتـو
ونـدرسـرمـن،مـٰآیـہسـودا،هـمـہتـو...!:)
-روحاء !:)
:) و ....
قضیه اینه من اینو وقتی مشهد بودیم
تو رواق کتاب یکمش خوندم و نتونستم تموم کنم اومدم به ریحان گفتم
و ایشون هم ....🙂
قشنگ ضربان قلبم باهاش رف بالا ...
وصیت میکنم باهام دفنش کنن :)
این از جون خودم برام با ارزش تره :)
میگفت ؛
_عکس عموی شهیدم رو کوله ام بود اومد پرسید کجا شهید شده گفتم جنگ با بعثی ها رفت عکس پدرش و شوهرش و سه تا برادرش رو آورد گفت صدام جلو ما سرشون رو برید چون به جنگ با ایران نرفتن