بالاخره یه روز یکی میاد تو زندگیتون کهگذشتتون رو میشوره و با خودش میبرهیهجوری که هر چقدرم فکر کنید دیگهحتی یادتون نمیاد تا قبل از اومدنشچجوری زندگی میکردین.
صبح از خواب بیدار میشم تو ذهنمی ،
پیاده خیابونای شهرو قدم میزنم تو ذهنمی ، آهنگ گوش میدم تو ذهنم میای ،
فیلم میبینم بودی ،
سر کلاس بودم بودی ،
پیش دوستام بودم بودی ،
غذا میخورم و هرکاری که میکنم فکرم پیشِ توعه.
چشم هایم را باز میکنم و می بندم
گویی می شود تو را در هر صورت دید :
تو کیستی کانقدر وجودم را درگیر کرده ای !می گوییند
نامت عشق است
آیا این نام در توصیف تو کم نیست ؟:'
-روحاء !:)
حرفش در مورد دخترا کامل بود و درست .
واسه همه پسرا اینجوری صدق نمیکنه!
جان میدهم از حسرتِ دیدارِ تو چون صبح
باشد که چو خورشیدِ درخشان، به درآیی...
_حضرت حافظ
مفاخرایتا_رادیوروحاء .mp3
زمان:
حجم:
28.8M
خب ؛ این یه پادکست شناسایی برای شماست ؛
بریم از صحبت های آقای محمد مهدی بهره ببریم 🦦
این ها سوالات شماست که مدیر چنل ایتا فن جواب دادن🙆♂
رادیوروحاء
فرق آدما اونجا معلوم میشه که چقدر سراغت رو میگیرن, چقدر پیگیر حالت هستن, چقدر نبودت به چشمشون میاد بقیه اش فقط حرفه میفهمی؟ حرف.
هیچچیز شبیه گذشته نیست. آدمها رو نمیشناسم از خودم فرار میکنم که با غریبهای دیگر روبهرو نشم. جلوی پاهام رو نمیبینم. نمیتونم درست تصمیم بگیرم. بلاتکلیفم. نمیدونم کجا ایستادهام مرددم. نمیدونم کجا میرم. همیشه زمان کم میارم.انگار تمام زندگیام توی تنگناها میگذرد.