نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه میگذرد من حتى نمیتوانم آن را برای خودم توضیح دهم.
«أكثر ما يؤلم أن يتمنى الإنسان حقه»
+دردناک ترین چیز آن است که انسان
حقش را آرزو کند
تغافل میکنی یعنی که دردت را نمیدانم
نه میدانی و میدانی که میدانم که میدانی
- فیضکاشانی
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
بازگویم که عیان است چه حاجت به بیانم
-روحاء !:)
ـ
هر چه دورتر میشوی
من؛
عاشق تر میشوم.
و هر چه نزدیک تر می آیی
بی تاب تر می شوم.
گویی عاشق که باشی
دور یا نزدیک
فرقی ندارد.
حتی اندک یاد تو
کافیست
برای بی تاب بودن.