eitaa logo
-روحاء !:)
1.1هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
170 ویدیو
4 فایل
خداکند که بمیرم وطن فروش نباشم 🇮🇷 اینجا همه با هم دوستیم ؛ پس بینمون دیوار نکش با من بگو حرف های نهفته درونت را :
مشاهده در ایتا
دانلود
-روحاء !:)
تو را در حیاط خانه دیدم ؛ زمانی که درخت گیلاس شکوفه داده بود ، همیشه شکوفه میداد ! اما این بار عجیب زیبا بود ! نمیدانم ؛ شاید آمدن تو به زندگی ام شکوفه را اینقدر زیبا کرده بود و عطر زندگی بر صورتم پاشیده بود تا بفهمم زندگی با تو همچون شکوفه دادن درخت گیلاس ته باغچه زیباست :)🤍
عطر ِگیسوی ِتو پر کرده هوا را نکند ، لای موهای ِخودت قمصر ‌ِکاشان داری ؟
درد و بلا حامد عسگری بخوره تو سر اکسم
-روحاء !:)
درد و بلا حامد عسگری بخوره تو سر اکسم
اکس ندارم بخوره تو سر بدخواهام
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد حوا که لب گشود عسل اختراع شد در چشم های خسته ی مردی نگاه کرد لبخند زد و قند بدل اختراع شد آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت تا هاله ای به دور زحل اختراع شد حوا بلوچ بود ولی در خلیج فارس؛ رقصید و در حجاز هبل اختراع شد آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت نزدیک ظهر بود، غزل اختراع شد آدم و سعی کرد کمی منضبط شود مفعول فاعلات فعل اختراع شد “یک دست جام باده و یک دست زلف یار” این گونه بود ها! که بغل اختراع شد حامد عسگری
- نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش قناری‌های این اطراف را بی بال و پر کرده صدای نازک برخورد چینی با النگویش مضاعف می‌کند زیبایی اش را گوشوار آن سان که در باغی درختی مهربان را آلبالویش کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟ اگر پیچ امین الدوله بودم می‌توانستم کمی از ساقه‌هایم را ببندم دور بازویش تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی یکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش قضاوت می‌کند تاریخ بین خان ده با من که از من شعر می‌ماند و از او باغ گردویش رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و من هزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش - جناب عسگری .
حیاطمون تو بهار خیلی قشنگه وای »»»