-روحاء !:)
اره عزیزم! تو چای من بودی ولی چایی که لب دهنمو سوزوند و باعث شد گریه ام بگیره از شدت سوختگی . . - د
دلهامون بهم گره خورده بود ، ولی باید سعی میکردی که سفت ترش کنی نه اینکه از هم بازش کنی عزیزم !
- دفترچهخاطراتروحا
چه کسی گفته که مستی فقط از جامِ شراب است؟
من از میخانه چشمان تو هر لحظه خرابم...
- فرشته هراتی
دستهای روشنت را از روزهای تاریکم دور نکن.
این روزها، تنها تویی که زیبا ماندهای.
- امید یاشار
از عطرِ بهار نارنج های حیاطمان، نویدی از عشق می رسد! به گمانم خوشبختی، اینبار پشتِ درِ خانه ماست. :)
-مسلم خزایی