eitaa logo
-روحاء !:)
1.2هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
187 ویدیو
4 فایل
خداکند که بمیرم وطن فروش نباشم 🇮🇷 اینجا همه با هم دوستیم ؛ پس بینمون دیوار نکش با من بگو حرف های نهفته درونت را : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ucs0bg&btn=روحاء
مشاهده در ایتا
دانلود
یه روزی یه کتاب در موردت مینویسم و صحفه اول کتاب این جمله رو مینویسم : تمام صفحات کتاب را که ببویی ، بوی عشقی را استشمام خواهی کرد که من سعی می‌کردم به سمت تو روانه کنم و تو آن را نمیخواستی . .
تا حالا داستان عاشقانه ی < سارای و خان چوبان > رو شنیدید؟ یه داستان اصیل از دل آذربایجان براتون تعریفش کنم ؟💘
-روحاء !:)
تا حالا داستان عاشقانه ی < سارای و خان چوبان > رو شنیدید؟ یه داستان اصیل از دل آذربایجان براتون تعر
توی قدیم ندیما. جایی که عشق و افسانه ها با هم تداخل داشتن یه داستان عاشقانه بین،دو نفر شکل گرفت .
-روحاء !:)
توی قدیم ندیما. جایی که عشق و افسانه ها با هم تداخل داشتن یه داستان عاشقانه بین،دو نفر شکل گرفت .
سارای یه دختر خیلی زیبا بود ، چشمای درشت ، ابروهای پیوسته ، صورت سرخ و سفید . . سارای به زیبایی جایی بود که زندگی می‌کرد یعنی کنار رود < آرپا چای > .🌊
بچه که بود اسم سارای رو گذاشته بودن و نامزدش کرده بودن به جوانی دل پاک و عاشق به نام < خان چوبان >
اما یه روز آسمون تپید و زمین و زمان حسودی کردن به عشق این دوتا . . پای یه خانزاده وسط کشیده شد . میگفتن پسر خان سارای رو دیده و شیفته زیبایی سارای شده .🤝
-روحاء !:)
اما یه روز آسمون تپید و زمین و زمان حسودی کردن به عشق این دوتا . . پای یه خانزاده وسط کشیده شد . می
خان سارای رو برای پسرش خواستگاری کرد پدر سارای میخواست مخالفت کنه ولی زور خان بیشتر بود .
شب قبل مراسم سارای از خونه بیرون میزنه و به سمت رودخانه آرپا چای میره . ‌ وقتی اونجا میرسه میبینه نه راه پیش داره نه راه پس بمونه باید تن بده به زندگی با خان و دوری از معشوق . .
وقتی خان چوبان به دنبال سارای رفت چیزی از سارای خودش پیدا نکرد و فقط اسمش رو فریاد زد 🥲