1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در جوار قبله، اذان صبح امروز پنجشنبه ۳ مرداد ۹۸
بسم الله #روح ۲۵
🔸
[ توئی مظهر نمای کل مظهر
توئی اندر وجود من منوّر ]
تویی قبله و کعبه، مرکز عین
همه محو تو اَند ای مردم عین
تویی آن نقطهی وحدت به پرگار
همه اندر طوافت، عاشق یار
به شهد عشق حق دورت بگردیم
به تو حق را عبادت سجده کردیم
همه در امن و ایمان از تو گشتیم
که از رکن یَمان در خانه گشتیم
همه از یُمن ایمان تو مؤمن
همه اهل یمین با عشقت ایمن
امیرالمؤمنین ای میر ایمان
تو ما را باخدا کن، روح قرآن
سقایت از خدا بر جان ما کن
همهی تشنگان حاجت روا کن
🔸
مولای من
ای «صالِحُ الْمُؤْمِنِين»
ای «حَقُّ الْيَقِين»
ای امام «أَصْحابُ الْيَمِين»
ای «نور خدا» بر آسمان و زمین
«امام مبین» و «کتاب مبین» و «نور مبین»
همه ما شیعیان و عاشقانت را از شعاعِ شمس وجودت «عبد مخلَص خدا» کن
🔸
جمعه ۴ مرداد ۹۸، مکه معظمه، در جوار قبله و محو در مولود خانهی کعبه
عینِ او آئینهی ذات و صفات
کِیْ بود مانند او در ممکنات
یا امیرالمؤمنین روحی فداک
(العبد محمدحسین صالحی)
🔸
🌸 telegram.me/Elaahy @Salehy
بسم الله #ریحان ۳۸
#نجوای_کعبه با طائفین کعبه👇
🔸طریق مرتضی ایمان کل دان
وزو هر دم کتاب عاشقان خوان
طریق مرتضی یک راه دارد
حقیقت را بمعنی شاه دارد
درون شمع احمد راه دیدم
شه مردان از آن آگاه دیدم
کسی بهتر ازو این ره نرفته
وگر رفته رهش از وی شنفته
امیرم آنکه مدّاحش خلیل است
تولّدگاه او خانه جلیل است
بکعبه زاد از مادر امیرم
از آن شد حلقهٔ او دستگیرم
هر آنکس را که حیدر راهبر شد
درون جنّت او همچون قمر شد
هر آنکس را که حیدر دوستار است
محمّد خود شفیعش در شمار است
هر آنکس را که حیدر مقتدایست
تمام جان و تن نور صفایست
هر آنکس را که حیدر خود شفیق است
خداوندش بمعنی دان رفیق است
هر آنکس را که حیدر شد امامش
همه اسرار معنی شد تمامش
هر آنکس را که حیدر جام دارد
در او مستی حقّ آرام دارد
هر آنکس را که حیدر حقّ نماید
درخت دید از ذاتش برآید
بگوید سرّ اسرارت به هر کو
برآرد نعرهٔ یاهو و من هو
ورای ذکر تو ذکری ندارم
ورای فکر تو فکری ندارم
توئی مظهر نمای کل مظهر
توئی اندر وجود من منوّر
جهان از نور تو روشن شناسم
همین باشد بمعنی خود لباسم
🔸
( دیوان #عطار نیشابوری، شعر "مظهر" )
🔸
🌸 t.me/Elaahy @Salehy
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدیه ای از مکه مخصوص شما👆در جوار خانه خدا
بستم احرام کوی کعبهٔ جان / غسل کردم به آب زمزم عشق
چون رسیدم به قبلهٔ عرفات / دیدم اندر هوای عالم عشق
جمله کائنات و هرچه در اوست / غرق بودند پیش شبنم عشق
ورق عاشقی چو شد معلوم / این سخن بود فضلِ اعظم عشق
که سراسر جهان و هرچه در اوست / عکس یک پرتوییست از رخ دوست
🔸امروز، سحرگاه جمعه ۴ مرداد ۹۸،
در کنار کعبه و حجر و مقام امام،
یادتان کردیم به امید وصال امام
🙏دعا کنید همه محو مولا بشیم، ان شاء الله تعالي
بسم الله
🔸 #حجرالاسود در اصل، یکی ازفرشتگان بوده که پیش از همه فرشتگان به میثاق الهی متعهد و مُقر شده و خداوند او را امین بر همه آفریدگان قرار داده و میثاق همه بندگان را به ودیعت به او سپرده است، سپس همه خلایق را فراخوانده تا همه ساله نزد این فرشته امانتدار میثاق، تجدید عهد کنند.
🔻 ازاینرو، آن فرشته را در بهشت، ملازم آدم قرارداد تا یادآور عهد و میثاق به او باشد. اما چون آدم عصیان کرد و از بهشت رانده شد و به زمین هبوط کرد و سپس توبه نمود، خداوند همین فرشته را به صورت دُرّ سفیدی نزد وی فرستاد و عهد و میثاقِ از یاد رفته را به یادش آورد.
🔻همین دُرّ سفید را آدم با خود داشت تا آن را به مکه رساند و در هنگام بنای کعبه آن را در همانجا قرار داد که میثاق گرفته شده بود (تَراءی لَهُمْ)؛
🔻در روز رستاخیز هم حجرالاسود گواه کسانی خواهد بود که در کنار آن تجدید میثاق کردهاند.
🔸امام باقر علیه السلام فرمود: «نزلت ثللاثة أحجار من الجنة: مقام إبراهیم و حجر بنى إسرائیل، و الحجر الأسود»؛ سه سنگ اند که از بهشت نازل شده اند. آن سه عبارتند از: مقام ابراهیم، سنگ بنی اسرائیل، و حجرالاسود.
(اصول کافی، ج۴، ص۱۸۵و۱۸۶)
@Salehy
بسم الله
🔸نصب #حجر_الاسود توسط #امام_زمان (علیه السلام) در دوره غیبت کبری
🔻قطب راوندی از جعفر بن محمد قولویه(1) نقل می کند که گفت: وقتی که قرامطه(2)کعبه را خراب کردند و حجرالاسود را به کوفه آوردند و در مسجد کوفه نصب نمودند. من در سال 337 هـ. ق به بغداد رفتم، و تصمیم داشتم برای انجام مراسم حج، به مکّه بروم، همان سالی بود که قرامطه می خواستند حجرالاسود را، که بیست سال قبل، کعبه را ویران و حجرالاسود را به مسجد کوفه برده و در مسجد کوفه نصب کرده بودند به مکّه باز گردانند، و در کعبه نصب کنند و این زمان، اوایل غیبت کبرا بود.(3)
در این جریان بزرگترین چیزی که فکر مرا مشغول کرده بود، این بود که چه کسی حجرالاسود را نصب خواهد کرد، زیرا مطابق احادیث می دانستم که هرگاه حجرالاسود از جای خود منتقل شود، حجّت خدا آن را در جای خود نصب می کند، چنان که (در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم کعبه بر اثر سیل ویران شد و پس از بازسازی، پیامبر (صلی الله علیه و آله)حجرالاسود را در جایش نصب نمود و در عصر حَجّاج بن یوسف ثقفی و آسیب رسانی کعبه به دستور او، پس از بازسازی، امام سجّاد علیه السلام حجرالاسود را در جای خود نصب نمود، و ثابت ماند.
(بر همین اساس می خواستم به این وسیله دستم به حجّت خدا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که نصب کننده حجرالاسود در جای خود هست برسد، و او را زیارت کنم، و از این فرصت طلایی استفاده نمایم).
متأسفانه، این مسئله زمانی پیش آمد که من چنان بیمار شدم که از جان خود ترسیدم، و فکر کردم این بیماری مرا خواهد کشت بنابر این، نمی توانم به مکّه سفر کنم و به هدف خود برسم، از این رو شخصی را که معروف به ابن هشام بود به نیابت گرفتم، تا او به نیابت از من به مکّه رود و مراسم حج را به جا آورد، نامه ای به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نوشتم، و در آن نامه خواستم که آن حضرت بفرماید که آیا امسال من بر اثر این بیماری می میرم؟ یا نه؟ چند سال عمر می کنم؟ همه فکرم این بود که این نامه به دست آن کسی که حجرالاسود را نصب می کند، برسد، و جواب آن را بدهد، نامه را به نایبم ابن هشام دادم، و هدفم را برای او بیان کردم، و تأکید نمودم که نامه را به نصب کننده حجرالاسود برساند، و جوابش را از او بگیرد.
ابن هشام می گوید: به سوی مکّه حرکت کردم و به مکّه رسیدم، مبلغی پول به خدمتکاران کعبه دادم، تا هنگام نصب حجرالاسود، مرا یاری کنند، و کسی جلو مرا نگیرد تا بتوانم خود را نزدیک نصب کننده حجرالاسود برسانم. وقت نصب حجرالاسود فرا رسید، خدمتکاران مرا فرا گرفتند و یاری کردند، در میان ازدحام جمعیت، جلو رفتم، دیدم هر کسی جلو می آمد و حجرالاسود را نصب می کرد، امّا حجرالاسود در جای خود قرار نمی گرفت و می لرزید و می افتاد، تا این که جوانی زیبا چهره و گندم گون را دیدم به پیش آمد و حجرالاسود را گرفت و در جای خود نصب کرد، حجرالاسود آن چنان محکم در جای خود قرار گرفت که گویی همیشه در آن جا بوده است، آن گاه آن جوان از میان جمعیت رفت. خروش و صدا از مردم بلند شد، و دسته، دسته از مسجدالحرام بیرون می آمدند، من عقب آن جوان به سرعت روانه شدم، بین مردم را می شکافتم و از راست و چپ دور می کردم و می دویدم به طوری که مردم گمان می کردند دیوانه شده ام، چشمم را از آن جوان برنمی داشتم، تا مبادا از من غایب شود، تا این که از میان مردم بیرون رفتم، آن جوان با کمال آهستگی می رفت، و من با سرعت حرکت می کردم، ولی هرچه می دویدم به او نمی رسیدم، تا این که آن جوان به جایی رسید که غیر از من و او کسی در آن جا نبود، آن گاه به من توجه کرد و فرمود: (آن نامه را که همراه داری به من بده). نامه را به دستش دادم، آن را باز نکرد، و فرمود: (به او (جعفر بن محمّد بن قولویه) بگو از این بیماری، ترسی بر تو نیست، و سلامتی خود را باز می یابی، و سرانجامِ عمر تو، بعد از سی سال است.
وقتی که این سخن معجز نشانش را شنیدم و آن شکوه را در او دیدم، به سختی ترسیدم به طوری که نمی توانستم راه بروم، در آن هنگام آن حضرت از آن جا رفت و ناپدید شد.
ابن هشام، پیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به جعفر بن محمّد بن قولویه رسانید، و او اطمینان یافت که در آن سال نمی میرد، و بر یقینش به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف افزوده شد.
وقتی که سال 367، یعنی سی سال بعد از خبر غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرا رسید، جعفر بن محمد قولویه، بیمار و بستری شد، او وصیت کرد، و کفن و حنوط و ضروریات سفر آخرت را فراهم نمود، و با افراد خداحافظی می کرد، مردم به او گفتند، بیماری تو آنقدر سخت نیست، عجله نکن و نگران نباش، در جواب می گفت: (مولایم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرموده همین امسال می میرم..).
او همان سال با همان بیماری، از دنیا رفت و به لقاء الله پیوست.(4)
🔸
🔻پی نوشت ها:
1. ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی قولویه قمی (ره) از علما و محدّثین برجسته قرن چهارم، صاحب تألیفات بسیار، از جمله کتاب کامل الزّیارات است، وی استاد شیخ مفید (متوفّای 413 هـ. ق) و از رؤسای علمای شیعه بود، او در سال 368 یا: 367 هـ. ق رحلت کرد و در کاظمین پایین پای امام موسی بن جعفر علیه السلام دفن گردید. (مترجم).
2. قرامطه فرقه ای از اسماعیلیه اند، که در سال 310 هـ. ق در مراسم حج، به مکّه یورش بردند و به قتل و غارت پرداختند، حجرالاسود را از جای خود کَنْده و با خود بردند و بیست سال نزد خود نگه داشتند، و بسیاری از مسلمانان و آل ابی طالب را کشتند، حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبه های خود از جنایات آنها خبر داده است، از جمله فرمود: (گویا حجر الاسود را می نگرم که در این جا (مسجدکوفه) نصب می شود، وای بر آنها (قرامطه) چرا که فضیلت حجرالاسود ذاتی نیست، بلکه به این است که در جای خود قرار گیرد). (بحار الانوار، ج 40، ص 191) ـ مترجم.
3. غیبت کبرا از 329 شروع شد.
4. کشف الغمّه، ج2، ص502، باب 25؛ الصراط المستقیم، ج2، ص213، الحادی عشر صاحب الزمان وحدیث 14.
🔸
نشر در بخش عترت و سیره تبیان
article.tebyan.net/Article/AmpShow/155546
منبع: امام مهدى جلوه جمال الهى ، سید محمد حسینى شیرازى
🔸
🔻امام علی (علیه السلام) گفتوگویی با خلیفهی دوم پیرامون حجر الأسود دارد: روزی خلیفهی دوم از کنار حجر الأسود میگذشت، بدان رو کرده، گفت: ای سنگ! ما میدانیم که تو تنها یک سنگی، نه نفعی به ما میرسانی و نه ضرری را متوجه ما میگردانی، تنها بهجهت اینکه شاهد بودیم پیامبر تو را دوست میداشت، تو را دوست میداریم. در این هنگام امام علی (علیه السلام) فرمود:
«چه میگویی ای پسر خطّاب! همانا به خدا قسم، خداوند این سنگ را در روز قیامت زنده میکند در حالیکه یک زبان و دو لب دارد و گواهی میدهد برای آنانی که بر میثاق خود پایبند بودند. این سنگ به منزله دست راست خداوند است که به وسیله آن خلق با او بیعت کنند».
بعد از این کلام، عمر گفت: خدا ما را در شهری نگه ندارد که در آن علی بن ابیطالب حضور ندارد.
( وسائل الشیعة، ۱۴۰۹، ج۱۳، ص۳۲۰-۳۲۱)
🔻فقها، به استناد احادیث، نقطه شروع و پایان محاسبه شوطها (= دورها) را در طواف، حجرالاسود میدانند و لمس و بوسیدن آن را مستحب میشمرند.
🔻در احادیث بر دعا در کنار حجرالاسود و لمس کردن و بوسیدن آن (استلام) و بهویژه بر تجدید عهد بر توحید ورسالت و به گواه گرفتن حَجَر نیز تأکید شده است.
[الکافی، ج۴، ص۴۰۶؛ وسائل الشیعة، ج۱۳، ص۳۲۴]
🔻در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است که حجر الاسود دست راست خداوند در روی زمین است، کسی که آن را مسح کند دست خدا را مسح کرده است.
[ابنهشام، سیرة النبی، ج ۱، ص۱۲۷]
🔻 این مسح کردنِ دست راست الهی بر زمین، به معنای بیعت با دست راست بر تجدید ایمان و میثاق توحید و ولایت الهی است.
🔻در طی تاریخ، این سنگ بارها مورد حمله افراد مختلفی قرار گرفته و خرد شده است. به همین دلیل ملاطی از چسب ساختهاند و آن تکهها را در آن قرار دادهاند. از این رو، توصیف دقیق و کامل حجرالأسود برای ما میسر نیست؛ زیرا به علت ملاطی که دور سنگ را گرفته است اکنون تنها هشت قطعه کوچک از سنگ دیده میشود که بزرگترین آنها به اندازه یک خرماست. روایت میشود که این قطعهها مجموعاً پانزده عدد بودهاند که هفت عدد آنها در میان ملاط قهوهای رنگ ـ نگهدارندهای که هر استلامکننده حجرالأسود آن را مشاهده میکند ـ پنهان شده است.
[مکه و مدینه: تصویری از توسعه و نوسازی، ص۱۰۱]
منبع: http://fa.mobile.wikishia.net/index.php/حجر_الاسود
🔸
@Salehy
🔸عن فاطمة الزهرا (سلام الله علیها):
«لقد قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) :
" مَثَلُ الْإِمَامِ مَثَلُ الْکَعْبَةِ إِذْ تُؤْتَی وَ لَا تَأْتِی" »
🔻حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود:
«همانا رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: مَثَل امام، همچون کعبه است، که باید بسویش بروند (و طواف نمایند)، نه آنکه (بمانند تا) او بسویشان بیاید».
(بحارالانوار، ج ۳۶، ص۳۵۳)
🔸عَنْ أَبِی ذَرٍّ الْغِفَارِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) :
" مَثَلُ عَلِیٍّ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ کَمَثَلِ الْکَعْبَةِ النَّظَرُ إِلَیْهَا عِبَادَةٌ وَ الْحَجُّ إِلَیْهَا فَرِیضَةٌ".
🔻مَثَل علی (علیه السلام) در میان این امت، مَثَل کعبه است، که نظر به او عبادت است، و حج و طواف بر حول وجودش فریضه و واجب است.
(بحارالانوار، ج۴۰، ص۴۳)
🔸 @Salehy