eitaa logo
شِیخ .
12هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
159 ویدیو
8 فایل
‌الله ‌ بانوی طلبه‌ی دهه هشتادی که شیفته‌ی کتاب و چای و نوشتن است. و او همیشه می‌نویسد‌. شبها، روزها، عصرها و همیشه! پس در این مکانِ مقدس دنبال زرق و برقهای مجازی نباش. فقط بخوان و لبخند بزن. مدیر و رزرو تبلیغات : @Oo_Parvaneh_oO
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ علاج دردِ مشتاقان ، طبیبِ عام نشناسد مگر لیلی کند درمان ، غمِ مجنونِ شیدا را ... ‌
خیلی گران تمام شد این آب خواستن یک مشک از قبیله ما یک عمو گرفت . ‌
‌ انقلاب .. آدمِ بهانه گیر نمیخواد . نمیتونم و نمیشه و مانع وجود داره واسه آدم‌های معمولیه . یه بچه حزب‌اللهیِ انقلابی ، میگه باید بشه ! و برای رسیدن به اون نقطه‌ای که مد نظرشه‌ حسابی تلاش میکنه . . یه بچه انقلابیِ عاشقِ ولایت . امروز و فرداش شبیه‌ به هم نیست ... ‌
پدرِ خاک کجایی ؟ پسرت خاک نشد ...
از حسین نوشتن خیلی سخته .
‌ فقط اونجایی که با خودت خلوت میکنی به امام حسین میگی بمیرم برات ... بعد میگی نه اینم کمه . تو فرق میکنی حسین با همه !(: ‌
‌ آقایِ اباعبدالله الحسین ع آقای عالمین تمامِ تار و پود قلبِ گنهکارم ، احساس شرمندگی می‌کند . شرمنده تر از حر بن يزيد ریاحی که کفش ها را بر گردن آویخت و سرشکسته به سوی شما آمد ... سَیدُ الشهدا شهیدِ راهِ حق آقای من گاهی با خود فکر میکنم چگونه به سمت شما بازگردم‌ ؟ چگونه بارِ گناهانم را برگردنِ شکسته ام بیاویزم و به سمت لشکرتان حرکت کنم ؟ جایی برای این عبدِ ضعیفِ خطاکار در میان آغوش شما وجود دارد ؟ یا حسین ع ای غریب ترین شهیدِ راهِ دین و حقیقت نگاه کن‌. نگاه کن و ببین ... سر تا پایم ، بانگِ پشیمانی به سر داده اند چشم هایم زار می‌زنند و ناله‌ی العفو لحظه‌ای رهایشان نمیکند خاک تمام عالم بر سر این نوکرِ دل خسته برای تمام آن روزهایی که به جای دیدنِ حقیقت وجودی شما ، این دنیای تباه را به نظاره نشست . ای کسی که از پدر و مادرم بیشتر میخواهمش .. ای کسی که تمامِ جان را به فدایش میکنم ... قسم به این شب های تاریکِ دلتنگی قسم به این روزهای داغ فراق و دوری من تاب و تحمل ندارم قدر هزار سالِ نوری ، با خود گناه آورده ام تا به جای آن از شما محبت بگیرم ... ای غریب ترین خوبِ عالم ای نزدیک ترینِ آدمیان به خدا می‌شود همانند حر ، منِ دلشکسته را هم برای سربازی در رکاب خود بپذیرید ؟ می‌شود آخر دفترِ مشقِ پرغلطِ زندگانیِ ام را با امضای شهادت به پایان برسانید ؟ یاحسین ع ای پدرِ مهربانِ تمامِ بندگانِ خدا یا اباعبدالله دستم را بگیر و بگذار دل را رها کنم از محبت به دنیا و وابستگی ها تا برسم به شما و راهِ حق و حقیقت. دلبسته ام کن به شیرین ترینِ لذت ها به مرگِ در جنگ . و من مردِ در حال مبارزه .. مبارزِ راه حسین بن علی ع سربازِ شهید ان‌شاءالله - بامداد‌یکی‌از‌روشن‌ترین‌شبهای‌تابستان |
‌ این راه‌ را، حسین با سر رفته، تو چگونه میخواهی با غرور و بی‌اعتنایی و با خور و خواب و ولنگاری به انجام برسانی؟ - علی صفایی حائری
‌ امروز از هنگامه‌ی طلوع خورشید تا همین لحظه ، قطره قطره افکارم را در کاسه‌ای جمع کردم تا بلکه بتوانم قلم را وادار کنم بر نوشتم .. بس که این روزها ، سنگین و اندوهگین میگذرند ... محرم است . تازه عاشورا به سر آمده است . از چه بگویم و چگونه بنویسم ...؟ مگر میشود حسین را داشت و از غیر سخنی به میان آورد ؟ راستی ! آنان که حسین را ندارند با چه شوقی به حیاتِ خویشتن ادامه می‌دهند ؟ و آنان که حسین را دارند دیگر چه غمی دنیایشان را سیاه و روزهایشان را حزن آلود می‌کند ؟ ‌ |
از قد کشیدن آدم‌ها لذت ببرید ما همه درخت‌های یه جنگلیم‌.. ‌
‌ - مدیر خونه کیه !؟ حرف آخرو تو خونه کی باید بزنه !؟ اونجایی که پایِ دل در میونه : مامان _ اونجایی که پای مدیریت حقوقی در‌میونه : بابا ‌