eitaa logo
شعر انقلاب
3.4هزار دنبال‌کننده
753 عکس
240 ویدیو
4 فایل
انقلاب اسلامی ایران در آینۀ شعر ارسال پیام: @Shaere_Enghelab
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از KHAMENEI.IR
50.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 نماهنگ | سرودی برای حلبچه 🔺 رسانه KHAMENEI.IR در سالروز بمباران شیمیایی شهر حلبچه توسط رژیم بعث در ۲۵ اسفند ۱۳۶۶، فیلمی از سفر استانی آیت‌الله خامنه‌ای به کردستان در دوران ریاست جمهوری و اجرای سرود جمعی از دانش‌آموزان کُرد درباره‌ی بمباران شیمیایی و کشتار مردم مظلوم حلبچه را منتشر میکند. 💻 Farsi.Khamenei.ir
فرصت پرواز چرا دیگر نمی‌لرزد دل من؟ چرا کم عشق می‌ورزد دل من؟ شهیدان! شرمسارم، فکر کردم به مشتی خاک می‌ارزد دل من :: نمی‌ارزد به مشتی خاک، حتی به مقداری خس و خاشاک حتی دل من سنگ می‌میرد مبادا بماند چشم من نمناک حتی :: غم خود را به مردم می‌فروشد به رنگی از تبسم می‌فروشد دل من، فرصت پرواز خود را به مشتی آب و گندم می‌فروشد :: دل من اهل شیون بود یا نه؟ سزاوار شکستن بود یا نه؟ به جای دل، پرستوی غریبی میان سینۀ من بود یا نه؟ :: نگاهم کی غریب و بی‌وطن شد؟ دلم کی لالۀ خونین بدن شد؟ سر از آوازهایم کی بریدند؟ گلویم کی شهید بی‌کفن شد؟ ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
هدایت شده از 🚩 هی هات | جهاندار
🌷 ای عکس شهیدی که رویت خاک نشسته ای سخت‌ترین لحظه‌ی این خانه‌تکانی... @mehdi_jahandar
کرامت بهار آه می‌کشم تو را با تمام انتظار پر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار در رهت به انتظار، صف به صف نشسته‌اند کاروانی از شهید، کاروانی از بهار ای بهار مهربان، در مسیر کاروان گل بپاش و گل بپاش، گل بکار و گل بکار بر سرم نمی‌کشی دست مهر اگر، مَکش تشنۀ محبت‌اند لاله‌های داغدار دسته‌دسته گم شدند سهره‌های بی‌نشان تشنه‌تشنه سوختند، نخل‌های روزه‌دار می‌رسد بهار و من بی‌شکوفه‌ام هنوز آفتاب من بتاب، مهربان من ببار! ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
12.02M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 دنبال شهادت همۀ عمر دویدی گفتی که در این عالم خاکی خبری نیست... 📹 دعای در جشن تولد ۵۶ سالگی 🗓 یکم فروردین سال‌روز تولد سردار دل‌ها 🇮🇷 @Shere_Enghelab
خواهش عاشقی ایستاده کنار مردم شهر چون همیشه صمیمی و ساده جنگ، تحریم، سیل، ویرانی لحظه‌ای از نفس نیفتاده آه این کربلای چندم اوست ایستاده هنوز فرمانده خیل مردان مرد لشکر او شاید این‌بار سوی ما باشد چشم‌های شهیدپرور او سروها ایستاده می‌میرند ایستاده میانۀ میدان روبه‌روی جهان شمر و یزید مردی از ملت امام حسین مردی از نسل رازهای رشید زینبیه چقدر آرام است او که زانو زده کنار ضریح او که زانو زده به پای علم او که زانو زده میان رواق ایستاده میان صحن حرم ایستاده عمیق می‌خندد نفسی تاب ایستادن نیست وقت دیدار صبح آدینه شرح این شوق را روایت کرد دست خطی کنار آیینه خواهش عاشقی: مرا بپذیر از قدم‌های او نشان دارد کوچه و خاکریز و جاده هنوز در دفاع مقدسی دیگر مرد و مردانه ایستاده هنوز ایستاده میان قدس شریف ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
عمامۀ خونین در خیالم شد مجسم عالم شیرین تو روزگار سادۀ‌ تو، حجرۀ رنگین تو چشم بستم تا هجوم اشک را مخفی کنم چشم وا کردم بیاموزم کمی از دین تو درد دین داری و عمری خون دل قوتت شده داغ‌ها جاری‌ست بر پیشانی پرچین تو بی‌تعلق، بی‌ریا، در خاک و خون افتاده‌ای سادگی، آزادگی، افتادگی آیین تو با خودم می‌گویم از این دو چه چیزی برتر است؟ خونِ بر عمامه یا عمامۀ خونین تو؟ می‌رود از سینه‌ات رنج تمام سال‌ها آن زمانی که می‌آید عشق بر بالین تو ✍🏻 🏷 | 🗓 دوم فروردین؛ سال‌روز هجوم مأموران ستم‌شاهی پهلوی به مدرسه فیضیه قم و شهادت جمعی از طلاب و روحانیون 🇮🇷 @Shere_Enghelab
امسال هم بدون تو... سالی گذشت، باز نیامد وَ عید شد گیسوی مادر از غم بابا سپید شد امروز هم نیامد و غم، خانه را گرفت امروز هم دومرتبه باران شدید شد مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت امسال هم بدون تو سالی جدید شد ده سال تیر و آذر و اسفند و... خون دل تا فاو و فکّه رفت ولی ناامید شد ده سال گریه‌های مرا دید و بغض کرد حرفی نزد، نگفت چرا ناپدید شد ده سال رنگ پنجره‌های اتاق من هم‌رنگ چشم‌های سیاه سعید شد بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج مادر نگفته بود که بابا شهید شد ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
داستان ما... حلقه در گوش حبیبیم از نشان ما مپرس خانه بر دوش غریبیم از جهان ما مپرس عشق ما بیش از همه در روضه‌ها گل می‌کند آتش‌افروز جنونیم از جنان ما مپرس با دو چشم پرستاره آسمانی‌تر شویم هیأت ما را ببین از بی‌کران ما مپرس ما به لبیک «أَجيبوا دَاعِیَ الله» آمدیم میهمان روضه‌ایم از میزبان ما مپرس سوز دل در مرثیه میراث اجدادی ماست دود آه ما ببین از دودمان ما مپرس با زبان بی‌زبانی آه ما تسبیح ماست هم‌نوای نوحه‌ایم از همزبان ما مپرس روزه دَقُّ الباب، اما روضه فتح باب کرد روضه‌خوانیم از مفاتیح‌الجنان ما مپرس سید اهل قلم با جوهر خون فاش کرد کربلا را سِیر کن، از داستان ما مپرس قطره قطره جمع، جمعه جمعه دریا می شویم گریه گریه جمکرانیم از کران ما مپرس سال ما با صحبت صاحب‌زمان تحویل شد با امام عصر هستیم از زمان ما مپرس ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
قرار قرار بود که با این بهار برگردی پس از «هزار و دو شب» انتظار برگردی قرار بود پلاکت به سینه‌ات باشد نه با ستارۀ دنباله‌دار برگردی چقدر ساکت و سردی، چطور خوابت برد؟ مگر قرار نشد بی‌قرار برگردی؟ آهای ساکن تابوت این که رسمش نیست صنوبری بروی، لاله‌زار برگردی چقدر دورۀ تسبیح ختم کردم تا تو با دو شانه پر از کوله‌بار برگردی :: بخواب! اسم تو شاید به کوچه میخ شود مگر به حافظۀ شهردار برگردی ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
بی‌قرار بهار نصیب من نکنی حس ناامید شدن را چه می‌شود بچشم مزّۀ شهید شدن را همین که هست نمانم! همین که هستم و بودم به من تو یاد بده آدم جدید شدن را چنان‌که جُوْن به این روسیاه خوب نشان داد ز سرگذشتِ خودش، راهِ روسفید شدن را تمام کن دگر ای ماه من خسوف رخت را و از نگاه همه شهر ناپدید شدن را مراد من همه این است در رکاب تو باشم نگیر از دل من لذت مرید شدن را چه عاشقانه زمین بی‌قرار فصل بهار است و گفته لحظه‌شماری کنید عید شدن را ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab
شکرخدا که سایۀ تو بر سر من است چادر حجاب نیست فقط، یادگار توست ✍🏻 🏷 | 🇮🇷 @Shere_Enghelab