𝑆𝘪𝘳 ♱𝆬 𝜀𝛈
از مهربونیم سو استفاده کنید، یه جنهمی می سازم خدا ازش کپی برداری کنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فکر نکن شوخی دارم.. بلدم چجوری به هر روشی که فکرشو کنی خردت کنم.. ذره ذره ی وجودت نابود میشه، اون موقع ست که به تاکسیک ترین روش ممکن بهت می خندم و لذت میبرم از اینکه چیزی ازت باقی نمونده.
من منطقی ترین آدمی ام که میتونی ببینی.. من هیچ وقت احساسی بروز نمیدم و قرارم نیست بدم، فقط روی کاغذ و لحن بیانم سعی در تعریف شان دارم و بیان شان می کنم؛
در پس ذهن آرامم.. در ژرفای جانم.. در نگاه هایم، در نفس کشیدن های آهسته و یکنواخت من،
فرو رفتن در عمق افکاری خاموش..
غرق در احساساتی که کسی جز خودت نمی تواند درک شان کند.. قلبی که توی قفسه سینه ی منه... در کوتای عقل، تسلیم منطقم شد،
خواسته ام هرگز این نبود که بی عاطفه باشم، مجبورم کردند که بِد باشم.
به بعضی ها دسترسی تا خ شتک شون دادم چون دوستای منن، بعدا نگید به چه دلیل، همین طوری اجازه صادر شد.