جماعت سلطنت طلب، مجاهدین خلق، وهابی و همه #مخالفان انقلاب اسلامی له له می زنند که #ترامپ پیروز شود.
از آن طرف برخی از احزاب سیاسی و مقامات داخلی دوست دارند #بایدن برنده باشد.
عجب اشتراکی!
مشکل دقیقا اینجاست در طول #تاريخ_ما هیچ اجنبی گره از مشکل این مملکت باز نکرده است
.
از مشروطه تا به امروز روسها، بریتانیای کبیر، آلمان، عثمانی و #آمریکا هربار به هر شکل دست شان به این مملکت رسیده است ابتدا #توبره خودشان را پر کرده اند. دو نوبت انگلیس و روسیه در دوره قاجار حتی بدون اطلاع دولت ایران، جغرافیای این مملکت را بین خود طی دو قرارداد تقسیم کردند شمال برای روسها و جنوب برای انگلستان، در دوره پهلوی که بهترین دوران ارتباط ارباب و رعیت(آمریکا و ایران) بود هیچ گاه آمریکایی ها اجازه ندادند #صنعت در ایران نهادینه شود. آنچه به ایران آوردند یک چیز بیشتر نبود: مونتاژ
مونتاژ صنعت نیست، وابستگی دائمی است. یعنی پول نفت می دهید، هر وقت هر کالایی خواستید ما سوار کشتی میکنیم شما در ایران سرهم کنید(مونتاژ) و به مردمتان بفروشید. آمریکایی ها این کار را با ملت های دیگر هم انجام دادند، فقط ایران نبود. اسم این مدل شد وابستگی حاشیه به مرکز، یعنی آمریکا بعنوان جهان اول مرکز عالم است و سایر کشورهای پیرامونی بعنوان #حاشیه جهان باید به مرکز محتاج باشند
.
سیاستمداران وقت ایران بعد از افزایش قیمت نفت و #مونتاژ بیشتر کالاهای لوکس در ایران بر سر ذوق آمدند و توهم #پیشرفت پیدا کردند(بزرگترین خطای شاه) اما حواسشان نبود یا نمی خواستند بگویند که آنها به ما #ماهیگیری یاد نداده اند و ما هنوز در کوچکترین امورات تولیدی به مواد اولیه و دانش آنها محتاجیم
.
فردای روزی که انقلاب شد جریان مونتاژ ادامه پیدا کرد. آمریکایی ها رفتند اما چون صنعت در ایران نهادینه نبود بسیاری از صنابع تعطیل شدند یا پا در هوا ماندند تا مواد اولیه #وارد شود یا دانش فنی آن در ایران بومی گردد
.
این همان نگاه خطرناک تاریخی به #اجنبی است. این توسعه با دستان اجنبی است. چرا رها نمیکنیم این نگاه را؟ چرا هنوز در این نگاه خطرناکتر از داعش انقلاب نشده است؟
#علیرضا_زادبر
🇮🇷 @nohoomeday
جماعت سلطنت طلب، مجاهدین خلق، وهابی و همه #مخالفان انقلاب اسلامی له له می زنند که #ترامپ پیروز شود.
از آن طرف برخی از احزاب سیاسی و مقامات داخلی دوست دارند #بایدن برنده باشد.
عجب اشتراکی!
مشکل دقیقا اینجاست در طول #تاريخ_ما هیچ اجنبی گره از مشکل این مملکت باز نکرده است
.
از مشروطه تا به امروز روسها، بریتانیای کبیر، آلمان، عثمانی و #آمریکا هربار به هر شکل دست شان به این مملکت رسیده است ابتدا #توبره خودشان را پر کرده اند. دو نوبت انگلیس و روسیه در دوره قاجار حتی بدون اطلاع دولت ایران، جغرافیای این مملکت را بین خود طی دو قرارداد تقسیم کردند شمال برای روسها و جنوب برای انگلستان، در دوره پهلوی که بهترین دوران ارتباط ارباب و رعیت(آمریکا و ایران) بود هیچ گاه آمریکایی ها اجازه ندادند #صنعت در ایران نهادینه شود. آنچه به ایران آوردند یک چیز بیشتر نبود: مونتاژ
مونتاژ صنعت نیست، وابستگی دائمی است. یعنی پول نفت می دهید، هر وقت هر کالایی خواستید ما سوار کشتی میکنیم شما در ایران سرهم کنید(مونتاژ) و به مردمتان بفروشید. آمریکایی ها این کار را با ملت های دیگر هم انجام دادند، فقط ایران نبود. اسم این مدل شد وابستگی حاشیه به مرکز، یعنی آمریکا بعنوان جهان اول مرکز عالم است و سایر کشورهای پیرامونی بعنوان #حاشیه جهان باید به مرکز محتاج باشند
.
سیاستمداران وقت ایران بعد از افزایش قیمت نفت و #مونتاژ بیشتر کالاهای لوکس در ایران بر سر ذوق آمدند و توهم #پیشرفت پیدا کردند(بزرگترین خطای شاه) اما حواسشان نبود یا نمی خواستند بگویند که آنها به ما #ماهیگیری یاد نداده اند و ما هنوز در کوچکترین امورات تولیدی به مواد اولیه و دانش آنها محتاجیم
.
فردای روزی که انقلاب شد جریان مونتاژ ادامه پیدا کرد. آمریکایی ها رفتند اما چون صنعت در ایران نهادینه نبود بسیاری از صنابع تعطیل شدند یا پا در هوا ماندند تا مواد اولیه #وارد شود یا دانش فنی آن در ایران بومی گردد
.
این همان نگاه خطرناک تاریخی به #اجنبی است. این توسعه با دستان اجنبی است. چرا رها نمیکنیم این نگاه را؟ چرا هنوز در این نگاه خطرناکتر از داعش انقلاب نشده است؟
#علیرضا_زادبر
🇮🇷 @nohoomeday
سیاست نیوز
📆 مطالبی پیرامون شناخت "دانشجوی واقعی" به مناسبت روز دانشجو؛ (۱۶ #آذر)
🔹 حضرت #امیر علیهالسلام در حدیث #کمیل میفرماید: «النَّاسُ ثَلَاثَةٌ: عَالِمٌ رَبَّانِیّ»؛ #دانشمند متصل به دستگاه ربوبی که حرفش از آنجا، فکرش از آنجا، رفتارش هم از آنجاست.
«وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ»؛ دانشجویی که فهمیده که #عالم_ربانی شدن، سعادت #دنیا و #آخرت است فلذا در پی آن افتاده است و هیچ #هدف دیگری ندارد که اگر همین #دانشجو غذا را آوردند موقع افطار در خوابگاهش دادند و فهمید که یادشان رفته به اتاق کناری بدهند، او به تنهایی نمیخورد یا آن غذا را قسمت میکند یا اصلاً خودش گرسنه میماند. این دانشجو پی این عالم ربانی را میگیرد تا از این راه این باب این #سعادت بر دلش گشوده بشود. «عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ»؛ #نجات را برای کسی میگویند که دنبالش هستند تا بگیرندش و در پی نجات است یا گرگی دارد او را تعقیب میکند!. این گرگ درونی، این ناشایستیهای #اخلاقی که در ما - در بنده - هست از #کودکی و متحجر و جامد شده و فرمانده وجود من شده، از اینها چطور نجات پیدا کنم؟! #دانش را برای این میخواهم.
حالا شما ببینید در نظر ما #علم، دانش، #صنعت، #هنر برای چیست و به نظر حضرت #علی علیهالسلام دانشجویی برای چیست؟!
«مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ»؛ یعنی کسانیکه در این دنیا به #فکر این مسائل افتادهاند که نجات پیدا کنند؛ زیرا خودشان را در معرض #خطر و گودال سقوط میبینند، میخواهند نجات پیدا کنند با علم، با #کتاب، با #مطالعه، با #کلاس و اینها.
«وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ»؛ و عموم #مردمی هم که در دو دسته اول نیستند، در حکم پشه و مگسهایی هستند که در اختیار این هوا و باد و طوفاناند که هیچجا نمیتوانند از خودشان یک وزنی داشته باشند که حتی چند لحظه بمانند. دستگاه هوا و تَمَوُّج هوا بر آنها حکومت میکند و این طرف و آن طرفشان میبرد!.
آنوقت آنقدر این مسئله باریک و مهم است که مرحوم استاد شهید #مطهری در کتاب #سیری_در_نهج_البلاغه وقتی استاد خودش حاج میرزا علی آقای #شیرازی را به عنوان عالم ربانی میگوید من شناختم، بعد از آن میگوید: ولی خودم را "متعلم علی سبیل نجات" هنوز تشخیص ندادم که شده باشم!؛ یعنی مقام دانشجو تا اینجا بالا میآید. دانشجویی که در پی سعادتطلبی برای خودش و هم نوعش و مملکتش میباشد که در نظرش این است که فقط علم و دانش و اینها نجاتبخش بشریتاند و ما میخواهیم آن را تحصیل کنیم. دیگر به چیزی دیگر کاری نداریم. ایشان میفرماید: من هنوز خودم باور نکردهام که دانشجوی اینطوری باشم که "مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ " شده باشم و "هَمَجٌ رَعَاعٌ" نباشم.
آدم یک #همسر می گیرد، یکمرتبه میبیند که اصلاً فکرش عوض شد، شغلش عوض شد، هَمَّش عوض شد، هدفش عوض شد؛ معلوم میشود این "هَمَجٌ رَعَاعٌ" بوده! #خیال میکرده که دانشجوست!. از اول کسی نبوده که دستش را بگیرد و از او دانشجو بسازد.
آدم خیال میکند دانشجوست بعد تا یک پیشآمد میکند، یک کسبی پیشآمد میکند، برادرش میگوید: داداش بیا مترجم بشو، من میخواهم یک فلان تأسیسی را بکنم؛ میبیند که درآمد خوبی است. دیگر از فردا وقتش را کم میکند، تحصیلش را کم میکند و میرود آنطرف!. این اصلاً همان "هَمَجٌ رَعَاعٌ" بوده ولی حالیاش نبوده، خیال میکرده این #طلبه است، خیال میکرده این دانشجو است.
آنقدر دانشِ بشر شناسی، #انسان_شناسی و #جهان_شناسی ارزش دارد و فوق هر الماس و هر طلا و هر جواهری است که هیچچیز نمیتواند برای کسی که طالب او هست، جانشین آن بشود. هیچچیزی نمیتواند خلاء او را پر کند که بگوید حالا دیگر من به آن خواستهام رسیدم، و آن را رها کند.
علامت اینکه #انسان دانشجوست این است که هیچچیز انسان را قانع نمیکند و هیچچیز آدم را به خود مشغول نمیکند. اگر دید که هیچچیز فرصتهایش را از دستش نمیگیرد، این دانشجو است. بنابراین بنده که از من گذشته، شما جوانان از خدا بخواهید که آن #توفیق دانشجو بودن را انشاءالله به شما #لطف کند.
و السلام علیکم و رحمة الله
۷۶/۸/۳
✅ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
@seyedololama