eitaa logo
🍃...تجربه زندگی...🍃
13.8هزار دنبال‌کننده
34.7هزار عکس
1.3هزار ویدیو
7 فایل
عاقلانه انتخاب کن،عاشقانه زندگی کن.... اینجا سفره دل بازه....
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃...تجربه زندگی...🍃
زیبا مخصوصا آخرش،حتما مطالعه کنید نظر اعضا درباره سرگذشت معصومه 🍃🌸 با عرض سلام و قبولی طاعات و عباد
🌸🍃 سلام وقت بخیر. در مورد اون خانمی که در مورد سرنوشت معصومه نظر داده بودن خواستم بگم عزیزم سعی کنید هرگز دیگران رو قضاوت نکنید حدیث داریم که حتما قبل از مرگ در همون جایگاه قرار میگیرید و امتحان میشید. شما که شرایط اون خونه رو نمی دونستید و تو اون مکان نبودید که بگید خودت مقصری.فقط خداست که به همه چیز بیناست.ممنون 🍃...@Sofreyedel...🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃🌸🍃 من می خوام تجربه ای بفرستم که بیشتر جوونا درگیرشن. خونواده ها! من ۲۸ سالمه و همسرم۳۲. 10 ساله ازدواج کردیم و دو پسر داریم. ما جوون بودیم و بی تجربه. از طرف دو خونواده دخالت می کردن. خونواده من با لجبازی زندگیمو تلخ می کردن، خونواده اقا با حسودی. ❌ منم یا تحت تاثیر حرف خونواده خودم بودم و یا خونواده همسرم! ما حتی اجازه خرید یه روسری هم تنهایی نداشتیم. هر چی می خریدیم باید 6_7 نفر نظر می دادن. این روال 8_9 سال طول کشید! ما که عاشق هم بودیم، حالا دشمن هم شده بودیم. همیشه یا خونه مادرشوهرم بودیم یا خونه مادرم! در حدی که رابطه زناشویی ما دو ماه، یه بار بود!!! این به خاطر بیش از حد و کوتاه اومدن ما درمقابل اطرافیان بود. الان 1 ساله زندگیمو تو دست گرفتم و به کسی اجازه دخالت نمی دم. ✅ اوایل ناراحت می شدن و قهر می کردن ولی کم کم عادت کردن. رفت و امد رو کم کردیم تا وقت به هم رسیدن رو داشته باشیم. دوری و دوستی بهترین راهه برا کم کردن دخالت بقیه. حالا بعد 10 سال می فهمم که با بچگی چقدر در حق خودمون ظلم کردم. ✅ همیشه یا در حال کار کردن برا مادرشوهرم بودم یا رفتن به خونه مامانم ولی حالا که تو خونه خودمم، نه کمر درد و خستگی کار خونه مادرشوهرمو دارم و نه اعصاب خوردی و دخالت خونه مامانمو! امیدوارم جوونا مثل ما در مقابل خونواده ها ضعیف نباشن و افسار زندگیشونو دست این و اون ندن. 🍃...@Sofreyedel...🍃
🌸🍃 . چای هم هرجا و همیشه نمی‌چسبد وقتی می‌دانی کسی برایت چای دم کرده است که تو را اندازه‌ بند بند وجودش دوست دارد، آن چای میچسبد، وقتی میدانی بخاطر تو همیشه تسبیح به دست است آن چای میچسبد... وقتی می‌دانی مادربزرگ تورا بیشتر از خودت دوست دارد اصلا فکر کنم چایی‌اش را از دکان مخصوصی می‌خرد، یا شاید هم همان چای است اما دست او‌ که به برگهای چای می‌خورد هل و دارچین را که می‌ریزد چای می‌شود بهترین نوشیدنی دنیا... مادربزرگ که باشد می‌دانی بعد از پدر مادر یکی هست که‌ از ته قلبش، صادقانه، عاشقانه برای شادی تو دست به دعاست...👵🏻❤️ ‌ حال دلتون همیشه خوب 😍❤️ 🍃...@Sofreyedel...🍃
نظر اعضا درباره معصومه 🍃🌸 سلام خواستم بگم که معصومه بعدش که بهش .....شد میتونست بره شکایت کنه و از برادر شوهرش آزمایش میگرفتن و میفهمیدن که مست بوده و مجازاتش میکردم تازه چرا رفتن خونه ی مادرشوهرشون و هی جوونیشو حروم میکرد وقتی دخترش نیومده چرا معصومه خودش رو اذیت کنه بره در حالی که مامان بابای خوبی هم داره و معصومه میدونسته که هی برادر شوهرش میاد چرا نرفته بیرون ،معصومه روی مادر شوهرش هیچ وظیفه ای نداره تازه قبلا تو زندگیشم دخالت میکرده.ای کاش یک چوبی و ..رو بر می داشت و محکم میزد تو سرش،یا بعد این اتفاق میرفت پیس مادر و پدرش و چرا باید الکی از بچه های مردم مراقبت کنه 🤔و همشون رو انجام میده وچجوری عاشق براد شوهرش شده که الکل خور بوده و از روی هوس این کار زشت رو انجام داده انشا الله خدا همه رو کمک کنه و برای کسی این اتفاق نیافته برای سلامتی امام زمان صلوات 🍃...@Sofreyedel...🍃
🍃🌸 // ‌ گاهی وقتا فراموش کن کجایی؛ به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی، گاهی وقتا فقط زندگی کن... یاد قولهایی که به خودت دادی نباش یه وقتایی شرمنده خودت نباش تقصیر تو نیست تو تلاشتو کردی اما نشد... یه وقتایی جواب خودتو نده هر چی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما نشد یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن... از طلوع خورشید از صدای آواز قمری ها از باد باران از همه لذت ببر... 🍃🤍 🍃...@Sofreyedel...🍃
خانواده همسر 🍃🌸🍃🌸 سلام‌ آسمان جون منم خواستم یکی از عادتهای بد مادرشوهرمو بگم‌.خونه ی مادرشوهرم اینا روستاست منم ماهی یکی دوبار میرم خونشون که همیشه خدا خونش بهم ریخته است معلوم نیس چیکارمیکنه.همین که منو میبینه یادش میافته خونه رو تمیز کنه منم مجبورمیشم پاشم کمک کنم یه جارو دستی میده بهم باید اون خونه ی۲۰۰متری رو ازبالاتا پایین باجارودستی تمیزکنم خودش الکی ول میگرده‌.هی میگم اخه خونه ی به این بزرگی رو باید جاروبرقی بکشیم میگه نه جاروم خراب میشه تازه هم جاروبرقی گرفته‌.بخدا منم میرم اونجا تاصبح ازدردمچ دستم خوابم نمیبره چون من کلسیم وویتامین دی بدنم کمه زیاد نمیتونم دستمو حرکت بدم استخونام دردمیگیره.واقعا این خودخواهیه وبی انصافیه که بخوایم ازمهمون سواستفاده کنیم حالا یاعروسمون باشه یا کسه دیگه.ادم ماهی ی بارمیره جایی مهمونی قرار نیس که کثیف کاری چندهفته صاحب خونه روتمیز کنه.کارکردن خوبه اونم درحد کمک کردن تو پذیرایی و..ن دیگه هرسری جارودستی بدیم دستش و ۱۰تا پتوبدیم بهش تواین سرما توحیاط بتکونه.مرسی از همگی.. 🍃...@Sofreyedel...🍃
🌸🍃 سخن‌ها از وفا می‌گفتی و جور و جفا کردی به ما دیدی چه‌ها می‌گفتی و آخر چه‌ها کردی؟ 🍃...@Sofreyedel...🍃
🍃🌸 زن ها مثل گوشی موبایلند! یک روز با باتری پر به زندگی شما می آیند. رنگی و شاداب، برایتان حرف می زنند، طنازی می کنند، هرکجا هر احتیاجی داشته باشید، به میزان توانایی شان برایتان کم نمی گذارند و تا آخرین نفس ها همه جوره کنارتان هستند. این زن همیشه مقاوم، از یک جایی به بعد با رفتار و نهایتا با کلام، آلارم می دهد که به اندازه ی قبل انرژی ندارم. می بینی که به شادابی قبل نیست و رنگ هایش کمرنگ شده. با این حال باز هم در لحظات مهم کنارت است. هی این کلافگی ها و بی رنگی هایش به تو هشدار می دهد که شارژش در حال تمام شدن است و تو هی باور نمی کنی. بالاخره یک شب می خوابی و صبح روز بعد میبینی زن همیشه شاداب زندگی ات، ساکت و خاموش شده. زن ها مثل گوشی موبایلند. باید آن ها را با یک "دوستت دارم"، یک "دلم برایت تنگ شده"، یک "میخواهم همیشه کنارت باشم"، یک "امروز زیباتر شده ای"، یک بوسه، یک آغوش و یک محبت ِ مداوم شارژ کرد. حتی پیش از آن که شارژشان به مرز هشدار برسد. یازده درصد...شارژ لطفا 🍃...@Sofreyedel...🍃
🍃🌸 جالب است! . زنـی با روسری آب رفته... . پیــرزنـی با کفش پاشنه هفت سانتی... . دختـر جـوانی با لباس های تنگ... . جـالــب است!!! . میان این همه رنگ و لعاب . چشم آدم به دختری می افتد که رنگ ندارد، اما بیشتر میدرخشد... . هی فکر می‌کنم این آدم علاوه بر ایمان، یک چیز دیگر هم دارد که بقیه ندارند . و آن فقط کمی اعتماد_به_نفس است... "حجاب + حیا 🍃...@Sofreyedel...🍃
🍃🌸 وقتی‌چشم‌امیدم‌به‌خدا‌باشه هیچ‌چیز‌انقدر‌عجیب‌نیست‌که‌پیش‌نیاید… 🍃...@Sofreyedel...🍃
۳۰ سال قبل چطوری میگفتن: دوستت دارم! 🍃🌸🍃🍃 زمانی که من ۲۰ سالم بود، وقتی دل میباختی،نه موبایلی در کار بود، نه اینترنتی، نه هیچ ابزار مدرن دیگری....یادم می‌آید تمام ابزار ارتباطی منحصر می‌شد به تلفن‌های گاه و بیگاه و نامه‌های واقعی روی کاغذ‌های واقعی که بوی خاص آدم نویسنده‌اش را با خود داشتند، منحصر به فرد بودند."عاشقی" انتظار داشت، صبوری می‌طلبید و آدم قدر یک لحظه شنیدن صدای معشوقش را می‌دانست... اصلا یک مکالمه ساده از بس دور از دسترس بود بعضی وقتها، میتوانست هفته‌ات را بسازد.. تکنولوژی همه چیز را آسان کرده و این آسانی با خودش توقع سهولت آورده، ارتباط آسان، انگار ما را متوقع کرده به آسانی به دست بیاوریم، عجول باشیم و کم طاقت. تناقض همین جاست: آنچه سهل است ارتباط با آدم دیگریست نه روحش ، شناختش و داشتنش. تکنولوژی نمی‌تواند از روح انسان راز زدایی کند. عشق هنوز و احتمالا تا همیشه، یک راز است. راز، طاقت می‌خواهد؛ طاقت، صبر؛ صبر، امید؛ امید، رویاپردازی؛ رویاپردازی، فاصله... و تکنولوژی دشمن فاصله است. آدمها آسان نیستند، ما بد عادت شده‌ایم. عشق شاید تنها دریچه "هنوز بازِ"جهان است که حرمت راز را به ما یادآوری می‌کند. در دنیایی آسان، عشق عزیزترین دشوارِ جهان است، آخرین سنگر شاید... 🍃...@Sofreyedel...🍃