eitaa logo
تماشاگه راز
294 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
1.5هزار ویدیو
20 فایل
اینجاپاتوق 👇🏻 شعر قطعات لطیف ادبی عکس نوشته ها طنز های اجتماعی و اندکی موسیقی فاخر است اگه دوست داشتید مطالب ما رو با لینک کانال منتقل کنید ! از همکاری شما صمیمانه ممنونم✍🏻🍒✍🏻
مشاهده در ایتا
دانلود
چون درختی در صَمیمِ سرد و بی ابرِ زمستانی، هر چه برگم بود و بارم بود؛ هر چه از فرّ ِبلوغ‌ِ گرم ِتابستان و میراثِ بهارم بود؛ هر چه یاد و یادگارم بود؛ ریخته ست. چون درختی در زمستانم. بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود. دیگر اکنون هیچ مرغ‌ِ پیر یا کوری در چنین عریانی ِانبوهم آیا لانه خواهد بست؟ دیگر آیا زخمه‌های هیچ پیرایش، با امید‌ِ روزهای سبز آینده، خواهدم این سوی و آن سو خَست ؟ چون درختی اندر اقصای‌ِ زمستانم. ریخته دیری‌ست، هر چه بودم یاد و بودم برگ: یاد ِبا نرمک نسیمی چون نماز‌ِ شعله‌ی بیمار لرزیدن برگ‌ِ چونان صخره‌ی کرّی نلرزیدن. یادِ رنج از دست‌های منتظر بردن؛ برگ‌ِ از اشک و نگاه و ناله آزردن. ای بهار‌ِ همچنان تا جاودان در راه! همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر. هرگز و هرگز، بر بیابان غریب ِمن، منگر و منگر. سایه‌ی نمناک و سبزت هر چه از من دورتر، خوش‌تر. بیم دارم کز نسیم ِساحر ِابریشمین‌ِ تو، تکمه‌ی سبزی برویَد باز، بر پیراهن ِ خشک و کبودِ من. همچنان بگذار تا درود‌ِ دردناک‌ِ اندُهان مانَد سرود‌ِ من. https://eitaa.com/TAMASHAGAH