eitaa logo
کانال روضه دفتری مداح دلسوخته(ترنم نور)
1.5هزار دنبال‌کننده
63 عکس
80 ویدیو
49 فایل
لینک های کانال های مداح دلسوخته : کانال مداح اهل بیت (ع) حاج یوسف ارجونی http://eitaa.com/yousofarjone مولودی و عروسی @MadahanKhoorshed نوحه و روضه @Arsheyan_Eshgh روضه دفتری @Taranom_Noor ختم خوانی https://eitaa.com/joinchat/4272554106C86c6a6b80a
مشاهده در ایتا
دانلود
13.39M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیاره مداحان بزرگوار رضوی شهادت حضرت رسول اکرم و امام حسن (علیهماالسلام ) یوسف ارجونی اینستا : arjooni- ir
. مداح: حسین هوشیار •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• "یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّه، یا مُحَمَّد بن عَبدِالله، یا اِمامَ الرَّحمَه، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِه، یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه" اي ملائک سوي يثرب همه پرواز کنيد شمع سان، ناله و سوزِ جگر آغاز کنيد همه با هم به سَما دستِ دعا باز کنيد خون فشانيد ز چشم و به خدا راز کنيد مُهرِ غم، نقش به بال و پرتان مي گردد مرگ دورِ سَرِ پيغمبرتان مي گردد پيک غم از حرمِ خواجه ي اَسرا آيد خبر از فاجعه ي محشر کبري آيد کاورانِ اَجل از جانبِ صحرا آيد نگذاريد دَرِ خانه ي زهرا آيد قاصد مرگ کجا، کعبه ي مقصود کجا مَلَکُ الموت کجا، خانه ی معبود کجا * مثل پروانه ای حضرت زهرا داره دورِ بابا میگرده، اشک میریزه، دستمالِ نمناکی روی پیشانی گذاشته، تبِ بدن رسول اکرم، تن فاطمه رو میلرزونه، ناگهان بی بی صدای در شنید، آمد پشت در حضرتِ فاطمه، در رو باز کرد، یه نفر دَمِ در ایستاده با ادب، اجازۀ ورود میخواد، شما کی هستید؟ گفته باشه: من سائلِ دَرِ این خانه هستم، گفت: برو ای سائل، برو حالِ پدرم خوب نیست، برو یه وقت دیگه ای بیا...* اَجل اِستاده هراسان به دَرِ بيت رسول پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دُخول لرزد از زمزمه ي او دلِ زهراي بتول فاطمه نزد پدر آمده محزون و ملول *اومد پیش بابا، کی بود در میزد؟ پدر جان! گفت: من سائلم، میخوام شمارو ببینم، دوبار، سه بار تا حالا اومده، پیغمبر فرمود: فاطمه جان! نشناختیش؟...* که اي پدر پيک عجيبي است تو را مي خواند کيست کز هر نَفَنش قلب مرا لرزاند گفت در پاسخِ زهرا پدر، اي پاک سرشت دست تقدير براي تو غمي تازه سرشت پدرت مي رود امروز به گلزار بهشت آسمان کوهِ بلا را به سر دوش تو هِشت فَلَک امروز پُر از ناله ي جبرائيل است اين غريبي که بُوَد پشت در، عزرائيل است * دخترم! این برادرم مَلَكُ الموتِ، از هر در خونه ای بخواد وارد بشه اجازه نمیگیره، اما چون تو جلوی در ایستادی، تا تو اجازه ندی وارد نمیشه... یا رسوالله! نذاشتن آب کفنت خُشک بشه، کاش فقط اجازه نمیگرفتن، اومدن هیزم آوُردن، کاش فقط هیزم می آوُردن، آتیش زدن، با لگد در رو شکستن... یارسول الله! بعد از رحلت شما...* کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانۀ تو گشت حرام رخت مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حکم بر خانه نشینی علی امضا شد بعدِ تو حُرمت کاشانۀ تو حفظ نشد پای اولاد حرامی به حریمت وا شد دخترت پشت در و آتش و دود و مسمار خوب فرمان موَدت به خدا اجرا شد *مگه آیۀ قرآن نیست که خداوند فرمود: ای پیغمبر! به این مردم بگو:"لا اَسئَلُکُم عَلَیه اَجرًا، اِلا مَوَدَةَ فى القُربیٰ" بیست و سه سال زحمت چه زحمت ها کشید، دندونش رو شکستن، محاصره اش کردن، تحریمش کردن، شکمبه شتر روی سرش خالی کردن، زدنش، تبعیدش کردن، دلش رو شکستن، اما پیغمبرِ مهربانیِ، اهل گذشته، اهل ندید گرفتنِ، اما فرمود به امر خدا: هیچ مزدی از شما نمیخوام، فقط به من قول بدید با بچه هام مهربون باشید، با دخترم مهربون باشید، دلشون رو نشکنید... یا رسول الله!....* خبرِ پر زدن فاطمه، حیدر را کشت چند باری به زمین خورد علی تا پا شد روضه ها هست، بمانند، ولی عاشورا تشنه لب شاهِ غریبی که تک و تنها شد از بلندی فَرَس تا به زمین خورد شنید صحبت از غارتِ معجر ز سَرِ زن ها شد زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد *مگه شما حسین رو بغل نمیکردی؟ مگه روی دوشِ جاش نبود؟ مگه رویِ سینۀ شما جاش نبود؟ وقتی پیغمبر داشت جون میداد، امام حسین سن و سالی نداشت، تو اون عالمِ بچگی خودش رو انداخت رو سینۀ پیغمبر اکرم، اهل خانه اومدن بردارن، آخه سینۀ محتضر رو باید سَبُک کنی، اما دیدن دست پیغمبر داره اشاره میکنه، دست نزنید، وقتی حسینم رویِ سینۀ منه من راحت جون میدم... یه روز حسین رویِ سینۀ پیمبر، یه روزم رویِ خاکِ کربلا...ای حسین...* زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد سر او تا که جدا شد زره اش را بُردند زره اش هیچ، سرِ پیرهنش دعوا شد محمد جواد شیرازی •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•
ام داوود_مناجات و روضه بسیار جانسوز_ویژه اعتکاف 🎤 مهدی سماواتی_قسمت پایانی *مدینه مادر رو زدن،بمیرم،کربلا،دختر رو زدن،دیدن از کشته ی برادر جدا نمیشه، گاهی دست میبره زیر پاره پاره بدن،خدا این قربانی رو از آل محمد قبول کن،گاهی صدا میزنه:داداش!"یوم علی صدر المصطفی و یوم علی وجه الثری" طوری گریه میکنه دوست و دشمن به حالش گریه می کنند،اینجا هم اومدن با کعب نی و تازیانه.. هر کجا نشستی ناله بزن:حسین جان....* به سوی شام و کوفه ام چه ظالمانه می برند نمی روم ولی مرا به تازیانه می برند *خدایا به اشک گریه کنای ابی عبدالله علیه السلام،به سوز دل عمه ی سادات زینب کبری سلام الله علیها،و به حق امام رضا علیه السلام،فرج امام زمانمان برسان،خدایا همین الان با مژده ی ظهور و فرجش قلب نازنینش شاد بگردان،خدایا هر کی به هر امیدی اینجا نشسته با دست با کفایت امام زمانمان،مهمات دنیا و آخرتشون رو کفایت بفرما* ابتدایی و پایانی دعای اُم داوود " صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِيمُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ الْبَصِيرُ الْخَبِيرُ............اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّي وَ فَاقَتِي وَ اجْتِهَادِي وَ تَضَرُّعِي وَ مَسْكَنَتِي وَ فَقْرِي إِلَيْكَ يَا رَبِّ." "یعنی خدا به خاریم رحم کن،به نداریم رحم کن،خدا سه روز اومدم اینجا نشستم،کوشش کردم تو رو از خودم راضی کنم،اهلبیت رو از خودم راضی کنم،به این کوششم رحم کن،خدایا به زاریم رحم کن،به بیچاره گیم رحم کن، خدایا میدونی دستم خالیه، بهم رحم کن،اینجای دعا دستور اینه تا میتونید،گریه کنید،اشک بریزید،سعی کنید به قدر بال مگسی هم شده اشک بریزید در حالت سجده که علامت استجابته،هر که اشکش جاری شده دعاش رو قبول کردن،اما چه اشکی بهتر از گریه ی برا حسین،همین طور که صورت ها رو خاکه،یه جمله اشاره کنم،کار امام حسین علیه السلام رو کربلا به جایی رسوندن،نوشتن ارباب مقاتل:" فَسَقَطَ الْحُسَیْنُ عَنْ فَرَسِهِ إِلَى الْأَرْضِ عَلَى خَدِّهِ الْأَیْمَنِ" از اسب رو زمین افتاد،طرف راست صورتش روی خاک،دیدن لباش مثل دو چوب خشک به هم میخوره،میگه گمان کردم مردم رو نفرین میکنه،دقت کردن دیدم با کمال ضعف میگه:" فاسقوه شربة من الماء" حسین...."الهی رضاً بقَضائِک و صبراً علی بلائک، تسلیماً لامرک، لا معبود سواک" (صلی الله علیک یا اباعبدالله)3 وَ صل الله علی قلب زینب الصبور و لسان شکور" وقت وداع با این مراسم ِ، شب شام غریبان زینب کبری سلام الله علیها،یه جمله اشاره کنم از فرصتی که هست، زنها و بچه هارو سوار بر ناقه ها کرد، همه رو کمک کرد،اما وقتی نوبت به خودش رسید،دیگه کسی نبود کمکش کنه،یه نگاه به طرف گودی قتلگاه کرد،یعنی داداش پاشو،زینبت میخواد سوار بر ناقه بشه،یه نفر محرم نداره،حسین....* نوای کاروان هر دم زند آتش به جانم خدایا بر زمین مانده تنِ آرام جانم روان با شور و شینم خداحافظ حسینم 🥀
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 بسم الله الرحمن الرحیم شهید ..حاج آرمین غلامی دفن بدن سیدالشهدا(ع) شهادت آیت الله ابراهیم رئیسی ریس جمهور محترم امام حسین (ع) ♦️ای دریغا شد خزان از نو ، بهار دیگری ♦️ریخت از نخل ولایت برگ و بار دیگری ♦️زنده شد یاد رجائی در دل ایران ما ♦️تازه شد داغ غم خدمتگزار دیگری ♦️از میان کوچه‌باغ دیدگان بی‌فروغ ♦️رفت بر دوش ملائک رهگذار دیگری ♦️رفت تا در سایه عرش خدا گیرد قرار ♦️از میان بی‌قراران بی‌قرار دیگری ♦️آنکه در خط ولایت ماند و تا پایان عمر ♦️درنیامد از وفا در انحصار دیگری ♦️پر کشید از این جهان با جمع همراهان خویش ♦️تا نماید زندگانی در دیار دیگری ♦️راه معراج ابد پیمود و رفت از بین ما ♦️حق مداری ، جان نثاری ، غمگسار دیگری ♦️آیت اللهِ رئیسی رفت و روی دوش ما ♦️ماند از اندوه و ماتم کوله ‌بار دیگری ♦️آیت اللهِ رئیسی شد شهید و ای دریغ ♦️رهبر فرزانه داد از دست یار دیگری ♦️در شب میلاد خورشید هدایت شد روان ♦️از کنار چشم ملت جویبار دیگری ♦️خادم الخدّام سلطان خراسان کسب کرد ♦️باز هم از دست مولا افتخار دیگری ♦️گشت مهمان علی موسی الرضا در عرشِ حق ♦️از میان خادمان آئینه دار دیگری ♦️آیت الله رئیسی رفت و رفت از دست ما ♦️باز هم خدمتگزارِ جان نثار دیگری ♦️با شهادت این شهید عالِم عالی‌مقام ♦️زد به لوح سینه نقش ماندگار دیگری خانواده محترم شهید آیت الله ابراهیم رئیسی فرزندان وبرادران پدر شما برادر شما خادم امام رضا بود خادم مردم ایران بود ریس جمهور محبوب کشور بود که درخدمت به وطن درروز ولادت امام رضا(ع) با تعدادی از همراهان بر اثر سانحه سقوط بالگرد به شهادت رسیدند اما همه مردم ایران اسلامی آمدند درتشیع پیکر پاک شهید ریس جمهور محبوب خود شرکت نمودند بدن نازنین این خادم امام رو رضا تشیع کردن.به شما تسلیت گفتند انشاالله روحش مهمان امام رضا(ع) باشه روحش با اهل بیت محشور بشه اما عزیزان معمولا بدن شهید رو که تشیع می کنند گل باران می کنند اما من یک شهیدی را سراغ دارم که تشیع ویژه ای داشت یادشهدا امام شهدا درگذشتگان جمع حاضر الخصوص روح این شهیدماخادم امام رضا (ع)ریس جمهور محبوب و خدمت گذار همه مردم از این مجلس محفل فیض ببرد اما عزیزان معمولا بدن شهید گلباران می کنند اما من قربان آن شهیدی بشم که در کربلا عوض اینکه بدنش را گل باران کنند سنگ باران کردند نیزه دار با نیزه می زد آنها که شمشیر داشتند با شمشیر می زدند اما عزیزان داغ‌ دیده شما بدن نازنین شهید با چه احترام دفن کردی اما دلها بسوزه بر امام سجاد لذا وقتی اقا امام سجاد می خواستند بدن بابارا دفن کنند گفت بنی اسد برای من یک تکه بوریا بیارید امام سجاد این بوریا رازیر بدن قرار داد بنی اسدگفتند اقا مگر برای این بدن اتفاقی افتاده این عبارت به کار بردند.. 🔸امان ازنعل های تازه بسته.. 🔸امان ازاستخوانهای شکسته.. حسین آرام جانم حسین روح روانم علي لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي ينقلبون التماس دعا 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ۱۴۰۳/۳/۱ ختم آیت الله رییسی شنبه اول خردادماه /حسینیه بیات _آرمین _غلامی #
روضه آیت الله رییسی۱.mp3
7.77M
ختم آیت الله رییسی شنبه اول خردادماه /حسینیه بیات _آرمین _غلامی
گریز به علیه السلام به مناسبت شهادت خادم ملت حجه الاسلام و المسلمین : خوش‌بخت کسی که با ولایت باشد چون شمع ، چراغِ راه وحدت باشد خوش‌بخت کسی که بعدِ عمری خدمت پایان مسیر او شهادت باشد ای اشک ، روان شو خبر از یار نیامد ( از دیروز عصری که این اخبار بینِ رسانه ها ، هِی دست به دست میشد ، هِی همه پیگیر بودند تا نصف شب ، نیمه های شب ... تا اوایل صبح که این خبر اومد ، چه حالی داشتیم ؟ این حسِ انتظار این بی خبری ؟ اینکه خدایا ، این عزیزان زنده اند ؟ چی شدند ؟ ) ای اشک ، روان شو خبر از یار نیامد مَرهم به دلِ غم‌زده ، این‌بار نیامد ... گفتند که ایران حرمِ آلِ رسول است ای اهلِ حرم ! میر و علمدار نیامد چقدر خوبه آدم اینطوری از دنیا برود ، یه مملکتی که نه ، همه دنیا ناراحت و مصیبت زده ی این آقان ... این سید با دلهای مردم چه کرد ؟ ان شاءالله توو روزهای دیگه ، توو مراسم تشییع این شهدای عزیز ، چه خبر میشه مملکت ؟ دنیا به هم ریخته ، اما حرفم اینجاست ، از دیروز همه مردم ، چشم انتظار بودند ، ... فهمیدی چقدر چشم انتظاری سخته ؟ آی اگه آدم منتظر کسی باشه ، هِی میره خبر میگیره ... چی شد ؟ بلاخره خبری شد ؟ برگشت ؟ برنگشت ؟ چه خبر شد ؟ اما ببرمتون کربلا ... توو خیمه های ابی عبدالله ، این زنها و بچه ها منتظرند ، عَلمدار برنگشته ، چه گذشت بر خیام ابی عبدالله ، خدا میدونه ... ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حسین سید و سالار نیامد ... آی اباالفضل ، آی اباالفضل ، قربونت بِرم ، آی عَلمدار ، ... بعضی ها میگفتند حضرت آقا سن و سالی ازشون گذشته ، اگه خدایی نکرده اتفاقی بیفته ، آقای رئیسی هست ، نگران آینده نیستیم ، اما حالا چی باید بگیم ، ... توو خیمه های ابی عبدالله ، همه بچه ها دلشون به اباالفضل قُرص بود ، هر بچه ای که تشنه بود ، گریه میکرد ، مادرها دلداری میدادند ، غُصه نخور ، عمو اباالفضلت هست ، میره آب رو میآره ، ... اما ...، امون از آن ساعتی که اهل حرم ، جلو خیمه ها ، چشم انتظارند ، یه دفعه دیدند صف لشکر شکافته شد ، ابی عبدالله با یک دست ، عنان ذوالجناح ، با دست دیگه ، دست به کمر گرفته داره میآد ، فقط خدا میدونه چی گذشت بر ابی عبدالله ، چه جوری میخواد این خبر را به اهل خیمه برسونه ؟ دیدند ابی عبدالل اومد ، مقابل خیمه ها نشست ، کسی جرات نمیکنه بیاد سئوال کنه ، چی شده ؟ یه وقت دیدند یکی از نازدانه ها اومد جلو ، دست انداخت گردن بابا ، یه حرفی زد درِ گوشِ ابی عبدالله ، صدا زد : « یَا أبَتاهُ أَیْنَ عَمِّیَ الْعَبَّاسْ ؟ » بابا ، عموم چی شد ؟ بابا من دیگه آب نمیخوام ، بگو عموم برگرده ... یه مرتبه دیدند ابی عبدالله ، از جا بلند شد ، اومد عمودِ خیمه ی اباالفضل را کِشید ، یعنی بچه ها ، دیگه این خیمه صاحب نداره ، ... هر جا نشستی و صدای منو میشنوی از سویدای دلت صدا بزن ، یاحسین ختم آیت الله رییسی شنبه اول خردادماه /حسینیه بیات _آرمین _غلامی #
ختم رئیس جمهور شهید آیت الله سَیِّد ابراهیم رئیسی مداح.حاج آرمین غلامی ------------ ای شهید امروز و فردا می روی می روی امّا چه زیبا می روی می روی بر دوش امواج نسیم مثل رود و مثل دریا می روی سَیِّد ابراهیم ، ای از نسل نور چون شهیدان نزد مولا می روی بوی سیب و بوی کوثر می دهی نزد مادر ، نزد زهرا می روی خادم کوی رضا بودی که باز بهر خدمت نزد آقا می روی می روی همسایه ی مولا شوی در جنان ، در نزد طوبا می روی ای شهید خدمت و اخلاص و عشق تا حریم سبز گلها می روی کوله باری داری از خدمت به خلق این چنین از دار دنیا می روی جامه ی سرخی به تن داری عزیز چون شهیدان سوی عقبا می روی خانه ی نورانی ات در مشهد است تا بگیری منزل آنجا ، می روی «یاسر» از وصف تو گفت ای مردِ مرد سرو قامت ، سبز و رعنا می روی 💔به کارگر خسته گفت آیا به شما نهار داده‌اند؟ مسخره‌اش کردند! 💔‏در دیدار با کودکان بهزیستی گفت پشتی‌ها را جمع کنید، مسخره‌‌اش کردند! 💔‏گفت اگر بخواهید برای رد شدن از بین جمعیت مردم سریع رانندگی کنید و جان مردم را به خطر بیاندازید خودم پشت فرمان مینشینم، ‏مسخره‌اش کردند! 💔‏گفت اگر لازم باشد ده بار به یک استان سفر میکنم تا مشکل مردم حل شود، مسخره‌اش کردند! 💔‏گفت کشور را به سمت پیشرفت می‌بریم گفتند ۶ کلاس سواد داری. 💔‏حرف زد مسخره کردند 💔‏راه رفت مسخره کردند 💔‏سفر استانی رفت مسخره کردند 💔‏آخر هم در همین سفرهای استانی در یک نقطه دورافتاده بیش از ۱۲ ساعت دنبال پیکرش گشتند🖤 ‏انسان بزرگ با رفتنش دیگران را شرمنده می‌کند ‏🔴چه زیبا گفت پناهیان: خیلی‌ها در تشییع پیکر او برای عذرخواهی می‌آیند. ♻️👇🏻 ختم آیت الله رییسی شنبه اول خردادماه /حسینیه بیات _آرمین _غلامی #
1_5068034654.mp3
10.37M
رحلت امام خمینی حسن شالبافان 🎤
متن روضه امام محمد باقر (ع) روضه شهادت امام محمد باقر (ع) خاطرۀ غم نمیرود از یاد حسن خلج ▪️ هزار خاطرۀ غم نمیرود از یاد غروبِ سرخِ محرم نمیرود از یاد ▪️ چکارکردن ...چیکار کردن آقاجون ؟ میتونی یه جمله شو بگی ؟ به خون تمامیِ گلهایِ باغ آغشتن نه گل ، نه غنچه ، نه بلبل ، تمام را کشتن به کوچیک و بزرگمون رحم نکردن ..... حسین ...........😭😭😭 هزار خاطرۀ غم نمیرود از یاد ... عمه هام میدویدن .... دامنِ عمه کوچولوم آتیش گرفته بود ...😭 آقا دیگه بگو از خاطراتت .... به گاهوارِۀ خالیِ اصغرم سوگند ربابُ خیمۀ ماتم نمیرود از یاد .....😭😭 خرجِ محرم و صفر رو بگیر ازین آقا .... یه جوری شد اوضاع ، ما بچه ها تو این خیمه ها می گشتیم ، یه چیکه آب پیدا کنیم ... هی علی اصغر خودشُ از گهواره می انداخت پایین .... ای آقام ..... حسین ....😭😭😭 فرات بود و عطش بود و کودکانِ حرم ... ▪️ من در هر سنی باشم امامم ... من حجتِ خدا هستم ، اما عمه ها ، برادرا و برادرزادها و کوچولو هایِ دیگه طاقت نداشتن ... این دامن هایِ عربی رو بالا زدن ... رو کفِ خرابه .... جیگرم آتیش گرفته بود .... جیگرم می سوخت .....حسین .........😭😭 🖤🖤🖤
. مداح: حسین هوشیار •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• "یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّه، یا مُحَمَّد بن عَبدِالله، یا اِمامَ الرَّحمَه، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِه، یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه" اي ملائک سوي يثرب همه پرواز کنيد شمع سان، ناله و سوزِ جگر آغاز کنيد همه با هم به سَما دستِ دعا باز کنيد خون فشانيد ز چشم و به خدا راز کنيد مُهرِ غم، نقش به بال و پرتان مي گردد مرگ دورِ سَرِ پيغمبرتان مي گردد پيک غم از حرمِ خواجه ي اَسرا آيد خبر از فاجعه ي محشر کبري آيد کاورانِ اَجل از جانبِ صحرا آيد نگذاريد دَرِ خانه ي زهرا آيد قاصد مرگ کجا، کعبه ي مقصود کجا مَلَکُ الموت کجا، خانه ی معبود کجا * مثل پروانه ای حضرت زهرا داره دورِ بابا میگرده، اشک میریزه، دستمالِ نمناکی روی پیشانی گذاشته، تبِ بدن رسول اکرم، تن فاطمه رو میلرزونه، ناگهان بی بی صدای در شنید، آمد پشت در حضرتِ فاطمه، در رو باز کرد، یه نفر دَمِ در ایستاده با ادب، اجازۀ ورود میخواد، شما کی هستید؟ گفته باشه: من سائلِ دَرِ این خانه هستم، گفت: برو ای سائل، برو حالِ پدرم خوب نیست، برو یه وقت دیگه ای بیا...* اَجل اِستاده هراسان به دَرِ بيت رسول پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دُخول لرزد از زمزمه ي او دلِ زهراي بتول فاطمه نزد پدر آمده محزون و ملول *اومد پیش بابا، کی بود در میزد؟ پدر جان! گفت: من سائلم، میخوام شمارو ببینم، دوبار، سه بار تا حالا اومده، پیغمبر فرمود: فاطمه جان! نشناختیش؟...* که اي پدر پيک عجيبي است تو را مي خواند کيست کز هر نَفَنش قلب مرا لرزاند گفت در پاسخِ زهرا پدر، اي پاک سرشت دست تقدير براي تو غمي تازه سرشت پدرت مي رود امروز به گلزار بهشت آسمان کوهِ بلا را به سر دوش تو هِشت فَلَک امروز پُر از ناله ي جبرائيل است اين غريبي که بُوَد پشت در، عزرائيل است * دخترم! این برادرم مَلَكُ الموتِ، از هر در خونه ای بخواد وارد بشه اجازه نمیگیره، اما چون تو جلوی در ایستادی، تا تو اجازه ندی وارد نمیشه... یا رسوالله! نذاشتن آب کفنت خُشک بشه، کاش فقط اجازه نمیگرفتن، اومدن هیزم آوُردن، کاش فقط هیزم می آوُردن، آتیش زدن، با لگد در رو شکستن... یارسول الله! بعد از رحلت شما...* کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانۀ تو گشت حرام رخت مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حکم بر خانه نشینی علی امضا شد بعدِ تو حُرمت کاشانۀ تو حفظ نشد پای اولاد حرامی به حریمت وا شد دخترت پشت در و آتش و دود و مسمار خوب فرمان موَدت به خدا اجرا شد *مگه آیۀ قرآن نیست که خداوند فرمود: ای پیغمبر! به این مردم بگو:"لا اَسئَلُکُم عَلَیه اَجرًا، اِلا مَوَدَةَ فى القُربیٰ" بیست و سه سال زحمت چه زحمت ها کشید، دندونش رو شکستن، محاصره اش کردن، تحریمش کردن، شکمبه شتر روی سرش خالی کردن، زدنش، تبعیدش کردن، دلش رو شکستن، اما پیغمبرِ مهربانیِ، اهل گذشته، اهل ندید گرفتنِ، اما فرمود به امر خدا: هیچ مزدی از شما نمیخوام، فقط به من قول بدید با بچه هام مهربون باشید، با دخترم مهربون باشید، دلشون رو نشکنید... یا رسول الله!....* خبرِ پر زدن فاطمه، حیدر را کشت چند باری به زمین خورد علی تا پا شد روضه ها هست، بمانند، ولی عاشورا تشنه لب شاهِ غریبی که تک و تنها شد از بلندی فَرَس تا به زمین خورد شنید صحبت از غارتِ معجر ز سَرِ زن ها شد زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد *مگه شما حسین رو بغل نمیکردی؟ مگه روی دوشِ جاش نبود؟ مگه رویِ سینۀ شما جاش نبود؟ وقتی پیغمبر داشت جون میداد، امام حسین سن و سالی نداشت، تو اون عالمِ بچگی خودش رو انداخت رو سینۀ پیغمبر اکرم، اهل خانه اومدن بردارن، آخه سینۀ محتضر رو باید سَبُک کنی، اما دیدن دست پیغمبر داره اشاره میکنه، دست نزنید، وقتی حسینم رویِ سینۀ منه من راحت جون میدم... یه روز حسین رویِ سینۀ پیمبر، یه روزم رویِ خاکِ کربلا...ای حسین...* زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد سر او تا که جدا شد زره اش را بُردند زره اش هیچ، سرِ پیرهنش دعوا شد محمد جواد شیرازی •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----•