eitaa logo
آهوها باز می‌گَردند.
532 دنبال‌کننده
39 عکس
22 ویدیو
0 فایل
🦌`🪽 کلاغ به خانه نرسیده مرد، بال پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
برای من از واژه‌های پرپر شده بگو، از درد کلام‌نشده، از عصیانِ سکوت و از زانوهای شکسته‌ی ذوق، از دست‌های رنجور بگو و عزاداری‌های نیمه‌شب، از لبخندها که لباسِ آبروی غم‌ها بودن، از اون‌همه زندگی که در آدمی اتفاق نیفتاد بگو. به من، از من بگو.
امروز موهایم را دوست می‌داشتم، چون می‌توانستم لبخندهای تو و کلماتت را در پیچششان جای بدهم و فرود نیایند. می‌گفتی خوبیِ موهای فرت چنین است، که همه‌چیز را نگاه می‌دارند؛ انگشتان را، سمت‌و سوی نگاه را، لبخندِ بر چهره را. امروز هم تو را نگاه داشتند. چَشمانم نیز، به نگاه‌داشتنِ نگاهت بسیار قصد داشتند؛ هرچند که فاصله‌ها بود تا پیراهن یوسف.
جگرمان زیر دندان‌هایمان هزار تکّه شد، تاب آوردیم‌و تابمان شکست، دنیا را خواب برد ما را وهم، تحملمان با میخ طاق شد بر گچ دیوار، گنج را دیگران بردند و رنجش را بر سر سفرهٔ ما جا گذاشتند. به کوزه رسیدیم با لبانی ترک‌ترک، دیدیم کوزه نیز شکسته بود و آب برخاک کویر خشکیده بود. از این ستون به آن ستون دویدیم و سقف بر سرمان آوار شد، هرچه کاشتیم را نیز دزدان نیمه‌شب درو کردند، کوه به کوه رسید امّا آدم به آدم نرسید، باممان کوچک بود و امّا برفمان خانه را از جا کَند، درختمان هرچه پربارتر شد کمرش خمیده‌تر گشت، تک گلمان رویید و زمستان به انکارش برخاست، از کوه‌هایمان کاه ساختند و به سخره‌اش نشستند، رشتهٔ زندگی از دستمان در رفت امّا دنیا هنوز داشت گره می‌زد، دل به دریا زدیم و دریا دل به غرق کردنِ قایقمان زد، دست روی دست نگذاشتیم بل دنیا دست‌هایمان را بست. خون دلمان را به دندان کشیدند و سپس گفتند که ز چه‌چیز چنین رخسارت رنگ‌پریده است؟
چند کلامی من رو مهمون می‌کنید میونِ این هیاهوی پر سر و صدای غصّه‌ها ؟
آهوها باز می‌گَردند.
چند کلامی من رو مهمون می‌کنید میونِ این هیاهوی پر سر و صدای غصّه‌ها ؟
غمم رو برات کلمه می‌کنم. انقدر ذهنم پر از صداها و گفته‌های مختلفه که نمی‌تونم با صدای بلند از روی یه چیز بخونم. چون می‌ترسم حواسم پرت بشه و جوابم به صداهای ذهنم اشتباه به‌جای بازتاب نوشته در ذهنم بپره بیرون. با شتاب یکسان ولت کرد آره؟ خب می‌دونی تندی متوسط دوستی‌تون زیادی یکنواخت بود. یه‌جورایی چون سگ به مدت پونزده دقیقه داشته با سرعت 10 متر بر دقیقه می‌دویده ولت کرد. نمی‌دونم میگیری یا نه. کلا منظورم اینه که اگه 6x رو با 3x/v ساده کنی برابره با علت ناتوانیت در گذر از این مسئله. ` سلام آهوی قصه‌ها. دقیقاً همین چند روز پیش بود که به فاطمه گفتم گاهی اون‌قدر صداهای توی ذهنم بلنده، نمی‌تونم رشته کلام‌ها رو از هم تفکیک بدم. فرض کن ده‌تا آهنگ هم‌زمان درحال پخشن، آدمی چطور گوش بسپره به نجوای آهنگی و سرسام نگیره؟ من نیز هراست رو احساس می‌کنم و با جون‌و چشم‌هام درک می‌کنم. گاهی انقدری صداها بلنده و غصه‌ها خسته و در تمنای شنیدن، که سرک می‌کشند از بین کلامت و در بین مکالمات روزمره‌ات. امّا ما این‌جا از این هراس‌ها نداریم. این‌جا هرچی می‌خواییم رو کلمه می‌کنیم. اصلاً بذار بنیادِ این‌جا صداهات بکنه ببره، باشه ؟ با ریاضیات تو هم دوستی میشی بابت غمت؟ فکر می‌کردم فقط منم که هی می‌ذارمش تو قدر مطلق و شگرف می‌شم از این‌که هنوز منفیه. دلتاها رو حساب می‌کنم، هی می‌بینم این رابطه ریشه‌ای نداره. غصّه نخور. رها کن. دوتا خطِ قدر مطلق رو کج کن روش اسکیت‌سواری کنیم. نظرته؟
آهوها باز می‌گَردند.
غمم رو برات کلمه می‌کنم. انقدر ذهنم پر از صداها و گفته‌های مختلفه که نمی‌تونم با صدای بلند از روی یه
فیزیک سر من‌هم چنین بلایی میاره. برام نمودار سرعت-زمان سگ رو بکش تا در ادامه‌ی ناتوانی همراهیت کنم.
آهوها باز می‌گَردند.
فیزیک سر من‌هم چنین بلایی میاره. برام نمودار سرعت-زمان سگ رو بکش تا در ادامه‌ی ناتوانی همراهیت کنم.
من فیزیکم خوب نیست امّا می‌تونم تو سرسره‌ سواریِ نمودارهای دلتاها، هم‌راهیتون کنم. بعد هم چندتا آی‌پی میزبان بسازیم تا میزبان غصه‌هامون بشه.
آهوها باز می‌گَردند.
من فیزیکم خوب نیست امّا می‌تونم تو سرسره‌ سواریِ نمودارهای دلتاها، هم‌راهیتون کنم. بعد هم چندتا آی‌پ
فرقی نداره فیزیکت خوب باشه، یا نباشه. فرقی نداره توان معادله حرکتش چقدر باشه، باور کن. حتی فرقی نداره یکنواخت باشه، یا شتاب دار، شتابش ثابت باشه، یا نباشه.اصلاً این‌ها مهم نیست. به‌هرحال آدمی که پای موندن نداشته باشه، پای رفتن داره. ترکت می‌کنه. حالا تو هی سرعت متوسط و سرعت لحظه‌ایش رو حساب کن. هی شتاب رو از شیب نمودار به‌دست بیار، تغیری ایجاد نمی‌کنه. رفت آقا، رفت. تموم شد.
آهوها باز می‌گَردند.
فرقی نداره فیزیکت خوب باشه، یا نباشه. فرقی نداره توان معادله حرکتش چقدر باشه، باور کن. حتی فرقی ندار
فکر می‌کردم درخت‌ها رو پر و بال بدی، سایه‌ت میشن و پناهت. یادم رفته بود آدم‌ها پا دارن و رد میشن از خاطراتت، خودت، قلبت. آره شوالیه. آدم‌ها پا دارن و میرن. هرچی دلتا درآوردیم، ریشه‌ای نداشت این درختِ ما. تموم شد. تموم. هرکاری کردیم توانمون منفی موند. متأسفم.
هدایت شده از روزها در راه
بارها به خودش گفته بود نرود دنبال آهوی رمیده. اما چه فایده، رفته بود، رنجیده چشم به راه مانده بود و دل برگشتن نداشت.