آهوها باز میگَردند.
چند کلامی من رو مهمون میکنید میونِ این هیاهوی پر سر و صدای غصّهها ؟
برام کتاب میخونی رزی؟
`
برات کتاب میخونم آهو.
هدایت شده از روزها در راه
بارها به خودش گفته بود نرود دنبال آهوی رمیده.
اما چه فایده، رفته بود، رنجیده چشم به راه مانده بود و دل برگشتن نداشت.
آهوها باز میگَردند.
چند کلامی من رو مهمون میکنید میونِ این هیاهوی پر سر و صدای غصّهها ؟
ما مُردیم، آره ما مُردیم. تقلای بیهوده چرا؟
`
آهوها باز میگَردند.
ما مُردیم، آره ما مُردیم. تقلای بیهوده چرا؟ `
زمان:
حجم:
3.2M
ببخشید خیلی شد واقعاً
آهوها باز میگَردند.
چند کلامی من رو مهمون میکنید میونِ این هیاهوی پر سر و صدای غصّهها ؟
از کملیاقتیِ کلمات و طاقت اندک چشمونم، واقعاً توان جسم کم آورده با اینکه کلماتم بسیاره. رخصت بدین بهمن که بعداً سرفرصت حق کلامم رو ادا کنم در مقابلِ کلماتِ به مهر تزیین شدهتون. بوسهی شببهخیر بهم میدید ماهپیشونیها، تا که نخود بشیم بریم خونههامون ؟🤍
رفتن اینجا کلماتتون، انقدری که خرسند شدم باهام حرف زدین، غیرقابل وصفهو در زنجیر کلمات کشیده نمیشه. بوسیدم تک به تک حروفتون رو.
خیلی خیلی حروفتون جالب و دوستداشتنیه، آدم دوست داره بدزدتشون. از اعماق قلبم دوستدارم جوابشون رو با جونو دلم بدم. امّا زمان تنگ و توان اندکه، قول انگشتی میدم بعداً پیامای جالبتون رو پاسخ بدم. تک به تک. حتماً حتماً حتماً جواب میدم، یکم حواستون به اینجا بیشتر باشه پاسخها برسن به خونههاتون.