eitaa logo
آهوها باز می‌گَردند.
537 دنبال‌کننده
47 عکس
22 ویدیو
0 فایل
🦌`🪽 کلاغ به خانه نرسیده مرد، بال پرستوها شکست، خورشید زمین فُتاد، درخت‌ها کج شدند، پای اسب‌ها شکست‌و چَشم آهوها کور شد. همه رفته‌اند. ما مانده‌ایم. ما، مانده‌ایم. چون من من یقین دارم به آبی آسمان و بازگشت آهو_آهوها. آهوها باز می‌گردند. می‌دانم، می‌دانم.
مشاهده در ایتا
دانلود
` مردی در تبعیدِ ابدی ده تن بودیم و همه یک‌آن خواب دیدیم.
آهوها باز می‌گَردند.
گفتا که نیست چند تن آدمی، که بینند به یک‌آن به چَشم رویایی‌و خوابی‌و سرابی. گفتم که امّا ما دویدیم سوی سراب و با خویش چنین گفتیم؛ چَشم من گر به خواب اندر باشد، دیگری دو چشمی گشوده دارد حتماً! و اگر من از تشنگی، آب را در هیئتِ وهم می‌بینم، دیگری هست که حقیقت را از هاله‌ی غبار بازشناساند! لیک همگی خواب بودیم؛ یک‌آن، یک‌زمان، یک‌لحظه، با لبانی که به غایت تشنه بود و ترک‌ترک. هنگامی که چشم گشودیم، دیگر نه آبی مانده بود و نه رمقی برای تشخیصِ دریا از آسمان. «آیا تو نیز آب را می‌بینی؟» «نه، بَل، من‌هم تشنه‌ام اخوی!»
گفتم که چرا خسته‌ای از راهِ رسیدن؟ گفتا که چه مانده‌ست مرا جز نرسیدن؟
آهوها باز می‌گَردند.
فرقی نداره فیزیکت خوب باشه، یا نباشه. فرقی نداره توان معادله حرکتش چقدر باشه، باور کن. حتی فرقی ندار
هرچی از این رابطه دلتا گرفتم، ریشه نداشتیم عزیزم. ریشه نداشتی. نمی‌تونستم بیارمت رو محور و بهت یاد بدم چجوری خودت رو، ریشه‌ت رو به چیزی بند کنی. ریشه نداشتی. منفی بودی و هربار تو قدرِ مطلق گذاشتمت، منفی دراومدی. درخت نمی‌تونه به پرستو، تعلق و اصالت رو یاد بده.
چه‌خطایی از کلماتم سر زده که این‌جا از چشمونتون افتاده و نور دیدگانتون رو محروم کردین از این تاریک‌خونه و بیشه‌ی زخم‌خورده ؟💘
آهوها باز می‌گَردند.
چند کلامی من رو مهمون می‌کنید میونِ این هیاهوی پر سر و صدای غصّه‌ها ؟
چطور غمتونو کلمه میکنید؟ غم من اونقدر بزرگه که تو کلمه ها هم جا نمیشه ` غم کلمه نمیشه خنیا، نه، نمیشه. هرگاه تونستی خون رو از کلامی جاری کنی بر زمین، غم رو هم می‌تونی تو قفس کلمه‌ها بکشونی. امّا آدم باید یه‌طوری زنده بمونه، مگه‌نه؟ باید زنده بمونه. باید یکم از غصّه‌هاش رو کم کنه تا که بغض‌ها ترکی بردارن و نفسش بالا بیاد. باید آدم یه‌طوری نفس بکش از میون این اجتماعِ غصّه‌ها.