_اوم سلام تام...
چه خبر!؟
با متیو چکار میکنی؟ بدون من هاگوارتز اصن خوش میگذره؟
نمیدونم که دلت برام تنگ شده یا نه ولی این روزا که تو حال بدیم و افسردگی تو قلبم کمین کرده تنها فکر کردن به تو کمکم میکنه...
تام شاید باورت نشه ولی دیدن جواب نامه هایی که قبلا بهت میدادم و دیدن سمبل جوابشون چقد حالم و خوب میکرد،..
باورش سخته ولی دیگه تلاشی برای اومدن پیشت نمیکنم و فقط منتظرم یهو معجزه شه...
نمیدونم ولی دیگه انرژی متود رفتن و تلاش برای اومدن و ندارم...
ولی قول میدم اینجوری نمونه... قول میدم بازم تلاش کنم.
بزودی میبینمت
امضا؛ تارا
___________
Tom: درود تارا، هوم متیو هم بد نیست... البته مدتی میشه ندیدمش، همونطور که میدونی، من خیلی کار دارم...
اوه متاسفم امیدوارم موفق بشی، از ملاقاتت خوشحال خواهم شد...
امضا: تام مارولو ریدل.
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
_اوم سلام تام... چه خبر!؟ با متیو چکار میکنی؟ بدون من هاگوارتز اصن خوش میگذره؟ نمیدونم که دلت برام ت
تام نمیخوای یکم مهربانانه تر و بیشتر جواب بدی؟ خیلی سرد ننوشتی؟
_درود جناب تام...
احوالتون!؟
هاگوارتز چطور میگذره؟
#آرتمیس
________
Tom:
_درود دختر جوان، متشکرم که حالم رو پرسیدی... هاگوارتز، مثل همیشه شلوغ و پر غوغا... اما همیشه افرادی هستن که در کنج های خلوت کمین کرده باشن، نه؟
_نمیدونم چند وقت میشه که همدیگه رو ندیدیم ولی انگار دلت اصلا برام تنگ نشده. یادت نمیاد چقد همو دوست داشتیم؟ داشتیم برای کشتن هری پاتر نقشه میکشیدیم ولی قبلش منو پیدا کردن و به جرم مرگخوار بودن به آزکابان فرستادن. چند روزی میشه که ازاد شدم و از همون رو اول دنبالت میگشتم. اما الان که فهمیدم ادونا امه هامو برات میاره خیلی خوشحال شدم. اگه دوباره منو به عنوان وفادار ترین مرگخوار و کسی که دوست داره میپذیری امروز میتونی منو تو کوچه دیاگون پیدا کنی.
امضا§: لورنا
____
Tom: مثل همیشه، بهترین انسان ها وفادارترین اون ها به منن! وفاداری از هرچیزی برام مهم تره و تو به خوبی انجامش دادی.
امشب، می بینمت...
تام احساس میکنم خیلی داری به مرگخوار هات اهمیت میدی، پس من چی؟
Tom: تو هروقت یاد گرفتی که گریندل والد رو به رخ من نکشی، شاید یه استثنایی برات قائل بشم...
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
Tom: تو هروقت یاد گرفتی که گریندل والد رو به رخ من نکشی، شاید یه استثنایی برات قائل بشم...
گلرت حداقلش بلد بود با خواهرش چطور حرف بزنه...