تام احساس میکنم خیلی داری به مرگخوار هات اهمیت میدی، پس من چی؟
Tom: تو هروقت یاد گرفتی که گریندل والد رو به رخ من نکشی، شاید یه استثنایی برات قائل بشم...
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
Tom: تو هروقت یاد گرفتی که گریندل والد رو به رخ من نکشی، شاید یه استثنایی برات قائل بشم...
گلرت حداقلش بلد بود با خواهرش چطور حرف بزنه...
_https://eitaa.com/Tom_Iduna/3220
واو چه سرد...
تام جان من یکم مهربون تر
اینهمه آدم دارن از دلتنگیشون با تو میگن و همین!؟؟
#آرتمیس
______
Tom: من همینم، قدرت من همینه، اگه نمی تونی باهاش کنار بیای، شاید بتونم روش دیگه ای رو اعمال کنم. ضعف نشون نده مرگخوار، تو نیازی به احساسات نداری. احساسات ابزار رسیدن به خواسته ها هستن نه چیز دیگه ای...
مثل آدونا نباش
_سلام.
تام بنظرم خیلی داری برای نوشتن جواب نامه های مرگخواران زحمت میکشی. خسته نشی یوقت؟ میشینیم ده خط نامه مینویسیم بعد تو دو کلمه جواب میدی؟ این عالیه. حداقل میشه بهش خندید. و میدونم شاید بخاطر این حرفم بخوای منوبکشی. ولی نمیتونی. یوهاهاها
_
Tom: اون قدر برام بی ارزشی که تو رو لایق جواب دادن نمی دونم
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
راستش، امروز یه هورکراس ساخته و خب
Tom: همه چیز رو باید بگی آدونا؟ نکنه برای ساخت جان پیچ بعدی باید از تو استفاده کنم؟؟
_https://eitaa.com/Tom_Iduna/3228
خیله خب باشه...
خودم دفعه بعدی ای که دیدمت میکشمت
#آرتمیس
___
_Tom: یا خیلی شجاعی یا خیلی احمق، که من رو به دوئل جادویی دعوت میکنی