eitaa logo
‌ ‌˒𝑴𝒖𝒔𝒊𝒄 𝑽𝒊𝒅𝒆𝒐 فورعزلحتیجبران
1.2هزار دنبال‌کننده
62 عکس
1.1هزار ویدیو
18 فایل
𝁺‌ 𐍺‌‌𝗙𝗶𝗹𝗹𝗲𝗱 𝗶𝗻 @serendipty 𝗖ު𝗼𝗹𝗹𝗲𝗰𝘁𝗶𖹭𝗻 ‌‌‌  ᬃ ׅׅ‌‌‌𖫲ٜ࣪ ꨴֵ᷃‌ᩘ‌ᮬ‌‌🎻 𐨍 𝗥𝗂𝗀𝖾𝗌ꨲ𝗍𝖾𝗋𝖾۫𝖽 𝗳𝗋𝃛𝗈ꨲ𝗆 @PV_Laura14 اصکی❓🐘تر چنلت تابع قوانین ایتا ← @eitaa
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 
IMG_20260828_002830_317.jpg
حجم: 51K
[معرفی رمان♟️] اسم رمان:: قفل قلب یخ زده پارت ها :: نمد فصل ها:: نمد شخصیت های اصلی :: یونجی و جونگ وو کاپ ها :: یونجی ، جونگ وو
هدایت شده از 
IMG_20260828_001829_630.jpg
حجم: 76.8K
سومین:: 19 سالشه با پدر مادرش زندگی میکنه میشه گفت شرکت خیلی خوبی دارن تو مدرسه کلی بادیگارد و زیر دست داره پدر و مادرش اونو خیلی لوس کردن و براش میمیرن و عاشق جونگ وو هست هر کاری برای رسیدن بهش میکنه
هدایت شده از 
IMG_20260828_001819_993.jpg
حجم: 21.1K
خواهر خونده ی یونجی رونا :: یه دختر مغرور از یه خوانواده ی فقیر بود که پدرش ولشون کرد بلخره مادرش تونست مخ یه مرد پولدارو بزنه که یعنی پدر یونجی از اون موقع خودشو خیلی سطح بالا دید و یونجی رو اذیت میکرد
هدایت شده از 
IMG_20260828_001809_653.jpg
حجم: 41.9K
جونگ وو:: 19 سالشه پدرش مدیر بزرگ ترین شرکت کره ست با پدر و مادرش زندگی میکنه هرچی از پدرش بخواد اون انجام میده مادرش هم یه مدل هست
هدایت شده از 
IMG_20260828_001805_644.jpg
حجم: 49.9K
یونجی:: 17 سالشه اون با پدرش زندگی میکنه و پدرش یه زن دیگه گرفته و اون زن یه دختر از شوهر قبلیش داره نا مادری و دخترش همش اونو اذیت میکنن و پدرش همش طرف زنشو میگیره
هدایت شده از 
Part1 *صدای زنگه ساعت* یونجی:: *زیر لب* "وای داره دیرم میشه" یونجی سریع حاضر میشه دست و صورت خودشو میشوره و از اتاق بیرون میاد "همون لحضه قیافه یونجی تغییر میکنه" رونا::بالاخره بیرو اومدی ،فکر کردم تا بیای بیرون روز اول مدرسه رو از دست میدی یونجی:: *دستشو مشت میکنه و سکوت میکنه* [تو ذهنش:: از همشون [متنفرم] کفششو میپوشه و تا مترو میدوعه " البته رونا با ماشین شخصی ای که جلوی در پارک بود رفت" "یونجی خوشش نمیاد مثل رونا باشه" یونجی::بالاخره رسیدم هه هه *نفس نفس زدن* وای نه در مدرسه بستست برم از دیوار بپرم؟... اون پسر قد بلنده کیه؟یونیفرم مدرسه ی ما تنشه ... رو لباسش نوشته ... مایلی به پارت بعد؟💝 https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
هدایت شده از 
Part2 یونجی::چش تو چش شدیم فک کنم زیاد بهش خیره شد اون خیلی خ...خشگله *گونه هاش قرمز شد* *سریع سرمو میدم پایین* حح چی ... اون الان خندید ؟ *نگاه زیر چشمی* نه نخندید ولی داره نگاهم میکنه واییی یونجی :: سلام ممن یونجین ههستم سال اولی *با صدای لرزون* یونگ وو :: من یونگ وو سال سومی *با صدای سرد* یونجی:: تتو هم دیر کردی؟ یونگ وو ::آره... میخوای کمکت کنم بری بالا؟( از دیوار) یونجی::لازم ... یونگ وو*قلاب گرفت* بیا بالا یونجی اما من سنگینم یونگ وو درحال نگاه کردن به بدن لاغرش *سکوت کرد* یونجی::باشه و رفت بالا ... مایلی به پارت بعد؟💝 https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
هدایت شده از 
Part3 لباسشو مرتب میکنه روش بر میگردونه و میبینه که یونگ وو جلو تر از اون رفته و دستشو بلند میکنه" یونگ وو::خودافظ دختر کوچولو👋🏻 یونجی:: *خجالت میکشه* "با صدای آرومی میگه من کوچولو نیستم" یونگ وو:: *نیش خند میزنه...* "یونجی وارد کلاس میشه" " معلم یونجی رو میبینه و سرش غر میزنه" معلم:: بشین صندلی‌ کنار پنجره *زنگ میخوره* "یکی از همکلاسی های یونجی به اسم دونگ مین میاد سمتش" دونگ مین :: سلامم من دونگ مینم *خیلی سریع* یونجی:: سلام من یونجی هستم *خجالتی* دونگ مین::از پنجره دیدم تو با جونگ وو بودی رابطه تون چیه؟؟ همو میشناسید؟؟ *با هیجان* یونجی:: ام نه راستش باید میشناخمش؟ *گیج* دونگ مین:: یعنی اونو نمیشی؟؟😧 یونجی::... نه... دونگ می ::اون ... مایلی به پارت بعد؟💝 https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
هدایت شده از 
Part4 دونگ مین :: اون ... خوش قیافه ترین و پولدار ترین پسر مدرسه مونه ولی خب خیلی سرده تا حالا هیشکی لبخندش رو ندیده و سو مین یه دختره پولداره که دیوونه ی جونگ وونه هرکی بهش نزدیک بشه رو پشیمون میکنه شانس آوردی شما دوتا رو باهم ندید البته شاید دید... *صدای کوبیدن در* سومین:: هوی یونجی کدومتونه کل کلاس تو سکوت فرو میره *یونجی بلند میشه*:: مم...منم *با استرس* دو تا از زیر دستای سومین اومد بردنش تو یه راهروی خلوت سومین::به جونگ وو ی من نزدیک نشوو *یه سیلی زد بهش* سومین::دفعه ی بعد فقط با چنتا سیلی تموم نمیشه *دستشو اورد بالا* که جونگ وو رسید دستشو گرفت هولش داد رو زمین *سریع یونجی رو بغل کرد* سومین سریع بلند شدو سومین:: ا..اصلا اونجوری که فکر میکنی ن..نیست دا...شتیم ....*با صدای لرزون* جونگ وو بر میگره با اخم میگه ::داشتین چی؟💢 مایل به پارت بعد؟💖 https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
هدایت شده از 
Part5 سومین چشم غوره میری و سریع با زیر دستاش میره جونگ وو یونجی رو میبره اتاق درمان *رو زخمش پماد میزنه * یونجی::معذرت میخوام... جونگ وو::چرا؟*گیج* یونجی::خب بخاطر من با کسی که دوستش داری دعوا کردی... جونگ وو::کی بهت گفته که من اونو دوست دارم ؟*عصبانی* یونجی:: خب همه میگفتن که خیلی دوست داره منم فکر که قرار میزارید *دست پاچه* جونگ وو :: اون فقط یه نچسب بود💢 یونجی::متاسفم جونگ وو::نه من از دست تو عصبی نیستم فقط میدونی عاااا نمیخواستم اینجوری فکر کنی *دست پاچه* *یونجی میخنده* "تو ذهنش::اون اصلا سرد نیست شایعه ها از کجا اینو آوردن" "تو ذهن جونگ وو:: الان فکر میکنه احمقم 💢" یونجی::ممنون کمکم کردی⭐️ *بلند میشه که بره * *پاش لیز میخوره * *داره میفته که یهو یونجی میگیردش و باهم میوفتن رو تخت* (تخت مریضا) که یکی از زیر دستای سومین میبینه و ازشون عکس میگیره و... مایل به پارت بعد؟💖 https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505
هدایت شده از  ♱
کسایی که ادامه ی رمان رو میخوان بیان اینجا فعلا https://eitaa.com/tomanh ☹️
هدایت شده از 
Part6 میزاره تو گروه مدرسه📱... "یونجی سریع جونگ وو رو هول میده تند میره تو کلاس" صبح تو مدرسه همه در باره ی رابطه ی یونجی و جونگ وو حرف میزدن سومین داشت دیوونه میشد *یه دختر اومد سمت سومین* دختر::سلام تو هم از یونجی متنفری نه؟ سومین::تو هم از اون متنفری؟اسمت چیه؟ دختره::اسمم رونا ، من یه نقشه دارم تا یونجی گورشو گم کنه 😈 سومین:: چییی؟؟هر نقشه ای داشته انجام میدم *رونا نزدیگ گوش سومین میشه و ... * *زنگ میخره همه تو کلاسن* سومین در دفتر رو باز میکنه مدیر تا میبینه سومین لبخند میزنه مدیر::چیشده خانومه سومین *سومین یه دسته عکس چاپ شده میکوبه رو میز* (عکس یونجی و جونگ وو) سومین:: این دختره باید اخراج شه مدیر:: آخه اون شاگرد اول مدرسست پدرش هم از شما... سومین::پدرش چی؟؟؟؟💢💢💢💢 مدیر::منظوری نداشتم خانوم همین الان میگم اون دختره رو بیارن دفتر... مایل به پارت بعد ؟💖 https://eitaa.com/joinchat/3258255044C344b1ad505