+میخواستم توی تاریکی بازتاب ِنور باشم. ولی توش گم شدم و حتی الان نمیتونم خودم رو از توش پیدا کنم. من توی تاریکی خودم گم شدم.
-آینی خسته شدی. خیلی خسته. بوی خستگی میدی.
+درسته، من از همهچی خسته شدم.
انگار دارم توی خاکستر نفس میکشم.
خاکستری که از گردوغبار جای خالیش ساخته شده.
-داری تموم میشی.
+نه. هنوز تموم نشدم. گاهی با خودم میگم کاش منم مثل اون تموم شم. ولی من حتی قدرت تموم شدن هم ندارم.
شلیک غم.
خوندنش واقعا میتونه برا چند ثانیه هم که شده بهم حس خوب بده. انگار خودمو توی خودم غرق میکنم. نمیتونم توصیفش کنم؛ فقط خیلی لذتبخشه.
هدایت شده از ⟨مارمالاد پرتقال^^
سلاااااام سلام سلامممممم.
این تقدیمی چهارم مارمالاد پرتقاله، با همراهی ملکهی عزیزم💞.
شما لطفاً این پیام رو توی چنلتون بفرستید و ۴تا کلمه در مورد خودتون پایینش بگید، تا ماهین یه کلاژ(مثل همین بالا) و ژوپیتر یه تکست از یه آهنگ(بازم مثل همین بالا) بهتون تقدیم کنن.
ظرفیتش ۲۰تا هست(بعد از اینکه تموم بشه ناشناس رو میبندم💔)، تگ و من اگر کاریم داشتین🎀.
دوستدار شما، ژوپیتر🍄.
هدایت شده از خواهران یوسف.
احساسات بیشماری وجود دارن ولی شما اسم یه حسی که نقش پررنگی توی زندگیتون داشته (غم ، خشم ، شادی ، عشق و ...) رو همراه آیدی یا لینک چنلتون برام توی ناشناس میفرستید
(اگرم چنل دارین اونجا فور کنید قبلش)
منم به عنوان متخصص و شکارچیِ هیولاهای درونی / احساسی ، دو تا عکس از موجودات ماوراطبیعی مربوط به حسی که گفتین بهتون میدم.
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_h1enlg7&btn=your.inner.tiny.monster
خواهران یوسف*