معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻کلاسِ درسِ خواجهنظام برای جنگ با آمریکا 🔴آیا خواجهنظامالملک، از پس هزار سال، برای جنگ امروز ایر
بنده طرفدار خواجه نظام الملک نیستم و کلیت پروژهی او را حل و هضم دولت ایران در دستگاه خلافت میدانم. و مطرحشدن ایشان توسط طرفداران نظریهی ایرانشهری را هم یک برخورد و تسویهحساب سیاسی با جمهوری اسلامی و اسلام میدانم.
خواجه نظام الملک درست بر خلاف «خواجه نصیر» است. خواجهنصیر و ماادراک ما الخواجهنصیر. اگر چه بیشتر جنبه فلسفی و منطقی ایشان مورد واکاوی قرار گرفته است، اما او یک آخوند و مجتهد شیعی؛ کسی که مغول را استحاله کرد و شیعه کرد. ایران را از خطر تجزیه نجات داد. و و و
در این باره مباحث استاد حسن انصاری خواندنی است. (از صاحبنظران در حوزه اسلام، تشیع، ایران با گرایش قدرت و سیاست و دولت که بهجد منتقد سیدجواد طباطبایی است بهویژه در فهم طباطبایی از سنت ایرانی و اسلامی)
یادداشت بالا از این جهت ک ایران را یک «دولت تمدنی» میخواند خالی از لطف و دقت نیست.
✍تفرشی
🆔@world_order
🔻جنگ رمضان از دید چین
🔴کانال یوتیوبی Neutrality Studies که پاسکال لوتات پژوهشگر سوئیسی روابط بینالملل و دانشیار دانشگاه کیوتو ژاپن آن را میگرداند، این هفته میزبان شِنگ ژانگ پژوهشگر چینی و دانشجوی دکتری جامعهشناسی در Johns Hopkins University بود. ژانگ اژ معدود پژوهشگران چینی است که بهخوبی خاورمیانه و روابط ایران و چین را کاویده است و در این گفتوگوی بسیار جذاب، به نگاه چینیها به ایران و جنگ رمضان میپردازد.
🔴در این گفتوگو، محور اصلی تحلیل ژانگ این است که جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل، نگاه چین به ایران را بهطور جدی تغییر داده است. به باور او، چین در ابتدای بحران نسبت به توان ایران بدبین بود و تصور میکرد شاید ایران نیز مانند برخی دولتهای منطقه، در برابر فشار نظامی و سیاسی آمریکا و متحدانش سریعاً دچار فرسایش یا فروپاشی شود. اما عملکرد ایران در جنگ، مخصوصاً توان بازسازی سریع ظرفیت موشکی و پهپادی، استمرار فرماندهی، مقاومت اجتماعی و اراده سیاسی حاکمیت، برای چین غافلگیرکننده بود. از نگاه او، ایران پس از این جنگ دیگر صرفاً یک قدرت منطقهای نیست، بلکه به چشم پکن یکی از امیدبخشترین و جدیترین قدرتهای مستقل غرب آسیا دیده میشود.
🔴یکی از نکات جذاب بحث، تأکید بر تغییر احساسی و عقلانی نگاه چینیها به جامعه ایران است. ژانگ میگوید پیش از جنگ، بسیاری از تحلیلگران چینی تحتتأثیر اعتراضات داخلی ایران، احتمال میدادند که فشار نظامی خارجی بتواند شکافهای داخلی را فعال کند. اما آنچه رخ داد، برعکس بود و بخشی از ایرانیان منتقد حکومت نیز در برابر حمله خارجی موضعی میهنی و ضدآمریکایی گرفتند. او حتی به نمونه ایرانیان مقیم چین اشاره میکند که هنگام جنگ، داوطلبانه از پکن به ایران بازگشتند. این مسئله برای چینیها نشانهای از انسجام ملی، عمق حس میهندوستی و ماندگاری جهتگیری ضدسلطه در جامعه ایران بود.
🔴در همین چارچوب، ژانگ به یک حرکت دیپلماتیک مهم ایران هم اشاره میکند: اینکه ایران اعلام کرد کشتیهای چین و روسیه میتوانند از تنگه هرمز عبور کنند. از نگاه او، این کار ایران را بهصورت عملی به چین و روسیه نزدیکتر کرد و چین را در موقعیتی قرار داد که فشار آمریکا بر تجارتش با ایران، خودبهخود پکن را بیشتر از واشنگتن دور کند. او همچنین از سیاست تازه چین میگوید که بر اساس آن، اگر شرکتهای چینی بهخاطر تحریم آمریکا از معامله با کشورهایی مانند ایران خودداری کنند، ممکن است خود چین آنها را تنبیه کند. این از نظر او یک تحول مهم است؛ یعنی پکن میخواهد شرکتهایش را وادار کند تحریم آمریکا را معیار تصمیمگیری خود قرار ندهند.
🔴ژانگ همچنین معتقد است ایران برای چین یک کلتسِ درس نظامی مهم برپا کرده است. الگوی دفاع غیرمتمرکز، فرماندهی انعطافپذیر، اتکا به موشک و پهپاد، توان ضربهپذیری و پاسخدهی، و حمله به پایگاههای آمریکا در کشورهای میزبان، همگی برای چین قابل مطالعهاند. مهمترین پیام این است که میزبانی پایگاه آمریکا نهتنها امنیت نمیآورد، بلکه کشور میزبان را به هدف مستقیم تبدیل میکند. این درس برای شرق آسیا، بهویژه کره جنوبی، ژاپن، فیلیپین و برخی کشورهای جنوب شرق آسیا، اهمیت دارد. به تعبیر او، ایران نشان داد آنچه آمریکا بهعنوان چتر دفاعی میفروشد، در لحظه بحران میتواند بیاعتبار شود. حتی سامانههایی مثل تاد که سالها محل کشمکش چین با کره جنوبی بود، در تجربه خاورمیانه کارآمدی مطلق خود را از دست دادند و همین پیام بزرگی برای اطراف چین دارد.
🔴محور مهم دیگر از نظر ژانگ آن است که، دستگاه سیاسی و راهبردی چین ایران را شریک طبیعی خود در مقابله با هژمونی آمریکا میداند، زیرا ایران هم اراده مقاومت دارد و هم توان واقعی آن را. اما بخش اقتصادی چین، بهویژه شرکتهای دولتی و خصوصی، بهدلیل ثروت و فرصتهای سرمایهگذاری، به پادشاهیهای خلیج فارس نزدیکتر است. این دوگانگی باعث شده بود چین در برخی موارد، از جمله قطعنامههای مربوط به ایران، مواضعی محتاطانه یا حتی ناامیدکننده بگیرد. اما جنگ اخیر نشان داد سرمایهگذاری در خلیج فارس فقط زمانی امن است که ایران تحت فشار قرار نگیرد. حملات ایران به پایگاهها و زیرساختهای منطقه این پیام را داد که امنیت خلیج فارس دیگر فقط با چتر آمریکا تعریف نمیشود.
🔴لینک گفتوگو را برای علاقهمندان اینجا میگذارم:
▶️https://youtu.be/XqYqOTad14M?si=tmWf6tBdXwAWGx7d
#کیاوش_کلهر
🆔@world_order
⭕️۹۶ روز پس از جنگ، تقریبا یک سوم امسال هم اینچنین گذشت.
✍️ عبداله باباخانی
در حدود ۹۶ روز گذشته، چند نکته بیش از پیش نمایان شده است. برخلاف برخی پیشبینیها، نفت به ابزار تعیینکننده جنگ تبدیل نشد، اما تنگه هرمز همچنان جایگاه راهبردی خود را در امنیت انرژی جهان حفظ کرده است.
همچنین، از نگاه برخی ناظران، تحولات اخیر نشان داده که تمایل قدرتهای بزرگ به ورود به درگیریهای پرهزینه جدید محدودتر از گذشته است.
به نظر میرسد تداوم وضعیت موجود، دستکم در کوتاهمدت، برای هیچیک از طرفها نامطلوب نباشد.
از یک سو، آمریکا میتواند از افزایش ریسکهای یک جنگ جدید اجتناب کند و همزمان فرصت بیشتری برای مدیریت پیامدهای سیاسی و رسانهای هر توافق احتمالی ضعیف تر از برجام را در آینده داشته باشد.
از سوی دیگر، ایران نیز زمان بیشتری برای پیگیری مذاکرات، کسب امتیازات بیشتر و مهم تر از آن، مدیریت تدریجی آثار اقتصادی ناشی از جنگ در اختیار خواهد داشت.
در مجموع، شرایط کنونی بیش از آنکه به سمت یک رویارویی گسترده یا یک توافق فوری حرکت کند، به سمت تداوم مدیریت بحران و مذاکرات فرسایشی متمایل بنظر میرسد.
🆔@world_order
🔵🔴جغرافیای قدرت ایران
توجه: (خواهشمندم با وجود طولانی بودن، این مقاله را تا پایان رها نکنید؛ حیف است)
رابرت د.کاپلان در اسفند ۱۳۸۸ مقاله ای را با عنوان تیتر بالا در نشریه معتبر آتلانتیک منتشر کرد. نسخه کامل تر این مقاله در شهریور ۱۳۹۱، در کتابی مشهور به نام "انتقام جغرافیا" تشریح شد. در اینجا برآنم که پس از گذشت ۱۹ سال، تفسیری بر این مقاله گرانسنگ داشته باشم.
کاپلان در این مقاله نتیجه ای شگفت می گیرد که امروزه روز، کاملا محقق شده است:" ایران تنها مفصل جغرافیایی است که خلیج فارس را به دریای خزر و شبه جزیره عربستان را به سپر اوراسیا پیوند می دهد. هیچ استراتژی بزرگی در اوراسیا، بدون در نظر گرفتن موقعیت ایران قابل پیاده شدن نیست"
کاپلان در این مقاله که از مشهورترین، تاثیرگذارترین و پرارجاعترین مقالات ژئوپلیتیک ی در رسانهها و محافل آکادمیک جهاناست، ایران را «شاهکلید زمین» (The Pivot State) یا «ایران به عنوان دل زمین» (Persian Heartland) می نامد.
در اینجا خوب است ، محورهای اصلی این مقاله طولانی، و چرایی اهمیت ایران از دیدگاه یکی از سه چهره برتر ژئوپلیتیک جهان و ایالات متحده را عرضه کنم:
کاپلان در این مقاله طولانی استدلال میکند که بر خلاف کشورهای نوظهور با مرزهای ساختگی در خاورمیانه، ایران یک «کشور-ملت واقعی» با مرزهای طبیعی است که جغرافیا به آن قدرتی بی همتا بخشیده است. فکت های زیر، بنیاد دیدگاه کاپلان است:
۱. پل ارتباطی میان دو هارتلند (دل زمین)
کاپلان با بازخوانی نظریه هارتلند مکیندر، ایران را تنها کشوری میداند که به طور همزمان به دو منطقه استراتژیک جهان چیره است:
هارتلند انرژی جهان: خلیج فارس و تنگه هرمز در جنوب.
هارتلند جغرافیایی اوراسیا: دریای خزر و آسیای مرکزی در شمال.
۲. قلعه طبیعی خاورمیانه
کاپلان ایران را بسان قلعه ای طبیعی در جهان می داند. محصوریتش میان زاگرس و البرز و وجود کویرهای مرکزی، به ایران یک مصونیت تاریخی در برابر تهاجمهای پایدار خارجی داده و در عین حال، به آن اجازه داده است که قدرت خود را به فراتر از مرزهایش (به سمت دشتهای میانرودان در باخترو افغانستان در خاور) تصویر کند.
۳. ایران به عنوان مرکز ثبات یا بیثباتی منطقه
کاپلان سخت باورمند است به دلیل همین موقعیت شاهراهی، هرگونه تحرک و تحول داخلی در ایران، کل سیستم امنیتی از مدیترانه تا شبهقاره هند را تحت تأثیر قرار میدهد. او ایران را «محورِ» (Pivot) خاورمیانه مینامد که غرب،چارهای جز تعامل یا برخورد مداوم با این جغرافیا ندارد.
نتیجهگیری کاپلان
نکته کلیدی مقاله کاپلان و سایر رسانههای معتبر بینالمللی این است که «سیستمهای سیاسی تغییر میکنند، ولی جغرافیا ثابت میماند.» از نظر رسانههای ژئوپلیتیک جهان، ایران به دلیل قرار گرفتن در چهارراه ارتباطی سه قاره (آسیا، اروپا و آفریقا) و اشراف بر منابع انرژی، همواره نقشی تعیینکننده در موازنه قدرت جهانی ایفا میکند.
✍یدالله کریمی پور/استاد ژئوپلیتیک
#معماری_قدرت #ایران_قوی #ایران (مؤلفهی فرهنگ وتمدن) #اسلام #جغرافیا (تنگه هرمز) #تشیع (دین یا تسامحا ایدئولوژی) #موشک #مردم
🆔@world_order
هدایت شده از روزپلاس
923.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 روایت عراقچی و ناگفته های حمله به بیت رهبر شهید/ ایشان فرموده بود زمانی به پناهگاه میروم که همه مردم ایران امکان رفتن به پناهگاه را داشته باشند
وزیر امورخارجه کشورمان در بخشی از مصاحبه با شبکه المیادین به تشریح حمله و تجاوز به بیت رهبر شهید پرداخت.
عراقچی گفت: لحظه شهادت رهبر شهید انقلاب من در دفترشان بودم. یعنی در لحظهای که حمله شد، من هم در همان دفتر حضور داشتم. دفتر حضرت آقا. یادتان هست که روز پنجشنبه ما در ژنو مذاکرات داشتیم، جمعه به تهران برگشتم و شنبه این اتفاق افتاد.
وی افزود: از همان لحظه، در حالی که در حال خارج شدن از زیر آوار بودیم، تمام فکر من این بود که آیا ایشان هم هدف قرار گرفتهاند یا نه. از ساختمان خارج شدیم و من به وزارت امور خارجه برگشتم و تا چهل روز به خانه نرفتم.
عراقچی گفت : نقل شده که ایشان فرموده بودند: زمانی به پناهگاه میروم که همه مردم ایران امکان رفتن به پناهگاه را داشته باشند و چون این امکان برای همه نیست، من هم کنار مردم میمانم و هر اتفاقی برای مردم بیفتد برای من هم بیفتد.
@roozplus_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻 روایت عراقچی و ناگفته های حمله به بیت رهبر شهید/ ایشان فرموده بود زمانی به پناهگاه میروم که همه
عراقچی گفت : نقل شده که ایشان فرموده بودند: زمانی به پناهگاه میروم که همه مردم ایران امکان رفتن به پناهگاه را داشته باشند و چون این امکان برای همه نیست، من هم کنار مردم میمانم و هر اتفاقی برای مردم بیفتد برای من هم بیفتد.
❌پ.ن: پس ایشون غافلگیر نشده، بلکه دوست و دشمن، همه رو غافلگیر کرد.
هدایت شده از غلامرضا باقری
توضیح درباره نزدیک شدن به برخی جریانهای سیاسی
https://youtu.be/e67UKVFJFcs?si=NTz6YA6-UMJiKUKq
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
توضیح درباره نزدیک شدن به برخی جریانهای سیاسی https://youtu.be/e67UKVFJFcs?si=NTz6YA6-UMJiKUKq
اصلاح جمهوری اسلامی با نیروهای راستین گفتمان انقلاب | ۱۵ بهمن ۱۴۰۴
بیژن عبدالکریمی در این دیدآوا (ویدئو) ، به انتقاداتی پاسخ میدهد که او را از نزدیک شدن به جریانات سیاسی برحذر میدارند. او توضیح میدهد که به باور او نیروهای اصیل تاریخی ایران، نیروهای گفتمان انقلاب هستند و هر اصلاحی در حکومت تنها از طریق همین نیروهای راستین انقلاب امکانپذیر است.
مصطفی نجفی:
یکی از فرماندهان دوران جنگ برای من تعریف میکرد:
آن روزها که محسن رضایی فرمانده سپاه، حسن طهرانیمقدم را مأمور یافتن و ساختن موشک کرد و بعد هم حکم فرماندهی یگان موشکی سپاه را به او سپرد، حتی تصور چنین مأموریت و حکمی دشوار بود. در شرایطی که ابتداییترین تجهیزات نظامی به سختی پیدا میشد، حرف زدن از یگان موشکی بیشتر شبیه یک رؤیا بود تا یک برنامه عملی.
به حسن گفتیم: «احتمالاً فرمانده میخواهد تو را دنبال نخود سیاه بفرستد!» حسن با همان آرامش همیشگی فقط لبخند زد و چیزی نگفت و رفت. سالها بعد فهمیدیم آن لبخند چه رازی در خود داشت.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📝فهرست یادداشتهای اینجانب پیرامون اندیشه و عمل سیاسی دکتر بیژن عبدالکریمی این سلسلهنوشتارها، تق
رسم ادب این بود که بنده با استاد دکتر عبدالکریمی تماس بگیرم، اما ایشان تماس گرفتند که برای حقیر افتخاری است. این تماس، در 16 خرداد گرفته شد و به مدت تقریبا 40 دقیقه به طول انجامید. ایشان بنا بر لطف و به رسم شاگردپروری، ابتدا تشکر کردند از تلاش بنده و سپس نکاتی را فرمودند که قابل استفاده و قابل تامل بود. بنده هم سهپیشنهاد خودم رو به ایشان عرض کردم و انشالله که در آینده جدی تر این ارتباط برقرار شه.
امیدوارم فرصتی رخ دهد تا بتوانم گزارشی از این صحبت تلفنی بنویسم اما رفتار استاد مرا بیش از پیش شیفته ی ایشان کرد. استادی به سرشلوغی عبدالکریمی که این روزها انتظار جامعه از او زیاد شده و بسیار تراکم کاری دارد با بنده تماس بگیرد و ضمن تشکر، یک گفت وگوی دو نفره را راه بیندازد.
گفتم تا مشخص شه که ایشون امر گفتوگو رو -نه فانتزی و نمایشی- واقعا مورد ارج قرار میده.
ایشان فرمودند شصت و خرده ای سال دارم و بدنم در حال فرسایش هست و از طرفی انتظار جامعه از من بالا رفته و وضعیت کشور اقتضا میکنه که پرکار باشم، علیرغم اینکه همهجابودن میل و خواست من نیست... این مسئولیت پذیری ایشان در قبال کشور و تعهد ایشان به ایران آموختنی است.
ایشان نکاتی رو در باب ایدههاشون برای تحول حوزه و علوم حوزوی، ارتباط حوزه با دانشگاه، و نیز پرسشهایی جدی را مانند چیستی انتظارات حوزه از روشنفکران و... مطرح کردند. در کل بحث خوبی بود بهعنوان مقدمهای بر نزدیکشدن جهانهای متفاوتِ اما ایرانی بههم در قالب گفتوگوی حضوری.
بنده هم نقد خودم به کنشگری ایشان را مطرح کردم که عبدالکریمی نباید در مواجهه با تکثر، حل و هضم در کثرات شه و بهعبارتی همهجایی بشود. این خود عنصر ضدتبلیغشدن است و نباید خرج دیگر اشخاص شود.
✍️تفرشی
#گفتوگو
👤مجید شاکری:
دولت نیاز به تغییر کلی ایده از غربگرایی، بازارگرایی و توزیع اختیار به واقع گرایی، دولت گرایی و تمرکز اختیار است. این طبعا ملازم تغییر افراد هم هست.
https://x.com/i/status/2062863959338721340
#نظریهی_دولت #مکروپاور
🆔@world_order
♨ ابراهیم کحلوت، فرزند شهید ابوعبیده، سخنگوی پیشین گردانهای قسام، در پیامی که در حساب شخصی تلگرام خود منتشر کرد، اعلام نمود: «در برابر کسانی که ما را تنها گذاشتند، بیش از هر زمان دیگری با صراحت و تندی سخن خواهم گفت» و سپس دیدگاههای خود را درباره برخی کشورها بیان کرد:
🔸 قطرساخته آمریکا است؛ بیش از آنکه یک میانجی باشد، شریک جرم به شمار میرود و بهعنوان سپری برای نیروهای آمریکایی عمل کرده است.
🔸 مصر امروز تا حد زیادی وزن و تأثیر خود را از دست داده و آن جایگاه درخور تاریخ و موقعیتش را از دست داده است. السیسی کشور را به وضعیتی ناتوان کشانده است. ما آن را یک میانجی نمیدانیم، بلکه آن را در خدمت منافع اسرائیل میبینیم. توافق گازی با اسرائیل تنها بخش کوچکی از امتیازاتی است که به آن داده است. گذرگاه رفح بهطور کامل توسط مصر و بر اساس دستورالعملهای صهیونیستها اداره میشود.
🔸 ترکیه که انتظار داشتیم موضعی مؤثر از خود نشان دهد، به کشوری تبدیل شده که نقشی متناسب با قدرتش ایفا نمیکند. به نظر میرسد اردوغان بیش از آنکه سخنانش را به عمل تبدیل کند، در فن خطابه مهارت یافته است؛ بهگونهای که هرچند سر و صدای زیادی ایجاد میشود، اما تأثیر واقعی آن بسیار اندک است.
🔸 اردن؛ امیدوار بودیم که مردمش بسیار قدرتمندتر از آنچه به نظر میرسد باشند، اما میزان ناامیدی فراتر از همه انتظارات بود. ملک عبدالله در واقع چیزی جز یک چهره تشریفاتی نیست که جایگاه قدرت را اشغال کرده است؛ نه تصمیمی از خود دارد و نه قدرتی فراتر از مردمش. دستگاه اطلاعاتی اردن نیز تنها برای تعقیب کسانی فعالیت میکند که به غزه کمک میفرستند.
🔸 عربستان سعودی، امارات و بحرین؛ دولتهای این کشورها با جسارتی بسیار در جنگ علیه اسلام و مسلمانان شریک شده و میلیاردها دلار برای حمایت از جنگی که صهیونیستها علیه غزه به راه انداختهاند و نیز برای تقویت نفوذ آمریکا هزینه کردهاند. این دولتها باید پیش از هر تغییر دیگری فوراً تغییر داده شوند.
🔸 لبنان؛ مردم درباره حزبالله دیدگاههای متفاوتی دارند: برخی معتقدند این گروه اشتباه کرده و برخی دیگر بر این باورند که تا حد توان از غزه حمایت کرده است. اما آنچه قابل درک نیست، این است که برخی افراد نهتنها مخالفت میکنند، بلکه به هر کسی که هزینه داده یا فداکاری کرده نیز حمله میکنند. اگر این رویدادها را حمایت از غزه میدانید، چگونه به کسانی که خون دادهاند و تلفات دادهاند حمله میکنید؟ و اگر آن را اشتباه میدانید، جایگزین شما چیست؟
🔸 لیبی و تونس؛ گویی از دایره حافظه خارج شدهاند و در سکوتی سنگین فرو رفتهاند؛ نه حضوری قابل ذکر دارند و نه اثری قابل مشاهده.
🔸 یمن، سرزمین خرد و افتخار؛ با وجود فاصله جغرافیایی، از وظیفه خود در قبال غزه عقبنشینی نکرد. کاری را که نزدیکترها نتوانستند انجام دهند، انجام داد و با موضع خود تأثیرگذار بود و در میدان حمایت، صدای بلندی داشت.
🆔@world_order