هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰گزارش تصویری
بر لبه تنهایی روی میز منتقدان
🔸نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی نصر (Vali Nasr) با عنوان اصلی «استراتژی بزرگ ایران: یک تاریخ سیاسی» ترجمه وحید عابدینی، با حضور محمد فاضلی جامعهشناس، جهانگیر کرمی پژوهشگر و استاد روابط بینالملل و سلمان صادقزاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در اتاق گفتوگوی ایبنا برگزار شد.
ibna.ir/x6HN2
@ibna_official
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔰گزارش تصویری بر لبه تنهایی روی میز منتقدان 🔸نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی
⭕️«بر لبه تنهایی» و معماریِ گرند استراتژی امنیت ملی ایران
🔻مقدمه
🔸کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، با عنوان اصلی «استراتژی بزرگ ایران: یک تاریخ سیاسی» به ترجمه وحید عابدینی، این روزها با اقبالی درخور توجه در محافل آکادمیک و رسانهای روبهرو شده است. آنچه این اثر را متمایز میکند، نه صرفاً جایگاه مؤلف در عرصه سیاستپژوهی غرب، بلکه نگاه از بیرون به معماری امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است؛ معماریای که نصر آن را زاییده «تنهایی استراتژیک» و محصول تجربه جنگ، تحریم و انزوای بینالمللی میداند. نکتهی قابلتأمل آنکه کتاب، برخلاف بسیاری از آثار مشابه، به موضوعات پسازانقلاب با نگاهی نقادانه اما مستند پرداخته و از نقش افراد و افکار در برساخت نهادیِ جمهوری اسلامی سخن گفته است.
🔻چکیدهای از ایدهی محوری: تبارشناسیِ دو نگاه به بقا
🔸نصر در این کتاب، تلاش میکند پرسشهای بنیادین را پاسخ دهد: چه شد که دیدگاههای امنیتی در ایران اینقدر قوی شدند؟ چرا سپاه پاسداران تا این حد قدرت یافت و چگونه این قدرت در خدمت بقای جمهوری اسلامی قرار گرفته است؟ به باور او، فرهنگ راهبردیِ شکلگرفته در بستر جنگ هشتساله، بقا و امنیت ملی را نه با اتکا به قدرتهای جهانی و نظم جهانی موجود، که با «مقاومت»، «دفاع پیشرو» و «گسترش عمق راهبردی» تعریف میکند.
🔸اما اینجاست که باید یک ابهام منطقی را در روایت نصر شفافسازی کرد؛ ابهامی که به هستهی سخت گرند استراتژی ایران مربوط میشود. پرسش این است: «چرا دیپلماسی تنها در سایه قدرت میدانی و بازدارندگی معنا مییابد و چگونه این گزاره، بازتابِ دو نگاه متفاوت به امنیت و بقاست؟»
🔸پاسخ نصر را میتوان چنین رمزگشایی کرد: احساس تنهایی استراتژیک و بیاعتمادی نهادینهشده به نظم جهانی، باعث شده است که «میدان» به مثابه ستون فقرات بازدارندگی، پیششرط هرگونه کنش دیپلماتیک تلقی شود. در این دستگاه فکری، اگر قدرت میدانی نباشد، دیپلماسی نهتنها بیفایده، بلکه خطرناک و فریبآمیز است. به همین دلیل، تضاد میان «میدان» و «دیپلماسی» یک اختلاف تاکتیکی ساده نیست؛ بلکه بازتاب دو نگاه کاملاً متفاوت به امنیت و بقاست: یک نگاه، بقا را در پذیرش قواعد نظم جهانی و اعتمادسازی میبیند (نگاه دیپلماتیک) و نگاه دیگر، بقا را در مقاومت، خوداتکایی و تحمیل هزینه به دشمن برای جلوگیری از جنگ تعریف میکند (نگاه میدانی). این دوگانه، محصول مستقیم همان «تنهایی»ای است که در عنوان کتاب بر آن انگشت گذاشته شده است.
🔻منابع و روایتها؛ پازلی از درون و برون
🔸یکی از نقاط قوت کتاب، بهرهگیری از منابع متنوع و بعضاً متضاد است. نصر روایتهای خود را از مصدق، انقلاب و جنگ، تا حد زیادی همسو با روایتهای رسمی جمهوری اسلامی تنظیم کرده؛ چراکه منابع او شامل آثاری از یرواند آبراهامیان، جواد ظریف، اسناد داخلی انقلاب و جنگ هشتساله، و نیز روایتهای فرماندهان و شاهدان عینیِ جنگ است. این تکههای پازل، در کنار یکدیگر، تصویری از «دفاع مقدس» و سپس «مقاومت» را ترسیم میکنند که همچنان هستهی مرکزی گرند استراتژی ایران به شمار میرود.
🔻معمار امنیت ملی؛ نقش رهبر شهید در نظم آهنین
🔸آنچه کتاب را از یک اثر صرفاً آکادمیک فراتر میبرد، تأکید بر نقش رهبر شهید، آیتالله خامنهای، به مثابه معمار اصلی این گرند استراتژی است. ناگفته نماند برخی تحلیلگران داخلی، میراث ایشان را در کنار چهرههای تاریخیِ تأثیرگذار در امنیت ایران مینشانند و بر این باورند که مدال افتخار قدرت موشکی و نظامی امروز ایران، مرهون تدبیر فرماندهای است که در اوج شهادت فرماندهان، نظم آهنین نیروها را حفظ کرد.
🔻تنهاییِ ذاتی و انزوایِ بالفعل؛ روباه یا شیر؟
🔸نصر در کتاب، مفهوم «تنهایی» را از اندیشمندانی چون محیالدین مصباحی و آرش رئیسینژاد قرض میگیرد و آن را بهمثابه یک ویژگیِ تاریخی–روانشناختی در سیاست خارجی ایران معرفی میکند. به باور او، جمهوری اسلامی همواره به دنبال گریز از این تنهایی بوده، اما رفتار منطقهای و درگیری مستمر با آمریکا، این ترس را به واقعیتی انضمامی تبدیل کرده و کشور را در انزوا فرو برده است. پرسش نهاییِ کتاب، شاید همان پرسشِ اساسیِ امروزِ سیاست خارجی ایران باشد: «آیا همچنان امکان دارد که ایران مانند یک «روباه» منعطف عمل کند و منافع ملی خود را در این نظمِ متغیر تأمین کند؟»
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔰گزارش تصویری بر لبه تنهایی روی میز منتقدان 🔸نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی
🔻نشست نقد؛ روی میز منتقدان
🔸گزارش تصویری ایبنا از نشست نقد و بررسی این کتاب با حضور دکتر محمد فاضلی، دکتر جهانگیر کرمی و سلمان صادقزاده، نشان میدهد که اثر نصر در فضای علمی ایران نیز با نگاهی موشکافانه بررسی شده است.
اگرچه نویسنده از حیث خانوادگی و سیاسی کمترین قرابتی با نظام جمهوری اسلامی دارد و تلاش او معطوف به بهکارگیری دستگاههای نظری و چارچوبهای تحلیلیِ ماتریالیستی و سکولار غربی است، اما اهل فن و ناقدان، کتاب را «خوشخوان، پربار، کاربردی و درسآموز» توصیف کردهاند و بر این باورند که فاصلهی انتقادی نصر، دقیقاً همان چیزی است که برای مخاطب ایرانی نکات تحلیلی و راهبردی تازهای به ارمغان میآورد. همچنین برخی ناقدان معتقدند مطالعهی این کتاب با دیدگاهی نقادانه نسبت به سختترین بخشهای نظام جمهوری اسلامی، میتواند تجربهای متفاوت برای خوانندهای باشد که به منابع دستاول خارجی دسترسی ندارد؛ هرچند خودِ کتاب نیز عاری از نقدهای وارد بر آن نیست و همین نقاطِ قابلچالش، مخاطب را به مطالعهی آن ترغیب میکند.
🔻جمعبندی؛ گرند استراتژی در ترازوی تاریخ
🔸«بر لبه تنهایی» روایتی است از تاریخی که در آن ایران، برای بقا، ناگزیر از تکیه بر خود شد. این کتاب، چه با آن همدل باشیم و چه نه، پرسشهای بنیادینی دربارهی نسبت امنیت، دین (با تسامح ایدئولوژی) و نظم جهانی پیش مینهد. نکتهی درخور تأمل آنکه خودِ این روایت، در کنار شهادتهای صاحبنظران و کنشگران سیاسی، تصویری چندلایه از معماریِ گرند استراتژی ایران ارائه میدهد که فراتر از یک تحلیل تکبعدی، ما را به بازاندیشی در مفروضات رایج دربارهی سیاست خارجی ایران فرامیخواند؛ پرسشی که پاسخ به آن، سرنوشتِ امنیت ملی را در دهههای آینده رقم خواهد زد.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️«بر لبه تنهایی» و معماریِ گرند استراتژی امنیت ملی ایران 🔻مقدمه 🔸کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فار
یادداشت از بنده است؛ نه گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب.
🎯 بگذارید «نوشتن» برای انسانها باقی بماند
دربارۀ انسانزدایی هوش مصنوعی
🔴 اگر به نسخههای دستنویس شعرهای امیلی دیکینسون، شاعر بزرگ آمریکایی، دقت کنید، جابهجا، حوضچههای دایرهشکل کوچکی از جوهر را کنار کلمهها میبینید. این حوضچهها همان جاهایی است که دیکینسون مکث کرده تا تصمیم بگیرد کلمۀ بعدی باید چه باشد؛ یا از خودش پرسیده: بهتر نیست سطر قبلی را جور دیگری بنویسم؟ دن چیسون، استاد ادبیات و رئیس گروه زبان و ادبیات انگلیسی در کالج ولزلی، مینویسد: این حوضچههای جوهر انسانیترین نشانههای دستنوشتههای دیکینسون است. جایی که اندیشیدن، تردیدکردن و تعلیق او را میتوانید ببینید.
🔴 ویلیام جیمز در کتاب اصول روانشناسی چنین لحظههایی را «فضای خالی فعال» مینامد. جیمز مینویسد: «فرض کنید میکوشیم نامی فراموششده را به یاد آوریم. وضعیت آگاهی ما در آن لحظه شگفتآور است. در آن فضایی خالی جاخوش کرده؛ اما نه صرفاً یک فضای خالی. شکافی است بهشدت فعال. چیزی شبیه به شبحی از آن نام در آن حضور دارد که ما را به جهتی خاص فرامیخواند، گاه با احساس نزدیکی به پاسخ در ما لرزشی ایجاد میکند، و سپس دوباره ما را بدون آن واژه رها میکند، اما اگر نامهای نادرستی به ما پیشنهاد شوند، این جای خالی، فوراً آنها را رد میکند.»
🔴 «نوشتن» همیشه مسیری بوده که با این «فضاهای خالی فعال» سنگفرش میشده. هر کسی که روزگاری تلاش کرده است چیزی بنویسد میداند که گاهی در لحظههای جوشش فکر، میشود یکنفس چندین صفحه نوشت، و گاهی هفتهها طول میکشد تا یک جمله به آخر برسد. در این بنبستهای طاقتفرسا، نویسنده همواره در «میانۀ راه» است. کاری ناتمام دارد که گوشۀ ذهنش آرمیده ولی راهی به تمامکردنش ندارد. ورود مدلهای زبانی بزرگ مانند چتجیپیتی و رقبایش به عرصۀ نوشتن، این تجربهها را از اساس تغییر داده است.
🔴 دن چیسون میگوید وقتی از چتجیپیتی هم سوالی میپرسید، برای چندثانیه میگوید «در حال فکرکردن» است، ولی فرایند نوشتنش با تردیدهای طولانی همراه نیست. هوش مصنوعی هیچوقت به بنبست نمیخورد.
🔴 جملهها با سرعت پشت سر هم چیده میشوند و در یک چشمبههمزدن، سفارش شما آماده میشود. این سبک نوشتن خوبیهایی دارد، اما بزرگترین مشکلش این است که «غیرانسانی» است. مشهور است که الیزابت بیشاپ، شاعر بزرگ انگلیسی، گاهی چند ده سال صبر میکرد تا جزئیات کوچک، تعبیرات یا ریتمهای منحصربهفردی که میپسندید در شعرش ظاهر شود. اما حالا میتوانید به هوش مصنوعی بگویید که شعری به سبک بیشاپ برایتان بگوید و سیثانیه بعد تحویلش بگیرید. خب، روشن است که چه تفاوت عظیمی اینجا وجود دارد.
🔴 نوشتن در فضای خالیِ فعال بین «دانستن» و «بهزبان آوردن» اتفاق میافتد. اندیشهها در نبردی سهمگین با امر «ناگفتنی» از مسیر توقفها، گمشدنها و بازگشتهای مکرر عبور میکنند تا بالاخره روی کاغذ بیایند. طیکردن این مسیر، مستلزم صبر، انتظارکشیدن و گذر «زمان» است. اما فناوری دشمنِ انتظارکشیدن است. منطق مسلط عصر ما زمان را به رشتهای از فوریتها و هشدارها تبدیل کرده است. هر لحظه باید به نتیجهای قابل اندازهگیری منجر شود. در چنین جهانی، ادبیات کُند به نظر میرسد، تفکرِ عمیق ناکارآمد جلوه میکند و تأملِ بیهدف نوعی اتلاف وقت است.
🔴 جیسون که خودش مانیفست بسیار مشهوری در ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی در کلاسهای دانشگاهیاش دارد، میگوید: دو اتفاق همزمان در دانشگاهها در حال وقوع است: دانشجویان هر روز نوشتههای بهتری در کلاس ارائه میدهند، و هر روز در فهم متن و استدلالکردن پسرفت میکنند. چرا؟ مسئله فقط استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن نیست، مسئله این است که خودِ اندیشیدن پیوند بسیار عمیقی با نوشتن دارد. هنگام نوشتن است که بهترین استدلالها سراغمان میآید. وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی برونسپاری کنیم، از اندیشیدن هم محروم میشویم.
📌 آنچه خواندید برداشتی است از مطلب «برای خودت فکر کن» (Think for Yourself) نوشتۀ دن چیسون (Dan Chiasson) که در نیویورک ریویو آو بوکس منتشر شده است.
#ترجمان
🆔@world_order
🔴پساجنگ ایران؛ وقتی بازدارندگی هم بالا رفت هم فرو ریخت / Amwaj.media
🔴بازتعریف بازدارندگی
🔴جنگ گسترده میان ایران، آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ بحثی بنیادین درباره تغییر آستانههای جنگ در آینده ایجاد کرده است؛ اینکه آیا این جنگ احتمال درگیریهای بعدی را کاهش داده یا افزایش داده است. در سطح مفهومی، ایران پیشتر جنگ مستقیم با آمریکا را تهدیدی وجودی میدانست، اما از یک حمله نظامی گسترده جان سالم به در برد و همزمان از ابزارهای راهبردی خود بهویژه تنگه هرمز برای حفظ اهرم فشار استفاده کرد. نتیجه این وضعیت، بازتعریف محاسبه هزینه و فایده جنگ در تهران و واشنگتن است.
🔴دیدگاههای کارشناسی نشان میدهد پاسخ قطعی وجود ندارد و اثرات جنگ دوگانه است؛ از یک سو تغییر در آستانههای تصمیمگیری و از سوی دیگر تداوم محدودیتهای راهبردی. تجربه جنگی که با حملات اسرائیل و آمریکا و از جمله نابودی بخشی از رهبری ایران آغاز شد، نشان داد بقا لزوماً به معنای پیروزی نیست، اما میتواند معادلات بازدارندگی را دگرگون کند. بنابراین مسئله اصلی نه کاهش یا افزایش ساده آستانه جنگ، بلکه همزمانی هر دو روند در سطوح مختلف است.
🔴آستانه عملیاتی
🔴در سطح عملیاتی، جنگ اخیر موجب کاهش آستانه درگیری مستقیم میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده شده و تابوی برخورد نظامی مستقیم تا حد زیادی شکسته است. ایران در این جنگ از الگوی درگیریهای محدود و تلافیجویانه فاصله گرفت و از همان مراحل ابتدایی با حملات گسترده وارد میدان شد. در نخستین هفتهها، حملات موشکی و پهپادی ایران همه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را دربر گرفت و حتی میزان حملات به امارات از اسرائیل نیز فراتر رفت؛ اقدامی که با استدلال نقش این کشورها در همکاری نظامی با آمریکا توجیه شد. همزمان، استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار و تهدید انسداد آن، نشان داد که ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند.
🔴در سوی مقابل، تصور واشنگتن مبنی بر اینکه حمله نظامی میتواند مانع پیشرفت هستهای ایران شود، با تردید مواجه شد و در عین حال، اتکای بیش از حد به حملات هوایی و کنترلشده بودن تشدید تنش زیر سؤال رفت. ورود بازیگران منطقهای و حتی اشاره به عملیاتهای دوربرد فراتر از حوزه خلیج فارس، از جمله مسیر دیگو گارسیا، نشان داد که مرزهای سنتی جنگ در حال فرسایش است.
🔴آستانه راهبردی
🔴در سطح راهبردی، جنگ اخیر آستانه وقوع درگیریهای آینده را افزایش داده است، زیرا هم واشنگتن و هم تهران هزینههای واقعی جنگ را بیش از برآوردهای پیشین درک کردهاند. در آمریکا، محدودیتهای قدرت هوایی، آسیبپذیری زیرساختهای کشورهای خلیج فارس، حساسیت اقتصاد جهانی به تنگه هرمز و هزینههای سیاسی داخلی، امکان تکرار یک کارزار گسترده را دشوارتر کرده است. در سوی ایران، هرچند بقا در جنگ نوعی اعتماد به توان تابآوری ایجاد کرده، اما ضعف پدافند هوایی، انزوای دیپلماتیک و خطر حملات هدفمند علیه رهبری نیز آشکار شده است.
🔴در اسرائیل، دکترین امنیتی پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ همچنان بر عدم تحمل تهدیدهای ایران و محور مقاومت استوار است، اما محدودیتهای عملیاتی و وابستگی به حمایت آمریکا پررنگتر شده است. در سطح منطقهای نیز شکاف میان کشورهای خلیج فارس درباره نوع مواجهه با ایران و احتمال جنگ بدون حضور مستقیم آمریکا، تصویر پیچیدهتری ایجاد کرده است. در نهایت، ترکیب افزایش ریسکپذیری در تهران، تغییر محاسبات واشنگتن و حساسیت امنیتی اسرائیل، وضعیتی دوگانه ایجاد کرده که در آن آستانه عملیاتی کاهش یافته اما آستانه راهبردی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
🆔@world_order