هدایت شده از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
🔰گزارش تصویری
بر لبه تنهایی روی میز منتقدان
🔸نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی نصر (Vali Nasr) با عنوان اصلی «استراتژی بزرگ ایران: یک تاریخ سیاسی» ترجمه وحید عابدینی، با حضور محمد فاضلی جامعهشناس، جهانگیر کرمی پژوهشگر و استاد روابط بینالملل و سلمان صادقزاده عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در اتاق گفتوگوی ایبنا برگزار شد.
ibna.ir/x6HN2
@ibna_official
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔰گزارش تصویری بر لبه تنهایی روی میز منتقدان 🔸نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی
⭕️«بر لبه تنهایی» و معماریِ گرند استراتژی امنیت ملی ایران
🔻مقدمه
🔸کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز، با عنوان اصلی «استراتژی بزرگ ایران: یک تاریخ سیاسی» به ترجمه وحید عابدینی، این روزها با اقبالی درخور توجه در محافل آکادمیک و رسانهای روبهرو شده است. آنچه این اثر را متمایز میکند، نه صرفاً جایگاه مؤلف در عرصه سیاستپژوهی غرب، بلکه نگاه از بیرون به معماری امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است؛ معماریای که نصر آن را زاییده «تنهایی استراتژیک» و محصول تجربه جنگ، تحریم و انزوای بینالمللی میداند. نکتهی قابلتأمل آنکه کتاب، برخلاف بسیاری از آثار مشابه، به موضوعات پسازانقلاب با نگاهی نقادانه اما مستند پرداخته و از نقش افراد و افکار در برساخت نهادیِ جمهوری اسلامی سخن گفته است.
🔻چکیدهای از ایدهی محوری: تبارشناسیِ دو نگاه به بقا
🔸نصر در این کتاب، تلاش میکند پرسشهای بنیادین را پاسخ دهد: چه شد که دیدگاههای امنیتی در ایران اینقدر قوی شدند؟ چرا سپاه پاسداران تا این حد قدرت یافت و چگونه این قدرت در خدمت بقای جمهوری اسلامی قرار گرفته است؟ به باور او، فرهنگ راهبردیِ شکلگرفته در بستر جنگ هشتساله، بقا و امنیت ملی را نه با اتکا به قدرتهای جهانی و نظم جهانی موجود، که با «مقاومت»، «دفاع پیشرو» و «گسترش عمق راهبردی» تعریف میکند.
🔸اما اینجاست که باید یک ابهام منطقی را در روایت نصر شفافسازی کرد؛ ابهامی که به هستهی سخت گرند استراتژی ایران مربوط میشود. پرسش این است: «چرا دیپلماسی تنها در سایه قدرت میدانی و بازدارندگی معنا مییابد و چگونه این گزاره، بازتابِ دو نگاه متفاوت به امنیت و بقاست؟»
🔸پاسخ نصر را میتوان چنین رمزگشایی کرد: احساس تنهایی استراتژیک و بیاعتمادی نهادینهشده به نظم جهانی، باعث شده است که «میدان» به مثابه ستون فقرات بازدارندگی، پیششرط هرگونه کنش دیپلماتیک تلقی شود. در این دستگاه فکری، اگر قدرت میدانی نباشد، دیپلماسی نهتنها بیفایده، بلکه خطرناک و فریبآمیز است. به همین دلیل، تضاد میان «میدان» و «دیپلماسی» یک اختلاف تاکتیکی ساده نیست؛ بلکه بازتاب دو نگاه کاملاً متفاوت به امنیت و بقاست: یک نگاه، بقا را در پذیرش قواعد نظم جهانی و اعتمادسازی میبیند (نگاه دیپلماتیک) و نگاه دیگر، بقا را در مقاومت، خوداتکایی و تحمیل هزینه به دشمن برای جلوگیری از جنگ تعریف میکند (نگاه میدانی). این دوگانه، محصول مستقیم همان «تنهایی»ای است که در عنوان کتاب بر آن انگشت گذاشته شده است.
🔻منابع و روایتها؛ پازلی از درون و برون
🔸یکی از نقاط قوت کتاب، بهرهگیری از منابع متنوع و بعضاً متضاد است. نصر روایتهای خود را از مصدق، انقلاب و جنگ، تا حد زیادی همسو با روایتهای رسمی جمهوری اسلامی تنظیم کرده؛ چراکه منابع او شامل آثاری از یرواند آبراهامیان، جواد ظریف، اسناد داخلی انقلاب و جنگ هشتساله، و نیز روایتهای فرماندهان و شاهدان عینیِ جنگ است. این تکههای پازل، در کنار یکدیگر، تصویری از «دفاع مقدس» و سپس «مقاومت» را ترسیم میکنند که همچنان هستهی مرکزی گرند استراتژی ایران به شمار میرود.
🔻معمار امنیت ملی؛ نقش رهبر شهید در نظم آهنین
🔸آنچه کتاب را از یک اثر صرفاً آکادمیک فراتر میبرد، تأکید بر نقش رهبر شهید، آیتالله خامنهای، به مثابه معمار اصلی این گرند استراتژی است. ناگفته نماند برخی تحلیلگران داخلی، میراث ایشان را در کنار چهرههای تاریخیِ تأثیرگذار در امنیت ایران مینشانند و بر این باورند که مدال افتخار قدرت موشکی و نظامی امروز ایران، مرهون تدبیر فرماندهای است که در اوج شهادت فرماندهان، نظم آهنین نیروها را حفظ کرد.
🔻تنهاییِ ذاتی و انزوایِ بالفعل؛ روباه یا شیر؟
🔸نصر در کتاب، مفهوم «تنهایی» را از اندیشمندانی چون محیالدین مصباحی و آرش رئیسینژاد قرض میگیرد و آن را بهمثابه یک ویژگیِ تاریخی–روانشناختی در سیاست خارجی ایران معرفی میکند. به باور او، جمهوری اسلامی همواره به دنبال گریز از این تنهایی بوده، اما رفتار منطقهای و درگیری مستمر با آمریکا، این ترس را به واقعیتی انضمامی تبدیل کرده و کشور را در انزوا فرو برده است. پرسش نهاییِ کتاب، شاید همان پرسشِ اساسیِ امروزِ سیاست خارجی ایران باشد: «آیا همچنان امکان دارد که ایران مانند یک «روباه» منعطف عمل کند و منافع ملی خود را در این نظمِ متغیر تأمین کند؟»
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔰گزارش تصویری بر لبه تنهایی روی میز منتقدان 🔸نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فارسی اثر ولی
🔻نشست نقد؛ روی میز منتقدان
🔸گزارش تصویری ایبنا از نشست نقد و بررسی این کتاب با حضور دکتر محمد فاضلی، دکتر جهانگیر کرمی و سلمان صادقزاده، نشان میدهد که اثر نصر در فضای علمی ایران نیز با نگاهی موشکافانه بررسی شده است.
اگرچه نویسنده از حیث خانوادگی و سیاسی کمترین قرابتی با نظام جمهوری اسلامی دارد و تلاش او معطوف به بهکارگیری دستگاههای نظری و چارچوبهای تحلیلیِ ماتریالیستی و سکولار غربی است، اما اهل فن و ناقدان، کتاب را «خوشخوان، پربار، کاربردی و درسآموز» توصیف کردهاند و بر این باورند که فاصلهی انتقادی نصر، دقیقاً همان چیزی است که برای مخاطب ایرانی نکات تحلیلی و راهبردی تازهای به ارمغان میآورد. همچنین برخی ناقدان معتقدند مطالعهی این کتاب با دیدگاهی نقادانه نسبت به سختترین بخشهای نظام جمهوری اسلامی، میتواند تجربهای متفاوت برای خوانندهای باشد که به منابع دستاول خارجی دسترسی ندارد؛ هرچند خودِ کتاب نیز عاری از نقدهای وارد بر آن نیست و همین نقاطِ قابلچالش، مخاطب را به مطالعهی آن ترغیب میکند.
🔻جمعبندی؛ گرند استراتژی در ترازوی تاریخ
🔸«بر لبه تنهایی» روایتی است از تاریخی که در آن ایران، برای بقا، ناگزیر از تکیه بر خود شد. این کتاب، چه با آن همدل باشیم و چه نه، پرسشهای بنیادینی دربارهی نسبت امنیت، دین (با تسامح ایدئولوژی) و نظم جهانی پیش مینهد. نکتهی درخور تأمل آنکه خودِ این روایت، در کنار شهادتهای صاحبنظران و کنشگران سیاسی، تصویری چندلایه از معماریِ گرند استراتژی ایران ارائه میدهد که فراتر از یک تحلیل تکبعدی، ما را به بازاندیشی در مفروضات رایج دربارهی سیاست خارجی ایران فرامیخواند؛ پرسشی که پاسخ به آن، سرنوشتِ امنیت ملی را در دهههای آینده رقم خواهد زد.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️«بر لبه تنهایی» و معماریِ گرند استراتژی امنیت ملی ایران 🔻مقدمه 🔸کتاب «بر لبه تنهایی» برگردان فار
یادداشت از بنده است؛ نه گزارشی از جلسه نقد و بررسی کتاب.
🎯 بگذارید «نوشتن» برای انسانها باقی بماند
دربارۀ انسانزدایی هوش مصنوعی
🔴 اگر به نسخههای دستنویس شعرهای امیلی دیکینسون، شاعر بزرگ آمریکایی، دقت کنید، جابهجا، حوضچههای دایرهشکل کوچکی از جوهر را کنار کلمهها میبینید. این حوضچهها همان جاهایی است که دیکینسون مکث کرده تا تصمیم بگیرد کلمۀ بعدی باید چه باشد؛ یا از خودش پرسیده: بهتر نیست سطر قبلی را جور دیگری بنویسم؟ دن چیسون، استاد ادبیات و رئیس گروه زبان و ادبیات انگلیسی در کالج ولزلی، مینویسد: این حوضچههای جوهر انسانیترین نشانههای دستنوشتههای دیکینسون است. جایی که اندیشیدن، تردیدکردن و تعلیق او را میتوانید ببینید.
🔴 ویلیام جیمز در کتاب اصول روانشناسی چنین لحظههایی را «فضای خالی فعال» مینامد. جیمز مینویسد: «فرض کنید میکوشیم نامی فراموششده را به یاد آوریم. وضعیت آگاهی ما در آن لحظه شگفتآور است. در آن فضایی خالی جاخوش کرده؛ اما نه صرفاً یک فضای خالی. شکافی است بهشدت فعال. چیزی شبیه به شبحی از آن نام در آن حضور دارد که ما را به جهتی خاص فرامیخواند، گاه با احساس نزدیکی به پاسخ در ما لرزشی ایجاد میکند، و سپس دوباره ما را بدون آن واژه رها میکند، اما اگر نامهای نادرستی به ما پیشنهاد شوند، این جای خالی، فوراً آنها را رد میکند.»
🔴 «نوشتن» همیشه مسیری بوده که با این «فضاهای خالی فعال» سنگفرش میشده. هر کسی که روزگاری تلاش کرده است چیزی بنویسد میداند که گاهی در لحظههای جوشش فکر، میشود یکنفس چندین صفحه نوشت، و گاهی هفتهها طول میکشد تا یک جمله به آخر برسد. در این بنبستهای طاقتفرسا، نویسنده همواره در «میانۀ راه» است. کاری ناتمام دارد که گوشۀ ذهنش آرمیده ولی راهی به تمامکردنش ندارد. ورود مدلهای زبانی بزرگ مانند چتجیپیتی و رقبایش به عرصۀ نوشتن، این تجربهها را از اساس تغییر داده است.
🔴 دن چیسون میگوید وقتی از چتجیپیتی هم سوالی میپرسید، برای چندثانیه میگوید «در حال فکرکردن» است، ولی فرایند نوشتنش با تردیدهای طولانی همراه نیست. هوش مصنوعی هیچوقت به بنبست نمیخورد.
🔴 جملهها با سرعت پشت سر هم چیده میشوند و در یک چشمبههمزدن، سفارش شما آماده میشود. این سبک نوشتن خوبیهایی دارد، اما بزرگترین مشکلش این است که «غیرانسانی» است. مشهور است که الیزابت بیشاپ، شاعر بزرگ انگلیسی، گاهی چند ده سال صبر میکرد تا جزئیات کوچک، تعبیرات یا ریتمهای منحصربهفردی که میپسندید در شعرش ظاهر شود. اما حالا میتوانید به هوش مصنوعی بگویید که شعری به سبک بیشاپ برایتان بگوید و سیثانیه بعد تحویلش بگیرید. خب، روشن است که چه تفاوت عظیمی اینجا وجود دارد.
🔴 نوشتن در فضای خالیِ فعال بین «دانستن» و «بهزبان آوردن» اتفاق میافتد. اندیشهها در نبردی سهمگین با امر «ناگفتنی» از مسیر توقفها، گمشدنها و بازگشتهای مکرر عبور میکنند تا بالاخره روی کاغذ بیایند. طیکردن این مسیر، مستلزم صبر، انتظارکشیدن و گذر «زمان» است. اما فناوری دشمنِ انتظارکشیدن است. منطق مسلط عصر ما زمان را به رشتهای از فوریتها و هشدارها تبدیل کرده است. هر لحظه باید به نتیجهای قابل اندازهگیری منجر شود. در چنین جهانی، ادبیات کُند به نظر میرسد، تفکرِ عمیق ناکارآمد جلوه میکند و تأملِ بیهدف نوعی اتلاف وقت است.
🔴 جیسون که خودش مانیفست بسیار مشهوری در ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی در کلاسهای دانشگاهیاش دارد، میگوید: دو اتفاق همزمان در دانشگاهها در حال وقوع است: دانشجویان هر روز نوشتههای بهتری در کلاس ارائه میدهند، و هر روز در فهم متن و استدلالکردن پسرفت میکنند. چرا؟ مسئله فقط استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن نیست، مسئله این است که خودِ اندیشیدن پیوند بسیار عمیقی با نوشتن دارد. هنگام نوشتن است که بهترین استدلالها سراغمان میآید. وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی برونسپاری کنیم، از اندیشیدن هم محروم میشویم.
📌 آنچه خواندید برداشتی است از مطلب «برای خودت فکر کن» (Think for Yourself) نوشتۀ دن چیسون (Dan Chiasson) که در نیویورک ریویو آو بوکس منتشر شده است.
#ترجمان
🆔@world_order
🔴پساجنگ ایران؛ وقتی بازدارندگی هم بالا رفت هم فرو ریخت / Amwaj.media
🔴بازتعریف بازدارندگی
🔴جنگ گسترده میان ایران، آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ بحثی بنیادین درباره تغییر آستانههای جنگ در آینده ایجاد کرده است؛ اینکه آیا این جنگ احتمال درگیریهای بعدی را کاهش داده یا افزایش داده است. در سطح مفهومی، ایران پیشتر جنگ مستقیم با آمریکا را تهدیدی وجودی میدانست، اما از یک حمله نظامی گسترده جان سالم به در برد و همزمان از ابزارهای راهبردی خود بهویژه تنگه هرمز برای حفظ اهرم فشار استفاده کرد. نتیجه این وضعیت، بازتعریف محاسبه هزینه و فایده جنگ در تهران و واشنگتن است.
🔴دیدگاههای کارشناسی نشان میدهد پاسخ قطعی وجود ندارد و اثرات جنگ دوگانه است؛ از یک سو تغییر در آستانههای تصمیمگیری و از سوی دیگر تداوم محدودیتهای راهبردی. تجربه جنگی که با حملات اسرائیل و آمریکا و از جمله نابودی بخشی از رهبری ایران آغاز شد، نشان داد بقا لزوماً به معنای پیروزی نیست، اما میتواند معادلات بازدارندگی را دگرگون کند. بنابراین مسئله اصلی نه کاهش یا افزایش ساده آستانه جنگ، بلکه همزمانی هر دو روند در سطوح مختلف است.
🔴آستانه عملیاتی
🔴در سطح عملیاتی، جنگ اخیر موجب کاهش آستانه درگیری مستقیم میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده شده و تابوی برخورد نظامی مستقیم تا حد زیادی شکسته است. ایران در این جنگ از الگوی درگیریهای محدود و تلافیجویانه فاصله گرفت و از همان مراحل ابتدایی با حملات گسترده وارد میدان شد. در نخستین هفتهها، حملات موشکی و پهپادی ایران همه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را دربر گرفت و حتی میزان حملات به امارات از اسرائیل نیز فراتر رفت؛ اقدامی که با استدلال نقش این کشورها در همکاری نظامی با آمریکا توجیه شد. همزمان، استفاده از تنگه هرمز بهعنوان ابزار فشار و تهدید انسداد آن، نشان داد که ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند.
🔴در سوی مقابل، تصور واشنگتن مبنی بر اینکه حمله نظامی میتواند مانع پیشرفت هستهای ایران شود، با تردید مواجه شد و در عین حال، اتکای بیش از حد به حملات هوایی و کنترلشده بودن تشدید تنش زیر سؤال رفت. ورود بازیگران منطقهای و حتی اشاره به عملیاتهای دوربرد فراتر از حوزه خلیج فارس، از جمله مسیر دیگو گارسیا، نشان داد که مرزهای سنتی جنگ در حال فرسایش است.
🔴آستانه راهبردی
🔴در سطح راهبردی، جنگ اخیر آستانه وقوع درگیریهای آینده را افزایش داده است، زیرا هم واشنگتن و هم تهران هزینههای واقعی جنگ را بیش از برآوردهای پیشین درک کردهاند. در آمریکا، محدودیتهای قدرت هوایی، آسیبپذیری زیرساختهای کشورهای خلیج فارس، حساسیت اقتصاد جهانی به تنگه هرمز و هزینههای سیاسی داخلی، امکان تکرار یک کارزار گسترده را دشوارتر کرده است. در سوی ایران، هرچند بقا در جنگ نوعی اعتماد به توان تابآوری ایجاد کرده، اما ضعف پدافند هوایی، انزوای دیپلماتیک و خطر حملات هدفمند علیه رهبری نیز آشکار شده است.
🔴در اسرائیل، دکترین امنیتی پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ همچنان بر عدم تحمل تهدیدهای ایران و محور مقاومت استوار است، اما محدودیتهای عملیاتی و وابستگی به حمایت آمریکا پررنگتر شده است. در سطح منطقهای نیز شکاف میان کشورهای خلیج فارس درباره نوع مواجهه با ایران و احتمال جنگ بدون حضور مستقیم آمریکا، تصویر پیچیدهتری ایجاد کرده است. در نهایت، ترکیب افزایش ریسکپذیری در تهران، تغییر محاسبات واشنگتن و حساسیت امنیتی اسرائیل، وضعیتی دوگانه ایجاد کرده که در آن آستانه عملیاتی کاهش یافته اما آستانه راهبردی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
🆔@world_order
🔴نظم جهانی به حراج رفت؛ همهچیز برای فروش، از تنگه هرمز تا گرینلند / Modern Diplomacy
🔴قیمت تنگه
🔴قرار گرفتن «سازمان تنگه خلیج فارس» در فهرست تحریمهای خزانهداری آمریکا در ۲۷ مه، تنها واکنشی تنبیهی به سازوکاری نبود که ایران سه هفته پیش برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز ساخته بود. عوارضی که تا دو میلیون دلار گزارش شده و با یوان یا رمزارز تسویه میشد، هر کشتی پرداختکننده را در برابر حذف از نظام دلاری قرار میداد. بیش از سیصد کشتی غیرایرانی، عمدتاً نفتکش، پس از آغاز کار این نهاد مدارک خود را ثبت کردند و یک آبراه واحد ناگهان صاحب دو قیمت شد: یکی از سوی تهران و دیگری از سوی واشنگتن؛ دو دولتی که حق قیمتگذاری طرف مقابل را به رسمیت نمیشناسند.
🔴جنگی که این عوارض را آشکار کرد، با توافقی موقت متوقف شد، اما اصل ماجرا باقی ماند. یادداشت ۱۷ ژوئن در ورسای، پنجرهای شصتروزه برای مذاکره گشود؛ تنگه بهطور ناقص باز شد، محاصره آمریکا برداشته شد و نخستین کشتیها از ۱۸ ژوئن حرکت کردند، اما مسیر مرکزی همچنان مشکوک به مینگذاری بود و ایران در ۲۰ ژوئن دوباره بسته بودن تنگه را اعلام کرد. آتشبس تیراندازی را متوقف کرد، نه مسئله دسترسی دریایی، تحریمها، پولهای مسدود و امنیت منطقهای را.
🔴تعهد فروشی
🔴عوارض هرمز از جنگ جان سالم به در برد، چون اساساً سلاح جنگ نبود؛ داراییای بود که جنگ آن را آشکار کرد. تهران این اهرم را به درآمدی با ارز دلخواه و جدول زمانی خود تبدیل کرده و به همسایگان خلیج گفته است دریافت هزینه بابت خدمات امنیتی و زیستمحیطی در تنگه میتواند سالانه حدود چهل میلیارد دلار ایجاد کند؛ درآمدی که میان دولتهای پیوسته به طرح تقسیم شود. عمان با وجود فشار ایران برای مشارکت، نپذیرفت. تغییر اصلی همینجاست: تعهد، اتحاد، تضمین، قلمرو و قانون دیگر صرفاً الزاماتی برای حفظ نیستند، بلکه موقعیتهایی برای ارزشگذاری، فروش، نگهداری یا کنار گذاشتناند.
🔴در سوی آمریکایی، این منطق از بداههگویی فراتر رفته و در راهبرد امنیت ملی دسامبر ۲۰۲۵ به زبان دکترین درآمده است؛ جایی که «انتقال بار» جای «تقسیم بار» را میگیرد و معامله قدیمی حفاظت آمریکا در برابر همسویی متحدان کنار میرود. فشار بر سئول و توکیو برای پرداخت هزینه بیشتر نیروهای آمریکایی، مطالبه پوشش کامل هزینه نیروها در کره جنوبی بهعلاوه پنجاه درصد اضافه، و تبدیل مذاکرات هزینهای از چرخه پنجساله به سالانه، اتحاد را به قراردادی اجارهای شبیه کرده است. متحدان هنوز متحدند، اما مانند مستأجرانیاند که تضمین امنیتی را به نرخ روز میخرند.
🔴قانون بیقیمت
🔴برای تبدیل این داراییها به پول، قانون نه حد، بلکه هزینه تلقی میشود. حقوق دریاها عبور آزاد از تنگههای بینالمللی را حمایت میکند و دولت ساحلی را از بستن یا مالیاتگرفتن منع میکند، اما ایران با اتکا به امضانکردن نهایی این رژیم حقوقی، عوارض خود را در برابر این قواعد پیش برد.
🔴واشنگتن نیز با تهدید تعرفهای علیه هشت کشور اروپایی برای واداشتن دانمارک به فروش گرینلند، خاک متحد را همچون بدهی قابل وصول دید؛ گویی دههها حمایت آمریکا وامی بوده که اکنون موعد بازپرداخت آن رسیده است. اروپا در این میان آسیبپذیرترین بازیگر است: اقتصاد، بازار واحد، شبکههای دیپلماتیک و میراث نفوذ دارد، اما مرجعی واحد برای قیمتگذاری و مدیریت این داراییها ندارد. پول دفاعیِ پس از ۲۰۲۵ ظرفیت میخرد، نه ماشین تصمیمگیری. فرانسه همزمان با امضای یادداشت ورسای برای بازگشایی تنگه داوطلب کمک شد؛ بازیگری بیمدیر که کاری را رایگان پیشنهاد میداد که دیگران بر فراز سرش قیمتگذاری کرده بودند. نظم پس از ۱۹۴۵ هنوز واژگان تعهد، تضمین و اعتماد را تکرار میکند، اما زبان تازه فقط از موقعیت و قیمت سخن میگوید؛ زبانی که در آن اتحاد، تنگه و جزیره هر لحظه میتوانند بازقیمتگذاری، مطالبه یا فروخته شوند.
🆔@world_order
🔴اسرائیل در حال حذف خودش از نقشه تجارت منطقه است / Israel Hayom
🔴مسیرهای رقیب
🔴رقابت بر سر توسعه مسیرهای تجاری آینده منطقه اکنون بیش از هر زمان دیگری بهصورت بازی حاصلجمع صفر تصویر میشود؛ فضایی که در آن هر خطآهن تازه، هر کریدور انرژی و هر بندر، نشانهای از حذف یک بازیگر دیگر تلقی میشود. در همین چارچوب، میری رگو، وزیر حملونقل اسرائیل، اخیراً در نامهای هشدارآمیز به بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که مسیرهای انرژی و تجارت منطقهای با هدف اعلامشده دور زدن اسرائیل در حال پیشرویاند. این هشدار از جمله در واکنش به امضای یادداشت تفاهمی در ماه ژوئن میان ترکیه و عربستان سعودی صادر شد؛ توافقی برای ساخت خطآهنی که دو کشور را از مسیر اردن و سوریه به هم متصل میکند.
🔴این خط، در عمل احیای راهآهن حجاز است؛ مسیری که در سالهای پایانی امپراتوری عثمانی ساخته شد. پیشبرد چنین طرحی از نگاه اسرائیل میتواند به چشمانداز کریدور اقتصادی هند، خاورمیانه و اروپا، موسوم به آیمک، آسیب بزند؛ طرحی که در سپتامبر ۲۰۲۳ رونمایی شد و برای اسرائیل نقشی مرکزی بهعنوان مسیر ترانزیتی در نظر گرفته بود.
🔴فرصت پنهان
🔴ظاهر ماجرا این است که احیای راهآهن تاریخی برای عبور از کنار اسرائیل طراحی شده، اما بررسی برخی نقشههای منتشرشده در زمان امضای تفاهم، از جمله نقشهای که خبرگزاری رسمی ترکیه منتشر کرد، نشان میدهد اتصال تاریخی به بندر حیفا همچنان در این نقشهها دیده میشود. همین نکته، احیای مسیر قدیمی را نه الزاماً تهدیدی قطعی، بلکه فرصتی بالقوه برای اسرائیل میسازد. حلقه مفقوده اصلی امروز برای تحقق چشمانداز آیمک، و بهطور خاص راهآهن منطقهای، اردن است.
🔴اگر ترکیه و عربستان بتوانند ساخت زیرساخت ریلی در خاک اردن را پیش ببرند، این زیرساخت در آینده میتواند به سود اسرائیل عمل کند. در صورت شکلگیری دولتی که احیای همکاریهای غیرنظامی با کشورهای منطقه را هدف قرار دهد، وجود زیرساخت اردنی میتواند امکان اتصال ریلی و دسترسی به دریا از مسیر اسرائیل را فراهم کند. برای رسیدن به این هدف، اسرائیل نیز باید اتصال ریلی از ایستگاه بیتشئان تا گذرگاه مرزی رود اردن را که حدود دوازده کیلومتر فاصله دارد، تکمیل کند.
🔴حذف خودخواسته
🔴چشمانداز آیمک پس از جنگی که در ۷ اکتبر آغاز شد، نتوانست شتاب لازم را به دست آورد. اسرائیل امروز شریکی پیچیده و مسئلهساز دیده میشود؛ هم بهدلیل آسیب به جایگاه بینالمللیاش و هم بهسبب مطالبات سختگیرانه امنیتی. با این حال، رقبای منطقهای اسرائیل نیز از مشکلات اقتصادی، زیرساختی، امنیتی و ضعف حکمرانی رنج میبرند. نمونه روشن آن «جاده توسعه» عراق است که ترکیه از بندر فاو در جنوب عراق تا خاک خود و سپس اروپا دنبال میکند.
🔴این طرح، علاوه بر بیثباتی مزمن عراق، بهدلیل وابستگی به خروجی خلیج فارس و آسیبپذیری در برابر تهدیدهای امنیتی تنگه هرمز، و نیز روابط پرتنش بغداد و کویت، راهحلی مطلق و پایدار نیست. بنابراین، تعدد مسیرهای حملونقل در منطقه نه تجمل است و نه اتلاف، بلکه ضرورتی راهبردی است. مشکل اسرائیل فقط رقابت دیگران نیست؛ سیاست خود آن نیز نقش دارد. لغو خطآهن عفوله ـ جنین در ۲۰۲۴، که میتوانست به راهآهن دره از حیفا تا بیتشئان متصل شود، نشان داد اسرائیل با نادیده گرفتن فلسطینیها و فقدان نگاه فراگیر، عملاً خود را از مسیرهای اصلی تجارت منطقهای بیرون میراند.
🆔@world_order
🔴عراق میدان بعدی درگیری ایران و آمریکا و در آستانه انفجار خاموش است؛ نخستوزیری که دولت دارد اما قدرت نه / الشرق الاوسط
🔴کابینه نیمهکاره
🔴بیش از یک ماه پس از رأی اعتماد پارلمان در ۱۴ مه ۲۰۲۶، دولت علی الزیدی هنوز کامل نشده و حدود ده وزارتخانه، از جمله دو ستون اصلی دولت عراق یعنی کشور و دفاع، بلاتکلیف ماندهاند. این تأخیر در کشوری که دولتها معمولاً پس از چانهزنیهای طولانی میان احزاب، بلوکهای پارلمانی، شبکههای نفوذ و قدرتهای منطقهای شکل میگیرند، در ظاهر آشناست؛ اما مسئله فراتر از کشمکش معمول بر سر پستهاست. کابینه ناتمام نشان میدهد توافقهایی که الزیدی را به قدرت رساندند، هنوز به توازن واقعی حکمرانی تبدیل نشدهاند. او مشروعیت پارلمانی دارد، اما فرمان کامل قوه مجریه را در دست نگرفته است.
🔴دولتش از نظر حقوقی پابرجاست، اما از نظر سیاسی ناقص مانده است. پرسش اصلی دیگر فقط تکمیل کابینه نیست، بلکه میزان آزادی عمل او در اجرای برنامه سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. سفر مورد انتظار الزیدی به واشنگتن در میانه ژوئیه، نخستین آزمون واقعی نخستوزیری او خواهد بود؛ آزمونی برای سنجش توان او در تقویت مشروعیت بینالمللی، فاصلهگیری نسبی از نیروهای سازنده دولت و تعریف رابطه با دولتی آمریکایی که اولویتهایش در عراق در حال تغییر است.
🔴میدان رقابت
🔴کاهش نسبی تنش میان واشنگتن و تهران، برای بغداد هم فرصت میسازد و هم خطر. توافق موقت آمریکا و ایران، احتمال رویارویی نظامی مستقیم را در کوتاهمدت کاهش میدهد، اما اختلافات بنیادین دو طرف در خاورمیانه را حل نمیکند و عراق را به یکی از مهمترین عرصههای ادامه رقابت تبدیل میکند. از یک سو، دولت الزیدی میتواند در فضای آرامتر منطقهای اصلاحات را با هزینه کمتری دنبال کند؛ از سوی دیگر، همین آرامش ممکن است رقابت دو قدرت را به درون نهادهای عراقی منتقل کند.
🔴همزمان، کشورهای خلیج فارس، ترکیه، چین و روسیه هر یک در پی تثبیت منافع خود در عراق و پیرامون آن خواهند بود. در نگاه اصولی، عراق میتواند از این رقابت برای جذب سرمایهگذاری، عادیسازی روابط و ادغام منطقهای بهره ببرد؛ اما نظام سیاسی عراق طی دو دهه بر توازنی مبهم میان نفوذ آمریکا، ایران، نخبگان محلی، احزاب فرقهای، گروههای مسلح، نهادهای شکننده و اقتصاد رانتی استوار بوده است. اکنون نشانهها از ورود این مدل به مرحلهای تازه حکایت دارد؛ مرحلهای که ظاهراً به سوی تقویت دولت و نهادهای آن حرکت میکند، اما با موانع مالی، امنیتی و سیاسی عمیق روبهروست.
🔴دولت گرفتار
🔴بحران اقتصادی، امنیتی و نهادی عراق به هم گره خورده است. دولت الزیدی میراثدار وضعیت مالی فرسودهای است که حقوق کارکنان، هزینههای اجتماعی، بدهی داخلی و تعهدات انباشته بخش بزرگی از منابع عمومی را میبلعد. توقف صادرات نفت از مسیر جیهان نیز فشار درآمدی را تشدید کرده است. پرداخت منظم حقوق، دیگر صرفاً مسئله بودجه نیست؛ ستون ثبات سیاسی نظامی است که نزدیک به پنج میلیون کارمند دولت، میلیونها بازنشسته و مشمولان حمایت اجتماعی به آن وابستهاند. همزمان، گروههای مسلح فقط نیروی نظامی بیرون از دولت نیستند؛ طی دو دهه در پارلمان، دولت، اداره عمومی، اقتصاد، رسانه و شبکههای اجتماعی ریشه دواندهاند. مسئله اصلی دیگر خلع سلاح ساده نیست، بلکه بازسازی دولتی است که سیاست، سلاح، منابع عمومی و شبکههای نفوذ در آن درهم تنیدهاند.
🔴فشار آمریکا برای انحصار سلاح در دست دولت، نفوذ ایران برای حفظ بخشی از بازدارندگی منطقهای، و منافع محلی گستردهای که بقای این گروهها را تضمین جایگاه اقتصادی و سیاسی خود میدانند، معادلهای پیچیده ساخته است. آینده عراق در فاصله میان اصلاح و تداوم، اقتدار دولت و اقتدار شبکههای نفوذ، و زمانبندی متفاوت واشنگتن، تهران و بازیگران عراقی رقم خواهد خورد.
🆔@world_order