eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
532 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️مهدی خراتیان: با توجه به حمله دیشب ایالات متحده به پلهای راه آهن در دو منطقه آق قلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتش بس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات از طریق کانالهای امنیتی سطح بالا بوده است. اما چرا چنین ادعایی میکنیم؟ ضربه به پل آق قلا که در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوه بر اینکه تصعید افقی (جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلام‌آباد محسوب میشود، به دلیل ماهیت کوریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کوریدور شمال جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) و هم شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) نقش مهمی دارد؛ و ضربه به آن اولا در جهت ایجاد اختلال در تامین کالاهای اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است، و میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. (اگرچه پبش از آن و مستقلا در حال بررسی بوده است) و ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کویدورهای شرقی و غربی را هدف قرار داده است. اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟ پیشتر گفتیم که مساله تنگه هرمز و کوریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبل علی و ارتباط آن با حیفا در اسراییل در قالب کوریدور IMEC مربوط است؛ و مساله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه اختلالی مهم در یک شاه کوریدور جهانی است که در نظم آینده مد نظر آمریکا نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ بشدت واشنگتن را در جهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است. واشنگتن با ذهنیت "کوریدور در برابر کوریدور" (چشم در برابر چشم) به آق قلا حمله کرد، و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینه ای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد (که فاقد بار تصعید و ارسال پیام راهبردی است)، اینکار را صورت داده است. به زعم آمریکا اینکار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (بخوانید اختلال در کوریدور IMEC) مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی چون جبل علی و کراچی (که توسعه آن تحت مدیریت امارات است) نیز بیشتر خواهد کرد. ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسراییلی مد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساختهای ایران باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات قولهای زیادی برای سرمایه گذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه می ریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات و محمد دحلان اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد. ایران تا زمانیکه نگاه "نظم‌محور" به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و "بازی بزرگ" ابرقدرتها را درک نکند، برغم‌ داشتن ظرفیتها و دستاوردهای مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگها و جنگ بلندمدت نظم منطقه ای بازنده خواهد بود. https://x.com/MehdiKharratya/status/2075162154307621375?s=20 🆔@world_order
🇶🇦 پشت پرده قدرت قطر؛ چرا همه به این کشور کوچک نیاز دارند؟ قطر روی نقشه کشور بزرگی نیست؛ تقریباً هم‌اندازه استان قم. اما همین کشور کوچک، امروز در پرونده‌هایی دیده می‌شود که از افغانستان و غزه تا ایران و آمریکا، انرژی، رسانه، فوتبال و دیپلماسی جهانی کشیده شده‌اند. چطور کشوری با این اندازه توانسته خودش را برای بازیگران بزرگ ضروری کند؟ 🤔 در این ویدئو سراغ مسیر قدرت‌گرفتن قطر رفتیم؛ از گاز و LNG و پایگاه العدید تا الجزیره، قطر ایرویز، PSG، جام جهانی، محاصره ۲۰۱۷ و نقش دوحه در بحران‌های منطقه. قطر بزرگ نشد؛ شبکه‌ای ساخت که قدرت‌های بزرگ، هر کدام به دلیلی، مجبور شدند از یکی از مسیرهای آن عبور کنند. 🎥 ویدئو را در یوتیوب از لینک زیر ببینید: https://youtu.be/3efFMLNckXc 00:00 قطر؛ کشور کوچک با نقش‌های متناقض 02:07 ترس از نابودی؛ ریشه سیاست خارجی قطر 04:10 گاز، LNG و تبدیل آسیب‌پذیری به وابستگی متقابل 05:20 پایگاه العدید و چتر امنیتی آمریکا 06:42 هجینگ؛ رابطه با آمریکا، ایران و بازیگران غیررسمی 08:25 الجزیره و قدرت رسانه‌ای قطر 09:38 سرمایه‌گذاری، قطر ایرویز و قدرت اجاره‌ای 11:21 میانجی‌گری قطر و آزمون بهار عربی 13:50 محاصره ۲۰۱۷ و فعال شدن شبکه بقا 17:04 افغانستان، طالبان و کاربرد بحران‌محور شبکه قطر 18:00 جام جهانی و اتصال به فوتبال جهانی 19:21 غزه، گروگان‌ها و شبکه انسانی پشت‌پرده قطر 20:10 علی الذوادی؛ چهره مرموز شبکه قطر 22:46 نقش قطر در مذاکرات ایران و آمریکا 23:52 جمع‌بندی؛ قطر چطور ضروری شد؟ 25:43 حمایت از ادامه فعالیت کانال 🆔@world_order
در این روزها در نحوه مقابله با آمریکا با دو روایت ظاهرا متضاد روبه‌رو هستیم: روایتی که بر «خویشتن‌داری» تاکید می‌ کند و روایتی دیگر که شعار «جنگ تا پیروزی» را سر می‌دهد. اما تامل در ماهیت این دو گفتمان، پرده از یک حقیقت مشترک برمی‌دارد، هر دو، اسیر نگاه خطی و تک‌بعدی به جنگ هستند و از درک ماهیت شبکه‌ای، سیال و لایه‌لایه نبرد غافل‌مانده‌اند. این دو رویکرد، درست مانند دو روی یک سکه، تصور می‌کنند که میدان نبرد، یا میدان تسلیم‌ است یا میدان جنگ بی امان؛ غافل از اینکه راهبرد هوشمندانه، نه در تداوم جنگ بی‌نتیجه و نه در عقب‌نشینی، بلکه در مدیریت هوشمندانه تنش و بازتعریف پیوسته قواعد بازی معنا می‌یابد. در واقع در نگاه اول، یعنی خویشتن‌داری، در پوششی از عقلانیت تکنوکراتیک، تقابل با آمریکا را بمثابه یک بازی از پیش باخته می‌بیند که در آن هر گونه واکنشی به زیاده خواهی های آمریکا، هزینه‌هایی گزاف به کشور تحمیل می‌کند. از این منظر، فایده راهبردی با حداقل‌رساندن اصطکاک از طریق همراهی بی قید و شرط با واشنگتن حاصل می شود . اما اشکال اساسی این رویکرد، در کوته‌نگری ساختاری آن نهفته است؛ زیرا خویشتن‌داری بی‌ضابطه، در نظام بین‌المللی که مبتنی بر آنارشی است نه به عنوان دوراندیشی، بلکه به عنوان نماد ضعف و آمادگی برای امتیازدهی تفسیر می‌شود. زیرا ترامپ که به غلط خود را در اوج هژمونی می‌بیند، همواره به دنبال نشانه‌هایی از اراده حریف برای ایجاد فشار بیشتر است تا آن را بستری برای تعمیق نفوذ و تسلیم قرار دهد. بنابراین خویشتن‌داری یک طرفه، نه تنها فضا را برای ابتکار عمل تنگ می‌کند، بلکه بتدریج کشور را در موقعیت وادادگی محض قرار می‌دهد. در نقطه مقابل، گفتمان «جنگ تا پیروزی» با زبانی رادیکال و ظاهرا قاطع، وعده شکست قریب‌الوقوع دشمن را می‌دهد. این نگاه، برخاسته از یک آرمان‌گرایی ساده‌انگارانه است که تصور می‌کند با انباشت فشار و تشدید تقابل، می‌توان دشمن را به زانو درآورد. اما این رویکرد نیز از همان نقص بنیادین رنج می‌برد، که چیزی نیست جز نادیده گرفتن ماهیت پیچیده قدرت در عصر کنونی. در واقع جنگ امروز، میدان فتح‌الفتوح های جمشید هاشم پور در فیلم‌های دهه شصت و هفتادش نیست؛ بلکه ترکیبی از نبرد نظامی،اقتصادی، شناختی، سایبری، دیپلماتیک و اطلاعاتی است که هر یک از آنها، افق زمانی و ابزارهای خاص خود را می‌طلبد. در چنین شرایطی شعار جنگ تا پیروزی، در غیاب درک درست از میدان و تعریف دقیق از پیروزی و نقطه پایان، به سرعت به سرخوردگی، فرسایش منابع و انزوای هر چه بیشتر می‌انجامد. در این میان این رویکرد، همچون رویکرد خویشتن‌داری، اسیر ظاهرنگری است؛ زیرا پیروزی را نه در یک فرایند، بلکه در یک پایان کارتوتی جستجو می‌کند که در ساختار فعلی جهان، نه تنها دست‌نیافتنی، بلکه خودعاملی برای تشدید فرسایش است. در مجموع آسیب‌شناسی عمیق‌تر این دو گفتمان، ما را به این نتیجه می‌رساند که ریشه دوگانگی آنها اختلاف بر سر نحوه خوانش واقعیت است. بطوریکه گفتمان خویشتن‌داری، واقعیت را از منظر قدرت هژمونیک آمریکا در دهه نود میلادی می‌بیند و ایران را بازیگری حاشیه‌ای فرض می‌کند که چاره‌ای جز همراهی با واشنگتن ندارد. در مقابل، گفتمان جنگ تا پیروزی، واقعیت را از منظر اراده محض بازنمایی می‌کند و بر این باور است که می‌توان با نادیده گرفتن محدودیت‌های مادی و بین‌المللی، به طور معجزه‌آسایی توازن را برهم زد. اما هر دو، از یک حقیقت غفلت می‌کنند، آمریکا، با تمام توانمندی‌هایش، امروز بیش از هر زمان دیگری درگیر محدودیت‌های ساختاری است. اما این وضعیت، نه فرصتی برای تسلیم است و نه بهانه‌ای برای رودررویی بی پایان؛ بلکه بستری برای «دیپلماسی هوشمندانه » و «جنگ نامتقارن» فراهم می‌کند، به عبارتی تا نبود یک افق روشن برای توافق، بازیگر در فضایی حرکت می کند که در آن ضرب‌آهنگ رویداد ها مسیر را مشخص می کند، فضایی که در آن نه تنش غیر قابل کنترل است و نه وضعیت گل و بلبل؛ بلکه میدان مانور بازیگری‌ است که قواعد را می‌شناسد، بی‌آنکه اسیر آنها شود؛ فشار را تا حد امکان تحمل می‌کند بدون آنکه بشکند یا از واقعیات فرار کند، مذاکره را تا پیدا کردن نقطه بهینه ادامه می دهد بی آنکه سند تسلیم را امضا کند و می جنگد بدون آنکه از عِده و عُده خود و دشمن غافل شود. در واقع نه سریع القلمی به منازعه می اندیشد و نه ثابتی طور به نبرد می نگرد. 🆔@world_order
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🖤 نماز لیلةالدفن آقای شهیدمان... ⚫️ روش خواندن نماز لیلة‌الدفن به این صورت است که در رکعت اول سوره حمد و آية‌الکرسی و در رکعت دوم سوره حمد و ده مرتبه سوره قدر می‌خواند و بعد از نماز می‌گويد: 💬 «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها إلی قَبرِ فُلانِ بنِ فُلانْ» 👈 (به جای «فلان بن فلان» اسم هر شهید و پدر ایشان گفته شود) 📝 اسامی شهدا به همراه نام پدر:👇 🖤حضرت آیت‌الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای، نام پدر: سید جواد ▪️شهید مصباح الهدی باقری کنی، نام پدر: محمدباقر ▪️شهید زهرا حداد عادل، نام پدر: غلامعلی ▪️شهید سیده بشری حسینی خامنه‌ای، نام پدر: سید علی ▪️شهید زهرا محمدی گلپایگانی، نام پدر: محمد جواد 🏴 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از خبرگزاری فارس
اولین برآوردها از میزان شرکت کنندگان در بزرگترین تشییع تاریخ جهان 🔹مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، در یک بازه ۶ ‌روزه و در ۵ شهر تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد برگزار شد که با حضور حماسی و کم‌نظیر مردم، به بزرگترین رویداد تشییعی در تاریخ جهان تبدیل شد. این مراسم در تهران سه روز (دو روز وداع در مصلای بزرگ تهران و یک روز تشییع اصلی) و در قم، نجف_کربلا و مشهد هر کدام یک روز ادامه داشت که با احتساب تکرار حضور افراد در شهرهای مختلف، جمعیتی کم‌سابقه را گرد هم آورد. 🔹منابع رسمی جمعیت حدود ۴۱ تا ۴۳ میلیون نفر را برای مجموع شرکت‌کنندگان تأیید می‌کنند. این عدد از تلفیق چند منبع میدانی و رسمی به دست آمده است: میزان آمار تردد با وسایل حمل و نقل عمومی به محل مراسم، تعداد گوشی‌های تلفن همراه فعال در مصلی و خیابان محل تشییع، میانگین حضور هر نفر به مدت دو ساعت و نیم در ساعات برگزاری مراسم، محاسبه حجم جمعیت در مسیر راهپیمایی تهران، مساحت فاصله مسجد جمکران تا حرم مطهر در قم و همچنین مسافت مسیر فرودگاه تا حرم رضوی در مشهد که همگی به عنوان پایه‌های پشتیبان آماری در محاسبه لحاظ شده است. علاوه بر این، آمار رسمی مقامات عراقی از طرف دفتر نخست‌وزیری نیز حضور حدود ۱۰ میلیون نفر را در مراسم تشییع در نجف و کربلا تأیید کرده که این داده نیز به عنوان یکی از ارکان مستقل محاسبه، محسوب شده است. 🔹بر اساس این داده‌های ترکیبی و میدانی، مراجع ذیربط تأکید کرده اند که حتی با محافظه‌کارانه‌ترین تخمین، این مراسم از تمامی نمونه‌های مشابه در قرن اخیر پیشی گرفته و به‌طور قطع و یقین، بزرگترین مراسم تشییع در طول تاریخ محسوب می‌شود. @Farsna
🔴نبرد بزرگ پس از جنگ ایران؛ چه کسی نظم جدید خاورمیانه را خواهد نوشت؟ / South China Morning Post 🔴سه مسیر قدرت  🔴با آرام‌تر شدن میدان جنگ ایران و بازگشت دیپلماسی، رقابت اصلی از میدان نبرد به معماری آینده خاورمیانه منتقل شده است. مسئله دیگر تنها مهار ایران، باز نگه داشتن تنگه هرمز یا جلوگیری از دور تازه‌ای از تنش نیست؛ پرسش بزرگ‌تر این است که قواعد نظم جدید منطقه را چه کسی تعیین خواهد کرد. اکنون سه مسیر اصلی در حال شکل‌گیری است. مسیر نخست به رهبری آمریکا بر گسترش توافق‌های ابراهیم، ادغام اسرائیل در نظم منطقه‌ای و محدودسازی ایران تکیه دارد. 🔴مسیر دوم، بر خودمختاری منطقه‌ای و نقش چهار کشور عربستان سعودی، مصر، ترکیه و پاکستان متمرکز است. مسیر سوم، از نزدیکی تهران و ریاض با حمایت چین سرچشمه می‌گیرد و بر کاهش تنش و مدیریت رقابت‌ها استوار است. این سه مسیر در برخی اهداف مشترک هستند: جلوگیری از جنگ گسترده‌تر، حفظ امنیت انرژی، باز ماندن مسیرهای دریایی و جلوگیری از اختلال در زنجیره‌های تأمین. اما اختلاف اصلی آنها درباره جایگاه ایران، میزان عادی‌سازی روابط با اسرائیل، نقش مسئله فلسطین و تضمین‌کننده امنیت منطقه در بحران‌های آینده است. 🔴رقابت واشنگتن و منطقه  🔴مسیر آمریکایی همچنان از نظر قدرت سخت برتری دارد؛ زیرا واشنگتن شبکه نظامی، تحریم‌ها، اطلاعات و روابط دفاعی گسترده‌ای در اختیار دارد که هیچ بازیگر خارجی دیگری قادر به جایگزینی آن نیست. این مدل، مهار ایران را با تعهدات امنیتی جدید در خلیج فارس و چارچوب گسترده‌تر توافق‌های ابراهیم پیوند می‌دهد. در این چارچوب، اسرائیل به بازیگری پذیرفته‌شده‌تر در حوزه امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل می‌شود و ایران از طریق نظارت هسته‌ای، محدودیت در برنامه موشکی و پهپادی، فشار بر نیروهای نیابتی و تضمین آزادی کشتیرانی در هرمز محدود خواهد شد. با این حال، بزرگ‌ترین مشکل این مسیر مسئله مشروعیت منطقه‌ای است. 🔴عربستان سعودی بدون تضمین‌های امنیتی، همکاری هسته‌ای، دسترسی به تسلیحات پیشرفته و مؤلفه‌ای معتبر درباره فلسطین، به‌سادگی به این چارچوب نمی‌پیوندد. هم‌زمان، گسترش عملیات نظامی اسرائیل، پذیرش عمومی عادی‌سازی روابط را برای کشورهای عربی و اسلامی دشوارتر می‌کند. در مقابل، ائتلاف چهارگانه عربستان، مصر، ترکیه و پاکستان می‌کوشد آینده منطقه فقط توسط واشنگتن، تهران، تل‌آویو یا پکن تعیین نشود. این چارچوب هنوز نهاد، پیمان یا سازوکار اجرایی مشخصی ندارد، اما می‌تواند نقش میانجی و تنظیم‌کننده داشته باشد. 🔴نقش چین و آینده مبهم  🔴مسیر سوم بر نزدیکی عربستان و ایران با میانجی‌گری چین بنا شده است. پکن برخلاف آمریکا تضمین امنیتی، چتر دفاعی یا حضور نظامی گسترده ارائه نمی‌کند؛ ابزار اصلی آن دیپلماسی، حفظ کانال‌های ارتباطی و کاهش دشمنی میان بازیگران منطقه‌ای است. این مسیر برای عربستان امکان کاهش خطرات علیه زیرساخت‌های انرژی و پیشبرد برنامه‌های توسعه‌ای را فراهم می‌کند، برای ایران راهی برای خروج از انزوا ایجاد می‌کند و برای چین امنیت انرژی و ثبات دریایی را تقویت می‌کند. با این حال، محدودیت‌های آن آشکار است؛ چین نمی‌تواند ایران را به مهار نیروهای نیابتی، پذیرش بازرسی‌های سخت‌گیرانه یا تغییر رفتار در تنگه هرمز وادار کند و جایگزین چتر امنیتی آمریکا نیز نیست. 🔴عربستان در مرکز این معادله قرار دارد و احتمالاً تلاش خواهد کرد از هر سه مسیر هم‌زمان بهره ببرد. نتیجه محتمل، نظمی ترکیبی و شکننده است؛ نظمی که باید ایران را محدود اما محاصره نکند، اسرائیل را به رسمیت بشناسد اما بدون محدودیت رها نکند، کشورهای خلیج فارس را مطمئن اما وابسته نسازد و قدرت‌های منطقه‌ای را درگیر کند نه کنار بزند. موفقیت این توازن می‌تواند به دوره‌ای خاکستری اما قابل مدیریت منجر شود؛ شکست آن، خطر بازگشت چرخه بلوک‌بندی، جنگ نیابتی و بحران‌های جدید را افزایش خواهد داد. 🆔@world_order
تفاهم میان ایران و آمریکا را نباید پایان جنگ یا آغاز یک روند پایدار صلح تلقی کرد؛ زیرا این تفاهم نه حاصل حل‌وفصل اختلافات بنیادین، بلکه محصول همگرایی موقت ضرورت‌های تاکتیکی دو طرف برای مهار چرخه تشدید تنش است. از این منظر، آنچه شکل گرفته بیش از آنکه یک توافق راهبردی باشد، سازوکاری موقت برای مدیریت بحران و کنترل هزینه‌های تقابل است؛ سازوکاری که از ابتدا بر موازنه‌ای شکننده استوار بوده و اکنون نیز بیش از تثبیت، در معرض فرسایش قرار دارد. ریشه این شکنندگی را هم باید در ماهیت رقابت ایران و آمریکا جست‌وجو کرد. رقابتی که صرفا به پرونده هسته‌ای یا موضوعاتی مانند تنگه هرمز محدود نمی‌شود، بلکه به تعارضی عمیق‌تر بر سر نظم امنیتی خاورمیانه، موازنه قدرت و تعریف نقش بازیگران اصلی منطقه بازمی‌گردد. در چنین شرایطی، پرونده‌های مورد مناقشه، میدان‌های بروز یک رقابت ساختاری هستند و تا زمانی که این تعارض پابرجا باشد، هر توافقی بیشتر به مدیریت بحران می‌انجامد تا حل آن. همچنین در این چارچوب، هدف اصلی آمریکا الزاما حرکت مستقیم به سمت جنگ تمام‌عیار نیست، بلکه حفظ تقابل در زیر آستانه جنگ و مدیریت یک وضعیت فرسایشی است؛ وضعیتی که در آن با استفاده از فشارهای مرحله‌ای، اقدامات محدود و تشدیدهای کنترل‌شده، امکان اعمال هزینه بر ایران بدون ورود به یک رویارویی گسترده حفظ شود. این راهبرد می‌تواند با ایجاد یک وضعیت آسیب‌پذیری دائمی، توان بازیابی اقتصادی، امنیتی و منطقه‌ای ایران را محدود کرده و تهران را در شرایطی قرار دهد که همواره میان هزینه مقاومت و پذیرش محدودیت‌های بیشتر در نوسان باشد. این رویکرد با منطق سیاست خارجی ترامپ نیز همخوان است؛ جایی که دیپلماسی نه جایگزین فشار، بلکه ابزاری برای تثبیت دستاوردهای جنگ و محدود کردن گزینه‌های طرف مقابل تلقی می‌شود. بنابراین، تفاهم موجود را باید بخشی از روند رقابت دانست، نه خروج از آن؛ مرحله‌ای که در آن ابزارهای تقابل تغییر کرده‌اند، اما اهداف راهبردی طرفین همچنان پابرجاست. در این چارچوب، دیپلماسی، فشار اقتصادی، محاصره دریایی عملیات محدود اما پله ای و اقدامات اطلاعاتی و امنیتی، اجزای یک راهبرد واحد برای مدیریت رقابت هستند. در مجموع با توجه به وضعیت فعلی, محتمل‌ترین مسیر، نه حرکت تدریجی به سوی توافقی جامع، بلکه تداوم رقابت در قالب‌های جدید اما در زیر آستانه جنگ تمام عیار است، نبردی که هر چند نامش جنگ نیست اما تبعاتش در بلند مدت کمتر از جنگ نخواهد بود. 🆔@world_order
در تمام این سال‌ها، اطرافیانی داشتم که او را دوست نمیداشتند، نقدش میکردند یا شاید حتی از رفتنش خوشحال هم شده باشند. اما من هیچ‌یک از آنها را از خود نراندم؛ بلکه همچنان امکان گفت‌وگو و اتصال بر محور ارزش‌های مشترک دیگر، مانند ایران، را زنده نگه داشتم. اما این به معنای کم‌اهمیت بودن او برای من نیست؛ اتفاقاً برعکس. در تمام این سال‌ها خود را مقلدش میدانستم. او برای من مرجع تقلید بود، رهبر کشورم بود و فراتر از آن، الگویی در زیست حوزوی و سیاسی به شمار می‌آمد. با جدیت تلاش میکردم سخنرانی‌ها، پیام‌ها و نوشته‌هایش را منظم دنبال کنم و جهان را از دریچۀ نگاه او ببینم. اما تا آنجا که به خاطر دارم، عکسش پس‌زمینۀ گوشی و لپ‌تاپم نبوده. در ارائه‌هایم تصویر یا جمله‌ای از او نمی‌گذاشتم و به بیاناتش ارجاع نمی‌دادم. او را نه «امام» خطاب میکردم و نه «حضرت آقا». حتی قاب عکسی از او بر دیوار خانه‌مان نیست. اما دلیلش این نبوده و نیست که بخواهم نسبتم با او را پنهان کنم. اتفاقاً بیش از آنکه بخواهم این نسبت را نمایش بدهم، می‌خواستم و می‌خواهم راه او باشم. راه او؛ راهی که در آن اصول در کنار شمول، آحاد در کنار همه، و ایران در کنار اسلام معنا پیدا می‌کند. راهی که در آن هم باید برخاست و هم دیگران را همراه کرد؛ هم همراه شد و هم راه را گم نکرد. من داغدار اویم و رهرو راه رهبر شهیدم خواهم ماند. ان‌شاءالله. 🆔@world_order
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
🗒 روش پیونگ‌‌یانگ برای مقابله با راهبرد «قطع سر» ▪️ خلاصه مقاله | [مرکز پژوهش‌ها و مطالعات پیشرفتۀ «المستقبل»: [در پی اِعمال اصلاحاتی در قانون اساسی کره شمالی،] برای اولین بار، این اصلاحات به رئیس‌جمهور کره شمالی [عنوان جدید رهبر کره شمالی، بعد از تغییر قانون اساسی] اختیار می‌دهد که حق خود را در استفاده از نیروهای هسته‌ای، به شورای فرماندهی هسته‌ای این کشور تفویض کند. ➖ این تفویض اختیار، چارچوبی قانونی را ایجاد می‌کند که در صورت مواجهۀ رهبری کره شمالی با تهدید وجودی یا ترور شخص رئیس‌جمهور (کیم جونگ اون)، امکان استفادۀ فوری از نیروی هسته‌ای فراهم شود. ➖ برخی ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این اصلاحیه، پس از آن صورت گرفت که آمریکا، راهبرد «قطع سر» را با از میان برداشتن سران برخی کشورها را عملیاتی کرد؛ ازجمله دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا و ترور [شهید آیت‌الله] علی خامنه‌ای، رهبر ایران. ➖ این، نشان می‌دهد که [رئیس] کره شمالی، از تکرار این سناریو علیه خود می‌ترسد. شایان ذکر است با توجه به مرزهای بستۀ کره شمالی و محدودیت‌های اِعمال‌شده بر خارجی‌های ساکن در این کشور که نفوذ اطلاعاتی را بسیار دشوار می‌کند، انجام چنین حملاتی علیه کیم جونگ اون و حلقۀ نزدیکان او، آسان نیست. 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🔰ترافیک دریایی کریدور عمان در تنگه هرمز به صفر رسیده است. عمانی‌ها از ایرانی‌ها به خاطر این اقدام ممنون خواهند بود. عمان به تنگه نیازی ندارد، مساله تنگه سبب شده آنها در معرض توجه جهانی قرار بگیرند، سود جنگ را بردند، کنش‌گری سیاسی دارند و بهره می‌برند، ایران هم که امنیت آنها را تا حد قابل قبولی تضمین می‌کند. امروز بدر البوسعیدی به مقامات آمریکایی خواهد گفت اگر می‌توانید خودتان بیاید باز کنید، وقتی شما نتوانید ما عمانی‌ها که اصلا نمی‌توانیم، و با رندی از فشارها و تهدید تحریم امریکایی خلاص می‌شوند. 🆔@world_order
🔴جنگ ایران اتحاد قدیمی آمریکا و عربستان را لرزاند / نیویورک تایمز 🔴ائتلاف در آزمون  🔴جنگ ایران، روابط راهبردی میان آمریکا و عربستان سعودی را وارد مرحله‌ای پرتنش کرد؛ جایی که دو شریک دیرینه درباره نحوه مواجهه با تهران و مدیریت بحران منطقه‌ای در برابر یکدیگر قرار گرفتند. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، عربستان تلاش کرد میان حمایت از واشنگتن و حفاظت از منافع خود تعادل برقرار کند. ریاض از همکاری نظامی و دیپلماتیک با آمریکا حمایت کرد، اما هم‌زمان در مقاطع حساس با تصمیم‌های دولت ترامپ مخالفت کرد؛ زیرا نگران بود تشدید درگیری‌ها، امنیت کشورهای خلیج فارس را بیش از پیش تهدید کند. 🔴اختلاف زمانی آشکارتر شد که آمریکا برای عملیات عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز خواستار استفاده از حریم هوایی عربستان شد، اما ریاض این درخواست را رد کرد و نگرانی خود را از بازگشت دوباره جنگ به منطقه نشان داد. این تصمیم باعث توقف عملیات آمریکا در کمتر از ۴۸ ساعت شد و نشانه‌ای از افزایش فاصله میان اولویت‌های واشنگتن و ریاض بود. 🔴تغییر محاسبات سعودی 🔴جنگ ایران نگاه عربستان به امنیت منطقه‌ای و نقش آمریکا را تغییر داده است. مقام‌های سعودی بیش از گذشته واشنگتن را شریکی غیرقابل پیش‌بینی می‌بینند و معتقدند سیاست‌های آمریکا ممکن است آنها را در معرض خطرات جدید قرار دهد. ریاض پیش از آغاز جنگ، نسبت به خطرات درگیری گسترده هشدار داده بود؛ سپس در مقطعی از ادامه فشار علیه ایران حمایت کرد، اما با تداوم قدرت ایران و افزایش هزینه‌های جنگ، به سمت پایان درگیری حرکت کرد. عربستان اکنون در کنار حفظ روابط با آمریکا، مسیرهای مستقل‌تری را دنبال می‌کند؛ از جمله تقویت روابط با چین و پاکستان و ادامه گفت‌وگوهای مستقیم با ایران درباره موضوعاتی مانند کنترل تنگه هرمز، توان موشکی و حمایت تهران از گروه‌های منطقه‌ای. 🔴از نگاه سعودی‌ها، تهدیدهای منطقه‌ای تنها به مسئله هسته‌ای محدود نیست و شبکه نیروهای نیابتی و توان موشکی ایران نیز در مرکز نگرانی‌های امنیتی قرار دارد. هم‌زمان، همکاری‌های مهم میان واشنگتن و ریاض همچنان ادامه دارد؛ از جمله مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای غیرنظامی عربستان، توسعه مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی و خرید گسترده تسلیحات آمریکایی. 🔴آینده نامطمئن  🔴توافق اولیه برای آتش‌بس، بسیاری از مسائل اصلی میان ایران، آمریکا و کشورهای عربی را حل نکرده است. مسئله کنترل تنگه هرمز، برنامه موشکی ایران، حمایت تهران از گروه‌های مسلح منطقه‌ای و آینده مذاکرات هسته‌ای همچنان بدون پاسخ باقی مانده‌اند. عربستان از توقف جنگ استقبال کرده، اما درباره نتایج توافق میان واشنگتن و تهران رویکردی محتاطانه دارد و منتظر روشن شدن تعهدات عملی طرفین است. 🔴بحران اخیر نشان داد که عربستان دیگر صرفاً در چارچوب سیاست‌های آمریکا حرکت نمی‌کند و در تلاش است امنیت خود را از طریق ترکیبی از همکاری با واشنگتن، تعامل با رقبای آمریکا و مدیریت مستقیم روابط منطقه‌ای حفظ کند. جنگ ایران نه‌تنها معادلات تهران و واشنگتن، بلکه برداشت کشورهای خلیج فارس از قابلیت اتکای نظم امنیتی آمریکا را نیز دگرگون کرده است؛ نظمی که اکنون بیش از گذشته با پرسش‌هایی درباره آینده آن روبه‌رو است. 🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴جنگ ایران اتحاد قدیمی آمریکا و عربستان را لرزاند / نیویورک تایمز 🔴ائتلاف در آزمون  🔴جنگ ایران، ر
اینکه نُرم‌ها و قواعد نظم آمریکایی پیشین به‌هم‌ ریخته و قواعد جدیدی در حال شکل‌گیری است، نشان از تحول و تغییر نظم است، چه بسا افول آمریکا؛ اما آمریکا در تلاش است تا بر مخروبه‌‌های نظم پیشین، نظم جدید خود را محقق کند. شنیدم آمریکا در حوزه‌ی قدرت، یک ماده‌ای معدنی مربوط به تراشه‌ها را انحصاراً (به لحاظ معدن و تولید) در اختیار دارد و حتی در این زمینه چین وابسته به آن هست. توکل بر خدا.