🔴نبرد بزرگ پس از جنگ ایران؛ چه کسی نظم جدید خاورمیانه را خواهد نوشت؟ / South China Morning Post
🔴سه مسیر قدرت
🔴با آرامتر شدن میدان جنگ ایران و بازگشت دیپلماسی، رقابت اصلی از میدان نبرد به معماری آینده خاورمیانه منتقل شده است. مسئله دیگر تنها مهار ایران، باز نگه داشتن تنگه هرمز یا جلوگیری از دور تازهای از تنش نیست؛ پرسش بزرگتر این است که قواعد نظم جدید منطقه را چه کسی تعیین خواهد کرد. اکنون سه مسیر اصلی در حال شکلگیری است. مسیر نخست به رهبری آمریکا بر گسترش توافقهای ابراهیم، ادغام اسرائیل در نظم منطقهای و محدودسازی ایران تکیه دارد.
🔴مسیر دوم، بر خودمختاری منطقهای و نقش چهار کشور عربستان سعودی، مصر، ترکیه و پاکستان متمرکز است. مسیر سوم، از نزدیکی تهران و ریاض با حمایت چین سرچشمه میگیرد و بر کاهش تنش و مدیریت رقابتها استوار است. این سه مسیر در برخی اهداف مشترک هستند: جلوگیری از جنگ گستردهتر، حفظ امنیت انرژی، باز ماندن مسیرهای دریایی و جلوگیری از اختلال در زنجیرههای تأمین. اما اختلاف اصلی آنها درباره جایگاه ایران، میزان عادیسازی روابط با اسرائیل، نقش مسئله فلسطین و تضمینکننده امنیت منطقه در بحرانهای آینده است.
🔴رقابت واشنگتن و منطقه
🔴مسیر آمریکایی همچنان از نظر قدرت سخت برتری دارد؛ زیرا واشنگتن شبکه نظامی، تحریمها، اطلاعات و روابط دفاعی گستردهای در اختیار دارد که هیچ بازیگر خارجی دیگری قادر به جایگزینی آن نیست. این مدل، مهار ایران را با تعهدات امنیتی جدید در خلیج فارس و چارچوب گستردهتر توافقهای ابراهیم پیوند میدهد. در این چارچوب، اسرائیل به بازیگری پذیرفتهشدهتر در حوزه امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل میشود و ایران از طریق نظارت هستهای، محدودیت در برنامه موشکی و پهپادی، فشار بر نیروهای نیابتی و تضمین آزادی کشتیرانی در هرمز محدود خواهد شد. با این حال، بزرگترین مشکل این مسیر مسئله مشروعیت منطقهای است.
🔴عربستان سعودی بدون تضمینهای امنیتی، همکاری هستهای، دسترسی به تسلیحات پیشرفته و مؤلفهای معتبر درباره فلسطین، بهسادگی به این چارچوب نمیپیوندد. همزمان، گسترش عملیات نظامی اسرائیل، پذیرش عمومی عادیسازی روابط را برای کشورهای عربی و اسلامی دشوارتر میکند. در مقابل، ائتلاف چهارگانه عربستان، مصر، ترکیه و پاکستان میکوشد آینده منطقه فقط توسط واشنگتن، تهران، تلآویو یا پکن تعیین نشود. این چارچوب هنوز نهاد، پیمان یا سازوکار اجرایی مشخصی ندارد، اما میتواند نقش میانجی و تنظیمکننده داشته باشد.
🔴نقش چین و آینده مبهم
🔴مسیر سوم بر نزدیکی عربستان و ایران با میانجیگری چین بنا شده است. پکن برخلاف آمریکا تضمین امنیتی، چتر دفاعی یا حضور نظامی گسترده ارائه نمیکند؛ ابزار اصلی آن دیپلماسی، حفظ کانالهای ارتباطی و کاهش دشمنی میان بازیگران منطقهای است. این مسیر برای عربستان امکان کاهش خطرات علیه زیرساختهای انرژی و پیشبرد برنامههای توسعهای را فراهم میکند، برای ایران راهی برای خروج از انزوا ایجاد میکند و برای چین امنیت انرژی و ثبات دریایی را تقویت میکند. با این حال، محدودیتهای آن آشکار است؛ چین نمیتواند ایران را به مهار نیروهای نیابتی، پذیرش بازرسیهای سختگیرانه یا تغییر رفتار در تنگه هرمز وادار کند و جایگزین چتر امنیتی آمریکا نیز نیست.
🔴عربستان در مرکز این معادله قرار دارد و احتمالاً تلاش خواهد کرد از هر سه مسیر همزمان بهره ببرد. نتیجه محتمل، نظمی ترکیبی و شکننده است؛ نظمی که باید ایران را محدود اما محاصره نکند، اسرائیل را به رسمیت بشناسد اما بدون محدودیت رها نکند، کشورهای خلیج فارس را مطمئن اما وابسته نسازد و قدرتهای منطقهای را درگیر کند نه کنار بزند. موفقیت این توازن میتواند به دورهای خاکستری اما قابل مدیریت منجر شود؛ شکست آن، خطر بازگشت چرخه بلوکبندی، جنگ نیابتی و بحرانهای جدید را افزایش خواهد داد.
🆔@world_order
تفاهم میان ایران و آمریکا را نباید پایان جنگ یا آغاز یک روند پایدار صلح تلقی کرد؛ زیرا این تفاهم نه حاصل حلوفصل اختلافات بنیادین، بلکه محصول همگرایی موقت ضرورتهای تاکتیکی دو طرف برای مهار چرخه تشدید تنش است. از این منظر، آنچه شکل گرفته بیش از آنکه یک توافق راهبردی باشد، سازوکاری موقت برای مدیریت بحران و کنترل هزینههای تقابل است؛ سازوکاری که از ابتدا بر موازنهای شکننده استوار بوده و اکنون نیز بیش از تثبیت، در معرض فرسایش قرار دارد.
ریشه این شکنندگی را هم باید در ماهیت رقابت ایران و آمریکا جستوجو کرد. رقابتی که صرفا به پرونده هستهای یا موضوعاتی مانند تنگه هرمز محدود نمیشود، بلکه به تعارضی عمیقتر بر سر نظم امنیتی خاورمیانه، موازنه قدرت و تعریف نقش بازیگران اصلی منطقه بازمیگردد. در چنین شرایطی، پروندههای مورد مناقشه، میدانهای بروز یک رقابت ساختاری هستند و تا زمانی که این تعارض پابرجا باشد، هر توافقی بیشتر به مدیریت بحران میانجامد تا حل آن.
همچنین در این چارچوب، هدف اصلی آمریکا الزاما حرکت مستقیم به سمت جنگ تمامعیار نیست، بلکه حفظ تقابل در زیر آستانه جنگ و مدیریت یک وضعیت فرسایشی است؛ وضعیتی که در آن با استفاده از فشارهای مرحلهای، اقدامات محدود و تشدیدهای کنترلشده، امکان اعمال هزینه بر ایران بدون ورود به یک رویارویی گسترده حفظ شود. این راهبرد میتواند با ایجاد یک وضعیت آسیبپذیری دائمی، توان بازیابی اقتصادی، امنیتی و منطقهای ایران را محدود کرده و تهران را در شرایطی قرار دهد که همواره میان هزینه مقاومت و پذیرش محدودیتهای بیشتر در نوسان باشد.
این رویکرد با منطق سیاست خارجی ترامپ نیز همخوان است؛ جایی که دیپلماسی نه جایگزین فشار، بلکه ابزاری برای تثبیت دستاوردهای جنگ و محدود کردن گزینههای طرف مقابل تلقی میشود. بنابراین، تفاهم موجود را باید بخشی از روند رقابت دانست، نه خروج از آن؛ مرحلهای که در آن ابزارهای تقابل تغییر کردهاند، اما اهداف راهبردی طرفین همچنان پابرجاست. در این چارچوب، دیپلماسی، فشار اقتصادی، محاصره دریایی عملیات محدود اما پله ای و اقدامات اطلاعاتی و امنیتی، اجزای یک راهبرد واحد برای مدیریت رقابت هستند.
در مجموع با توجه به وضعیت فعلی, محتملترین مسیر، نه حرکت تدریجی به سوی توافقی جامع، بلکه تداوم رقابت در قالبهای جدید اما در زیر آستانه جنگ تمام عیار است، نبردی که هر چند نامش جنگ نیست اما تبعاتش در بلند مدت کمتر از جنگ نخواهد بود.
#کاتخون
🆔@world_order
در تمام این سالها، اطرافیانی داشتم که او را دوست نمیداشتند، نقدش میکردند یا شاید حتی از رفتنش خوشحال هم شده باشند. اما من هیچیک از آنها را از خود نراندم؛ بلکه همچنان امکان گفتوگو و اتصال بر محور ارزشهای مشترک دیگر، مانند ایران، را زنده نگه داشتم.
اما این به معنای کماهمیت بودن او برای من نیست؛ اتفاقاً برعکس.
در تمام این سالها خود را مقلدش میدانستم. او برای من مرجع تقلید بود، رهبر کشورم بود و فراتر از آن، الگویی در زیست حوزوی و سیاسی به شمار میآمد.
با جدیت تلاش میکردم سخنرانیها، پیامها و نوشتههایش را منظم دنبال کنم و جهان را از دریچۀ نگاه او ببینم.
اما تا آنجا که به خاطر دارم، عکسش پسزمینۀ گوشی و لپتاپم نبوده. در ارائههایم تصویر یا جملهای از او نمیگذاشتم و به بیاناتش ارجاع نمیدادم. او را نه «امام» خطاب میکردم و نه «حضرت آقا». حتی قاب عکسی از او بر دیوار خانهمان نیست.
اما دلیلش این نبوده و نیست که بخواهم نسبتم با او را پنهان کنم.
اتفاقاً بیش از آنکه بخواهم این نسبت را نمایش بدهم، میخواستم و میخواهم #رهرو راه او باشم.
راه او؛ راهی که در آن اصول در کنار شمول، آحاد در کنار همه، و ایران در کنار اسلام معنا پیدا میکند.
راهی که در آن هم باید برخاست و هم دیگران را همراه کرد؛ هم همراه شد و هم راه را گم نکرد.
من داغدار اویم و رهرو راه رهبر شهیدم خواهم ماند. انشاءالله.
🆔@world_order
هدایت شده از خانه اندیشهورزان
🗒 روش پیونگیانگ برای مقابله با راهبرد «قطع سر»
▪️ خلاصه مقاله | [مرکز پژوهشها و مطالعات پیشرفتۀ «المستقبل»: [در پی اِعمال اصلاحاتی در قانون اساسی کره شمالی،] برای اولین بار، این اصلاحات به رئیسجمهور کره شمالی [عنوان جدید رهبر کره شمالی، بعد از تغییر قانون اساسی] اختیار میدهد که حق خود را در استفاده از نیروهای هستهای، به شورای فرماندهی هستهای این کشور تفویض کند.
➖ این تفویض اختیار، چارچوبی قانونی را ایجاد میکند که در صورت مواجهۀ رهبری کره شمالی با تهدید وجودی یا ترور شخص رئیسجمهور (کیم جونگ اون)، امکان استفادۀ فوری از نیروی هستهای فراهم شود.
➖ برخی ارزیابیها نشان میدهد که این اصلاحیه، پس از آن صورت گرفت که آمریکا، راهبرد «قطع سر» را با از میان برداشتن سران برخی کشورها را عملیاتی کرد؛ ازجمله دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و ترور [شهید آیتالله] علی خامنهای، رهبر ایران.
➖ این، نشان میدهد که [رئیس] کره شمالی، از تکرار این سناریو علیه خود میترسد. شایان ذکر است با توجه به مرزهای بستۀ کره شمالی و محدودیتهای اِعمالشده بر خارجیهای ساکن در این کشور که نفوذ اطلاعاتی را بسیار دشوار میکند، انجام چنین حملاتی علیه کیم جونگ اون و حلقۀ نزدیکان او، آسان نیست.
#رصد #یادداشت
#دکترین_هستهای #بازدارندگی
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
🔰ترافیک دریایی کریدور عمان در تنگه هرمز به صفر رسیده است.
عمانیها از ایرانیها به خاطر این اقدام ممنون خواهند بود. عمان به تنگه نیازی ندارد، مساله تنگه سبب شده آنها در معرض توجه جهانی قرار بگیرند، سود جنگ را بردند، کنشگری سیاسی دارند و بهره میبرند، ایران هم که امنیت آنها را تا حد قابل قبولی تضمین میکند.
امروز بدر البوسعیدی به مقامات آمریکایی خواهد گفت اگر میتوانید خودتان بیاید باز کنید، وقتی شما نتوانید ما عمانیها که اصلا نمیتوانیم، و با رندی از فشارها و تهدید تحریم امریکایی خلاص میشوند.
🆔@world_order
🔴جنگ ایران اتحاد قدیمی آمریکا و عربستان را لرزاند / نیویورک تایمز
🔴ائتلاف در آزمون
🔴جنگ ایران، روابط راهبردی میان آمریکا و عربستان سعودی را وارد مرحلهای پرتنش کرد؛ جایی که دو شریک دیرینه درباره نحوه مواجهه با تهران و مدیریت بحران منطقهای در برابر یکدیگر قرار گرفتند. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، عربستان تلاش کرد میان حمایت از واشنگتن و حفاظت از منافع خود تعادل برقرار کند. ریاض از همکاری نظامی و دیپلماتیک با آمریکا حمایت کرد، اما همزمان در مقاطع حساس با تصمیمهای دولت ترامپ مخالفت کرد؛ زیرا نگران بود تشدید درگیریها، امنیت کشورهای خلیج فارس را بیش از پیش تهدید کند.
🔴اختلاف زمانی آشکارتر شد که آمریکا برای عملیات عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز خواستار استفاده از حریم هوایی عربستان شد، اما ریاض این درخواست را رد کرد و نگرانی خود را از بازگشت دوباره جنگ به منطقه نشان داد. این تصمیم باعث توقف عملیات آمریکا در کمتر از ۴۸ ساعت شد و نشانهای از افزایش فاصله میان اولویتهای واشنگتن و ریاض بود.
🔴تغییر محاسبات سعودی
🔴جنگ ایران نگاه عربستان به امنیت منطقهای و نقش آمریکا را تغییر داده است. مقامهای سعودی بیش از گذشته واشنگتن را شریکی غیرقابل پیشبینی میبینند و معتقدند سیاستهای آمریکا ممکن است آنها را در معرض خطرات جدید قرار دهد. ریاض پیش از آغاز جنگ، نسبت به خطرات درگیری گسترده هشدار داده بود؛ سپس در مقطعی از ادامه فشار علیه ایران حمایت کرد، اما با تداوم قدرت ایران و افزایش هزینههای جنگ، به سمت پایان درگیری حرکت کرد. عربستان اکنون در کنار حفظ روابط با آمریکا، مسیرهای مستقلتری را دنبال میکند؛ از جمله تقویت روابط با چین و پاکستان و ادامه گفتوگوهای مستقیم با ایران درباره موضوعاتی مانند کنترل تنگه هرمز، توان موشکی و حمایت تهران از گروههای منطقهای.
🔴از نگاه سعودیها، تهدیدهای منطقهای تنها به مسئله هستهای محدود نیست و شبکه نیروهای نیابتی و توان موشکی ایران نیز در مرکز نگرانیهای امنیتی قرار دارد. همزمان، همکاریهای مهم میان واشنگتن و ریاض همچنان ادامه دارد؛ از جمله مذاکرات درباره برنامه هستهای غیرنظامی عربستان، توسعه مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی و خرید گسترده تسلیحات آمریکایی.
🔴آینده نامطمئن
🔴توافق اولیه برای آتشبس، بسیاری از مسائل اصلی میان ایران، آمریکا و کشورهای عربی را حل نکرده است. مسئله کنترل تنگه هرمز، برنامه موشکی ایران، حمایت تهران از گروههای مسلح منطقهای و آینده مذاکرات هستهای همچنان بدون پاسخ باقی ماندهاند. عربستان از توقف جنگ استقبال کرده، اما درباره نتایج توافق میان واشنگتن و تهران رویکردی محتاطانه دارد و منتظر روشن شدن تعهدات عملی طرفین است.
🔴بحران اخیر نشان داد که عربستان دیگر صرفاً در چارچوب سیاستهای آمریکا حرکت نمیکند و در تلاش است امنیت خود را از طریق ترکیبی از همکاری با واشنگتن، تعامل با رقبای آمریکا و مدیریت مستقیم روابط منطقهای حفظ کند. جنگ ایران نهتنها معادلات تهران و واشنگتن، بلکه برداشت کشورهای خلیج فارس از قابلیت اتکای نظم امنیتی آمریکا را نیز دگرگون کرده است؛ نظمی که اکنون بیش از گذشته با پرسشهایی درباره آینده آن روبهرو است.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴جنگ ایران اتحاد قدیمی آمریکا و عربستان را لرزاند / نیویورک تایمز 🔴ائتلاف در آزمون 🔴جنگ ایران، ر
اینکه نُرمها و قواعد نظم آمریکایی پیشین بههم ریخته و قواعد جدیدی در حال شکلگیری است، نشان از تحول و تغییر نظم است، چه بسا افول آمریکا؛ اما آمریکا در تلاش است تا بر مخروبههای نظم پیشین، نظم جدید خود را محقق کند.
شنیدم آمریکا در حوزهی قدرت، یک مادهای معدنی مربوط به تراشهها را انحصاراً (به لحاظ معدن و تولید) در اختیار دارد و حتی در این زمینه چین وابسته به آن هست.
#وابستگی #قدرت #سیالیت
توکل بر خدا.
چهار سناریو بر سر هرمز پیشروی ایران و منطقه
✍️ عبداله باباخانی
از ابتدای مطرح شدن موضوع تنگه هرمز، بارها تأکید کردهام که نباید هرمز را صرفاً از زاویه درآمدهای مستقیم اقتصادی ارزیابی کرد؛ زیرا اهمیت راهبردی، امنیتی و ژئوپلیتیکی آن برای ایران بهمراتب فراتر از درآمدهای سالانه حاصل از عبور و مرور دریایی است. در طول دههها و حتی سدههای گذشته نیز نگاه غالب به هرمز عمدتاً بر پایه ملاحظات امنیت ملی و ثبات منطقهای بوده است.
از این منظر، قابل پیشبینی بود که اگر مسیرهای عبوری جدیدی خارج از چارچوب سنتی کریدور بینالمللی تعریف شوند، سایر کشورهای ساحلی و ذینفع نیز به دنبال ایجاد یا تقویت مسیرهای جایگزین در محدوده آبهای خود باشند. آنچه امروز مشاهده میشود، نتیجه همین روند است.
در شرایط کنونی، به نظر میرسد الگوی تردد در تنگه هرمز بر سه مسیر اصلی استوار شده است: کریدور شمالی در محدوده آبهای ایران، کریدور بینالمللی در بخش مشترک میان ایران و عمان و کریدور جنوبی در محدوده آبهای عمان.
از منظر منافع ملی ایران، چند سناریوی قابل تصور وجود دارد:
سناریوی نخست: بازگشت ایران و عمان به چارچوب پیشین مدیریت تردد دریایی و احیای سازوکارهای عبور و مرور قبل از جنگ ۳۹ روزه، با تکیه بر همکاریهای دوجانبه و بدون تغییر در ساختار سنتی کریدور بینالمللی.
سناریوی دوم: تداوم وضعیت فعلی و ادامه دورهای از تنشهای محدود و قابل مدیریت تا زمان مشخص شدن نتایج تحولات سیاسی در آمریکا. در این سناریو، احتمال تشدید فشارهای اقتصادی و محدودیتهای مرتبط با تجارت انرژی ایران همچنان وجود خواهد داشت.
سناریوی سوم: افزایش سطح تنشها و اعمال محدودیتهای گستردهتر بر تردد دریایی در هرمز که میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای همه طرفهای درگیر به همراه داشته باشد. ( مشابه چند هفته قبل تفاهم نامه)
سناریوی چهارم: بازگشت به رویارویی نظامی گستردهتر در منطقه؛ سناریویی که هزینههای آن برای تمامی بازیگران بسیار بالا خواهد بود و به همین دلیل معمولاً کممطلوبترین گزینه محسوب میشود.
جواب گزینه درست مشخص است اما انتخاب گزینه درست نامشخص
🆔@world_order
انتقام در سیاست، برخلاف معنای متعارف آن در روابط فردی، نه یک واکنش احساسی و نه تلاشی برای ارضای انگیزههای شخصی، بلکه ابزاری برای مدیریت موازنه و بازآرایی محیط راهبردی است. در واقع در عرصه سیاست، کنشها نه بر اساس نیت کنشگر، بلکه بر مبنای پیامدهایی که بر رفتار و محاسبات بازیگران بر جا میگذارند ارزیابی میشوند. ازاین منظر ارزش هر اقدام تلافیجویانه نه در میزان خسارت واردشده یا اهمیت هدف، بلکه در توانایی آن برای تغییر ادراکات، اصلاح محاسبات و جهتدهی به رفتار طرف مقابل وابسته است. در این چارچوب، انتقام زمانی ماهیتی راهبردی مییابد که از منطق واکنش به یک رخداد یا صرف مجازات فاصله گرفته و به ابزاری برای مهندسی محیط امنیتی و بازتعریف قواعد تعامل میان بازیگران تبدیل شود. چنین اقدامی در پی آن نیست که صرفا هزینهای تحمیل کند، بلکه میکوشد با ایجاد بازدارندگی، افزایش عدمقطعیت، تغییر برداشت رقیب از نسبت هزینه و فایده و واداشتن او به بازنگری در محاسبات، معادلات را به نفع کنشگر دگرگون سازد. از این منظر، موفقیت انتقام نه با شدت تخریب، بلکه با میزان تاثیر آن بر تغییر رفتار و محدود کردن گزینههای راهبردی طرف مقابل سنجیده میشود؛ زیرا در سیاست، هدف نهایی، نه تلافی یا جبران گذشته بلکه تغییر آینده است.
#کاتخون
🆔@world_order
هدایت شده از اسلامیک پولتیک
🔻شهید بهشتی:
در نهضت اسلام برای درگیری حساب و کتاب هست! به صرف اینکه: «ما ایمان کامل داریم، یک گروه مومن باایمان هستیم، انضباط و تشکیلات هم داریم، بنابراین به میدان میرویم»، کافی نیست.
📚سهگونه اسلام، ص ۸۶
🇮🇷@islamic_politics
کتاب «دولتها چگونه فکر میکنند: عقلانیت در سیاست خارجی» (به انگلیسی: How States Think) اثر جان میرشایمر و سباستین روزاتو، دقیقاً همان مدل تحلیلی کتاب ولی نصر را در سطحی کلانتر و نظریتر تایید میکند. ادعای مرکزی میرشایمر در این کتاب این است که «بیشتر دولتها، بیشتر اوقات در سیاست خارجی خود کاملاً عقلانی رفتار میکنند» و برچسب «غیرعقلانی» یا «ایدئولوژیک دیوانه» که رسانههای غربی به کشورهایی مثل ایران یا روسیه میزنند، آدرس غلط و ناشی از نفهمیدن منطق ژئوپولیتیک است. [1, 2, 3, 4]
فرمول و مدل میرشایمر برای اثبات عقلانی بودن استراتژی کلان کشورها (از جمله مدل محور مقاومت ایران) بر سه اصل استوار است که در ادامه به تفکیک کتاب تشریح میشود: [5, 6]
۱. تعریف عقلانیت: بقا به عنوان هدف مطلق (Goal Rationality)
میرشایمر در فصل مربوط به «عقلانیت هدف» استدلال میکند که در دنیای آنارشیک، تنها یک قانون تغییرناپذیر وجود دارد: تلاش برای بقای دولت. [5, 6]
انطباق با مدل ایران: از نظر میرشایمر، هدف نهایی جمهوری اسلامی نه صدور ایدئولوژی برای خودِ ایدئولوژی، بلکه حفظ بقای نظام و حاکمیت ملی ایران در محاصره تهدیدات است. بنابراین، وقتی هدف «بقا» باشد، هر ابزاری که به این بقا کمک کند کاملاً عقلانی است. [1, 5]
۲. استراتژی بر اساس نظریههای معتبر (Strategic Rationality)
کتاب توضیح میدهد که رهبران عقلانی بر اساس نقشههای ذهنی و «نظریههای معتبر روابط بینالملل» تصمیم میگیرند، نه بر اساس توهمات یا جنون مذهبی. [4, 7]
انطباق با مدل ایران (محور مقاومت): دکترین «محور مقاومت» ایران دقیقاً بر پایه نظریه «دفاع پیشگیرانه» و «موازنه قوا» چیده شده است. ایران میداند که توانمندی تسلیحات متعارفش (مثل نیروی هوایی) از آمریکا و اسرائیل ضعیفتر است. در نتیجه، طبق منطق رئالیسم تهاجمی/تدافعی، ساختن زنجیرهای از متحدان منطقهای (حزبالله، انصارالله، حشدالشعبی) عقلانیترین راه برای انتقال خط مقدم به خارج از مرزها و ایجاد «بازدارندگی کمهزینه» است. میرشایمر این نوع محاسبات را نمونه بارز تفکر استراتژیک عقلانی میداند. [7]
۳. تصمیمگیری مشورتی و بوروکراتیک (Deliberation)
یکی دیگر از شاخصهای عقلانیت از نظر میرشایمر این است که تصمیمات بزرگ یک کشور حاصل تصمیمگیریهای فردی، ناگهانی یا احساسی یک نفر نیست، بلکه در ساختارهای مشورتی و پس از بحثهای طولانی بین نهادهای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک شکل میگیرد. [4, 8]
انطباق با مدل ایران: سیاستهای منطقهای ایران و توسعه محور مقاومت، تصمیماتی هیجانی نیستند، بلکه خروجی نهادهای بالادستی و مشورتی (مانند شورای عالی امنیت ملی) در طول چند دهه بودهاند که روند تحولات منطقه را رصد و تحلیل کردهاند. [7]
نقد میرشایمر به حماقت آمریکا در قبال ایران
میرشایمر در مقالات و تحلیلهای تکمیلی خود (از جمله در یادداشتهای پیوست کتابش) صراحتاً اقدامات دشمنان ایران را غیرعقلانی میخواند، نه رفتار ایران را. برای مثال: [9]
او تصمیم ترامپ برای ترور شهید سلیمانی یا تهدید به حمله نظامی به ایران را کاملاً غیرعقلانی (Irrational) ارزیابی میکند؛ چون بر اساس یک «نظریه پیروزی ناقص» شکل گرفته بود که فکر میکرد با این کار ایران تسلیم میشود، در حالی که نتیجه معکوس داد و بازدارندگی ایران را محکمتر کرد. [9]
میرشایمر تلاش ایران برای دستیابی به توانمندی یا آستانه هستهای را هم در همین کتاب و نظریات دیگرش کاملاً عقلانی میداند؛ زیرا کشوری که توسط قدرتهای هستهای (آمریکا و اسرائیل) تهدید به تغییر رژیم میشود، طبق منطق بقا، چارهای جز افزایش سطح بازدارندگی خود ندارد.
خلاصه کلام از زبان میرشایمر
اگر بخواهیم مدل کتاب «دولتها چگونه فکر میکنند» را روی ایران پیاده کنیم، پاسخ این است: سیاست خارجی و منطقهای ایران (محور مقاومت) نه حاصل افراطگرایی، بلکه محصول یک دکترین بقای کاملاً عقلانی، حسابشده و مبتنی بر واقعیات سخت ژئوپولیتیک است تا مانع از تهاجم نظامی به خاک خود شود. [1, 7]
[1] https://www.independent.org
[2] https://mises.org
[3] https://www.iranketab.ir
[4] https://books.google.com
[5] https://www.independent.org
[6] https://cisss.org.pk
[7] https://frqjournal.csr.ir
[8] https://www.tandfonline.com
[9] https://mearsheimer.substack.com
🆔@world_order
#کتاب «استراتژی کلان ایران: یک تاریخ سیاسی» اثر دکتر ولی نصر مشاور دولت اوباما ، اساساً برای ارزیابی «درست یا غلط بودن» اخلاقی یا ایدئولوژیک سیاست خارجی ایران نوشته نشده است؛ بلکه از دیدگاه واقعگرایی دفاعی (Defensive Realism) نشان میدهد که چرا راهبرد «محور مقاومت» و «دفاع پیشگیرانه»، پاسخی منطقی، عقلانی و حسابشده به تهدیدات پیرامونی ایران بوده است.
بخشی هایی از کتاب در پست بعد
🆔@world_order