eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
17.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ | عظمت و عملکرد رهبر شهید به‌گونه‌ای بود که قدرت پوشالی آمریکا، به عنوان لیدر در کودتای دی‌ماه، نقش‌آفرینی می‌کرد / رهبر شهید در تمام عمر خود در تلاش برای قدرتمند کردن ایران بود ▫️گزیده‌ای از گفت‌وگوی ویژه خبری ✅ @saeedjalily
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ | رهبر شهید با شهادت خود مؤلفه های قدرت ایران اسلامی را ارتقاء داد ▫️گزیده‌ای از گفت‌وگوی ویژه خبری ✅ @saeedjalily
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ | رهبر شهید کاری کرد که کسی نتواند مثل جنگ جهانی دوم ایران را اشغال کند. ▫️گزیده‌ای از گفت‌وگوی ویژه خبری ✅ @saeedjalily
دولت جدید سوریه خارج از چارچوب حکومتی عرب سنتی است که به اسرائیل وفادار است و در شرایط کاملاً متفاوتی شکل گرفته است. مسئله ثبات سوریه، مسئله‌ای است که یک خطر وجودی برای اسرائیل محسوب می‌شود. اسرائیل نمی‌تواند وجود یک سوریه مستقل، متحد و قوی را بپذیرد. حفظ ثبات سوریه، مسئله‌ای است که یک دغدغه امنیتی ملی برای ترکیه است و قابل بحث نیست. اسرائیل نمی‌تواند گسترش نفوذ ترکیه در سوریه را بپذیرد و این یک خط قرمز است که اسرائیل، هر چقدر هم که هزینه داشته باشد، اجازه نخواهد داد پی‌نوشت: تنها توجیه برای از دست دادن سوریه این بود که ایران ضمن کم کردن هزینه‌‌های خود، ترکیه را با اسرائیل سرشاخ کند. البته این هم سرانجامش نامعلوم هست. یعنی اصلاً روی سیاست توازن‌بخش ترکیه نمی‌توان حساب باز کرد. سیاستی که ایران قوی را که قصد تبدیل‌شدن به قدرت جهانی را دارد، هرگز بر نمیتابد.
هدایت شده از اتاق جنگ
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وحید عوض‌زاده: «امام خامنه‌ای موفق شد یک هسته بسیار معتقد و متعهد در نیروهای نظامی تربیت کند که عنصر اصلی و هسته مرکزی قدرت پیش‌برنده پروژه‌های ایشان شد.» برای تماشای گفت‌وگوهای بیشتر، کانال «اتاق جنگ» را دنبال کنید: @otaqejangmedia 📺 مشاهده قسمت دوم برنامه «میراث خامنه‌ای کبیر» در آپارات اتاق جنگ
هدایت شده از شعوبا
الاخبار نوشت: 💠 "خامنه‌ای" حتی در مرگ هم پیروز شد! با آغاز مراسم تشییع رهبر پیشین ایران، سید علی خامنه ای، چند روز پیش، رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ در گفت‌وگویی با وب‌سایت «اکسیوس» گفت که این مراسم را دنبال می‌کند و افزود: «همه آنجا بودند و ما می‌توانستیم همه آن‌ها را نابود کنیم، اما این کار را نکردیم چون دیگر کسی برای مذاکره باقی نمی‌ماند.» او اشاره کرد که از دیدن گریه برخی ایرانیان در تشییع‌جنازه شگفت‌زده شده، چرا که تصور می‌کرد مردم از خامنه ای «متنفرند»، پیش از آنکه ادعا کند این اشک‌ها «ممکن است ساختگی باشند». اما جمهوری اسلامی، برخلاف میل ترامپ، به خبرنگاران خارجی ویزا داده بود تا مراسم تشییع را از نزدیک پوشش دهند، با شماری از شرکت‌کنندگان گفت‌وگو کنند و خود شاهد نشانه‌های اندوه، خشم و وفاداری باشند. در همین راستا، روزنامه «واشنگتن پست» در گزارشی نوشت که دو ماه پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، مراسم تشییع شهید خامنه ای «هدف خود را محقق کرد»، چرا که جمعیت عظیمی را به خود جذب کرد و نشان‌دهنده برنامه‌ریزی و تدابیر امنیتی کافی بود که مانع از وقوع هرگونه حادثه خطرناک شد. به نوشته همین منبع، حرکت‌های گسترده مردمی در ایران طی روزهای اخیر، به‌جای آنکه از «دینامیک‌های جدید» در سیاست ایران خبر دهد، نشان داد که «پایگاه اصلی نظام همچنان قدرتمند است». در همین حال، حضور مقامات ارشد ایرانی که بسیاری از آنان برای نخستین‌بار پس از آغاز جنگ، علنی ظاهر شدند، به تقویت «فراخوان‌های انتقام‌جویانه‌ای که در سراسر مراسم طنین‌انداز بود» کمک کرد. برخی از این صداها حتی به‌طور مستقیم خواستار ترور رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ و نخست‌وزیر رژیم اشغالگر بنیامین نتانیاهو، به قصد انتقام شدند. حضور مقامات ارشد ایرانی به تقویت فراخوان‌های «انتقام‌جویانه» دامن زد به نوشته «واشنگتن پست»، خبرنگاران از قول شرکت‌کنندگان در تشییع نقل کردند که «ضروری است مردم در برابر تجاوز، متحدتر باشند»، در حالی که برخی دیگر گفتند ماه‌ها منتظر این رویداد بوده‌اند تا «عزاداری» را به‌درستی تجربه کنند و مرشد فقید را «پدر، بلکه فراتر از آن» توصیف کردند و از اینکه دیگر نمی‌توانند «او را دوباره ببینند» ابراز اندوه کردند. از سوی دیگر، شبکه «سی‌ان‌ان» در گزارشی نوشت که با وجود جنگی پرهزینه با دو تا از قدرتمندترین ارتش‌های جهان و دهه‌ها دشواری اقتصادی طاقت‌فرسا، «تهران هیچ تلاش یا هزینه‌ای را برای برگزاری تشییع باشکوه خامنه ای، همراه با نمادهای دینی، دریغ نکرد». این گزارش، تاریخ انتخاب‌شده برای تشییع را به جشن‌های دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا مرتبط دانست و افزود که مقامات ایرانی «یکی از بزرگ‌ترین عملیات‌های لجستیکی در تاریخ جمهوری اسلامی» را به راه انداختند و برای برگزاری تشییع و مدیریت میلیون‌ها زائری که انتظار می‌رفت به شهرها و اماکن مقدس در سراسر ایران و عراق برای بدرقه آیت‌الله سرازیر شوند، کارمندان دولت، دانشگاه‌ها، اتحادیه‌های کارگری، آتش‌نشانان، نظامیان، امدادگران و حتی هیئت‌های عزاداری مذهبی را بسیج کردند. به نوشته همین منبع، نباید از «نماد‌پردازی احتمالاً عامدانه در انتخاب تاریخ‌ها» غافل شد، چرا که پیکر خامنه ای در روز دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا بر زمین قرار داشت، در حالی که روز دیگری از مراسم تشییع با یادبود یک مناسبت بزرگ شیعی درگذشت یکی از شخصیت‌های مذهبی تاریخی مصادف شد. به‌طور کلی‌تر، این مراسم به‌گونه‌ای برگزار شد که بیشتر شبیه یک رژه پیروزی بود که از سه شهر ایرانی و دو مکان مقدس در عراق همسایه عبور می‌کرد، تا این پیام ثابت شود که «این مرد حتی در مرگ نیز در این نبرد شکست نخورده است». این شبکه از قول سینا طوسی، پژوهشگر ارشد غیرمقیم در «مرکز سیاست بین‌الملل»، نقل کرد که «عملیات ترور، خامنه ای را از نظر نمادین در مرگش بسیار قدرتمندتر از زمان حیاتش کرده است. اکنون خامنه ای به‌عنوان یک مرجع دینی شهید به تصویر کشیده می‌شود، شبیه امامان شیعه مورد احترام که به شهادت رسیدند و صحت جهان‌بینی‌شان از طریق نحوه مرگشان به اثبات رسید». در همین حال، روزنامه «فایننشال تایمز» از قول حارث حسن، پژوهشگر عراقی در «مرکز عربی پژوهش و مطالعات سیاست‌ها»، نوشت که نظام ایران «تلاش می‌کند قدرت‌نمایی کند تا بگوید محور مقاومت وابسته به آن نه‌تنها توانست در برابر این تهدید وجودی مقاومت کند، بلکه از دل آن قدرتمندتر بیرون آمد». حسن اشاره کرد که ایران و متحدانش «نشان می‌دهند که همچنان تأثیرگذارند و پروژه منطقه‌ای‌شان هنوز از حمایت برخوردار است، نه‌فقط از سوی ایرانیان، بلکه از سوی اعراب و مسلمانان شیعه در سراسر منطقه». ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
هدایت شده از خانه اندیشه‌ورزان
🗒 آیت‌الله خامنه‌ای «مقاومت» را از یک مفهوم اخلاقی به یک راهبرد منطقه‌ای تبدیل کرد ▪️ گزارش یادداشت | نشریه آراوت ارمنستان: دکتر احسان موحدیان، کارشناس مسائل قفقاز جنوبی و استاد دانشگاه تهران، در این مقاله به بررسی مهم‌ترین دستاوردهای راهبردی آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای برای ایران پرداخته است. ۱. سیاست «عدم تبعیت»: نهادینه‌سازی استقلال به عنوان سپری در برابر فشارهای بین‌المللی و ایجاد توازن میان قدرت‌های شرق و غرب، که ایران را به بازیگری مستقل و غیرمنفعل تبدیل کرد. ۲. مقاومت» به عنوان راهبردی منطقه‌ای: تبدیل مفهوم اخلاقی مقاومت به یک راهبرد نظامی-منطقه‌ای، ایجاد شبکه‌ای از متحدان برای گسترش «عمق راهبردی» ایران، و توسعه توان موشکی به عنوان بازوی عملیاتی این راهبرد برای بازدارندگی. ۳. تغییر موازنه قدرت: توانایی ایران در «تغییر موازنه قدرت» و تغییر موازنه منطقه‌ای، به گونه‌ای که حتی رقبا (مانند آمریکا و اسرائیل) ناچار به پذیرش نقش تعیین‌کننده ایران در منطقه شده‌اند. 🔗 متن کامل یادداشت 🌐 خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجموعه مستند سه قسمتی «مرد آبدی» پرتره زندگی پدر موشکی ایران برای اولین بار همراه با تصاویر دیده نشده به کارگردانی ساسان فلاح فر منتشر شد. این مستند سفری است به زندگی حسن تهرانی مقدم از کوچه های کودکی تا بلندای رویایی که سرنوشت یک ملت را تغییر داد. روایتی از مردی که نامش با اراده نوآوری و اقتدار گره خورده است. تهیه کننده و کارگردان: ساسان فلاح فر مشاور پروژه عباس وهاج پژوهشگر و نویسنده: هانیه کمری 🎯 https://www.aparat.com/v/frk98bb 🆔@world_order
🔹مهدی خراتیان: ‌در مصاحبه اخیرم با ‌@Newsweek پیرامون ویژگیهای دوران رهبری جدید در ایران بر چند نکته تاکید کردم: ۱. در دوران رهبر شهید، برغم اراده ایشان جهت ایجاد یک شمولیت حداکثری در دستگاههای حساسی چون مجمع تشخیص مصلحت نظام، فاکتور مداخلات خارجی خصوصا مداخلات مکرر آمریکا همواره مانعی بزرگ جهت گسترش دایره این فراگیری بوده است. ۲. رهبری فعلی به سنت حکمرانی رهبر پیشین کاملا وفادار است و در اعمال خطوط قرمز مد نظر خود نسبت به رهبری پیشین حتی قاطعتر عمل میکند. ۳. از منظر رسمی و قانونی، به نظر میرسد رهبری فعلی حداقل در کوتاه مدت تمایلی ندارد تا ساختار قدرت در راس نظام (اختیارات ولی فقیه) را تفویض کرده و به ساختاری غیرمتمرکز برسد که با توجه به شرایط فعلی کشور رویکردی منطقی است. لذا ساختار قدرت در راس نظام از حیث معماری (نه افراد) بعید است بشکلی بنیادین تغییر کند. ۴. از منظر غیر رسمی، ممکن است برخی از جریانهای سیاسی یا نهادها (بشکلی خودجوش یا با تحریکهای خارجی) تلاش کنند تا قدرت در سطوح عالی غیر متمرکز شود، اما اینکار نه مطلوب است و نه به نتیجه میرسد، چون رهبری فعلی با قدرت سکان راهبری نظام را در دست دارد. پ.ن.: به نظر میرسد که باید برای نکته چهار باید یک تبصره قائل شویم. غرب و در راس آنها ایالات متحده در تلاش است از طریق شبکه‌سازیهای سیاسی و اقتصادی، به شکل غیررسمی معماری قدرت را در ایران به شکلی باز تعریف کند که به تضعیف دستگاه رهبری منجر شود و جریان نرمالیزاسیون در این فرایند سردمدار خواهد بود؛ و این امر چیزی است که دستگاههای امنیتی و جریانهای حامی پارادایم «تنفس بین دو جنگ» باید به آن بشدت دقت کنند. https://www.newsweek.com/as-iran-buries-khamenei-a-new-kind-of-islamic-republic-rises-12166361 https://x.com/i/status/2075902011577434424 🆔@world_order
🔺علایی: در جنگ ۱۲ روزه نمی‌خواستند رهبری را بزنند/ تفاهم یا منجر به توافق طولانی مدت می‌شود، یا جنگ/ چرا ایران نتوانسته فرماندهان اسرائیلی را ترور کند؟ سردار حسین علایی، فرمانده اسبق نیروی دریایی سپاه: 🔹بالای سر تهران ماهواره‌های تاکتیکی گذاشته‌اند و اطلاعات را رصد می‌کنند. همین الان که آتش‌بس است، حدس می‌زنم هواپیماهای مختلف آمریکایی و اسراییلی در فضای هوایی ایران مشغول جاسوسی هستند. 🔹ارزیابی من این بود که هم رهبری و هم بیت رهبری را می‌زنند؛ به شمخانی گفتم و او این‌ها را می‌دانست. 🔹من معتقد به حضور افراد جاسوس آنها در دستگاه‌های کشوری نیستم. سهم بُعد انسانی در نفوذ را کم می‌دانم. 🔹در جنگ ۱۲ روزه نمی‌خواستند رهبری را بزنند؛ می‌خواستند رهبری را به تسلیم وادار کنند. در جنگ ۴۰ روزه تصمیم گرفتند جنگ را با ترور رهبری آغاز کنند. 🔹نفوذ ایران در اسرائیل، در آن حدی که اطلاعات سطح بالا پیدا کنیم، نیست. ایران چنین تشکیلاتی شبیه موساد ندارد که بخواهد فرماندهان اسرائیلی را ترور کند. 🔹این تفاهم یا منجر به توافق طولانی مدت خواهد شد یا ممکن است همین بهانه‌ای برای جنگ جدید شود و این خطر است/ خبرآنلاین 🆔@World_Order
🔸معافیت موقت، مهار بلندمدت؛ چرا آمریکا از قدرت‌گیری اقتصادی ایران نگران است؟ کمتر از سه هفته کافی بود تا فاصلۀ میان وعده‌های بزرگ تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و واقعیت سیاست آمریکا آشکار شود. واشنگتن در ۲۱ ژوئن مجوزی دوماهه برای فروش نفت ایران صادر کرد، اما در ۷ ژوئیه، پیش از آن‌که سه هفته از صدور آن بگذرد، مجوز را لغو کرد. این رفت‌وبرگشت یک تمایز اساسی را برجسته می‌کند: تفاوت میان کاهش مقطعی تحریم‌ها و پذیرش ادغام پایدار ایران در اقتصاد جهانی. آمریکا ممکن است برای توقف جنگ، حفظ امنیت کشتیرانی، آرام‌کردن بازار انرژی یا پیشبرد مذاکرات، موقتاً با فروش نفت ایران موافقت کند. اما این با پذیرش بازگشت کامل و باثبات ایران به شبکۀ مالی، تجاری و سرمایه‌گذاری جهان تفاوتی بنیادین دارد. بنابراین پرسش واقعی این است: آیا آمریکا حاضر است به ادغام پایدار ایران در اقتصاد جهانی تن دهد؛ حتی اگر پیامد آن، رشد اقتصادی کشوری باشد که می‌تواند موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد؟ تجربۀ چین و روسیه پاسخ واشنگتن به این پرسش را محتاطانه‌تر کرده است. آمریکا در آغاز قرن جدید تصور می‌کرد ادغام چین در اقتصاد جهانی، این کشور را به بازیگری میانه‌روتر و سازگارتر با نظم موجود تبدیل خواهد کرد. چین در سال ۲۰۰۱ عضو سازمان تجارت جهانی شد و به یکی از بزرگ‌ترین منتفعانِ جهانی‌شدن بدل شد. اما رشد اقتصادی چین نه‌تنها رقابت ژئوپلیتیک را کاهش نداد، بلکه منابع لازم برای توسعۀ فناوری، افزایش توان نظامی و گسترش نفوذ سیاسی آن را فراهم کرد. چین به‌جای آن‌که در نظم آمریکایی حل شود، به مهم‌ترین رقیب آن تبدیل شد. اروپا نیز سال‌ها امیدوار بود تجارت گسترده و وابستگی روسیه به درآمدهای انرژی، رفتار مسکو را مهار کند. حمله روسیه به اوکراین نشان داد که وابستگی اقتصادی لزوماً مانع رقابت امنیتی یا جنگ نمی‌شود. درس این دو تجربه برای غرب روشن بود: ادغام اقتصادی تضمین نمی‌کند که یک قدرتِ در حال رشد، از اهداف ژئوپلیتیک خود صرف‌نظر کند. همین منطق اکنون بر محاسبات آمریکا دربارۀ ایران نیز سایه انداخته است. اختلاف واشنگتن و تهران فقط به برنامه هسته‌ای، موشکی یا حقوق بشر محدود نیست. مسئلۀ عمیق‌تر، جایگاه ایران در موازنۀ قدرت منطقه‌ای است. ایران در مقیاس چین نیست و هنوز نمی‌توان آن را هژمون خاورمیانه دانست. بااین‌حال، مجاورت با تنگۀ هرمز، وسعت سرزمینی، جمعیت، منابع انرژی، زیرساخت صنعتی، توان موشکی و پهپادی و شبکۀ نفوذ منطقه‌ای، به آن ظرفیت حرکت به‌سوی جایگاه یک قدرت مسلط منطقه‌ای را می‌دهد. همین ظرفیت باعث می‌شود رشد اقتصادی ایران، از نگاه واشنگتن، صرفاً یک موضوع تجاری نباشد؛ زیرا افزایش منابع مالی، صنعتی و فناوری می‌تواند مستقیماً به تقویت قدرت منطقه‌ای آن بینجامد. بنابراین بازگشت کامل ایران به اقتصاد جهانی فقط به معنای افزایش صادرات نفت یا ورود سرمایه خارجی نیست. چنین تحولی می‌تواند منابع مالی و فناوری لازم برای افزایش قدرت منطقه‌ای ایران را نیز فراهم کند. از نگاه واشنگتن، مسئله دقیقاً همین‌جاست. آمریکا ممکن است یک ایران برخوردار از امکان تنفس اقتصادی محدود را بپذیرد؛ به‌خصوص زمانی که برای مهار بحران به همکاری تهران نیاز دارد. اما پذیرش ایرانی که بتواند بدون محدودیت، قدرت اقتصادی خود را انباشته کند و نظم منطقه‌ای را بیش از گذشته تغییر دهد، تصمیمی کاملاً متفاوت است. در منطق رئالیستی روابط بین‌الملل، این مسئله بیش از آن‌که به ایدئولوژی حکومت‌ها مربوط باشد، ریشه‌ای ساختاری دارد. افزایش ثروت و ظرفیت اقتصادی، معمولاً قدرت سیاسی و نظامی کشورها را نیز افزایش می‌دهد. قدرت‌های در حال رشد نیز می‌کوشند محیط منطقه‌ای خود را بیش از گذشته بر اساس منافعشان شکل دهند. آمریکا خود هژمون نیمکره غربی است و از دیرباز تلاش کرده از ظهور قدرتی مسلط در دیگر مناطق راهبردی جهان جلوگیری کند— چه آن رقیب چین باشد، چه روسیه، چه ایران. به همین دلیل، معافیت‌های نفتی، آزادسازی محدود دارایی‌ها و دسترسی مشروط بانکی را باید ابزار معامله دانست، نه نشانۀ پایان سیاست مهار. این امتیازها زمانی داده می‌شوند که آمریکا در مقابل آن‌ها هدف مشخصی داشته باشد: توقف درگیری، بازگشایی مسیرهای انرژی، محدودکردن برنامه هسته‌ای یا کاهش هزینه‌های امنیتی خود. اما این با رضایت آمریکا به ادغام کامل و پایدار ایران در اقتصاد جهانی فاصله‌ی زیادی دارد. این تحلیل به معنای بی‌فایده‌بودن مذاکره یا گشایش اقتصادی نیست. هر میزان افزایش فروش یا آزادسازی منابع برای اقتصاد ایران حیاتی است. اما خطا آن‌جاست که یک مجوز موقت نشانۀ پایان رقابت راهبردی تلقی شود. آمریکا ممکن است برای مهار یک بحران، راه تنفس اقتصادی ایران را باز کند؛ اما این به معنای پذیرفتن قدرت‌یابی ایران نیست. 🆔@world_order
فرهاد قنبری داستان انتقام. ⏪ آمریکا و اسرائیل در یک سال اخیر، رهبر، دو وزیر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس‌شورای راهبردی سیاست خارجی و تمام فرماندهان ارشد نظامی ما را ترور کرده است اما جامعه روشنفکری ایران از ما می‌خواهد حتی کلمه انتقام را هم بر زبان نیاوریم تا خدای نکرده به جنگ‌طلبی متهم نشویم. ⏪ در اینجا بحث انتقام بحث فردی یا سیاسی نیست. بحث این هم نیست که ما به جمهوری اسلامی و سران مملکت علاقه داشته یا از آنها نفرت داشتیم. در این جا فریاد انتقام، فریاد دفاع از حیات و زندگی خودمان و جامعه خودمان است. ⏪ ترور رهبر ایران، ترور فرمانده یا رییس یک سازمان چریکی و شبه‌‌نظامی مانند حماس و حزب‌الله (که آن هم طبیعتا محکوم است) نیست بلکه ترور شخص اول یکی از بیست کشور بزرگ جهان از لحاظ مساحت و جمعیت است. کشوری که در اکثر کشورهای جهان نمایندگی و سفارت داشته و عضو سازمان ملل و عمده سازمانهای بین‌المللی است. ⏪ این محافظه‌کاری جامعه و تهدید از انگ رادیکایسم از همان زمانی که غرب نیروی رسمی نطامی کشور را سازمان تروریستی اعلام کرده و فرمانده ارشد نظامی کشور را ترور کردند شروع شد و مطمئن باشید اگر جامعه و مسئولان در این مورد هم با محافظه‌کاری و ترس از «تله‌جنگ» مسئله را زیرسیبلی رد کنند، دیگر در این مملکت سنگ بر روی سنگ بند نخواهد شد و هیچکس از مسئول تا یک شهروند ساده امنیت نخواهد داشت. ⏪ رهبر ایران، رییس یک سازمان چریکی نیست که زندگی پنهانی داشته و چهارماه حتی یک صوت از او پخش نشود. این وضعیت اگر به عنوان یک نُرم در جامعه پذیرفته شود، کم‌کم حاکمیت ملی ایران هم زیر سوال رفته و جامعه با تهدید وجودی مواجه خواهد شد. ⏪ بخشی از جامعه تصور می‌کند شعار و فریاد انتقام، نشان از جنگ‌طلبی تندروهاست است و البته حق هم دارد که نگران جنگ باشد اما باید به آنها توضیح داده شود که اتفاقا اگر دنبال صلح و بازگشت آرامش به کشور هستید، با هر گرایش سیاسی ولو برانداز، باید فریاد انتقام سر بدهید و هزینه ترور را برای دشمن بالا ببرید. ⏪ آمریکا حتی در پایان جنگ جهانی دوم و در برهه‌ای که ژاپنی‌ها تا سرحد مرگ مقاومت کرده و سر تسلیم نداشتند، بمب اتم زد اما کاخ امپراتور یا دولت و پارلمان این کشورا بمباران نکردند چرا که دنبال تسلیم ژاپن بودند نه دنبال نابودی و فروپاشی آن کشور. ⏪ نتانیاهو بارها و بارها در یک سال اخیر گفته است که جنگ با ایران برای ما جنگ وجودی است و در این جنگ یا ما نابود می‌شویم و یا آنها را نابود می‌کنیم. در این منطق دیگر هدف تضعیف نظام و تغییر نظام و حتی تسلیم ایران نیست بلکه زدن مقامات ارشد سیاسی و نظامی با هدف فروپاشی کشور و جامعه ایران صورت می‌گیرد و هر آنکس به بقای ایران با هر فکر و عقیده‌ای، علاقمند است باید فریاد انتقام و خونخواهی سر دهد و نظام سیاسی هم باید آن به این فریاد به عنوان یک مطالبه وجودی کشور نگاه کند. ⏪ داستان ما و آمریکا مثل داستان جورج فلوید و آن پلیس قاتل آمریکایی است که او را طی یک روند چندبن دقیقه‌ای زجرکش کرد. آمریکا به مانند آن پلیس قاتل، چهل سال است که زانوی خود را برگردن ما گذاشته و ذره ذره با تحریم و تهدید و تهاجم نظامی نفس را ما می‌گیرد اما ما اگر در همان حال احتضار یک شعار «مرگ بر آمریکا» گفته یا پرچم آمریکا را آتش می‌زنیم، روشنفکر و استاد دانشگاه ما، سریعا خود را رسانده و در گوش ما می‌گوید، «خفه شوید» و هر فریادی از سوی «مای» در حال مرگ را به رادیکالیسم و تندروی و جنگ‌‌طلبی محکوم می‌کند. 🆔@world_order