هدایت شده از خانه اندیشهورزان
🗒 آیتالله خامنهای «مقاومت» را از یک مفهوم اخلاقی به یک راهبرد منطقهای تبدیل کرد
▪️ گزارش یادداشت | نشریه آراوت ارمنستان: دکتر احسان موحدیان، کارشناس مسائل قفقاز جنوبی و استاد دانشگاه تهران، در این مقاله به بررسی مهمترین دستاوردهای راهبردی آیتالله سیدعلی خامنهای برای ایران پرداخته است.
۱. سیاست «عدم تبعیت»: نهادینهسازی استقلال به عنوان سپری در برابر فشارهای بینالمللی و ایجاد توازن میان قدرتهای شرق و غرب، که ایران را به بازیگری مستقل و غیرمنفعل تبدیل کرد.
۲. مقاومت» به عنوان راهبردی منطقهای: تبدیل مفهوم اخلاقی مقاومت به یک راهبرد نظامی-منطقهای، ایجاد شبکهای از متحدان برای گسترش «عمق راهبردی» ایران، و توسعه توان موشکی به عنوان بازوی عملیاتی این راهبرد برای بازدارندگی.
۳. تغییر موازنه قدرت: توانایی ایران در «تغییر موازنه قدرت» و تغییر موازنه منطقهای، به گونهای که حتی رقبا (مانند آمریکا و اسرائیل) ناچار به پذیرش نقش تعیینکننده ایران در منطقه شدهاند.
🔗 متن کامل یادداشت
#یادداشت #پنجره_ایران
#تشییع_امام_شهید
#پرونده_مقاومت_ملی
🌐 خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا دنبال کنید!
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجموعه مستند سه قسمتی «مرد آبدی» پرتره زندگی پدر موشکی ایران برای اولین بار همراه با تصاویر دیده نشده به کارگردانی ساسان فلاح فر منتشر شد.
این مستند سفری است به زندگی حسن تهرانی مقدم از کوچه های کودکی تا بلندای رویایی که سرنوشت یک ملت را تغییر داد. روایتی از مردی که نامش با اراده نوآوری و اقتدار گره خورده است.
تهیه کننده و کارگردان: ساسان فلاح فر
مشاور پروژه عباس وهاج
پژوهشگر و نویسنده: هانیه کمری
🎯 https://www.aparat.com/v/frk98bb
🆔@world_order
🔹مهدی خراتیان:
در مصاحبه اخیرم با @Newsweek پیرامون ویژگیهای دوران رهبری جدید در ایران بر چند نکته تاکید کردم:
۱. در دوران رهبر شهید، برغم اراده ایشان جهت ایجاد یک شمولیت حداکثری در دستگاههای حساسی چون مجمع تشخیص مصلحت نظام، فاکتور مداخلات خارجی خصوصا مداخلات مکرر آمریکا همواره مانعی بزرگ جهت گسترش دایره این فراگیری بوده است.
۲. رهبری فعلی به سنت حکمرانی رهبر پیشین کاملا وفادار است و در اعمال خطوط قرمز مد نظر خود نسبت به رهبری پیشین حتی قاطعتر عمل میکند.
۳. از منظر رسمی و قانونی، به نظر میرسد رهبری فعلی حداقل در کوتاه مدت تمایلی ندارد تا ساختار قدرت در راس نظام (اختیارات ولی فقیه) را تفویض کرده و به ساختاری غیرمتمرکز برسد که با توجه به شرایط فعلی کشور رویکردی منطقی است. لذا ساختار قدرت در راس نظام از حیث معماری (نه افراد) بعید است بشکلی بنیادین تغییر کند.
۴. از منظر غیر رسمی، ممکن است برخی از جریانهای سیاسی یا نهادها (بشکلی خودجوش یا با تحریکهای خارجی) تلاش کنند تا قدرت در سطوح عالی غیر متمرکز شود، اما اینکار نه مطلوب است و نه به نتیجه میرسد، چون رهبری فعلی با قدرت سکان راهبری نظام را در دست دارد.
پ.ن.: به نظر میرسد که باید برای نکته چهار باید یک تبصره قائل شویم.
غرب و در راس آنها ایالات متحده در تلاش است از طریق شبکهسازیهای سیاسی و اقتصادی، به شکل غیررسمی معماری قدرت را در ایران به شکلی باز تعریف کند که به تضعیف دستگاه رهبری منجر شود و جریان نرمالیزاسیون در این فرایند سردمدار خواهد بود؛ و این امر چیزی است که دستگاههای امنیتی و جریانهای حامی پارادایم «تنفس بین دو جنگ» باید به آن بشدت دقت کنند.
https://www.newsweek.com/as-iran-buries-khamenei-a-new-kind-of-islamic-republic-rises-12166361
https://x.com/i/status/2075902011577434424
🆔@world_order
🔺علایی: در جنگ ۱۲ روزه نمیخواستند رهبری را بزنند/ تفاهم یا منجر به توافق طولانی مدت میشود، یا جنگ/ چرا ایران نتوانسته فرماندهان اسرائیلی را ترور کند؟
سردار حسین علایی، فرمانده اسبق نیروی دریایی سپاه:
🔹بالای سر تهران ماهوارههای تاکتیکی گذاشتهاند و اطلاعات را رصد میکنند. همین الان که آتشبس است، حدس میزنم هواپیماهای مختلف آمریکایی و اسراییلی در فضای هوایی ایران مشغول جاسوسی هستند.
🔹ارزیابی من این بود که هم رهبری و هم بیت رهبری را میزنند؛ به شمخانی گفتم و او اینها را میدانست.
🔹من معتقد به حضور افراد جاسوس آنها در دستگاههای کشوری نیستم. سهم بُعد انسانی در نفوذ را کم میدانم.
🔹در جنگ ۱۲ روزه نمیخواستند رهبری را بزنند؛ میخواستند رهبری را به تسلیم وادار کنند. در جنگ ۴۰ روزه تصمیم گرفتند جنگ را با ترور رهبری آغاز کنند.
🔹نفوذ ایران در اسرائیل، در آن حدی که اطلاعات سطح بالا پیدا کنیم، نیست. ایران چنین تشکیلاتی شبیه موساد ندارد که بخواهد فرماندهان اسرائیلی را ترور کند.
🔹این تفاهم یا منجر به توافق طولانی مدت خواهد شد یا ممکن است همین بهانهای برای جنگ جدید شود و این خطر است/ خبرآنلاین
🆔@World_Order
🔸معافیت موقت، مهار بلندمدت؛ چرا آمریکا از قدرتگیری اقتصادی ایران نگران است؟
کمتر از سه هفته کافی بود تا فاصلۀ میان وعدههای بزرگ تفاهمنامه اسلامآباد و واقعیت سیاست آمریکا آشکار شود. واشنگتن در ۲۱ ژوئن مجوزی دوماهه برای فروش نفت ایران صادر کرد، اما در ۷ ژوئیه، پیش از آنکه سه هفته از صدور آن بگذرد، مجوز را لغو کرد.
این رفتوبرگشت یک تمایز اساسی را برجسته میکند: تفاوت میان کاهش مقطعی تحریمها و پذیرش ادغام پایدار ایران در اقتصاد جهانی.
آمریکا ممکن است برای توقف جنگ، حفظ امنیت کشتیرانی، آرامکردن بازار انرژی یا پیشبرد مذاکرات، موقتاً با فروش نفت ایران موافقت کند. اما این با پذیرش بازگشت کامل و باثبات ایران به شبکۀ مالی، تجاری و سرمایهگذاری جهان تفاوتی بنیادین دارد.
بنابراین پرسش واقعی این است: آیا آمریکا حاضر است به ادغام پایدار ایران در اقتصاد جهانی تن دهد؛ حتی اگر پیامد آن، رشد اقتصادی کشوری باشد که میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه را تغییر دهد؟
تجربۀ چین و روسیه پاسخ واشنگتن به این پرسش را محتاطانهتر کرده است.
آمریکا در آغاز قرن جدید تصور میکرد ادغام چین در اقتصاد جهانی، این کشور را به بازیگری میانهروتر و سازگارتر با نظم موجود تبدیل خواهد کرد. چین در سال ۲۰۰۱ عضو سازمان تجارت جهانی شد و به یکی از بزرگترین منتفعانِ جهانیشدن بدل شد. اما رشد اقتصادی چین نهتنها رقابت ژئوپلیتیک را کاهش نداد، بلکه منابع لازم برای توسعۀ فناوری، افزایش توان نظامی و گسترش نفوذ سیاسی آن را فراهم کرد. چین بهجای آنکه در نظم آمریکایی حل شود، به مهمترین رقیب آن تبدیل شد.
اروپا نیز سالها امیدوار بود تجارت گسترده و وابستگی روسیه به درآمدهای انرژی، رفتار مسکو را مهار کند. حمله روسیه به اوکراین نشان داد که وابستگی اقتصادی لزوماً مانع رقابت امنیتی یا جنگ نمیشود.
درس این دو تجربه برای غرب روشن بود: ادغام اقتصادی تضمین نمیکند که یک قدرتِ در حال رشد، از اهداف ژئوپلیتیک خود صرفنظر کند. همین منطق اکنون بر محاسبات آمریکا دربارۀ ایران نیز سایه انداخته است.
اختلاف واشنگتن و تهران فقط به برنامه هستهای، موشکی یا حقوق بشر محدود نیست. مسئلۀ عمیقتر، جایگاه ایران در موازنۀ قدرت منطقهای است.
ایران در مقیاس چین نیست و هنوز نمیتوان آن را هژمون خاورمیانه دانست. بااینحال، مجاورت با تنگۀ هرمز، وسعت سرزمینی، جمعیت، منابع انرژی، زیرساخت صنعتی، توان موشکی و پهپادی و شبکۀ نفوذ منطقهای، به آن ظرفیت حرکت بهسوی جایگاه یک قدرت مسلط منطقهای را میدهد. همین ظرفیت باعث میشود رشد اقتصادی ایران، از نگاه واشنگتن، صرفاً یک موضوع تجاری نباشد؛ زیرا افزایش منابع مالی، صنعتی و فناوری میتواند مستقیماً به تقویت قدرت منطقهای آن بینجامد.
بنابراین بازگشت کامل ایران به اقتصاد جهانی فقط به معنای افزایش صادرات نفت یا ورود سرمایه خارجی نیست. چنین تحولی میتواند منابع مالی و فناوری لازم برای افزایش قدرت منطقهای ایران را نیز فراهم کند. از نگاه واشنگتن، مسئله دقیقاً همینجاست.
آمریکا ممکن است یک ایران برخوردار از امکان تنفس اقتصادی محدود را بپذیرد؛ بهخصوص زمانی که برای مهار بحران به همکاری تهران نیاز دارد. اما پذیرش ایرانی که بتواند بدون محدودیت، قدرت اقتصادی خود را انباشته کند و نظم منطقهای را بیش از گذشته تغییر دهد، تصمیمی کاملاً متفاوت است.
در منطق رئالیستی روابط بینالملل، این مسئله بیش از آنکه به ایدئولوژی حکومتها مربوط باشد، ریشهای ساختاری دارد. افزایش ثروت و ظرفیت اقتصادی، معمولاً قدرت سیاسی و نظامی کشورها را نیز افزایش میدهد. قدرتهای در حال رشد نیز میکوشند محیط منطقهای خود را بیش از گذشته بر اساس منافعشان شکل دهند.
آمریکا خود هژمون نیمکره غربی است و از دیرباز تلاش کرده از ظهور قدرتی مسلط در دیگر مناطق راهبردی جهان جلوگیری کند— چه آن رقیب چین باشد، چه روسیه، چه ایران.
به همین دلیل، معافیتهای نفتی، آزادسازی محدود داراییها و دسترسی مشروط بانکی را باید ابزار معامله دانست، نه نشانۀ پایان سیاست مهار.
این امتیازها زمانی داده میشوند که آمریکا در مقابل آنها هدف مشخصی داشته باشد: توقف درگیری، بازگشایی مسیرهای انرژی، محدودکردن برنامه هستهای یا کاهش هزینههای امنیتی خود. اما این با رضایت آمریکا به ادغام کامل و پایدار ایران در اقتصاد جهانی فاصلهی زیادی دارد.
این تحلیل به معنای بیفایدهبودن مذاکره یا گشایش اقتصادی نیست. هر میزان افزایش فروش یا آزادسازی منابع برای اقتصاد ایران حیاتی است. اما خطا آنجاست که یک مجوز موقت نشانۀ پایان رقابت راهبردی تلقی شود.
آمریکا ممکن است برای مهار یک بحران، راه تنفس اقتصادی ایران را باز کند؛ اما این به معنای پذیرفتن قدرتیابی ایران نیست.
🆔@world_order
فرهاد قنبری
داستان انتقام.
⏪ آمریکا و اسرائیل در یک سال اخیر، رهبر، دو وزیر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیسشورای راهبردی سیاست خارجی و تمام فرماندهان ارشد نظامی ما را ترور کرده است اما جامعه روشنفکری ایران از ما میخواهد حتی کلمه انتقام را هم بر زبان نیاوریم تا خدای نکرده به جنگطلبی متهم نشویم.
⏪ در اینجا بحث انتقام بحث فردی یا سیاسی نیست. بحث این هم نیست که ما به جمهوری اسلامی و سران مملکت علاقه داشته یا از آنها نفرت داشتیم. در این جا فریاد انتقام، فریاد دفاع از حیات و زندگی خودمان و جامعه خودمان است.
⏪ ترور رهبر ایران، ترور فرمانده یا رییس یک سازمان چریکی و شبهنظامی مانند حماس و حزبالله (که آن هم طبیعتا محکوم است) نیست بلکه ترور شخص اول یکی از بیست کشور بزرگ جهان از لحاظ مساحت و جمعیت است. کشوری که در اکثر کشورهای جهان نمایندگی و سفارت داشته و عضو سازمان ملل و عمده سازمانهای بینالمللی است.
⏪ این محافظهکاری جامعه و تهدید از انگ رادیکایسم از همان زمانی که غرب نیروی رسمی نطامی کشور را سازمان تروریستی اعلام کرده و فرمانده ارشد نظامی کشور را ترور کردند شروع شد و مطمئن باشید اگر جامعه و مسئولان در این مورد هم با محافظهکاری و ترس از «تلهجنگ» مسئله را زیرسیبلی رد کنند، دیگر در این مملکت سنگ بر روی سنگ بند نخواهد شد و هیچکس از مسئول تا یک شهروند ساده امنیت نخواهد داشت.
⏪ رهبر ایران، رییس یک سازمان چریکی نیست که زندگی پنهانی داشته و چهارماه حتی یک صوت از او پخش نشود. این وضعیت اگر به عنوان یک نُرم در جامعه پذیرفته شود، کمکم حاکمیت ملی ایران هم زیر سوال رفته و جامعه با تهدید وجودی مواجه خواهد شد.
⏪ بخشی از جامعه تصور میکند شعار و فریاد انتقام، نشان از جنگطلبی تندروهاست است و البته حق هم دارد که نگران جنگ باشد اما باید به آنها توضیح داده شود که اتفاقا اگر دنبال صلح و بازگشت آرامش به کشور هستید، با هر گرایش سیاسی ولو برانداز، باید فریاد انتقام سر بدهید و هزینه ترور را برای دشمن بالا ببرید.
⏪ آمریکا حتی در پایان جنگ جهانی دوم و در برههای که ژاپنیها تا سرحد مرگ مقاومت کرده و سر تسلیم نداشتند، بمب اتم زد اما کاخ امپراتور یا دولت و پارلمان این کشورا بمباران نکردند چرا که دنبال تسلیم ژاپن بودند نه دنبال نابودی و فروپاشی آن کشور.
⏪ نتانیاهو بارها و بارها در یک سال اخیر گفته است که جنگ با ایران برای ما جنگ وجودی است و در این جنگ یا ما نابود میشویم و یا آنها را نابود میکنیم. در این منطق دیگر هدف تضعیف نظام و تغییر نظام و حتی تسلیم ایران نیست بلکه زدن مقامات ارشد سیاسی و نظامی با هدف فروپاشی کشور و جامعه ایران صورت میگیرد و هر آنکس به بقای ایران با هر فکر و عقیدهای، علاقمند است باید فریاد انتقام و خونخواهی سر دهد و نظام سیاسی هم باید آن به این فریاد به عنوان یک مطالبه وجودی کشور نگاه کند.
⏪ داستان ما و آمریکا مثل داستان جورج فلوید و آن پلیس قاتل آمریکایی است که او را طی یک روند چندبن دقیقهای زجرکش کرد.
آمریکا به مانند آن پلیس قاتل، چهل سال است که زانوی خود را برگردن ما گذاشته و ذره ذره با تحریم و تهدید و تهاجم نظامی نفس را ما میگیرد اما ما اگر در همان حال احتضار یک شعار «مرگ بر آمریکا» گفته یا پرچم آمریکا را آتش میزنیم، روشنفکر و استاد دانشگاه ما، سریعا خود را رسانده و در گوش ما میگوید، «خفه شوید» و هر فریادی از سوی «مای» در حال مرگ را به رادیکالیسم و تندروی و جنگطلبی محکوم میکند.
🆔@world_order
🔻نانو بدون شهید خامنهای نانو نمیشد
عماد احمدوند دبیر ستاد توسعه فناوریهای نانو کشور در«میدان دانشگاه»:
🔻 از منظر رهبر شهید، اهمیت فناوری نانو تنها به خودِ این فناوری محدود نمیشود، بلکه مدل توسعه و تجربه ایران در این حوزه نیز الگویی برای پیشبرد سایر حوزههای کشور است. الگوی حکمرانی فناوری در این عرصه حتی از خودِ مصداق نانو نیز مهمتر تلقی میشود.
🔻 از جمله مؤلفههای این الگو، وجود برنامهای منسجم و پویاست که بهصورت مستمر بازنگری و بهروزرسانی میشود، نه اینکه صرفاً در پایان برنامههای بلندمدت ارزیابی شود.
🔻 ارائه گزارشهای دقیق از روند پیشرفت و دوری بدنه توسعه فناوری از سیاسیکاری و منازعات سیاسی، از دیگر ویژگیهای این الگوست.
🔻 ایشان همچنین بر نقش نیروی انسانی مؤمن و متعهد، اهمیت گفتمانسازی و «روایت پیشرفت» بهعنوان بخشی از فرآیند تحقق پیشرفت علمی کشور تأکید داشتند.
🔻 عماد احمدوند دبیر ستاد توسعه فناوریهای نانو کشور در قسمت ۵۴ «میدان دانشگاه» از توجه ویژه رهبر شهید به فناوری نانو و حمایتهای ایشان از این حوزه گفت.
🎥 ویدیو کامل در یوتیوب | آپارات | سایت
#میدان_دانشگاه کاری از مجله تصویری فرهیختگان
🆔@world_order
دنی سیترینوویچ، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی و مقام پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل، در واکنش به تحولات اخیر تنگه هرمز، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس تحلیلی ارائه کرده است که بر نقش بیبدیل جغرافیای سیاسی در بازار انرژی تاکید دارد.
وی در این ارزیابی با اشاره به اینکه هیچ راهکار ضربالاجلی برای دور زدن تنگه هرمز وجود ندارد، تصریح میکند که هیچیک از گزینههای جایگزین مطرحشده نمیتوانند بر واقعیتهای سرسخت جغرافیایی غلبه کنند.
سیترینوویچ در تشریح پیامدهای چنین چالشی استدلال میکند که اگر ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند و همزمان، انصارالله نیز روند عبور و مرور در بابالمندب را مختل سازند، پیامد عملی چنین سناریویی این خواهد بود که انتقال حجم عظیمی از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) خلیج فارس به بازارهای آسیایی با تاخیرهای طولانی و غیرمنطقی مواجه خواهد شد.
او تاکید دارد که زیرساختها و مسیرهای جایگزین موجود، به هیچوجه گنجایش و ظرفیت جبرانِ خلأ این شاهراههای حیاتی دریایی را ندارند.
این تحلیلگر ارشد اسرائیلی در پایان یادداشت خود نتیجه میگیرد که عنصر «جغرافیا» همچنان به عنوان تعیینکنندهترین متغیر راهبردی در این معادلات پابرجا است؛ واقعیتی که هم تهران و هم بازارهای جهانی انرژی به خوبی به آن واقفاند.
منبع:
https://x.com/i/status/2076190787197448355
🆔@world_order
آمریکا و اسرائیل باید از تاریخ کهن ایران درس عبرت بیاموزند
جان لیمبرت، دیپلمات بازنشسته و تحلیلگر، در پایگاه رسپانسیبل استیتکرفت استدلال میکند که دونالد ترامپ نخستین رهبر خارجی نیست که در رویارویی با ایران دچار اشتباه محاسباتی شده است. بر اساس روایت این کارشناس، دستکم چهار تن از امپراتوران و سرداران نامدار روم باستان به دلیل غرور و ناآگاهی، لشکرکشیهای فاجعهباری را علیه امپراتوری ایران پایهریزی کردند.
وی در این راستا به سرنوشت «کراسوس» اشاره میکند که با نادیده گرفتن توصیههای متحدانش و ناآشنایی با راهبردها، شکست سنگینی در نبرد حران متحمل شد. همچنین «مارک آنتونی» در سودای انتقام، گرفتار سرمای سخت زمستان شد و جان ۳۰ هزار سرباز رومی را به باد داد. در ادامه نیز به «والرین» پرداخته میشود که با دستکم گرفتن قدرت ایران و تخمین اشتباه توان نظامی روم، به اسارت شاپور اول، پادشاه ساسانی درآمد تا به نمادی تاریخی از مقاومت ایران تبدیل شود.
در بخش دیگری از این گزارش، نویسنده با رویکردی تطبیقی، به تبیین خطرات ناشی از توهم «تغییر رژیم» پرداخته و ماجرای لشکرکشی «ژولیان» را به عنوان شاهدی تاریخی مطرح میسازد.
به گفته لیمبرت، این امپراتور رومی با فریب وعدههای یک شاهزاده تبعیدی ایرانی که دههها در خارج از کشور زندگی کرده بود، به امید فروپاشی مقاومت داخلی به ایران حمله کرد، اما شهرها به پادشاه خود وفادار ماندند و ژولیان جانش را در این مسیر از دست داد.
این تحلیلگر در نهایت نتیجهگیری میکند که سرنوشت شوم این چهار رهبر رومی باید درس عبرتی برای سیاستمداران امروزی آمریکا و اسرائیل باشد. به اعتقاد وی، این رهبران با ادعای نبوغ نظامی یا تسلط بر تاریخ، همچنان در حال تکرار همان اشتباهات مرگبار پیشینیان خود هستند و با نادیده گرفتن واقعیات، در همان مسیرهای فاجعهبار گام برمیدارند.
منبع:
https://responsiblestatecraft.org/lessons-iran-war/
🆔@world_order
🔴 لارا لومر خواستار تحقیق درباره مرگ ناگهانی لیندسی گراهام شد
🔸لارا لومر خبرنگار با بازنشر تصویر توییت سناتور گراهام «که اشاره به حذف فیزیکی وی توسط نیروهای نظامی ایران داشت» خواستار تحقیقات در مورد مرگ ناگهانی این سناتور جمهوری خواه شد.
🔸لومر نوشته سناتور گراهام چند روز در منطقه جنگی روسیه و اوکراین حضور داشته و کمتر از یک روز پس از بازگشت از سفر به آمریکا، خبر مرگ وی اعلام شده و احتمال مسمومیت (ترور بایولوژیک) باید بررسی شود.
اللهکرم مشتاقی:
❌کاش همزمان با موشکباران امارات در همان روزهای اول، خانههای ذینفعان «دِرهم» در همین تهران را «دَر هم» میکوبیدیم.
❌یک باند ثروتاندوز و پرنفوذ به دلیل منافع شخصی، از تنبیه موثر امارات جلوگیری میکنند. درد بزرگ این است، وگرنه سپاه دو روزه میتواند دست و پا و کمر امارات را خرد کند.
⚠️پ.ن: دو سه روز پیش آمریکا به پاس همراهی ویژه امارات در حمله به ایران، امتیازات اقتصادی و تجاری سنگینی را در اختیار رژیم ابوظبی گذاشته است.
🆔@world_order
✍خراتیان
در مصاحبه شبکه فونیکس چین، بر این امر که تنگه هرمز با توجه به ماهیت کوریدوری و نقش آن در اسناد استراتژی امنیت ملی NSS 2022 و NSS 2025 میتواند به گره کوری برای پیشرفت مذاکرات تبدیل شود، اشاره کردم.
درصورت اصرار آمریکا بر نقض بندهای ۱ و ۵ توافق نامه، و ادامه حملات نظامی به مناطق جنوبی و سایر مناطق ایران، توافق نامه عملا خواهد مرد و اکنون نیز در آستانه مرگ قرار دارد. راه حل این گره کور، ارتقای سطح مذاکرات به سطح قدرتهای بزرگ، نگاهی نظممحور به معادلات منطقه ای و بین المللی، عبور از آمریکاگرایی رمانتیک و حرکت به سمت اوراسیاگرایی رئالیست است.
https://x.com/i/status/2075927819511648326
🆔@world_order