معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺حمله به کشتیهای آمریکایی در دریای مدیترانه، کار چه کسی بود؟ 👤مهدی خراتیان؛ مدیر اندیشکده احیای سی
قدوسی: این نظر و تحلیل آقای خراتیان صحیح به نظر میآید. پاسخ حمله اوکراین به کشتی روسی در دریای خزر با حمله به کشتی امریکایی (با پرچم جزایر مارشال) حامل LNG در بندر مصری در دریای مدیترانه داده شد.
پاسخ خیلی دقیق و حساب شده ای بوده.
ناامنکردن کریدور شمالی با ناامنکردن کریدور IMEC پاسخ داده شد.
«اینجا بخشی از گزارش کنگره آمریکا از ماه آوریل آمده است که برای اولین بار بیان میکند:
«سبته و ملیلیه در خاک مراکش قرار دارند و همچنان موضوع ادعای دیرینه مراکش هستند»
در این گزارش از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، خواسته شده است تا زمینه را برای این تغییر وضعیت فراهم کند.
https://x.com/i/status/2083021437632156025
🔸ترجمه قسمت مربوط به مرکش عکس پیوست(گزارش کنگره آمریکا):
"مراکش.—کمیته، کمکها به مراکش را در راستای حمایت از منافع امنیت ملی ایالات متحده ادامه میدهد و تخصیص حداقل ۲۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار تحت «برنامههای سرمایهگذاری امنیت ملی» و حداقل ۲۰,۰۰۰,۰۰۰ دلار تحت «برنامه تأمین مالی نظامی خارجی» را دستور میدهد.
کمیته به اتحاد تاریخی میان ایالات متحده و مراکش، آنگونه که در سال ۱۷۸۶ طی «پیمان صلح و دوستی مراکش و آمریکا» رسمیت یافت، اشاره میکند. کمیته خاطرنشان میسازد که شهرهای تحت اداره اسپانیا، یعنی سبته (Ceuta) و ملیلیه (Melilla)، در خاک مراکش قرار دارند و همچنان موضوع ادعای دیرینه مراکش هستند. کمیته از تلاشهای وزیر امور خارجه برای تشویق تعامل دیپلماتیک میان مراکش و اسپانیا در خصوص وضعیت آینده سبته و ملیلیه حمایت میکند."
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔗 Shadow of Ezra:
«بنیامین نتانیاهو و پسرش، یائیر نتانیاهو، حداقل از سال ۲۰۱۹ خواستار حمله و تصرف شهرهای سبته و ملیلیه در اسپانیا توسط «عربها و مسلمانان» بودهاند.
پسر نتانیاهو نوشت: «عربها و مسلمانان عزیز: آیا میخواهید سرزمینهای اشغالی عربی و اسلامی را آزاد کنید؟ خوب است از اینجا شروع کنید!»
اوایل امسال، نتانیاهو اظهار داشت که اسپانیا تصمیم گرفته در برابر اسرائیل بایستد و او این کشور را درس عبرت خواهد کرد.
«من قصد ندارم به هیچ کشوری اجازه دهم بدون پرداخت بهایی فوری، علیه ما جنگ دیپلماتیک راه بیندازد.»
🔗 Shadow of Ezra :
Benjamin Netanyahu and his son, Yair Netanyahu, have been calling for an invasion of Spain's cities of Ceuta and Melilla by "Arabs and Muslims" since at least 2019.
Netanyahu's son wrote: "Dear Arabs and Muslims: Want to free occupied Arab Islamic lands? Here's a good start!"
Earlier this year, Netanyahu stated that Spain had decided to stand up against Israel and that he would make an example of the country.
"I do not intend to allow any country to wage a diplomatic war against us without paying an immediate price."
https://x.com/i/status/2082984666059931807
395.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منابع خبری: در اسپانیا حکومت نظامی برقرار شد
🔹شورشیها به دومین شهر بزرگ حمله کردند
بحران در اسپانیا به خاطر سیل پناهجویان از مراکش
🔹دهها هزار مهاجر مراکشی با هماهنگی دولت صهیونی این کشور وارد اسپانیا شدند و دیشب تعدادی از شهر های اسپانیا رو به آشوب کشیدن و ماشینها رو آتیش زدن و مغازه ها رو غارت کردن
🔺قبیله غریبهها؛
🔻چرا پیوستن به سازمان کشورهای ترک به نفع ایران نیست
🖌️نویسنده: دکتر احسان موحدیان
دیپلماسی ایرانی: در سال های اخیر به شکلی متناوب، بحث منافع و مضرات پیوستن ایران به سازمان کشورهای ترک در محافل کارشناسی داخلی مطرح شده و گذر از تحلیل های سطحی ثابت می کند چنین اقدامی منافع ملی ایران را تامین نمی کند.
برای درک این موضوع، باید از تحلیل های سطحیِ و مبتنی بر همکاری اقتصادی صرف فراتر رفت و به لایه های عمیقتر ژئوپلیتیک، هویت، مذهب و امنیت نفوذ کرد. نظر به موضوع مذکور از این لایه ها ثابت می کند، این سازمان برای ایران یک «تله استراتژیک» است و اهداف ترکیه در آن، به طور نظاممند با منافع ایران در تضاد قرار میگیرد.
کالبدشناسی یک سازمان قوم مدار؛ چرا ایران غریبه مطلق است؟
سازمان کشورهای ترک یک نهاد صرفاً اقتصادی یا حتی سیاسی نیست؛ این سازمان تجسم نهادیِ ایدئولوژی پانترکیسم است. این ایدئولوژی، که از اواخر قرن نوزدهم در امپراتوری عثمانی و سپس در ترکیه رشد کرد، بر اساس «اشتراک قومی و زبانی» بنا شده است. به همین دلیل، ایران به عنوان کشوری که اکثریت جمعیت آن غیرترک هستند، از اساس در این باشگاه قومی، یک عنصر بیگانه و نامتجانس محسوب می شود. بگذریم از اینکه کشورهای آسیای مرکزی نیز خود را کاملا متجانس با اهداف و ریشه های قومی و زبانی مد نظر ترکیه تصور نمی کنند.
۱. طرد ذاتی: این سازمان برای «جهان ترک» ساخته شده است. ایرانِ با گروه های جمعیتی متنوع ولی همسو و همدل، به عنوان یک کل، نمی تواند عضو این جهان باشد. حضور ایران به عنوان عضو ناظر هم همیشه القاکننده یک شکاف جعلی است: بخشی از جمعیت ایران (آذری ها) قرار است به این جهان تعلق داشته باشند، اما دولت-ملت ایران به عنوان یک کل به آن تعلق ندارد. هدف از ایجاد این وضعیت، تضعیف وفاداری شهروندان آذری به ایران است تا آنها در موقعیتی تعارض آمیز میان احساس تعلق به«ملیت فراگیر ایرانی» و «ملیت قوم محور ترکی» قرار بگیرند.
۲. زبان و الفبا به مثابه سلاح: محور اصلی همگرایی در سازمان کشورهای ترک، زبان و الفبای مشترک است. الفبای لاتین ترکیهای، که سازمان مذکور به دنبال همه گیر کردن آن است، در تضاد کامل با الفبای فارسی-عربی رایج در ایران (و میان آذری هایایران) است. این پروژه، نه تنها به دنبال جدا کردن ترک زبانان منطقه از الفبای سیریلیک روسی، بلکه به دنبال قطع ارتباط فرهنگی و تمدنی چندصدساله آنها با جهان ایرانی، الفبای فارسی و هویت اسلامی (به روایت غیرترکی) است. ایران در این سازمان نمی تواند از الفبای خود و در نتیجه از هویت ملی و شیعی دفاع کند، زیرا الفبا، خودِ میدان نبرد است.
تله ایدئولوژیک؛ تبعیت از دیدگاههای اخوانی و سنیمحور ترکیه
خطرناک ترین بعد این سازمان برای ایران، بُعد ایدئولوژیک آن است. ترکیه تحت رهبری حزب عدالت و توسعه و شخص رجب طیب اردوغان، از سازمان کشورهای صرفاً به عنوان یک ابزار دیپلماتیک و به منظور توسعه همکاری های اقتصادی استفاده نمی کند، بلکه آن را به یک سکوی ترویج تفکر «اخوان المسلمینی» و «نوعثمانیگری سنی محور» تبدیل کرده است. ایرانِ شیعه، در این ساختار، نه یک شریک، بلکه یک هدف برای استعمار فکری و یک بدعت گذار تلقی میشود.
۱. روایت تاریخی رقیب: روایت غالب در محافل پانترکیست و اخوانی ترکیه، تاریخ را اینگونه بازنویسی میکند: امپراتوری عثمانی، نماینده واقعی جهان اسلام و رهبر ترکها بود که توسط امپریالیسم غرب و خیانت اعراب و ایرانیها نابود شد. امپراتوری صفویه (و ایران شیعه) نیز به عنوان «ستون پنجم» غرب و عاملی برای تفرقه در جهان اسلام و ترک معرفی میشود که با ترویج تشیع، جلوی وحدت ترکان را گرفت. سازمان کشورهای ترک خود را وارث خلافت عثمانی پس از جنگهای سلسله های عثمانی و صفوی، تلقی می کند. حضور ایرانِ شیعه در چنین سازمانی، به معنای پذیرش این روایت تحقیرآمیز و تلاش برای توجیه تاریخ خود در دادگاهی است که قاضی آن، میراث دار رقیب تاریخی ماست.
۲. اسلام سکولار-اخوانی در برابر تشیع انقلابی: اسلام سیاسی ترکیه (اخوانی) با اسلام سیاسی ایران (مبتنی بر الگوی ولایت فقیه) در یک رقابت وجودی برای رهبری جهان اسلام است. سازمان کشورهای ترک به ترکیه امکان می دهد تا مدل خود از «اسلام ترکی»، که جلوه هایی از سکولاریسم، ناسیونالیسم و بازار آزاد را با گرایشات اخوانی ترکیب می کند، به عنوان الگوی برتر برای جوامع ترک زبان مسلمان (که اکثراً سنی یا از میراث تصوف سنی برخوردارند) عرضه کند.
۳. نفوذ مذهبی: از طریق این سازمان، نهادهای مذهبی ترکیه و بنیادهای اخوانی، به راحتی در آسیای مرکزی و قفقاز مسجد میسازند، امام جماعت تربیت میکنند و بورسیه تحصیلی تخصیص می دهند. آنها نسخه ای از اسلام سنی حنفی-اخوانی را ترویج می کنند که تشیع را یک فرقه انحرافی میداند.
ایران، حتی اگر عضو ناظر سازمان کشورهای ترک باشد، هرگز اجازه نخواهد یافت که در این حوزه نفوذ کند. این خیابان یک طرفه برای گسترش اسلام اخوانی ترکیه ای به قیمت تضعیف پیوندهای فرهنگی و مذهبی تاریخی ایران با منطقه قفقاز و آسیای مرکزی تمام خواهد شد.
چرا ایران در این سازمان همیشه بازنده خواهد بود؟
واضحترین نمود تبعیت از دیدگاههای ضدایرانی ترکیه در سازمان کشورهای ترک، جنگ دوم قراباغ (۲۰۲۰) و ایجاد ائتلاف ضدایرانی در قفقاز بود. ترکیه، باکو را به عنوان «دژ جهان ترک» در برابر ایران و ارمنستان تجهیز کرد. حمایت کامل سیاسی، نظامی و تبلیغاتی این سازمان از موضع باکو، حتی زمانی که تهدیداتی متوجه منافع و تمامیت ارضی ایران شد، نشان داد که در هر تنشی میان منافع ایران و یک عضو این سازمان، به طور کامل علیه ایران عمل خواهد شد. ایران در این ساختار، نمی تواند صدای خود را به گوش کسی برساند، زیرا بنیان سازمان بر «همبستگی ترکی» استوار است، نه موازنه منافع.
حتی اگر فرض کنیم ایران با اهداف صرفاً اقتصادی و عملگرایانه به سازمان کشورهای ترک بپیوندد، ساختار قدرت و نفوذ در این سازمان به گونه ای است که ایران تأثیرگذاری ناچیزی خواهد داشت و منافعش همواره قربانی خواهد شد.
۱. معمای اقلیت ذاتی: در یک سازمان مبتنی بر هویت قومی (تُرکبودن)، ایران به عنوان یک کشور غیرترک، همیشه در اقلیت خواهد بود. اجماع در این سازمان بر اساس منافع قومی-ملی اعضا شکل میگیرد. وقتی پای منافع «جهان ترک» در میان باشد، منافع ملی ایران (که ممکن است با آن منافع در تضاد باشد) به راحتی نادیده گرفته می شود. به عنوان مثال، در موضوع تامین آب (سدسازی ترکیه بر دجله و فرات)، منافع ملی ایران و عراق در برابر «منافع توسعه ترکیه» هیچ وزنی نخواهد داشت. در موضوع انرژی (کریدورهایی که برای دور زدن خاک ایران ساخته می شوند)، سازمان کشورهای ترک با قدرت از خطوط لوله و کریدورهای حمل و نقلی حمایت می کند که به طور مستقیماً ایران را حذف می کنند، مانند کریدور جعلی زنگزور که هدف از ایجاد آن قطع دسترسی ایران به ارمنستان و دور زدن جغرافیای ایران است.
۲. قواعد بازی را ترکیه می نویسد: ترکیه بزرگترین اقتصاد، قویترین ارتش و تنها عضو ناتو در این سازمان است. دبیرخانه سازمان، نهادهای فرهنگی آن و برنامه های آموزشی سازمان مذکور همگی در کنترل کامل آنکارا هستند. ایران هیچ اهرم فشاری برای تغییر دستور کار سازمان ندارد. ترکیه از این سازمان برای همه گیر کردن جاه طلبی های ژئوپلیتیکی خود استفاده می کند: یعنی اهداف ملی خود را به عنوان «اهداف جهان ترک» بسته بندی کرده و از اعضای دیگر برای پیشبرد آنها حمایت می طلبد. ایران در این بازی، یا باید تسلیم دستور کار ترکیه شود (که به معنای تضعیف منافع ملی خود است) یا اینکه منزوی و بی اثر باقی بماند. در هر دو حالت، نتیجه یکسان است: تضعیف موقعیت ایران.
۳. تضعیف حاکمیت ملی و همبستگی داخلی: خطرناک ترین پیامد برای ایران، تضعیف همبستگی ملی در داخل کشور است. اگر دولت ایران سازمان کشورهای ترک را به رسمیت بشناسد و با آن همکاری کند، این پیام به شهروندان آذری ایران (به ویژه در آذربایجان) مخابره می شود که هویت قومی-ترکی آنها، یک بُعد فراملی دارد که دولت ایران آن را مشروع می داند. این امر میتواند در بلندمدت، گسلهای قومی را فعال کند و پان ترک ها و قوم گرایان فرصت طلب داخلی را تقویت کند. پانترک های افراطی در داخل و خارج، از این فضا برای ترویج ایده های تجزیه طلبانه و الحاق گری سوءاستفاده خواهند کرد، با این استدلال که «اگر ما یک ملت هستیم، چرا در یک کشور واحد نیستیم؟» ترکیه و باکو،در پوشش سازمان کشورهای ترک، می توانند به طور نرم و تدریجی، نفوذ فرهنگی و سیاسی خود را در مناطق آذری نشین ایران عمیقت ر کرده و وفاداری ملی را تضعیف نمایند. این دقیقاً همان مسیری است که ترکیه با نفوذ در مناطق کردنشین عراق و سوریه به پیش می برد، اما این بار هدف، آذریهای ایران است.
نتیجه گیری: تعامل هوشمندانه، نه ادغام انفعالی
پیوستن به سازمان کشورهای ترک، برای ایران به معنای ورود به اتاقی است که در و دیوارش با شعارهای ضدایرانی نقاشی شده، قاضی آن رقیب تاریخی و ایدئولوژیک ماست، و انتظار می رود ما در دادگاهی با هویت ترکی، برای دفاع از منافع ملی خود التماس کنیم. این کار از نظر راهبردی خودکشی است.
راه حل بدیل چیست؟
ایران نباید و نمی تواند این سازمان را نادیده بگیرد. راهبرد صحیح، «موازنه سازی فعال» از بیرون است:
- تعامل دوجانبه قوی: ایران باید روابط دوجانبه خود را با تک تک اعضای سازمان کشورهای ترک، به ویژه قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان، بر اساس منافع اقتصادی، ترانزیتی و امنیتی مشترک (و نه هویت قومی) عمیقاً گسترش دهد. این امر میتواند آنها را از افتادن کامل در مدار تبعیت از ترکیه بازدارد.
سوابق برخی رفتارهای مستقل این سه کشور و نگرانی اکثر آنها از تبدیل این سازمان به ناتوی ترکی در این زمینه به ایران کمک خواهد کرد.
- اتحادهای رقیب: ایران باید با قدرتهایی که از پیشبرد پروژه انگلیسی
– صهیونیستی پانترکیسم نگرانند، یعنی روسیه، چین و هند، همکاری های راهبردی برای مهار این سازمان انجام دهد. کریدور شمال-جنوب، سازمان همکاری شانگهای و بریکس، بسترهای مناسبی برای این کار هستند. ایجاد سازمان کشورهای دارای میراث فارسی مانند تاجیکستان و افغانستان، ازبکستان و غیره نیز موثر خواهد بود.
- احیای میراث تمدنی مشترک: همانطور که پیشتر بحث شد، ایران باید با استفاده از قدرت نرم، حافظه تاریخی مشترک و الفبای فارسی-عربی را به خصوص در آسیای مرکزی احیا کند تا روایت «جهان ترکی» را به چالش بکشد و به اعضای سازمان یادآوری کند که آنها وارثان یک تمدن غنی تر و چندوجهی تریهستند. ایران باید به جای اصرار برای ورود به یک باشگاه قوممدار، خود به مرکز ثقل یک نظم منطقه ای جایگزین و فراگیر مبتنی بر تمدن، اقتصاد و جغرافیا تبدیل شود.
✍اللهکرم مشتاقی
❌ یک عده طوری از خلع سلاح حماس حرف میزنند انگار اسراییل سجیل و شهاب۳ و خیبرشکن و اورانیوم غنی شده را از حماس گرفته!
💢 اساساً هر آنچه حماس در ۱.۵ سال اخیر با آن میجنگید سلاحهای دستساز و ابتدایی بوده که هر وقت اراده کند میتواند با ابتداییترین وسایل در کوچکترین کارگاهها آنها را تولید کند.
💢خواب حذف حماس خوابی پریشان است. همین ده روز پیش بود که دفتر سیاسی حماس در غزه که بعد از ۷ اکتبر تمام اعضایش به شهادت رسیده بودند مجددا انتخابات برگزار کردند، رئیس دفتر غزه را انتخاب و در انتخاب خلیل الحیه نقش جدی ایفا کردند و ظاهراً فرمانده عزالدین قسام عضو دفتر سیاسی شد.
💢دستگاه امنیتی حماس نیز فعال است و همچنان خائنین را کشف و به درک رهسپار میکند.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻آیا حماس واقعاً سلاح خود را تحویل خواهد داد؟ چه زمانی و چگونه؟
🔴آنچه تاکنون اعلام شده، به این معنا نیست که حماس تصمیم به تحویل سلاح خود گرفته یا اجرای چنین تصمیمی را آغاز کرده است. آنچه اکنون در برابر آن قرار داریم، پذیرش یک چارچوب مذاکراتی از سوی طرف فلسطینی است؛ چارچوبی با شروطی بسیار سختگیرانه که هرگونه فرآیند محدودسازی و انبارش سلاحهای سنگین را به اجرای کامل تعهدات رژیم اشغالگر در مرحله نخست مشروط میکند.
🔴این تعهدات شامل توقف حملات، بمبارانها و عملیاتهای ترور، عقبنشینی تا «خط زرد» و خروج از مناطقی است که طی ماههای گذشته اشغال شدهاند، فراهم کردن زمینه فعالیت کمیته ملی فلسطین و نیروی بینالمللی حفظ ثبات، و نیز اجرای کامل پروتکل انسانی شامل ورود کمکهای بشردوستانه، اسکان آوارگان، آواربرداری و بازسازی زیرساختهای حیاتی از جمله برق و آب است.
🔴چارچوب پیشنهادی فلسطینی بر سه اصل تدریج، همزمانی و راستیآزمایی استوار است. بر این اساس، هیچ مرحلهای پیش از تکمیل مرحله قبل آغاز نخواهد شد. همچنین، مسئولیت محدودسازی و انبارش سلاحها بر عهده یک نهاد فلسطینی خواهد بود و این سلاحها بدون آنکه به رژیم اشغالگر یا هر طرف خارجی دیگری تحویل داده شوند، در داخل نوار غزه نگهداری خواهند شد.
🔴از منظر سیاسی، میتوان این میزان انعطاف را تلاشی برای محافظت از پروژه مقاومت در برابر یک جنگ وجودی دیگر و خرید زمان تا عبور از انتخابات اسرائیل در ۲۷ اکتبر و انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ دانست. در این معادله، زمان خود یک سرمایه راهبردی است؛ سرمایهای که به غزه فرصت میدهد نفسی تازه کند و در انتظار تحولات منطقهای و تغییر موازنههای قدرت بماند.
🔴در مقابل، احتمال آنکه نتانیاهو در میانه رقابتهای انتخاباتی به تمامی تعهدات خود پایبند بماند، اندک به نظر میرسد. هرگونه نقض تعهدات از سوی اسرائیل، روند مرحلهای توافق را متوقف خواهد کرد و این امکان را برای مقاومت فراهم میآورد که اعلام کند توافق از سوی طرف مقابل نقض شده و عملاً قابلیت اجرا ندارد. در چنین شرایطی، بخشی از بهانههای سیاسی و حقوقی مورد استفاده برای ازسرگیری جنگ نیز از میان خواهد رفت.
🔴تجربه تاریخی مقاومت فلسطین نیز نشان میدهد که آتشبسها و توافقهای مرحلهای بارها بهعنوان ابزاری برای بازتنظیم اولویتها، بازیابی توان و حفظ مؤلفههای قدرت مورد استفاده قرار گرفتهاند. همچنین، تجربه لبنان پس از قطعنامه ۱۷۰۱ نشان داد که محدودیتهای اعمالشده بر استقرار نظامی در جنوب رود لیتانی، به خلع سلاح کامل منجر نشد و حزبالله در سالهای بعد توانست توانمندیهای خود را بازسازی و حتی توسعه دهد.
🔴از این رو، پرسش اصلی امروز این نیست که «حماس چه زمانی سلاح خود را تحویل خواهد داد؟»؛ بلکه این است که آیا رژیم اشغالگر اساساً به تعهداتی که آغاز این فرآیند به آنها وابسته است عمل خواهد کرد، یا پذیرش این چارچوب درست در نقطهای متوقف میشود که باید عقبنشینیهای واقعی خود را آغاز کند؟
🔻 @hossein_pak69
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
منابع خبری: در اسپانیا حکومت نظامی برقرار شد 🔹شورشیها به دومین شهر بزرگ حمله کردند بحران در اسپان
noormags-سبته-1700234.pdf
حجم:
512.4K
شهر سبته/ Ceuta که این روزها مهاجران آفریقایی از دریا به آن هجوم آوردهاند، در خاک آفریقا است و نه اروپا. اگرچه چندین قرن است که زیر سلطه اسپانیا است امّا مغرب (مراکش) آن را خاک خود میداند. این شهر موقعیت راهبردی بسیار مهمی دارد و مسلمانان در سال ۹۲ هجری از همین شهر به اسپانیا لشکر راندند و آنجا را گشودند و «اندلس» را ساختند و ۸۰۰ سال در آنجا ماندگار شدند.
📕برای آشنایی با تاریخ این شهر در عصر اسلامی نگاه کنید به:
مدخل «سبته»، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۲۲، قنبرعلی رودگر و اشرف السادات باقری، پوشه پیوست
☑️ بدبینی فزاینده تهران به روند دیپلماتیک با آمریکا
▫️اسفندیار باتمانقلیچ، رشته توییت
🔹آخرین حملات موشکی بالستیک ایران و ادامه مخالفت با راهحلهای مصالحهآمیز درباره تنگه هرمز، ممکن است این تصور را ایجاد کند که تفکر «تندروانه» بر راهبرد امنیت ملی ایران حاکم شده است.
🔹اما گفتوگوهای من با همتایانم در تهران نشان میدهد که عامل دیگری در حال شکل دادن به تصمیمگیریهاست. تصمیمگیری در ایران بیش از پیش تحت تأثیر بدبینی عمیق نسبت به آنچه دیپلماسی با ایالات متحده میتواند به دست آورد، قرار گرفته است. بیشتر مقامهای ارشد، چه عملگرا و چه تندرو، اساساً باور ندارند که دستیابی به توافق امکانپذیر باشد. این بدبینی پس از امضای تفاهمنامه (MOU) نیز تشدید شده است.
🔹بخشی از این بدبینی به تجربههای مکرر تشدید تنش از سوی آمریکا در جریان مذاکرات بازمیگردد، اما اکنون دیگر مسئله صرفاً این نیست که «آیا ترامپ خواهان توافق است یا نه؟» بلکه این باور بهطور فزایندهای در حال شکلگیری است که «ترامپ حتی اگر تصور کند خواهان توافق است، توانایی انجام آن را ندارد.»
🔹سیاستگذاران در تهران به چند موضوع توجه دارند. از منظر فنی، دولت ترامپ حتی نتوانست ابتداییترین اقدامات اعتمادساز پیشبینیشده در تفاهمنامه را اجرا کند. هیچ داراییای آزاد نشد و معافیت فروش نفت نیز هرگز بهطور واقعی عملیاتی نشد.
🔹رهبران ایران همچنین به نمونههای دیگر نیز نگاه میکنند. حتی در ونزوئلا، جایی که دولت آمریکا کنترل سیاسی کامل و رویکردی همهجانبه برای احیای روابط اقتصادی در اختیار دارد، روند کاهش تحریمها نیز با مشکل مواجه شده است.
🔹برای نمونه، پس از زمینلرزه بزرگ، یک ماه طول کشید تا شبکه مقابله با جرائم مالی آمریکا (FinCEN) اقداماتی پیشگیرانه برای اطمینانبخشی به بانکها بهمنظور حمایت از تراکنشهای بشردوستانه انجام دهد.
🔹از منظر سیاسی، ایرانیها واکنش اغراقآمیز طیف گستردهای از سیاستمداران واشنگتن به تفاهمنامه را مشاهده کردهاند. دموکراتهایی که در پی کسب امتیاز سیاسی بودند، به بندهایی از تفاهمنامه حمله کردند که برای هر توافق پایدار و قابل اجرا با ایران ضروری است.
🔹ایرانیها همچنین شکاف فزاینده میان جناحهای روبیو و ونس را زیر نظر دارند و به این نتیجه رسیدهاند که دولت آمریکا ذاتاً دچار ناکارآمدی است.
🔹در دوران بایدن، مسئله این بود که آیا رئیسجمهور میتواند از توافق خود در برابر رقبای سیاسی در کنگره دفاع کند یا نه؛ اما اکنون، رقبای او در داخل کابینه حضور دارند.
🔹در سطح فردی نیز این برداشت در حال تقویت است که ترامپ بیش از حد غیرقابل پیشبینی است تا به توافقهایی که خود امضا میکند پایبند بماند. حتی عربستان سعودی، کشوری که شاید پس از اسرائیل بیشترین نفوذ را در کاخ سفید دارد، نتوانست توافق هستهای خود را از خواستههای حداکثری ترامپ مصون نگه دارد.
🔹شاید با وضعیتی بیسابقه روبهرو باشیم. ایالات متحده جنگی را آغاز کرده که نمیداند چگونه باید به آن پایان دهد.
🔹در همین حال، استدلال موافقان دیپلماسی در تهران به این جمله تقلیل یافته است: «شانس موفقیت پایین است، اما همچنان باید تلاش کنیم.» این، استدلالی قوی و مثبت برای تعامل دیپلماتیک نیست و به همین دلیل، تفکر راهبردی در ایران بیش از پیش به این سمت متمایل شده که ناکارآمدی آمریکا برای مدت طولانی همچنان در قالب فشار اقتصادی و اقدامات نظامی علیه ایران ادامه خواهد یافت.
https://x.com/yarbatman/status/2082397962949312880?s=46&t=utRnwNm-4Fv2bSSj8Cr_jQ