eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
544 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
علی قلی‌زاده: احتمال حمله گسترده آمریکا و اسرائیل بیشتر شده. چه دشمن به پایگاههای موشکی حمله کند (احتمالش در این مرحله بیشتر است)، چه مرکز صالحین (کوه‌کلنگ)، چه تاسیسات انرژی و پل‌ها، پاسخ ایران باید حمله پلکانی به چاههای نفت و تاسیسات انرژی منطقه و اسرائیل باشد. در این صورت تشدید متوقف میشود. https://x.com/aqolizadeh/status/2083333641342726146?s=20
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
علی قلی‌زاده: احتمال حمله گسترده آمریکا و اسرائیل بیشتر شده. چه دشمن به پایگاههای موشکی حمله کند (اح
🔹علي قلیزاده: اگر ایران اتمی نشود، برای پایان دائم جنگ متاسفانه هزینه زیادی باید بدهیم. منطقه هم هزینه‌های زیادی خواهد داد. زیرساخت‌ها، تاسیسات انرژی و چاههای نفت زیادی از بین خواهند رفت. ایران و کل منطقه، اقتصاد جهانی (بویژه آسیا) و اقتصاد آمریکا تاوان سنگینی برای اتمی نشدن ایران خواهند داد https://x.com/i/status/2083347147618124008
🔵صحبتهای شنیدنی نوید کرمانی، روشنفکر ایرانی-آلمانی، در مراسم سوگند ارتش آلمان 🔗 علی قلی‌زاده نوید کرمانی، روشنفکر ایرانی-آلمانی، در مراسم سوگند ارتش آلمان: - اگر دولتی بخواهد شما را به جنگی خلاف حقوق بین‌الملل بکشاند، مانند جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، وظیفه شماست سرپیچی کنید. - تهدید نابودی یک تمدن یا حمله به زیرساختهای غیرنظامی نقض حقوق است. https://x.com/i/status/2083270251849134386 🔻متن صحبتهای نوید کرمانی: سرانجام صداهایی در آلمان نیز بیشتر می‌شود که می‌گویند نظم مبتنی بر قواعد فقط به درد مقالات فرهنگی می‌خورد و بس. نه کسی کمتر از خود صدراعظم عادت کرده است حقوق بین‌الملل را بی‌اهمیت جلوه دهد و تخلفات حقوق بین‌الملل را توجیه کند، جایی که برایش از نظر سیاسی سودمند به نظر می‌رسد. سربازان عزیز و سربازان وظیفه، شما در آغاز یک دوران خدمت ممکن است طولانی در ارتش قرار دارید. بعید است که دهه‌های آینده به همان اندازه آرام باقی بمانند که دهه‌های گذشته در مجموع برای آلمان بودند. اگر دولتی در آینده بخواهد شما را وارد جنگی کند که به طرز آشکاری مغایر با حقوق بین‌الملل و از نظر سیاسی فاجعه‌بار است، همانند جدیدترین جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، آن وقت وظیفه‌ی شما خواهد بود Pflicht ist, den Befehl zu verweigern. ​«وظیفه دارید از دستور/فرمان سرپیچی کنید.» ​(یا: «اطاعت نكردن از دستور، یک وظیفه است.») اما تهدید به نابودی کامل یک تمدن یا حمله علنی به زیرساخت‌های غیرنظامی یک کشور آن‌قدر آشکارا ناعادلانه است که نه لازم است حقوقدان باشید و نه حتی وجدانتان را جویا شوید, تا آن را تشخیص دهید. و آموزه محوری که نه فقط آلمان بلکه بشریت از جنایات جنگ جهانی دوم و هولوکاست آموخته است, حاکمیت قانون است. اگر اتفاقاً همین دولت فدرال با این کار متمایز شود, حقوق بین‌الملل را ثانویه جلوه دهد یا اتفاقاً همینصدراعظم آلمان به عنوان تنها رهبر کشور غربی تهدید رئیس‌جمهور آمریکا را دفاع کند که به نابودی کامل یک تمدن منجر می‌شود, این فقط برای اعتبار ما نیست ویرانگر است، که ما به عنوان یک کشور صادرکننده به آن وابسته‌ایم، هستیم، نه فقط از نظر اقتصادی. نه، تضعیف حقوق بین‌الملل توسط مقام‌های عالی‌رتبه همچنین پیامی بسیار بد برای دمکراسی ماست. دمکراسی ما. زیرا اگر حاکمیت قانون در روابط خارجی ما تضعیف شود، فرسایش می‌یابد، مدت زیادی نمی‌گذرد که در داخل کشور هم بی‌ارزش می‌شود. بی‌ارزش خواهد شد.
📣 فراخوان پذیرش مقاله 🏛 نخستین همایش پژوهش‌های ایرانی-اسلامی در جوامع مدرن 🔹 همراه با : 📰گواهی نمایه سازی سایت ایران ژورنال 📜لوح تقدیر ملی پایگاه اطلاع‌رسانی ایران ژورنال ✅گواهی پذیرش مقاله 🌐لوح تقدیر پذیرش مقاله کد آی اس سی: اقدامات جهت اخذ کد در حال انجام است امکان نمایه‌سازی مقالات‌همایش در SID.ir 📚 محورهای اصلی همایش: ▪️ دین، فناوری و جامعه مدرن ▪️ الهیات، فلسفه و نواندیشی دینی ▪️ فقه، حقوق و حکمرانی ▪️ خانواده، سبک زندگی و تربیت دینی ▪️ دفاع مقدس، مقاومت و تمدن اسلامی 📄 پذیرش مقالات علمی، پژوهشی و تخصصی و ترویجی،مروری در دیگر موضوعات مرتبط نیز امکان‌پذیر است. 🌍 زبان‌های قابل پذیرش: فارسی، عربی و انگلیسی 📅 زمان برگزاری همایش: ۲۰ آبان‌ماه ۱۴۰۵ ⏳ آخرین مهلت ارسال مقاله و ثبت‌نام: ۱ آبان‌ماه ۱۴۰۵ 🌐 https://eitaa.com/iran_journals 📱 ارتباط با دبیرخانه: @iran0741 📢 برای اطلاع از شیوه‌نامه نگارش مقالات، محورهای تفصیلی و اطلاعیه‌های همایش به کانال رسمی مراجعه فرمایید. https://eitaa.com/iran_journals از اساتید، پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان دعوت می‌شود آثار علمی خود را به دبیرخانه همایش ارسال نمایند.
09103138871
https://eitaa.com/iran0741
هدایت شده از به وقت ایران
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺سلاح‌های دقیق ایران، چگونه باعث باز تعریف قواعد قدرت در جهان خواهد شد؟ 👤 نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی 🔰 برنامه 187| 5 مردادماه 1405 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸 هرشب حوالی ساعت ۱۹:۳۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
🔺حمزه صفوی: برخی می‌گویند ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی باعث شد به ایران، حمله هسته‌ای نشود؛ این مغلطه است؛ خب اگر استدلالتان این است، چرا این را نمی‌گویی که اورانیوم ۶۰ درصد سبب حمله شد؟
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺حمزه صفوی: برخی می‌گویند ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی باعث شد به ایران، حمله هسته‌ای نشود؛ این مغلطه است
✍حسین قتیب: آقای صفوی، نکته دقیقاً همین‌جاست: اورانیوم ۶۰ درصدی نه بازدارندگی بود و نه علت مستقل حمله؛ ماندن در آستانه، بدون عبور از آن، پنجره حمله را باز گذاشت. ایران در وضعیتی قرار گرفت که برای دشمن «تهدید بالقوه» بود، اما هنوز توان تحمیل هزینه‌ای غیرقابل‌قبول و پاسخ بقاپذیر را نداشت. این خطرناک‌ترین نقطه راهبردی است: ایجاد انگیزه برای حمله، بدون ایجاد ترس از پاسخ. راه، ماندن ابدی در برزخ آستانه‌ای نبود؛ راه، عبور از آستانه و تبدیل ظرفیت فنی به بازدارندگی معتبر بود. بازدارندگی هم با چند بشکه اورانیوم ساخته نمی‌شود؛ توان آزموده‌شده، سامانه فرماندهی و کنترل هسته‌ای امن یا NC3، ابزار انتقال قابل‌اعتماد و امکان پاسخ پس از ضربه نخست می‌خواهد. اما نسخه «تحویل گرد و غبار به ترامپ» از این هم خطرناک‌تر است. نمی‌گویم شما آن را می‌خواهید اما بسیاری از سخن‌شما این نتیجه را می‌گیرند. اما تحویل ذخایر، لزوماً پنجره حمله را نمی‌بندد؛ برعکس، ممکن است طرف مقابل را مطمئن کند که ایران دیگر نمی‌تواند در یک بحران، مسیر هسته‌ای را برای پاسخ و بازدارندگی طی کند. یعنی همان تهدیدها باقی می‌ماند، اما یکی از مهم‌ترین ابهامات بازدارنده ایران حذف می‌شود. مواد به‌تنهایی بازدارنده نیست؛ اما تحویل مواد بدون تضمین امنیتی الزام‌آور نیز صلح‌آور نیست. خلع یک‌جانبه ابزار، بدون رفع پایدار تهدید و بدون تضمین معتبر، ممکن است نه به آرامش، بلکه خدای‌ناکرده به مرحله‌ای تلخ‌تر و تاریک‌تر منتهی شود. مسئله این نبود که چرا اورانیوم ۶۰ درصد مانع حمله نشد؛ مسئله این بود که چرا ایران سال‌ها هزینه آستانه‌ای‌شدن را پرداخت کرد، اما منافع بازدارندگیِ عبور از آستانه را به دست نیاورد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
این استدلال از یک خلط مفهومی آغاز می‌شود: شکست در حفاظت از فرماندهان مستقر در محیط شهری، لزوماً به معنای ناتوانی در ایجاد فرماندهی، کنترل و حفاظت از یک نیروی راهبردی نیست. حفاظت شخصیت‌ها، ضدجاسوسی انسانی، امنیت ارتباطات، بقاپذیری زیرساخت‌های موشکی و کنترل تسلیحات هسته‌ای، هرکدام رژیم امنیتی، سازمان، فناوری و زنجیره فرماندهی متفاوتی دارند. ضعف در یکی، به‌خودی‌خود اثبات‌کننده فقدان ظرفیت در دیگری نیست. بی‌تردید، نفوذ اطلاعاتی، شناسایی محل فرماندهان و از دست رفتن آنان در ساعات نخست جنگ، نشانه یک شکست جدی حفاظتی و ضد‌اطلاعاتی بود و نباید آن را کوچک شمرد. اما نتیجه‌گیری از این واقعه که «پس ایران اصولاً قادر به کنترل یک نیروی هسته‌ای نخواهد بود»، از نظر روش‌شناختی معتبر نیست. فرماندهان در خانه‌ها، دفاتر و فضاهای شهری حضور داشتند و تحت ترتیبات حفاظتی‌ای قرار می‌گرفتند که آسیب‌پذیری آن آشکار شد. در مقابل، تأسیسات زیرزمینی، شهرهای موشکی، زنجیره‌های پرتاب و سامانه‌های عملیاتی راهبردی تحت یک معماری متفاوت از اختفا، پراکندگی، استحکام، کنترل دسترسی و امنیت عملیاتی اداره می‌شوند. آزمون مهم در یک جنگ، صرفاً جلوگیری از اصابت ضربه نخست نیست؛ معیار اصلی آن است که آیا نیروی راهبردی پس از ضربه نخست همچنان قادر به ادامه عملیات و وارد کردن ضربه متقابل هست یا نه. تجربه عملیاتی نشان داد که با وجود حملات گسترده، خسارت‌ها و تلاش مشترک اسرائیل و ایالات متحده برای شناسایی و انهدام زیرساخت‌ها، بخش مهمی از توان موشکی ایران باقی ماند، بازتولید شد و به عملیات ادامه داد. این همان مفهومی است که در ادبیات بازدارندگی «بقاپذیری نیرو» و «قابلیت ضربه دوم» نامیده می‌شود. در بازدارندگی، دشمن نباید تصور کند که با ترور چند فرمانده یا اجرای یک حمله غافلگیرکننده می‌تواند کل ظرفیت پاسخ را از میان ببرد. کافی است اطمینان داشته باشد که بخشی از نیروها، سامانه‌های پرتاب، ارتباطات و اختیار پاسخ از ضربه نخست جان سالم به در خواهند برد. بازدارندگی نه بر مصونیت کامل، بلکه بر ناممکن‌ساختن خلع سلاح کامل استوار است. نکته مهم دیگر این است که در ایران پدیده‌ای مشابه انفجار سازمان‌یافته پیجرها و تجهیزات ارتباطی حزب‌الله رخ نداد. این تفاوت نشان می‌دهد که دست‌کم در برخی زنجیره‌های حساس تولید، خرید، مونتاژ، نگهداری و بهره‌برداری نظامی، نفوذ فنی و زنجیره تأمین به آن سطح نرسیده است. بنابراین نمی‌توان همه ساختار نظامی و امنیتی کشور را بر اساس شکست حفاظت چند شخصیت، یکپارچه و فروپاشیده فرض کرد. البته برخورداری از سلاح هسته‌ای بدون فرماندهی و کنترل مطمئن خطرناک است. ایران، در صورت حرکت به سوی چنین ظرفیتی، به شبکه ارتباطی مقاوم، جانشینی فرماندهی، احراز هویت چندلایه، قفل‌های مجازکننده، تفکیک کلاهک از سامانه پرتاب، کنترل دو نفره، رویه‌های جلوگیری از شلیک غیرمجاز و سازوکار روشن تداوم فرماندهی نیاز خواهد داشت. هیچ تحلیل جدی‌ای نمی‌گوید که صرف تولید یک وسیله انفجاری برای ایجاد بازدارندگی کافی است. اما این الزامات، استدلالی علیه اصل بازدارندگی نیستند؛ الزامات ساختن یک بازدارندگی معتبرند. همان کشوری که توانسته زیرساخت‌های موشکی پراکنده و زیرزمینی، زنجیره‌های پرتاب و ظرفیت عملیاتی نسبتاً بقاپذیر ایجاد کند، از نقطه صفر آغاز نمی‌کند. باید ضعف‌های اطلاعاتی و حفاظتی را اصلاح کند، نه اینکه از آن‌ها نتیجه بگیرد تنها ابزار بالقوه برای جلوگیری از جنگ‌های بعدی نیز باید کنار گذاشته شود. از همه مهم‌تر، بازدارندگی هسته‌ای برای «نابودی اسرائیل» طراحی نمی‌شود. منطق آن دقیقاً جلوگیری از نابودی ایران، محدودکردن امکان حمله پیش‌دستانه و بالا بردن هزینه جنگ برای دشمن است. می‌توان و باید درباره شعارها، دکترین منطقه‌ای و خطاهای راهبردی جمهوری اسلامی انتقاد کرد، اما نقد آن سیاست‌ها جایگزین پاسخ به پرسش امنیتی اصلی نمی‌شود: چه چیزی می‌تواند دشمن را متقاعد کند که با یک ضربه غافلگیرکننده، ترور فرماندهان و بمباران زیرساخت‌ها قادر به خلع سلاح ایران و ادامه جنگ بدون تحمل هزینه‌ای غیرقابل‌قبول نیست؟ در نتیجه، استناد به نفوذ اطلاعاتی و ترور فرماندهان برای رد امکان بازدارندگی، بیشتر شبیه عذر و بهانه است تا تحلیل راهبردی. درس جنگ این نیست که ایران هرگز نمی‌تواند نیروی راهبردی امن و قابل‌کنترل داشته باشد؛ درس واقعی این است که حفاظت شخصیت‌ها شکست خورد، اما بخش مهمی از زیرساخت موشکی بقاپذیری خود را نشان داد. سیاست عقلانی باید شکست نخست را اصلاح و ظرفیت دوم را تقویت کند.
🌐 پایان آرامش در خزر: کریدورها و خطوط لجستیک زیر آتش 🔸حمله پهپادی اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر، به لحاظ عملیاتی محدود بود، اما از نظر راهبردی و اهمیت آن، انتخاب جغرافیای عملیات، هدف و زمان اجرای عملیات، پرسش هایی با خود داشت. خزر طی سال‌های گذشته از حوزه‌های کم‌تنش پیرامون روسیه و ایران محسوب می‌شد. ورود جنگ اوکراین به این منطقه، این احتمال را تقویت کرد که دامنه تقابل از خطوط مقدم نبرد فراتر رفته و شبکه‌های لجستیک و زنجیره تأمین را نیز درگیر خواهد ساخت. 🔹اوکراین از آغاز جنگ، راهبرد گسترش و تحمیل هزینه‌های بیشتر به مسکو، فراتر از میدان نبرد سنتی فعلی را دنبال کرده است. حملات به پل کرچ، زیرساخت‌های انرژی و پایگاه‌های هوایی در عمق خاک روسیه، ناوگان دریای سیاه همگی در این چارچوب رفتاری کیف قرار می‌گیرند. عملیات در خزر نیز در امتداد همین منطق قابل تحلیل است، با این تفاوت که این بار پای ایران نیز به معادله باز شده است. اوکراین تلاش می کند هر مسیری که به تداوم توان نظامی روسیه یاری می‌رساند، در معرض تهدید قرار دهد و خزر نیز اگر به بخشی از این زنجیره لجستیکی تبدیل شده باشد، از این قاعده مستثنا نخواهد بود. 🔸روسیه اما خزر را یکی از امن‌ترین حوزه‌های پیرامونی خود می‌داند. ناوگان خزر در پشتیبانی از عملیات مسکو در سوریه و اوکراین نقشی اثبات‌شده ایفا کرده است. امنیت این دریا برای کرملین صرفاً به حفظ یک مسیر دریایی محدود نبوده و نیست؛ خزر حلقه اتصال قفقاز، جنوب روسیه، آسیای مرکزی و کریدور شمال_جنوب است. هرگونه ناامنی در این منطقه، روسیه را ناگزیر به تخصیص منابع اطلاعاتی و دفاعی خود از جبهه اوکراین به جنوب می‌کند؛ نتیجه‌ای که دقیقاً در راستای اهداف اوکراین قرار دارد. 🔹ایران نیز با ملاحظاتی متفاوت روبه‌روست. خزر برای تهران تنها یک مرز آبی نیست؛ توسعه بنادر کاسپین و امیرآباد، کریدور شمال-جنوب، همکاری‌های ترانزیتی با روسیه و اتصال به بازارهای اوراسیا، جایگاه این دریا را در راهبرد اقتصادی ایران ارتقا داده است. هر تحول امنیتی در این حوزه، مستقیماً هزینه ی پروژه‌های زیرساختی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل، تهران تمایل دارد خزر از رقابت‌های نظامی دور بماند. 🔸در این میان، ترکیه نیز ناگزیر وارد معادله می شود. آنکارا ساحل مستقیمی در خزر ندارد، اما تقریباً تمام کریدورهایی که از قفقاز جنوبی به اروپا می‌رسند، با منافع راهبردی ترکیه پیوند خورده‌اند. خطوط انرژی، پروژه‌های حمل‌ ونقل، سیاست های قفقازی ترکیه و همکاری با جمهوری آذربایجان و سیاست های اتصال جهان ترک(پانترکیسم)، همگی به امنیت و ثبات قفقاز و خزر وابسته‌اند. گسترش دامنه رویارویی روسیه و غرب به این منطقه، حاشیه مانور ترکیه را در حفظ سیاست موازنه میان ناتو، اوکراین و روسیه محدودتر خواهد ساخت. 🔹با این حال، این پیچیدگی برای آنکارا، لزوماً به معنای تشدید تنش در چارچوب یک راهبرد واحد غربی یا یک طراحی مشترک فراآتلانتیکی نیست. باید میان راهبرد کیف و راهبرد واشنگتن تمایز قائل شد. اوکراین در پی گسترش دامنه جنگ برای افزایش فشار بر مسکو و تضمین تداوم حمایت غرب است، اما این رویکرد لزوماً با محاسبات آمریکا منطبق نیست. واشنگتن طی سه سال گذشته،همواره از ورود مستقیم به رویارویی با روسیه پرهیز کرده است. سیاست مهار ظرفیت‌های منطقه‌ای تهران هم، به معنای ادغام کامل پرونده ایران با جنگ اوکراین نیست.آنچه تاکنون قابل مشاهده است، هم‌پوشانی بخشی از منافع است، نه طراحی یک جبهه واحد عملیاتی. 🔸در کل حملات اخیر را باید بخشی از رقابت گسترده‌تر بر سر کریدورها نیز دانست. مسیرهای انتقال کالا، انرژی و فناوری نیز به اهداف راهبردی تبدیل شده‌اند. اگر این روند ادامه یابد، دریای خزر نیز مانند دریای سیاه به یکی از نقاط حساس رقابت میان قدرت‌های بزرگ تبدیل خواهد شد و محاسبات امنیتی روسیه، ایران، ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی را به‌طور هم‌زمان تحت تأثیر قرار خواهد داد.
حسین ایبیش، پژوهشگر ارشد «مؤسسه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در واشنگتن» در گزارش تحلیلی خود استدلال می‌کند که دونالد ترامپ ایالات متحده را در یک «دوراهی ناممکن» و بن‌بست استراتژیک گرفتار کرده است؛ به‌گونه‌ای که از سرگیری و تشدید جنگ با ایران پیامدهای فاجعه‌باری به همراه دارد و توقف آن در شرایط کنونی نیز به معنای پذیرش پیروزی بلامنازع تهران در منطقه خواهد بود. وی با اشاره به مواضع قاطع و تغییرناپذیر ایران مبنی بر اعمال حاکمیت کامل بر تنگه هرمز، حفظ دستاوردهای غنی‌سازی هسته‌ای و آمادگی برای پاسخ متقابل و تصاعدی به هرگونه تنش‌زایی، تأکید می‌کند که سیاست‌های واشنگتن در قبال این بحران شاهد سردرگمی و اظهارات متناقض بوده است. بر اساس این بررسی، جمهوری اسلامی ایران با بهره‌گیری از پهپادهای ارزان‌قیمت اما بسیار دقیق و مؤثر، «قواعد بازی نظامی» را تغییر داده و آمریکا را مجبور به مصرف پرهیزینه و فرسایش شدید ذخایر سامانه‌های دفاع ضدموشکی چندمیلیون‌دلاری خود کرده است. ایبیش خاطرنشان می‌سازد که اتمام ذخایر پدافندی در کنار شکست تفاهم‌نامه ۱۴ ژوئن، افزایش هزینه‌های سیاسی و اقتصادی داخلی در آمریکا (از جمله رشد قیمت سوخت و تلفات نظامیان) و گسترش دامنه نبرد به تنگه باب‌المندب و دریای خزر، واشنگتن را وادار ساخته است تا عملیات بمباران را موقتاً متوقف کند. این کارشناس ارشد مسائل امنیتی در ادامه ارزیابی خود تصریح می‌کند که واشنگتن اکنون در یک پیچ تاریخی حساس قرار گرفته و باید میان دو گزینه تلخ «ورود به یک جنگ فرسایشی و دائمی مهار» یا «کاهش حضور نظامی و به رسمیت شناختن هژمونی بلامنازع ایران در خلیج فارس» یکی را انتخاب کند. وی استدلال می‌کند که تمامی اهداف اولیه ترامپ، از جمله امید به فروپاشی نظام یا تحقق «سناریوی ونزوئلا»، کاملاً نتیجه عکس داده و جنگ نه تنها ساختار سیاسی ایران را تضعیف نکرده، بلکه به تحکیم یک ساختار قاطع‌تر و یکپارچه‌تر امنیتی و نظامی انجامیده است. طبق تحلیل این پژوهشگر، ذخایر اورانیوم با غلظت بالای ایران همچنان محفوظ مانده و تجربه این درگیری ممکن است استراتژی تهران را از وضعیت «آستانه هسته‌ای» به سمت اتخاذ بازدارندگی قطعی برای جلوگیری از تکرار تهاجمات سوق داده باشد. در پایان این گزارش نتیجه‌گیری می‌شود که ترامپ به دلیل خطاهای فاحش استراتژیک خود، میان دو لبه یک پرتگاه تاریخی گرفتار شده است و توان تصمیم‌گیری برای بازگشت به میدان نبرد یا واگذاری منطقه به یک ایران قدرتمندتر و جسورتر را ندارد. منبع: https://agsi.org/analysis/trumps-impossible-dilemma-return-to-war-with-iran-or-not/
دکتر ولی نصر در آخرین کتابش درباره ایران (بر لبه تنهایی) به سند جالبی اشاره می‌کند و آن را نقطه عزیمت تحلیل خود می‌سازد. او به دیدار رهبر جبهه ملی با امام خمینی در آبان ١٣۵٧ در پاریس اشاره می‌کند. دکتر سنجابی پیشنهاد می‌دهد آینده ایران بر اساس دمکراسی و اسلام باشد و رهبر انقلاب اضافه می‌کنند: «و استقلال». نصر معتقد است استقلال و مطیع نبودن، کلان‌راهبرد ج.ا.ا است که همه مناسبات بین‌المللی، منظقه‌ای و حتی راهبردهای داخلی کشور بر اساس آن طراحی شده و به «مفهوم راهبردی» تبدیل شده است. عملا می‌گوید آمریکایی‌ها در سیاستگذاری‌های قریب ۵٠ساله خود به این کلان‌راهبرد بی‌توجه‌ بوده‌اند و لذا به خطا می‌روند.