eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔵«پیمان مکه؛ وقتی چتر امنیتی آمریکا دیگر کافی نیست» ✍️علی صمدزاده پیمان مکه را باید محصول یک تغییر بزرگ‌ دید: کاهش کفایت اتکای انحصاری به چتر امنیتی آمریکا در برابر تهدیدات جدید. ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد در پی جایگزینی آمریکا نیستند؛ آنها می‌کوشند با ترکیب سرمایه سعودی، فناوری ترکی و قدرت نظامی پاکستان، یک لایه دفاعی مکمل و بومی‌تر برای امنیت خود بسازند. ۱. پیمان دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نه می‌توان در وضعیت کنونی «ناتوی اسلامی» نامید و نه می‌توان آن را به یک نمایش سیاسی و دیپلماتیک فروکاست. اهمیت اصلی آن در این است که سه قدرت در سه حوزه ژئوپلیتیکی خلیج فارس، مدیترانه شرقی و جنوب آسیا، تلاش دارند تا اصل دفاع متقابل را به‌صورت رسمی وارد روابط خود کنند. ۲. عبارت «حمله مسلحانه علیه یکی، حمله علیه همه» وزن سیاسی و بازدارنده قابل توجهی دارد، اما نباید آن را به معنای ورود خودکار سه کشور به جنگ دانست. متن کامل معاهده هنوز علنی نشده و تعریف قلمرو، سازوکار فعال‌سازی، نوع کمک الزامی، ترتیبات فرماندهی و وضعیت حملات نیابتی، سایبری، دریایی یا حمله به نیروهای مستقر در کشور ثالث همچنان مبهم است. ۳. برای فهم پیمان مکه باید از پرسش ساده «این اتحاد علیه چه کسی تشکیل شده؟» عبور کرد. این پیمان برخلاف بسیاری از اتحادهای کلاسیک حول یک دشمن مشترک واحد شکل نگرفته، بلکه محصول نوعی نااطمینانی امنیتی مشترک میان کشورهایی با تهدیدهای متفاوت است. همین ویژگی هم نقطه قوت و هم مهم‌ترین محدودیت آن خواهد بود. ۴. منطق شکل‌گیری پیمان را می‌توان در سه سطح دید: نخست، افزایش تردید نسبت به کفایت اتکای انحصاری به تضمین امنیتی آمریکا؛ دوم، مکمل‌بودن نیازها و ظرفیت‌های سه عضو؛ و سوم، شتاب ناشی از جنگ‌ها و بحران‌های سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶. بنابراین بحران‌های اخیر منشأ پیمان نبودند، بلکه روندی را که از پیش آغاز شده بود تسریع کردند. ۵. در مورد عربستان، مفهوم کلیدی «فاصله‌گرفتن از آمریکا» نیست، بلکه پوشش ریسک امنیتی است. ریاض تلاش می‌کند وابستگی انحصاری به یک ضامن را کاهش دهد، بی‌آنکه آمریکا را کنار بگذارد. به همین دلیل می‌تواند هم‌زمان رابطه راهبردی با واشنگتن، همکاری با چین، پیمان دفاعی با پاکستان و ترکیه و حتی امکان عادی‌سازی مشروط با اسرائیل را حفظ کند. ۶. همین الگوی شبکه‌ای، کم‌وبیش در رفتار هر سه عضو دیده می‌شود. ترکیه ضمن حفظ عضویت و تعهدات ناتو، استقلال راهبردی خود را توسعه می‌دهد؛ پاکستان هم‌زمان، چین، عربستان، ترکیه، آمریکا و سایر شرکای خلیج فارس را در سبد روابط خود نگه می‌دارد؛ و سعودی در پی ساخت چند لایه امنیتی موازی و مکمل است. به این معنا، پیمان مکه بخشی از گذار منطقه از اتحادهای صلب به شبکه‌های امنیتی هم‌پوشان است. ۷. قدرت واقعی این پیمان در جمع ساده تعداد سربازان و تسلیحات سه کشور نیست، بلکه در مکمل‌بودن سه نوع سرمایه راهبردی نهفته است: عربستان سرمایه، زیرساخت، جغرافیا و قدرت خرید دارد؛ ترکیه فناوری، صنایع دفاعی و قابلیت یکپارچه‌سازی سامانه‌ها را عرضه می‌کند؛ و پاکستان نیروی انسانی، تجربه نظامی و ظرفیت بازدارندگی هسته‌ای را وارد معادله می‌کند. ۸. عربستان با کمبود تجهیزات پیشرفته مواجه نیست؛ مسئله اصلی آن پایداری دفاعی در جنگ فرسایشی است. حفاظت هم‌زمان از میادین نفت و گاز، پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی، بنادر، فرودگاه‌ها، تأسیسات آب‌شیرین‌کن و شهرهای بزرگ در برابر موج‌های موشکی و پهپادی، مصرف رهگیر و فشار بر تعمیر، نگهداری و زنجیره تأمین را به یک آسیب‌پذیری راهبردی تبدیل می‌کند. ۹. اهمیت ترکیه برای سعودی دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود. آنکارا فقط یک قدرت پهپادی نیست؛ در جنگ الکترونیک، رادار و حسگر، مهمات هدایت‌شونده، سامانه‌های زمینی و دریایی، تعمیر و نگهداری و یکپارچه‌سازی دفاعی ظرفیت قابل توجهی ایجاد کرده است. بنابراین ترکیه می‌تواند به عربستان کمک کند از منطق «خرید تجهیزات» به سمت «ساخت ظرفیت دفاعی» حرکت کند. ۱۰. پاکستان ضلع متفاوت این مثلث است. اسلام‌آباد نیروی انسانی گسترده، تجربه رزمی و آموزشی، سابقه طولانی همکاری با نیروهای سعودی و مهم‌تر از همه جایگاه یک قدرت هسته‌ای را دارد؛ اما هم‌زمان تحت فشار هند، افغانستان و تحریک طالبان پاکستان، جدایی‌طلبان بلوچ و محدودیت‌های اقتصادی قرار دارد. از همین رو قابلیت کمک برون‌مرزی پاکستان ثابت نیست و مستقیماً به وضعیت امنیتی داخل و مرزهایش وابسته است. ۱۱. این مسئله یکی از آسیب‌پذیری‌های بنیادین پیمان را نشان می‌دهد: ممکن است اعضا دقیقاً زمانی به کمک یکدیگر نیاز پیدا کنند که شریک دیگر خود درگیر یک بحران مستقل باشد.
پاکستانِ گرفتارِ بحرانِ هم‌زمان با هند و افغانستان، یا ترکیه‌ی گرفتار سوریه و مدیترانه شرقی، الزاماً ظرفیت آزاد کافی برای انتقال نیروی قابل توجه به عربستان نخواهند داشت. ۱۲. در محاسبات پاکستان، هند همچنان تهدید راهبردی درجه اول باقی می‌ماند. به همین دلیل کشمیر و خط کنترل یکی از دشوارترین آزمون‌های پیمان خواهند بود. عربستان روابط اقتصادی و انرژی گسترده‌ای با هند دارد و بعید است هر حادثه در کشمیر یا هر روایت پاکستانی از آغاز یک بحران را به‌صورت خودکار مصداق «تجاوز علیه عضو پیمان» تلقی کند. ۱۳. جبهه غربی پاکستان ماهیتی متفاوت دارد. ترکیب خط دیورند، طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان یک تهدید فرسایشی ایجاد کرده که از اختلاف تاریخی درباره مرز عبور کرده و در سال‌های اخیر به تبادل آتش، عملیات برون‌مرزی و حتی برخورد مستقیم نیروهای دولتی پاکستان و افغانستان رسیده است. ۱۴. بحران دیورند یکی از بهترین آزمون‌ها برای فهم محدودیت پیمان است. اگر نیروهای افغانستان آشکارا به خاک اصلی پاکستان حمله کنند، زمینه سیاسی برای کمک شرکا تقویت می‌شود؛ اما اگر پاکستان ابتدا در افغانستان عملیات کند و طالبان سپس پاسخ دهد، عربستان و ترکیه با مسئله کلاسیک گرفتارشدن در جنگ متحد مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی مرز میان «دفاع از شریک» و «مشارکت در جنگی که شریک آغاز کرده» تعیین‌کننده می‌شود. ۱۵. درباره ترکیه نیز باید میان تهدیدهای جاری و تهدیدهای پرپیامد تفکیک کرد. PKK، نیروهای کردی سوریه، شمال سوریه و عراق و شکل‌دادن به نظم جدید سوریه، تهدیدهای روزمره‌تر آنکارا هستند. در مقابل، یونان، قبرس و اسرائیل شاید احتمال وقوع جنگ کمتری داشته باشند، اما وقوع چنین بحران‌هایی پیامدهای بسیار بزرگ‌تری برای پیمان ایجاد خواهد کرد. ۱۶. پرونده اسرائیل و ترکیه مهم‌ترین تهدید نوظهور در محیط امنیتی پیمان است. هنوز شواهد معتبری از اتخاذ تصمیم رسمی اسرائیل برای جنگ با ترکیه وجود ندارد؛ اما سوریه عملاً به فضای همپوشان عملیاتی دو کشور تبدیل شده و در ارزیابی‌های معتبر امنیتی اسرائیلی، ترکیه اکنون وارد محاسبات اطلاعاتی، هوایی و دریایی شده است. این وضعیت خطر برخورد ناخواسته یا تشدید ناشی از خطوط قرمز متعارض را افزایش می‌دهد. ۱۷. اگر اسرائیل مستقیماً خاک اصلی ترکیه را هدف قرار دهد، توافق مکه با یکی از جدی‌ترین آزمون‌های خود مواجه خواهد شد. پاکستان به دلیل فقدان رابطه با اسرائیل و محیط سیاسی داخلی احتمالاً به حمایت گسترده‌تر از ترکیه متمایل خواهد بود؛ اما عربستان میان تعهد خود به آنکارا و حفظ امکان عادی‌سازی و همکاری آینده با اسرائیل با یک تعارض راهبردی مواجه می‌شود. ۱۸. از همین منظر، عادی‌سازی احتمالی سعودی و اسرائیل لزوماً با پیمان مکه متناقض نیست. عربستان می‌تواند هم‌زمان شریک دفاعی ترکیه و پاکستان و شریک سیاسی یا اقتصادی اسرائیل باشد؛ زیرا راهبرد آن بر چندلایه‌سازی روابط استوار است. بااین‌حال، وقوع یک جنگ واقعی ترکیه–اسرائیل می‌تواند این دو مسیر را به نقطه برخورد برساند و سقف تعهدات سعودی را آشکار سازد. ۱۹. بُعد هسته‌ای پیمان نیز نیازمند احتیاط فراوان در تحلیل است. تاکنون هیچ سند علنی معتبر، وجود یک چتر هسته‌ای رسمی پاکستان برای عربستان یا ترکیه را اثبات نمی‌کند. بنابراین نسبت دادن بازدارندگی هسته‌ای توسعه‌یافته به پیمان، عجولانه، غیرفنی و زودهنگام است. ۲۰. با این حال، نبود چتر رسمی به معنای بی‌اثر بودن سلاح هسته‌ای پاکستان نیست. عضویت یک قدرت هسته‌ای در چنین پیمانی به‌طور طبیعی نوعی سایه‌ی بازدارندگی ایجاد می‌کند؛ یعنی هر بازیگری که به جنگ گسترده با یکی از اعضا فکر کند، ناچار است احتمال ورود پاکستان و مسیر نامعلوم تشدید را نیز در محاسبات خود وارد کند. ابهام در اینجا خود می‌تواند کارکرد بازدارنده داشته باشد. ۲۱. چین بازیگری است که رسماً عضو پیمان نیست، اما در عمل نمی‌توان آن را از محاسبات حذف کرد. بخش قابل توجهی از توان دفاعی پاکستان با فناوری و همکاری نظامی چین پیوند دارد و پکن، اسلام‌آباد را یکی از مهم‌ترین شرکای راهبردی خود می‌داند. بنابراین توسعه نقش نظامی پاکستان در خلیج فارس نمی‌تواند مستقل از ملاحظات چین درباره هند، CPEC و فرسایش احتمالی ارتش پاکستان باشد. ۲۲. امارات نیز الزاماً عضو یک «بلوک مقابل» نیست. ابوظبی روابط گسترده‌ای با هند، آمریکا و اسرائیل دارد، اما هم‌زمان روابط خود با ترکیه و عربستان را مدیریت می‌کند... 🔻به جهت‌ ادامه مطالعه متن‌ کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/The-Mecca-Pact-When-the-US-Security-Umbrella-Is-No-Longer-Enough-08-09 🔻پیوند به اصل مقاله: https://x.com/A_Samadzadeh/status/2086198868656656788?s=20 https://x.com/A_Samadzadeh/status/2086198883357475009?s=20 https://x.com/A_Samadzadeh/status/2086198900785115547?s=20
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹درباره «سریع‌ترین تغییر» در «دبیری شعام» ▪️۱. پس از شهادت علی لاریجانی خلاء جدی‌ای در شعام بوجود آمد؛ مسعود پزشکیان دو گزینه برای دبیری شعام پیشنهاد داد، اولی «محمدباقر ذوالقدر» و نفر دوم «محسن رضایی». با توجه به تمایل بیشترِ دولت، حکم دبیری شعام محمدباقر ذوالقدر امضا گردید. ▪️۲. ذوالقدر از ۴ فروردین ۱۴۰۵ تا ۱۸ مرداد (امروز) دبیر شعام بود که انتقاداتی را در مورد عملکرد وی بوجود آورد؛ البته بحث جابه جایی _یا استعفای ایشان_ بیش از یک ماه است که مطرح گردیده و اوج آن نیز برمی‌گردد به حمله به برخی از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز در میان تشییع پیکر رهبر شهید و برخی از خصوصیات عملکردی ذوالقدر که در اینجا از بیان آن گذر می‌کنیم. ▪️۳.‌ برآوردم این است که مدتی‌ست حکم نمایندگی سرلشکر محسن رضایی از طرف رهبر انقلاب در شعام و دبیریِ ایشان قطعی شده ولی با توجه به اختلافاتی که در دولت در جابه‌جایی ذوالقدر مطرح بود، از امضاء حکم و انتصاب سرلشکر رضایی به دبیری شعام در دولت جلوگیری می‌شد (همانطور که پزشکیان نیز مصاحبه‌ی اخیرش به آن اشاره کرده بود) محسن رضایی با توجه به اظهارات محکم‌ش پس از جنگ رمضان، که در بخش‌هایی از دولت به اشتباه به «استقبال از جنگِ مجدد» تعبیر می‌شد، منتقدانی در دولت پیدا کرد. ▪️۴. تصمیم به آمدن «سرلشکر محسن رضایی» به شعام و دبیری آن در سطوح عالی کشور با لحاظ کردن همه ملاحظات _خصوصا عمر کوتاه مدیریت ذوالقدر در مسئولیت جدیدش_گرفته شده بود. ▪️۵. برآورد شخصی‌ام این است که فردی خارج از دولت نیز مخالفِ دبیری شعام «سرلشکر رضایی» بود که همه آن نشات گرفته از محور شدن احتمالی محسن رضایی در تمامی اتفاقات مهم کشور است و نظرات این فرد بر روی مسعود پزشکیان اثر می‌گذاشت! ▪️۶. پیش بینی می شود احکام دیگری نیز در حوزه نظامی کشور بزودی صادر گردد که مکمل دبیر جدید شعام خواهد بود. ▪️۷. اظهارت عجیب ترامپ درباره اینکه می‌خواهد از درگیری نظامی با ایران خارج شود (سفیدسازی) و همچنین تحرکات نظامی اسرائیل نشانه‌هایی باید باشد برای هوشیاری هر چه بیشتر ما! از نظر دشمن، بازیِ نظامیِ جنگ هنوز تمام نشده و اهداف مهمی هنوز مانده است! تا آخر سال ۱۴۰۵ باید حداکثر احتیاط را کرد. ▪️۸. افرادی که در چند سال اخیر _خصوصا پس از ماجرای ۷ اکتبر_ مهمان جلسات خصوصیِ «سرلشکر محسن رضایی» بوده‌اند، شهادت می دهند که تمام اتفاقات بُهت‌آور این روزها را «محسن رضایی» به‌ دقت پیش‌بینی کرده بود. ▪️لینک توییت👇👇👇 https://x.com/i/status/2086527667491451174
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
تحلیل خبری 🔵​ایران با پافشاری بر تنگه، ترامپ را به سمت توافق ژوئن سوق می‌دهد ✍استیون ارلنگر 🔻یکشنبه ۹ آگوست ۲۰۲۶ ▪️نیویورک تایمز تنگه هرمز بهترین اهرم فشار ایران برای واداشتن واشنگتن به آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران، لغو تحریم‌های اقتصادی و پایان دادن به محاصره دریایی آن است. شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز که در بیانیه‌ای در روز شنبه مطرح شد، تا حد زیادی همان مواردی است که پرزیدنت ترامپ پیش‌تر در یادداشت تفاهم امضا شده در ۱۷ ژوئن با آن‌ها موافقت کرده بود؛ توافقی که البته به‌سرعت فروپاشید. اما ایران کنترل بر تنگه هرمز را بهترین شانس خود برای واداشتن آقای ترامپ به عمل به آن وعده‌ها می‌داند و هنوز تمایلی به واگذاری این اهرم ندارد. ​به باور تحلیل‌گران، سلب امکان ادعای پیروزی بر تنگه هرمز از آقای ترامپ، مؤثرترین اهرم تهران برای متقاعد کردن او به تعهد دوباره به آن توافقات و اجرای آن‌هاست. بسته نگه داشتن بخش عمده تنگه، قیمت انرژی را بالا نگه می‌دارد و راهکاری است تا کشورهای حوزه خلیج فارس را که صادراتشان به این تنگه وابسته است، تشویق کند واشنگتن را برای بازگشت به یادداشت تفاهم تحت فشار بگذارند. ​اسفندیار باتمانقلیچ، بنیان‌گذار بنیاد بورس و بازار (اندیشکده فعال در زمینه دیپلماسی اقتصادی)، می‌گوید: «سطح بی‌اعتمادی میان ایران و ایالات متحده چنان بالاست که تهران می‌خواهد پیش از واگذاری حتی بخشی از کنترل خود بر تنگه، از دریافت گشایش‌های اقتصادی وعده‌ داده‌شده جهت بازسازی کشور اطمینان حاصل کند.» https://www.nytimes.com/2026/08/09/world/europe/iran-strait-hormuz-trump-deal.html?unlocked_article_code=1.4FA.MrP-.Wx_dqSHYNBAZ&smid=nytcore-ios-share6/08/09/world/europe/iran-strait-hormuz-trump-deal.html?unlocked_article_code=1.4FA.MrP-.Wx_dqSHYNBAZ&smid=nytcore-ios-share
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
تحلیل خبری 🔵​ایران با پافشاری بر تنگه، ترامپ را به سمت توافق ژوئن سوق می‌دهد ✍استیون ارلنگر 🔻یکشنبه
قدوسی: کنترل تنگه هرمز موثرترین‌راه برای مقابله با تحریم های ثانویه آمریکا است.‌ هیچ قانون بین‌المللی کشورها را ملزم‌ به پیروی از این‌ تحریم‌ها نمی کند.‌ کنترل تنگه برای ایران‌ میتواند بمانند تعرفه ها برای ترامپ عمل کند.‌
🔹مجید شاکری: وقتى حقيقت[واقعیت] نه جنگ نه صلح را به شما تحميل مى كند، شما هم نياز داريد فشار را روى بازار نگه داريد و طرف مقابل عملا بدليل محدوديتهاى ميدان زير حد جنگ تمام عيار عمل مى كند، دادن يا تاييد علنى پالس مذاكره با آمريكا حماقت محض است. از قضا بايد موضع معكوس بگيريد. https://x.com/i/status/2086738294440608084
🔵چین از منافع و حقوق خودش بی سرو صدا ولی به طور قاطع ومحکم‌ دفاع میکند.‌ @NuryVittachi: چین و پاناما دوباره رابطه دوستانه‌ای برقرار کرده‌اند، اما این توافق پشت درهای بسته انجام شده و به همین دلیل هیچ‌کس از جزئیات آن باخبر نیست. ماجرا تا این‌جا: پس از فشارهای دونالد ترامپ، پاناما یک شرکت خوشه‌ای هنگ‌کنگی را از مدیریت ترمینال‌های اصلی کانال پاناما کنار گذاشت؛ اقدامی که صنعت حمل‌ونقل دریایی در جهان را شوکه کرد. اکنون این شرکت هنگ‌کنگی (Panama Ports Company) خواستار دریافت ۲ میلیارد دلار غرامت است. در پاسخ، چین بازرسی‌های ایمنی را سخت‌گیرانه‌تر کرد و تعداد کشتی‌های با پرچم پاناما را که در بنادر خود توقیف می‌کرد، افزایش داد؛ به‌طوری که امسال نزدیک به ۵۰۰ کشتی توقیف شدند. به گزارش نشریه «لویدز لیست» (Lloyd’s List)، صاحبان نگرانِ کشتیرانی تغییر مسیر دادند و تنها در ماه ژوئن، ۲۶۴ کشتی باری پرچم پاناما را از روی خود برداشتند. این اتفاق ضربه بزرگی به این کشور کوچک وارد کرد. اما رهبری پاناما در روزهای ۱۶ و ۱۷ ژوئیه به پکن سفر کرد و به توافقی دست یافت. ظاهراً اوضاع به حالت عادی بازگشته است. لویدز لیست گزارش داده که در سه هفته اول ماه ژوئیه، چین تنها ۱۷ کشتی پانامایی را توقیف کرده است. این رقم به میانگین گذشته نزدیک است؛ یعنی زمانی که به‌طور متوسط ۲۱ کشتی پس از رد شدن در بازرسی‌ها متوقف می‌شدند. اکنون پاناما نفسی از سر آسودگی می‌کشد. چین درباره آنچه از این توافق به دست آورده، سکوت کرده است. و واشنگتن که خود باعث ایجاد این مشکل شده بود؟ حالا کاملاً بی‌خبر و در تاریکی رها شده است. https://x.com/i/status/2084099800421802194
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵چین از منافع و حقوق خودش بی سرو صدا ولی به طور قاطع ومحکم‌ دفاع میکند.‌ @NuryVittachi: چین و پانام
قدوسی: در ارتباط با صحبتهای اقای دکتر ناصر هادیان در برنامه بوقت ایران این‌پست قابل توجه است. بر جامعه بین المللی چیزی جز آنارشی حاکم نیست. اقدام‌ چین اعمال قدرت و بسط نفوذ بود. پاناما در حیاط خلوت امریکا است و شاید هم‌ اول از اقدامات چین ناراضی بود ولی به هر حال کنار آمد. چین بنادر مهمی دارد که کشتی های پانامایی باید در انها توقف کنند. ایران هم تنگه مهمی دارد که خیلی از کشتی ها تا اینده کوتاه مدت و میان مدت باید از ان عبور کنند. مقصد بیشتر کشتی هایی که در خلیج فارس تردد میکنند شرق آسیا است خیلی راه جایگزین بصرفه تری وجود ندارد. تحریم های ثانویه ترامپ غير قانوني بودند و هستند بی دردسرترین راه که کشورها را نسبت به تبعیت از انها به‌ فکر انداخته شوند همین تنگه هرمز است. بازرسی کشتی ممکن است طولانی بکشد کشتی شما آلود کننده محیط زیست است،....‌ در واقع تنگه موثرترین ضمانت در لغو تحریم های ثانویه است. ما در عصری زندگی میکنیم که ترامپ‌ رسما از گرفتن‌کانادا و گرینلند صحبت میکند. رئیس جمهور ونزوئلا را میدزد و نفت امرا تحت تسلط خود در می‌آورد، قصد اشغال کوبا را دارد،... ضمن تفکیک دو کارکرد تنگه در کوتاه مدت به عنوان سلاح اقتصادی در زمان دفاع و پس از ان در زمان صلح. در این عصر، حتی در زمان‌ پس از دفاع اعمال مدیریت بر تنگه هرمز توسط ایران ضروری است.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سال‌های جنگ، از سیاست، از فراز و فرودهای چند دهه گذشته. امروز مسئله، قضاوت دوباره درباره تمام آن گذشته نیست. 🔴برای من، مهم این است که آقا محسن، همان فرمانده‌ای که روزگاری امام روح‌الله او را برای مسئولیتی بزرگ برگزید، این بار از سوی آقا سیدمجتبی برای مسئولیتی در یکی از حساس‌ترین نقاط تصمیم‌سازی کشور فراخوانده شده است. 🔴این انتخاب را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی اداری دید. وقتی در یک مقطع تاریخی حساس، فردی با چنین سابقه‌ای به مرکز تصمیم‌گیری امنیت ملی بازمی‌گردد، معنای آن می‌تواند اراده برای تغییر یک روند باشد؛ تغییری که بیش از هر چیز باید در «فکر»، «تصمیم» و «ابتکار عمل» خود را نشان دهد. 🔴آنچه امروز اهمیت دارد، احیای جایگاه «امر ولی» در منظومه تصمیم‌گیری است؛ اینکه دستگاه‌های مسئول، خود را صرفاً مجموعه‌ای از ساختارهای اداری و کارشناسی نبینند، بلکه نسبت خود را با جهت کلان انقلاب دوباره تعریف کنند. 🔴در کنار آن، نقش سپاه پاسداران نیز مسئله‌ای صرفاً سازمانی نیست. سپاه در منطق انقلاب فقط یک نیروی نظامی نیست؛ حامل تجربه‌ای تاریخی از دفاع، بازدارندگی، ابتکار و تصمیم‌گیری در شرایط سخت است. استفاده از این تجربه، البته نه به معنای حذف سایر نهادها، بلکه به معنای بازگرداندن وزن واقعی میدان و تجربه عملیاتی به محاسبات امنیت ملی است.