🇺🇸🇮🇷
🔵 دلیل اینکه ملوانان غذای تازه ندارند این است که ایران در روز اول جنگ، مرکز پشتیبانی نیروی دریایی را منفجر کرد...
🔸ماریو نوفل
* موشکها و پهپادهای ایرانی در ابتدای جنگ، بخش زیادی از پایگاه نیروی دریایی در بحرین را نابود کردند و پایگاه لوجستیکی که این نیرو برای دهه بکار میگرفت را از بین بردند.
* پنتاگون پشتیبانی را به دیهگو گارسیا منتقل کرد؛ جزیرهای تحت فرماندهی بریتانیا در جنوب مالدیو که تقریباً ۲,۲۰۰ مایل از محل عملیات گروههای رزمی ناو هواپیمابر در دریای عمان فاصله دارد.
* همین فاصله باعث میشود محصولات غذایی فاسد برسند و هیچ غذای تازهای جز گوشت منجمد به کشتی نرسد.
* استارمر در ابتدا دسترسی پنتاگون به دیهگو گارسیا را رد کرد که موجب خشم ترامپ شد، اما در اول مارس برای آنچه آن را «هدف دفاعی مشخص و محدود» نامید، کوتاه آمد.
* ایران در ۲۰ مارس دو موشک بالستیک میانبرد به سمت این جزیره شلیک کرد که یکی از آنها در اقیانوس هند سقوط کرد و یک ناو جنگی نیروی دریایی دیگری را سرنگون کرد.
* بحرین و بندر فجیره امارات دو محلی هستند که ناوهای هواپیمابر معمولاً برای استراحت خدمه در آنجا پهلو میگیرند، و فجیره کاملاً در تیررس موشکهای ایرانی قرار دارد.
* مقررات نیروی دریایی به فرمانده اجازه میدهد پس از ۴۵ روز متوالی حضور در دریا درخواست «روز آبجو» (استراحت) کند؛ این یعنی خدمه ناو لینکلن تا کنون پنج بار استحقاق آن را داشتهاند، اما ناوگان پنجم به پرسشها درباره اینکه آیا درخواستی ثبت شده یا خیر پاسخ نداد.
* هگست دیروز گفت ایالات متحده میتواند محاصره هرمز را «تا هر زمان که نیاز باشد، برای مدت نامحدود» حفظ کند.
* ترامپ امروز گفت مأموریتها «اصلاً به اندازه کافی طولانی نیستند»؛ این در حالی است که ناو جرج واشنگتن هماکنون در حال عبور از تنگه مالاکا است تا جایگزین ناو لینکلن شود.
مایک لوین، نماینده کنگره که موکلانش در آن کشتی خدمت میکنند، پرسشی را مطرح کرد که خانوادههای آنها مدام میپرسند: مأموریت دقیقاً در اینجا چیست؟
پاسخی که زیرپوست تمام این ماجرا جریان دارد این است که ایران تنها جایی را که نگهداری و پشتیبانی از یک ناو هواپیمابر را در این آبها عملی میساخت از بین برد، و نیروی دریایی از آن زمان در حال بداههپردازی و مدیریت وضعیت در گسترهای ۲,۲۰۰ مایلی از اقیانوس است.
منبع: نیویورک تایمز / نویسنده: دانیل
https://x.com/MarioNawfal/status/2088424118517444913
هدایت شده از کانال رسمی مدرسه معصومیه
✍ متن کامل پیام حضرت آیت الله
اعرافی به شرح زیر است :
جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمین آقای سلامی دام عزه
با سلام و تحیات و با آرزوی فزونی توفیقات، در میانه حجم عظیم و عمیق کنشگری حوزه و قرارگاه بلاغ مبین و نیز فعالیتهای گسترده میدانی و تبلیغی حوزویان و روحانیت در کارزار عظیم و تمدنی حق و باطل و جنگ سوم انقلاب و نظام اسلامی و در بحبوحه خونخواهی امام شهید و تجدید عهد با امام کبیر و شهدای عالیقدر و ولایت فقیه و رهبری معظم،
گزارش حاضر و مشاهدههای میدانی نشان میدهد که «مدرسه معصومیه» چونان نگینی در این زنجیره میدرخشد و تلاش همکاران ارجمند و استادان شریف و طلاب و فضلای عزیز و مدیریت بزرگوار، مایه ابتهاج و خرسندی و سپاس وافر است،
انتظار میرود این کانون جوشان فرهنگ در راستای اهداف بلند و اسناد محوری و توصیههای پیشین همچنان مسیر رشد و تعالی را در تربیت نیروی سرآمد و تولید اندیشه و ترویج گفتمان اسلام عزیز و انقلاب اسلامی بپیماید و مرکز الهام بخش تحولات و طرح های تحولی باشد بفضله و منه.
لطفاً مراتب سلام و سپاس بنده را به همه عزیزان استاد، طلبه، همکار و مدیران آن مدرسه بزرگ و پیشگام ابلاغ و این همه خدمت جهادی در این هنگامه بزرگ و بعثت عام را تقدیر و افقها و انتظارات پیش رو تأکید نمایید.
با کمال امتنان و اعتذار
اعرافی
۱۴۰۵/۵/۲۲
✅ کانال رسمی مدرسه معصومیه
https://eitaa.com/masoumieh_ir
هدایت شده از اصلاحات نیوز
📢 آقای جلیلی! چرا این حقیقت را آن موقع نگفتید که طرفدارانتان به اصل مذاکره حمله میکردند؟
📝 روزنامه خراسان نوشت:
◀️ سعید جلیلی اخیراً در یکی از سلسلهجلسات «حکمت سیاسی اسلام» گفته است: «جنگ و مذاکره، هر دو ابزارند؛ ممکن است در مقطعی به کار آیند و در مقطعی دیگر نه. اما آنچه اصالت دارد، مبارزه با ظلم، دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل است.»
◀️ این سخن، از حیث نظری، گزارهای دقیق، واقعبینانه و منطبق با منطق سیاست خارجی است. هیچ دولت عاقلی جنگ یا مذاکره را بهخودیخود واجد اصالت نمیداند؛ هر دو ابزارهایی برای تأمین منافع ملی و وادارکردن دشمن به پذیرش اراده سیاسیاند. مسئله، اما درستی این سخن نیست، مسئله، زمان بیان آن است.
◀️ در ماههای گذشته، هنگامی که بخشی از طرفداران، چهرههای سیاسی نزدیک به آقای جلیلی، نه صرفاً به نقد محتوای مذاکرات، بلکه به نفی اساس مذاکره روی آورده بودند، چنین موضع روشنی از او شنیده نشد.
◀️ در همان روزهایی که مذاکرهکنندگان ایرانی در میادین شهری با تندترین شعارها مواجه بودند و هرکس از ضرورت استفاده هوشمندانه از دیپلماسی سخن میگفت، در معرض اتهام سازش و حتی خیانت قرار میگرفت، انتظار میرفت جلیلی همین حقیقت ساده را با صدایی بلند بیان کند که جنگ و مذاکره، هر دو ابزار مبارزهاند.
◀️ سیاستورزی مسئولانه تنها به بیان سخن درست محدود نمیشود، سیاستمدار باید حقیقت را زمانی بگوید که گفتن آن هزینه دارد، فضای جامعه را از افراط دور میکند و مانع از قربانیشدن منافع ملی در رقابتهای جناحی میشود.
https://eslahatnews.com/000UAF
_
اصلاحات نیوز
✅...
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📢 آقای جلیلی! چرا این حقیقت را آن موقع نگفتید که طرفدارانتان به اصل مذاکره حمله میکردند؟ 📝 روزنام
بله، سیاستورزی مسئولانه تنها به بیان سخن درست محدود نمیشود، سیاستمدار باید حقیقت را زمانی بگوید که گفتن آن هزینه دارد، فضای جامعه را از افراط دور میکند و مانع از قربانیشدن منافع ملی در رقابتهای جناحی میشود.
اما چالش آقای جلیلی این بوده یک عده فرصتطلب شارلاتان (جریان غربگرای طرفدار افراطی مذاکره) با این موضعگیری از آب گل آلود ماهی بگیرند و اتفاقا این جریانها منافع ملی رو قربانی رقابتهای جناحی کنند.
الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد خاورمیانه و نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران، در تحلیلی که از سوی اندیشکده «شورای روابط خارجی» منتشر شده، استدلال میکند که رویکرد شتابزده دونالد ترامپ برای دستیابی به توافق با تهران، بیش از آنکه نشاندهنده «هنر توافق» باشد، تلاشی برای پنهان کردن یک شکست راهبردی است.
این کارشناس آمریکایی با طرح ادعاهایی از منظر خود درباره تضعیف بازوهای منطقهای ایران و بروز برخی چالشهای داخلی، بر این باور است که نیاز مبرم رئیسجمهور آمریکا به از سرگیری جریان نفت و کاهش سریع قیمتها پیش از انتخابات کنگره، قدرت چانهزنی کاخ سفید را به شدت تحلیل برده است.
به گفته وی، فقدان اراده برای استفاده از اهرمهای قدرت در کنار تهدیدات توخالی و واکنشهای نامنظم دولت آمریکا، به تهران جسارت بخشیده تا با اقتدار بیشتری شروطی بنیادین نظیر تثبیت تسلط و درآمدزایی از تنگه هرمز و حتی دریافت غرامت را به عنوان پیششرطهای غیرقابل اغماض روی میز مذاکره قرار دهد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در بخش دیگری از ارزیابی خود هشدار میدهد که پذیرش خواستههای ایران از سوی دولت ترامپ، عملاً به معنای واگذاری کنترل کامل خلیج فارس به تهران و به حاشیه رانده شدن یا خروج اجباری ناوگان نیروی دریایی ایالات متحده از منطقه است.
آبرامز تصریح میکند که توافقات ضعیف واشنگتن تا به اینجای کار (از جمله تفاهمنامه ماه ژوئن) که نفوذ منطقهای ایران را به رسمیت شناخته، موجب شکلگیری بحران بیاعتمادی عمیق در میان متحدان عرب آمریکا شده است؛ تا جایی که کشورهایی نظیر عربستان سعودی برای تأمین امنیت خود، اتکا به واشنگتن را کنار گذاشته و به امضای پیمانهای دفاعی جدید با بازیگرانی چون ترکیه و پاکستان روی آوردهاند.
در نهایت، این گزارش نتیجهگیری میکند که عقبنشینی واشنگتن در برابر تهران نه تنها پایان هژمونی آمریکا در خاورمیانه را رقم خواهد زد، بلکه با زیر سؤال بردن اعتبار تعهدات جهانی ایالات متحده در آسیا و اروپا، ثابت میکند که دولت ترامپ مذاکره را نه به عنوان ابزاری برای تأمین منافع پایدار، بلکه صرفاً به عنوان یک استراتژی خروج جهت سرپوش گذاشتن بر ناکامیهای ژئوپلیتیک خود برگزیده است.
منبع:
https://www.cfr.org/articles/trumps-iran-negotiations-trade-the-art-of-the-deal-for-the-art-of-concealing-defeat
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
الیوت آبرامز، پژوهشگر ارشد خاورمیانه و نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران، در تحلیلی که از سوی
البته الیوت آبرامز یکی از تندروترین و ضدایرانیترین یهودیهای صهیونیست آمریکایی است.
این نوشته او اقدامی به جهت تحت فشار قرار دادن ترامپ به جهت ورود به جنگی گسترده علیه ایران است.
آبرامز به منافع ملی آمریکا (چه برسد حقوق بین الملل) کاری ندارد او تنها به منافع اسرائیل و صهیونیسم میاندیشد.
🔵چرا واشینگتن مدام دچار سوءبرداشت از ایران میشود؟
🔸آنچه تاریخ و علوم سیاسی درباره تابآوری حکومت و نهادهای جمهوری اسلامی به ما میگویند.
✍️رؤیا ایزدی
🔻۷ اوت ۲۰۲۶
▪️گود آثوریتی
(Good Authority:Political Science Insights to Illuminate the News)
🔹سینا طوسی:
این یکی از بهترین مقالاتی است که از زمان آغاز جنگ درباره ایران خواندهام، نوشته رؤیا ایزدی. او دو خطای بنیادی آمریکا را توضیح میدهد: اشتباه گرفتن ایرانیان خارج از کشور (دیاسپورا) با خودِ ایران، و برخورد با جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم فردمحورِ شکننده، نه یک حکومت پس از انقلاب با نهادهای عمیقاً جاافتاده.
جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران اکنون وارد ششمین ماه خود میشود. با وجود یک کارزار گسترده و مداوم برای سرنگونی و حذف رهبری سیاسی و نظامی ایران، حکومت ایران تسلیم نشده است. همچنین نیروهای مسلح ایران به حملات تلافیجویانه پهپادی و موشکی خود علیه نیروهای آمریکایی و متحدان منطقهای آن ادامه دادهاند.
در اوایل این جنگ، مقامات واشینگتن و اورشلیم (بیتالمقدس) انتظار داشتند شاهد فروپاشی حکومت ایران باشند، بهویژه پس از آنکه حملات آمریکا و اسرائیل به کشته شدن دو شخصیت کلیدی ایران انجامید. محاسبات ظاهری بر این فرض استوار بود که حکومت ایران پایگاه حمایتی چندانی در داخل کشور ندارد و اعتراضات ضد حکومتی کار را تمام کرده و جمهوری اسلامیِ تقریباً ۵۰ ساله را سرنگون خواهد کرد.
پژوهشهای علوم سیاسی نشان میدهد که مقامات آمریکایی و اسرائیلی مرتکب دو اشتباه بنیادی شدند:
۱. آنها ایرانیان خارج از کشور (دیاسپورا) حامی جنگ در خیابانهای تورنتو، لسآنجلس یا مونیخ را به اشتباه خودِ ایران فرض کردند.
۲. آنها ایران پس از انقلاب را رژیمی شبیه به عراقِ صدام حسین یا لیبیِ معمر قذافی دیدند؛ جایی که با حذف رهبر، خود رژیم نیز فرو میپاشد.
و اکنون پس از گذشت چندین ماه، همان فرضیات نادرست همچنان مباحثات سیاستگذاری را شکل میدهند.
🔹ایران یک رژیم اقتدارگرای رقابتی پس از انقلاب است
چگونه میتوان ایرانِ امروز را تحلیل کرد؟ جمهوری اسلامی از دل یکی از پراهمیتترین انقلابهای مردمی قرن بیستم متولد شد. برخلاف بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا در منطقه و جهان که محصول کودتاهای نظامی بودند، جمهوری اسلامی از یک جنبش مردمی و انقلابی سربرآورد که میلیونها ایرانی از پیشینههای اجتماعی گوناگون را بسیج کرد.
حکومتهای انقلابی تفاوتهای بنیادی با رژیمهای حاصل از کودتا دارند. آنها سازمانها، شبکهها و تعهدات ایدئولوژیکی را به ارث میبرند که در طول مبارزات انقلابی شکل گرفتهاند. از این رو، این حکومتها از سطحی از نفوذ اجتماعی و انسجام نهادی برخوردارند — نمونههای دیگر آن چین، کوبا و ویتنام هستند. رژیمهای انقلابی اغلب با وجود عملکرد ضعیف اقتصادی و فشارهای خصمانه نیروهای خارجی، یکی از باثباتترین و مقاومترین انواع رژیمها بهشمار میروند.
با این نگاه، تحلیل ایران با همان ملاکهایی که برای رژیمهای اقتدارگرای حاصل از کودتا بهکار میرود، گمراهکننده است. آن رژیمها بسیار شکننده هستند، زیرا حول محور تصاحب نظامی قدرت شکل گرفتهاند و بهشدت به یک ائتلاف حاکمِ محدود متکی هستند.
در مقابل، نظم سیاسی پس از سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) در ایران از طریق یک فرآیند انقلابی ساخته شد که نهادهای حکومت و رابطه رهبری جدید با جامعه را بهطور بنیادی دگرگون کرد. درک این تمایز برای فهم اینکه چرا استراتژیهای موثر در برابر رژیمهای اقتدارگرا در لیبی یا عراق بعید است در ایران به همان نتیجه برسد، بسیار حیاتی است.
🔹چرا ایران میتواند حامیان حکومت را به سرعت بسیج کند؟
یکی از نقاط قوت جمهوری اسلامی، ظرفیت سازمانی آن است. طی چهار دهه، حکومت زیرساختهای گستردهای را ساخته که قادر به بسیج حامیان در سراسر کشور است. جمهوری اسلامی صرفاً با سرکوب و اجبار حکومت نمیکند؛ بلکه از شبکههای تعبیهشده در اماکن مذهبی، دانشگاهها و بوروکراسی دولتی برای سازماندهی راهپیماییها، مراسمها و دیگر رویدادهای عمومی استفاده میکند.
این سازمانها به حکومت این امکان را میدهند که هر زمان احساس تهدید سیاسی یا خارجی کند — از جمله اعتراضات ضد حکومتی — اعداد بزرگی از حامیان خود را به سرعت بسیج کند. به عنوان مثال، پس از مقاطع مهم اعتراضات ضد حکومتی در سالهای ۱۹۹۹ (۱۳۷۸)، ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)، ۲۰۱۸ (۱۳۹۶)، ۲۰۱۹ (۱۳۹۸)، ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) و اخیراً در ژانویه ۲۰۲۶، راهپیماییهای بزرگ حامیان حکومت در سراسر کشور برگزار شد. این راهپیماییها نشانههای مشهودی از حمایت عمومی از حکومت در زمانهای بحران هستند.
تحلیلگران و سیاستگذاران خارج از ایران معمولاً این ظرفیت سازمانی را نادیده میگیرند. همچنین صدای مخالفان حکومت در میان جامعه ایرانیان خارج از کشور اغلب بر فضای عمومی گفتگوها درباره سیاست ایران غلبه دارد. این امر باعث میشود ناظران به این نتیجه برسند که مردم در ایران یکپارچه مخالف جمهوری اسلامی هستند. البته این بدین معنا نیست که جمهوری اسلامی از حمایت اکثریتی برخوردار است — اما بدین معنا هم نیست که فاقد پایگاه قابل توجه است.
برای نمونه، پژوهشهای پیمایشی نشان میدهند که حکومت ایران پایگاه اجتماعی قابل توجهی دارد. در یک نظرسنجی ملی نماینده که من در سال ۲۰۲۴ در ایران انجام دادم، تنها ۳۰ درصد از پاسخدهندگان از تغییر رژیم حمایت کردند (۵۷ درصد اصلاحات تدریجی را ترجیح دادند و ۱۳ درصد وضع موجود را خواستار بودند). اخیراً، دانیل تاوانا، دانشمند علوم سیاسی و همکارانش یک نظرسنجی ملی با استفاده از روش «آزمایش لیست نهفته» انجام دادند — روشی که برای کاهش انگیزه پاسخدهندگان در پنهانکردن آرای حساس سیاسی طراحی شده است.
آنها دریافتند که ۵۷ درصد از پاسخدهندگان هنگام پرسش مستقیم حمایت خود را از جمهوری اسلامی ابراز کردند، اما تحت ناشناسبودنِ ارائه شده توسط آزمایش لیست، حمایت تخمینی به ۴۷ درصد کاهش یافت. به عبارت دیگر، حتی پس از در نظر گرفتن پنهانکاری نظرات، همچنان نزدیک به نصف پاسخدهندگان حمایت خود را از حکومت ابراز کردند.
🔹انتخابات و اعتراضات چه چیزی به ما میگویند؟
نتایج انتخاباتی نیز نشان میدهد که جمهوری اسلامی بخش قابل توجهی از بدنه حامیان را حفظ کرده است. برای مثال، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۱ (۱۴۰۰)، حدود ۲۳.۹ میلیون ایرانی — ۴۸ درصد واجدین شرایط — به سه کاندیدای اصلی رای دادند و بیش از ۲۲ میلیون نفر کاندیداهای غیراصلاحطلب را انتخاب کردند. البته برجستهترین کاندیداهای اصلاحطلب رد صلاحیت شده بودند و رای دادن در انتخابات لزوماً به معنای حمایت کامل از حکومت نیست.
این حمایت تا چه حد عمق دارد؟ در سالهای اخیر، مشکلات اقتصادی و واکنشها به قوانین سختگیرانه پوشش زنان به سلسلهای از اعتراضات علیه حکومت ایران انجامیده است. اما اعتراضات لزوماً به معنای حمایت از تغییر رژیم نیست و هیچ تضمینی وجود ندارد که ایرانیان در جریان یک مداخله نظامی خارجی دست به قیام بزنند و خودشان کار را تمام کنند. پژوهشهای گسترده در علوم سیاسی نشان میدهد که تهدیدات خارجی پدیده «انسجام حول پرچم» (rally around the flag) را ایجاد میکند، حتی در رژیمهای اقتدارگرا. در واقع، تحریمهای آمریکا علیه ایران دقیقاً همین اثر را به همراه داشت. این پویاییهای سیاسی توضیح میدهند که چرا پیشبینیهای مربوط به فروپاشی قریبالوقوع رژیم محقق نشدهاند.
🔹جمهوری اسلامی از ساختار نهادی بهشدت محکمی برخوردار است
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که ناظران بیرونی مرتکب میشوند، این است که ایران را رژیمی کاملاً فردمحور و تحت کنترل انحصاری رهبر میدانند. اگرچه رهبر بالاترین مقام سیاسی و مذهبی کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح است، اما اداره جمهوری اسلامی از طریق شبکهای پیچیده از نهادهای رسمی و غیررسمی صورت میگیرد. تصمیمگیریها همچنین توسط نهادهای انتخابی، نهادهای نظارتی، جناحهای سیاسی رقیب، بدنه امنیتی، نخبگان حوزوی و بوروکراسی گسترده شکل میگیرند. در طول تاریخ جمهوری اسلامی، رهبران بارها مجبور شدهاند با جناحهای رقیب و واقعیتهای سیاسی کنار بیایند.
انتخابات ریاستجمهوری نه کاملاً آزاد است و نه کاملاً عادلانه — شورای نگهبان کاندیداها را پیش از ورود به رقابت احراز صلاحیت میکند. با این حال، انتخابات در ایران رقابتی و با معناست. بهویژه انتخابات مجلس به حوزه های انتخابیه این امکان را میدهد تا نمایندگان را بر اساس عملکردشان در توزیع منابع، خدمات عمومی و توسعه محلی تشویق یا تنبیه کنند.
دانشمندان علوم سیاسی از ایران به عنوان یک «رژیم اقتدارگرای رقابتی» با کانونهای متعدد قدرت یاد میکنند. این پیچیدگی نهادی پیامدهای مهمی برای تابآوری رژیم دارد.
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/Why-Washington-keeps-misreading-Iran-08-15
🔻درباره نویسنده:
رؤیا ایزدی استادیار علوم سیاسی در دانشگاه رود آیلند و همکار پژوهشی «گود آثوریتی» (Good Authority) در سال ۲۰۲۶-۲۰۲۷ است. او مدیریت آزمایشگاه نیروهای امنیتی، حقوق و جامعه (SFRS) را بر عهده دارد و به عنوان معاون مرکز مطالعات منع خشونت و صلح فعالیت میکند. پژوهشهای او بر روابط غیرنظامی-نظامی، بهویژه نقش ارتشها خارج از میدان جنگ و در عرصه داخلی متمرکز است تا چگونگی بازشکلدهی سیاست، اقتصاد و جامعه توسط قدرت نظامی را بهتر درک کند.
🔻پیوند به اصل مقاله:٬
https://goodauthority.org/news/why-washington-keeps-misreading-iran/
🔻پیوند به این فرسته در
https://x.com/FGhoddoussi/status/2088581944741130619?s=20X:
فرهاد قنبری
شبکههای ماهوارهای و فرهنگ عمومی
شبکههای تلویزیونی فارسی زبان از جمله شبکه «من و تو» و «اینترنشنال» و «جم» و...، پس از بیش از دو دهه فعالیت تاثیر ویرانگری بر جامعه ایران به ویژه جامعه زنان ایران داشته است.
- دگوریسم فرهنگی که با محوریت این شبکهها رشد کرد، بیشترین آسیب را به هویت زن و جامعه ایرانی وارد کرده است و الگوی «زن ایده آل» در جهان و جامعه امروز ما را نه مادران و زنان فداکار که با سختی فراوان، نانشان را از کارخانه ها و کارگاههای تنگ و تاریک بیرون می کشند، بلکه چهرههای پلاستیکی که در زندگیشان هیچ هنری جز لوندی و اغواگری مردان زنباره نداشتهاند، معرفی میکنند.
- یکی از کارویژههای این شبکه قبح زدایی از ادبیات و گفتاری بود که به صورت تاریخی در جامعه ایران قببح و مذموم به شمار میرود. استفاده از شوخیها و متلکهای جنسی و عادی نشان دادن این گونه گفتارها و رفتارها به عنوان رفتار و گفتار معیار و الگو معرفی کردن «زن قرتی» که راحت از فحشهای رکیک و ادبیات جنسی استفاده میکند، به عنوان زن امروزی!
- تثبیت برداشت شبه هالیوودی از جامعه غرب در میان مخاطبان. مخاطبان این شبکهها عموما برداشتی کاریکاتوری از جوامع غربی دارند، برداشتی که در آن زنان و مردان غربی هیچ دغدغه و هدفی جز «توکوچه بوسیدن و تو کوچه رقصیدن و تو کوچه...» ندارند و برای رسیدن به چنین هدفی باید شورش کرد و شده به قیمت نابودی کشور به «توی کوچه بوسیدن» رسید!
- سهلالوصول شدن زنان و دختران و نرمالیزه شدن خیانت ولنگاری و سبکسری. این شبکهها کاری کردند که رفتن به پاتایا و همخوابگی با تن فروشان به عنوان ارزش و افتخار در میان بخشی از مخاطبانشان (از کارمند تا استاد دانشگاه و...) تثبیت شد.
- این شبکهها نقش بسیار پررنگی در تحریف تاریخ معاصر ایران داشتند. تغییر این نگرش برای مخاطبان تلویزیونها که عموما ارتباط چندانی با مطالعه جدی تاریخ ندارند امری بسیار دشوار و چه بسا محال خواهد بود.
- این شبکهها نقش پر رنگی در ارائه تصویری کاریکاتوری و بهشتگون از غرب و تصویری شبیهجهنم از ایران داشتند. این شبکه در ایجاد نفرت مردم از کشور و جامعه خود نقش پررنگی داشته و بخشی از مخاطبان دائمی خود را به دشمن وطن و شیفته چشم و گوش بسته جوامع غربی تبدیل کردند.
- این شبکهها در نزول سلیقه هنری و فرهنگی جامعه نقش بسیار پررنگی داشتند. این شبکهها فرهنگی مبتذل و شبهِکابارهای را به عنوان فرهنگ غالب و معیارِ جهانی به مخاطبان خود معرفی کرده و باعث سقوط آزاد فرهنگی بخشی از مخاطبان خود شدند.
- این شبکهها در سقوط آزاد فهم سیاسی بخشی از مخاطبان خود نقش پررنگی ایفا کردند. این شبکهها با تقلیل «دیالوگ سیاسی» به «وراجی بیسروته» باعث ایجاد چنان توهمی در جامعه شدند که برخی ارسال قیمت ماست و چیپس و تخم مرغ به شومنهای این تلویزیونها را یک کنش سیاسی رادیکال فهم و ارزیابی میکردند.
- این شبکهها در به ابتذال کشیده شدن جنبش زنان ایران (که با تاریخی بیش از یک قرن فعالیت در حوزههای مختلف اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و.. هم دستاوردهای قابل دفاعی دارد و زنان محترم و تحصیل کرده و روشنفکر بسیاری باعث رقم خوردن آن شدهاند) نقش پررنگی داشتند. این شبکه در جا انداختن دریدگی و وقاحت و بددهانی به جای حقوق زنان ایران نقش غیرقابل انکاری داشتهاند.
- و شاید مهمترین آسیب این تلویزیونها تربیت و پرورش مخاطبان به اصطلاح سلطنتطلبی است که رذالت را به نهایت رسانده و در هر کنشی به دشمن قسم خورده ایران و مدافع تمام قد منافع اسراییل و آمریکا و ناتو و دشمنان منطقهای ایران بدل شدهاند.
#قدرت_عینی #رسانه
روح زمانه
آنتونیو گرامشی متفکر برجسته ایتالیایی میگوید:
"در تاریخ فرهنگ نباید از ادبیات تجاری غافل شد. زیرا موفقیت فلان کتاب از ادبیات تجاری نشان میدهد که «فلسفه عصر» کدام است. یعنی چه احساسها و جهانبینیهای بر تودههای ساکت تسلط دارد."
در زمان ما به واسطه سیطره همه جانبه تلویزیون، سینما، اینترنت و ماهواره، این مسئله را نه فقط در ادبیات تجاری بلکه بیشتر باید در سریالها و فیلمهای پربیننده و صفحات پربازدید بلاگرهای یوتیوب و اینستاگرام جستجو کرد.
اینکه پرفروشترین سریالهای جهانی و داخلی کدام است.
اینکه پرفروشترین کتابها و رمانها و داستانهای جهان کدام است.
اینکه چه کسانی نوبل ادبیات میگیرند.
اینکه موسیقی محبوب چیست.
اینکه فیلمهای سینمایی محبوب کدام هستند.
و اینکه پربازدیدترین صفحات مجازی چه محتوایی ارائه میدهند.
همه اینها نشانگر روح عصر ما و فلسفه عصر ما و احساسها و جهانبینیهای حاکم بر عصر ماست.
به درختان رحم کنیم.
این که گفته می شود هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد، دروغ و مغالطهای فریبکارانه و احمقانه است.
واقعیت این است که آثار چاپ شده توسط برخی انتشاراتیهایِ دلالمسلک (که اکثریت هم هستند)، نه تنها ارزش مطالعه ندارند، بلکه خواننده خود را به انسانی بسیار جاهلترو دگمتر و متوهمتر تبدیل می کنند.
بسیاری از کتابهای پرفروشی که امروزه ویترین برخی کتابفروشیهای زرد را به اشغال خود درآوردهاند نه تنها ارزش مطالعه نداشته بلکه ارزش یکبار تورق کردن هم ندارند و چیزی جز اتلاف وقت و انرژی مخاطب و هدر دادن درخت و کاغذ نیستند.
فرد بی سواد ادعای دانایی ندارد اما مخاطب چنین آثاری به توهم کتاب خوانی و دانایی دچار میگردند و دیگر به هیچ صراطی مستقیم نبوده و چنان تعصبی بر جهل و نادانی خود و نظریات بیمبنا و مغشوش خود دارند که داعشیان بر روی باورهای خود ندارند.
و نکته مهم دیگر اینکه نابودی جنگلها و درختان برای چاپ چنین زبالههایی (آن هم در این فلات خشک) چیزی کمتر از جنایت در حق طبیعت و آتشزدن عمدی جنگلها نیست.