- به عربدهها و فحاشیهای دهانپرکن شبهروشنفکران و شبهجامعهشناسان در مناظرههای (مثلا) سیاسی-اجتماعی و شبکههای مجازی توجه نکنیم. داد و فریاد آنها چیز بیشتری از غرزدنهای مسافران تاکسی و مترو و اتوبوس و دورهمیهای واقعی و مجازی، آوردهای برای جامعه نخواهد داشت. این شیوه غرزنی که با داد و فریاد توهم بیان نقد رادیکالی را دارد، تنها چیزی که تولید میکند توهمِ دانایی و فرورفتن در دنیای خیالی است که چیزی جز بدتر شدن شرایط در پی نخواهد داشت. این شیوه کنشگری شاید برای پای بساط عرق و تریاک و دورهمی و سپری کردن وقت در تاکسی کارکرد مفیدی داشته باشد، اما از دل آن چیزی جز اتلاف وقت و اشتباه گرفته شدن «وراجیِ بیپایان» با «دیالوگ و گفتگوی سیاسی» بیرون نخواهد آمد.
- وظیفه روشنگر اجتماعی وراجی و عربده و متلکپراکنی و تمسخر حاکمان نیست. البته تمسخر حاکمان حق طبیعی شهروندان است اما برای کسی که ادعای نقد و تحلیل مسائل را دارد یک عیب بزرگ است. در طول تاریخ بشر یک نمونه را نمیتوان سراغ داشت که از تمسخر و متلکپراکنی و غرزدن و فحاشی، چیزی جز یاس و ناامیدی بیشتر و تخریب روحیه اجتماعی و امثالهم بیرون آمده باشد.
⏬
به نظر یکی از رسالتهای اصلی فعالین رسانهای (که تا کنون غفلت بزرگی صورت گرفته است) مقابله با این جعل تاریخی عظیم برای نسلهای پس از انقلاب است.
هفده هزار لایک برای نوستالژی زندگی در عصر شپش و تراخم و کچلی و ارباب-رعیت و ساواک و فقر و قحطی و اشغال بیگانه و هزار بدبختی دیگر چیزی نیست که بشود به راحتی از کنار آن گذشت.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⏬ به نظر یکی از رسالتهای اصلی فعالین رسانهای (که تا کنون غفلت بزرگی صورت گرفته است) مقابله با این
فرهاد قنبری
اگر سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی
⏪ این جماعت ابله (۱۷ هزار لایک!) تصور میکند ایران قبل از انقلاب گلستانی پر از رفاه و خوشبختی بوده که بعد از انقلاب سال ۵۷ به فنا رفته است.
👈 اگر سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی زندگی باعزت نمیکردی، چرا که باید در کودکی بدون تُنبان در کوچهها نگران الوات کودکآزار و ولگردان میبودی. (چرا که داشتن تنبان یک چیز اعیانی بوده که گیر هر کسی نمیآمد و عموم کودکان از آن محروم بودند. بخشی از این وضعیت در کتاب «سالهای ابری» آقای درویشیان به خوبی ترسیم شده است)
👈 اگر سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی در نوجوانی احتمالا در دکان و مکتب فلان لوتی و حاجی منحرف دعا میکردی که بلایی سرت نیاید یا هر روز فلک نشوی.
👈 اگر سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی، آرزو میکردی که در کودکی و نوجوانی دچار کچلی و تراخم نشده تا عذاب زفِت و کوری و کچلی را به جان نخری.
👈 اگر در سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی، در ۲۰ سالگی وطنات اشغال نظامی میشد و در قحطی و فقر دهه ببست باید روزی۱۶ ساعت جان میکندی تا شاید نان خالی گیرت بیاید.
👈 اگر در سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی و زن بودی از همان کودکی دار قالی و بیسوادی و شپش سر مانوس همیشگیات بود. و در سیزده چهارده سالگی یا صیغه مردی هم سن و سال پدرت میشدی که نانخور خانه کم شود و یا به اسم ازدواج (در واقع کلفتی خانه مردی دیگر) راهی آلونکی دیگر شده و صبح تا شب مانند اسب کار میکردی و سالی یک بچه میزاییدی و هر روز هم سرکوفت و طعنه و کتک شوهر و خانواده او را تحمل میکردی.
👈 اگر سال ۱۳۰۰ به دنیا میآمدی اگر بعد ۳۰ سالگی بچه کاری و زرنگ بودی کارگری چیزی گیرت میآمد تا با دستمزد آن بتوانی اتاقی ۱۰-۱۲متری در یکی از خانههای قدیمی شهر اجاره کرده و با زن و بچهات در آنجا بسازی تا سال ۵۷ ریق رحمت را سربکشی.
👈 یک اقلیت کوچک خانزاده و درباری را استثنا کنیم، این واقعیت زندگی اکثر کسانی است که ۱۳۰۰ به دنیا آمده و ۵۷ از دنیا رفتهاند.
⏪ برای شناخت بهتر اوضاع اجتماعی و شرایط اقتصادی و فرهنگی مردم و جایگاه زنان و...، ایران سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ مطالعه برخی رمانهای اجتماعی که در آن برهه نوشته شده است، راهگشاست. این رمانها اگر چه ارزش ادبی چندانی ندارند اما به واسطه ارائه تصویر زندگی مردم آن عصر آثاری قابل اعتنا به شمار میروند:
تهران مخوف- مرتضی مشفق کاظمی
در تلاش معاش و تفریحات شب - محمد مسعود
روزگار سیاه - عباس خلیلی
زیبا - محمد حجازی
شکر تلخ - جعفر شهری
و البته برخی داستان کوتاههای صادق هدایت (علویه خانم، حاجی آقا و...) و مجموعه داستانهای صادق چوبک و برخی داستانهای محمدعلی جمالزاده که هم از لحاظ ادبی و هم شناخت اجتماعی عصر آثار مهم و ارزشمندی به شمار میروند.
- البته آثار ادبی متعدد دیگری (مانند شوهر آهو خانم و...) هم بعدها نوشته شد که روایت داستان در عصر رضاشاه رخ میدهد، اما آثار اشاره شده به واسطه آنکه نویسنده در همان فضا و اتمسفر زندگی میکرده، شناخت دقیقتری به خواننده ارائه میکند.
خلاصه «تأملی درباره ایران؛ دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران» تا صفحه ۱۶۰
📚 جواد طباطبایی در تأملی درباره ایران مسئله تاریخ ایران را از منظر نسبت میان «انحطاط»، «اندیشه سیاسی» و «دولت» بررسی میکند. به نظر او، تاریخ اندیشه سیاسی ایران را میتوان در سه دوره کلی صورتبندی کرد: دوره قدیم تا برآمدن صفویان، دوره صفوی تا جنگهای ایران و روس که دوران گذار است، و دوره پس از آن که با ورود ایران به جهان جدید آغاز میشود. مسئله اصلی این است که ایران در دورهای که مناسبات جهانی در حال دگرگونی بنیادین بود، نتوانست دستگاه مفهومی و نظری متناسبی برای فهم این تحولات ایجاد کند. بنابراین، در حالی که برخی فرمانروایان، بهویژه شاه عباس، در سطح عملی دریافت نسبتاً دقیقی از مصالح ایران داشتند، این دریافت هیچگاه به نظریهای منسجم درباره دولت، ملت و منافع عمومی تبدیل نشد. از این منظر، انحطاط ایران را نمیتوان صرفاً به شکستهای نظامی یا ضعف حکومتها فروکاست؛ مسئله بنیادیتر، زوال توانایی اندیشه برای بازسازی مفاهیم سیاسی متناسب با شرایط تاریخی جدید بود.
⚔️ برآمدن صفویان نقطه عطف مهمی در این روند است. صفویان با رسمی کردن تشیع و ایجاد وحدت سیاسی و سرزمینی، زمینه تثبیت ایران به عنوان یک واحد سیاسی را فراهم کردند، اما این تحول همزمان با گسترش مناسبات جدید جهانی در اروپا بود. جنگ چالدران، از نظر طباطبایی، نمادی از نخستین مواجهه جدی ایران با منطق جدید قدرت و جنگ است. شکست شاه اسماعیل تنها ناشی از برتری تجهیزات عثمانیان نبود، بلکه تفاوتی معرفتی را نیز آشکار کرد؛ ایران همچنان در چارچوب مفاهیمی سنتی از جنگ، جوانمردی و قدرت میاندیشید، در حالی که مناسبات جدید بر سازمان نظامی، فناوری و محاسبه عقلانی قدرت استوار شده بود. در دوره شاه عباس، برای نخستین بار نوعی دریافت عملی از موقعیت ایران در مناسبات منطقهای و جهانی و ضرورت تأمین مصالح عالی کشور شکل گرفت. اصلاحات نظامی و اداری او نیز در جهت تقویت قدرت مرکزی بود، اما این اصلاحات بیش از آنکه به ایجاد نهادهای مستقل و پایدار منجر شود، به شخص شاه وابسته باقی ماند.
🏛️ پس از افول صفویان، ظهور نادرشاه بار دیگر امکان بازسازی وحدت سرزمینی ایران را فراهم کرد، اما تفاوت میان قدرت نظامی و دولتسازی در این دوره آشکار شد. نادر توانست بخش بزرگی از سرزمین ایران را یکپارچه کند، اما منطق فرمانروایی او عمدتاً بر کشورگشایی و قدرت نظامی استوار بود و نتوانست این وحدت را به ساختاری پایدار تبدیل کند. پس از او نیز دوره کریمخان زند، با وجود ایجاد نسبی امنیت و آرامش، نتوانست بنیانهای نهادی جدیدی ایجاد کند و آقامحمدخان قاجار نیز بیشتر در جهت احیای وحدت سرزمینی حرکت کرد. سرانجام، جنگهای ایران و روس و شکستهای ناشی از آن، ایران را با واقعیتی جدید مواجه کرد: کشور در برابر نظمی جهانی قرار گرفته بود که مبانی آن را نمیشناخت و از نظر فکری و نهادی آمادگی مواجهه با آن را نداشت.
🔹 از اینجا مسئله اصلی طباطبایی به مفهوم «دولت» معطوف میشود. او با دیدگاههایی که تشکیل دولت صفوی را معادل پیدایش نخستین دولت ملی ایران میدانند، موافق نیست. وحدت سرزمینی، تمرکز قدرت، تشکیل ارتش یا رسمی شدن تشیع به خودی خود به معنای پیدایش دولت ملی نیست. دولت جدید نیازمند مجموعهای از مفاهیم، نهادها و تمایزهای حقوقی و سیاسی است که در ایران به شکل مشابه اروپا تکوین نیافت. در تجربه اروپایی، تحولات الهیاتی، منازعه میان کلیسا و قدرت سیاسی و عرفیشدن تدریجی مفاهیم دینی، زمینه شکلگیری مفاهیم جدید دولت و حقوق را فراهم کردند. به همین دلیل، دولت در اروپا به تدریج از شخص فرمانروا متمایز شد و نهادهای سیاسی توانستند استقلال نسبی خود را به دست آورند. در ایران، چنین فرایندی شکل نگرفت و تمرکز قدرت بیشتر به تقویت شخص شاه انجامید تا ایجاد نهادی مستقل از او.
📖 طباطبایی برای توضیح این تفاوت به ریشههای اندیشه ایرانشهری بازمیگردد. در ایران باستان، شاهنشاهی بر اصل «وحدت در کثرت» استوار بود و شاه وظیفه داشت وحدت سرزمین را در عین پذیرش تفاوت اقوام و گروهها حفظ کند. اما در دوره اسلامی، اندیشه ایرانشهری نتوانست متناسب با شرایط جدید بازسازی نظری شود و به تدریج فاصله میان اندیشه سیاسی و ساختار دولت افزایش یافت. یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، درهمآمیختگی «شاه» و «دولت» بود؛ یعنی شخص فرمانروا به جای آنکه صرفاً عهدهدار سامان سیاسی باشد، خودِ سامان سیاسی تلقی شد. در نتیجه، نهادهای سیاسی وابسته به شخص پادشاه باقی ماندند و امکان استقلال نهادی آنها از قدرت شخصی فرمانروا فراهم نشد. از همین منظر، خودکامگی را نباید فقط ویژگی اخلاقی یا شخصیتی شاهان دانست، بلکه باید آن را در ساختار تاریخی اندیشه سیاسی ایران و فقدان تمایز روشن میان شخص فرمانروا و نهاد حکومت جستوجو کرد.
⚖️ این وضعیت در نسبت میان سلطنت و شریعت نیز خود را نشان داد. جامعه ایرانی از نظر حقوقی و فرهنگی تحت تأثیر شریعت اسلامی قرار داشت، اما سلطنت الزاماً خود را تابع همان نظام حقوقی نمیدانست. در نتیجه، میان حقوق شرعی و اقتدار سلطنت فاصلهای شکل گرفت که مانع از پیدایش نظریهای منسجم درباره حکومت قانون شد. طباطبایی این وضعیت را با تجربه اروپایی مقایسه میکند؛ در آنجا منازعات میان کلیسا و قدرت سیاسی به تدریج به تفکیک شخص و مقام، شکلگیری نهادهای مستقل و عرفی شدن مفاهیم سیاسی کمک کرد. در ایران، چنین تحول نهادی رخ نداد و در نتیجه دولت نتوانست به معنای دقیق کلمه از شخص فرمانروا مستقل شود. مسئله بنابراین صرفاً ضعف حکومتها نبود، بلکه فقدان یک تحول مفهومی و نهادی بود که بتواند رابطه میان قدرت، قانون و دولت را از نو تعریف کند.
🇮🇷 با وجود این، این ضعف دولت به معنای از میان رفتن ایران یا هویت ایرانی نبود. یکی از مهمترین استدلالهای طباطبایی این است که هویت تاریخی و فرهنگی ایران توانست در بیرون از ساختار دولت تداوم پیدا کند. زبان فارسی، ادبیات، حافظه تاریخی و عناصر فرهنگ ایرانشهری حاملان اصلی این تداوم شدند. به همین دلیل، ایران پیش از آنکه دولت ملی مدرن خود را ایجاد کند، واجد نوعی هویت ملی و تاریخی بود. تفاوت مهم ایران با مسیر تاریخی بسیاری از کشورهای اروپایی در همین جاست: در اروپا دولت جدید نقش مهمی در شکلگیری ملت ایفا کرد، اما در ایران نوعی ملت تاریخی و فرهنگی پیش از دولت ملی وجود داشت. بنابراین، مسئله اساسی تاریخ ایران نه فقدان هویت یا وحدت ملی، بلکه شکاف میان ملت تاریخی ایران و دولت سیاسی آن و ناتوانی اندیشه سیاسی در تبدیل این وحدت تاریخی و فرهنگی به یک صورتبندی جدید از دولت بود. این شکاف، از دید طباطبایی، یکی از ریشههای اساسی مسئله انحطاط و بحران تجدد در ایران است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
خلاصه «تأملی درباره ایران؛ دیباچهای بر نظریه انحطاط ایران» تا صفحه ۱۶۰ 📚 جواد طباطبایی در تأملی درب
1⃣ جنگ چالدران نماد تفاوت معرفتی ایران با منطق جدید قدرت بود.
شکست شاه اسماعیل فقط بهخاطر سلاح عثمانی نبود، بلکه نشاندهنده این بود که ایران همچنان با مفاهیم سنتی مانند جوانمردی و شجاعت به جنگ و قدرت فکر میکرد، در حالی که دنیای جدید بر سازمان نظامی، فناوری و محاسبه عقلانی استوار شده بود.
2⃣ شاه عباس و نادرشاه در عمل مصلحت ایران را تا حدی درک کردند، اما این درک به نظریه دولت تبدیل نشد.
اصلاحات شاه عباس و قدرت نظامی نادرشاه به شخص آنها وابسته بود، نه به نهادهای پایدار. به همین دلیل، پس از مرگ آنها دستاوردها نیز فروپاشید یا ادامه نیافت.
3⃣در ایران بین «شاه» و «دولت» تمایز روشنی شکل نگرفت.
در اروپا، منازعات کلیسا و قدرت سیاسی بهتدریج باعث تفکیک شخص فرمانروا از مقام و نهاد دولت شد و زمینه حکومت قانون را فراهم کرد. در ایران، سلطنت و شریعت چنین مسیری را طی نکردند و قدرت بیشتر به شخص شاه گره خورد. خودکامگی در ایران را باید در همین ساختار تاریخی اندیشه سیاسی فهمید، نه فقط در اخلاق شاهان.
4⃣با این حال، هویت ایرانی از میان نرفت.
ایران پیش از آنکه دولت ملی مدرن داشته باشد، از طریق زبان فارسی، ادبیات، حافظه تاریخی و فرهنگ ایرانشهری، هویت تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کرد. به همین دلیل، مسئله اصلی ایران «فقدان هویت ملی» نبود، بلکه شکاف میان ملت تاریخی ایران و دولت سیاسی ایران بود.
مسئله انحطاط ایران در این است که وحدت تاریخی و فرهنگی ایران وجود داشت، اما اندیشه سیاسی نتوانست این وحدت را به یک دولت جدید با نهادها و مفاهیم متناسب با جهان مدرن تبدیل کند. این شکاف میان «ملت» و «دولت»، ریشه اصلی بحران و انحطاط ایران در دوران جدید است.
🔵پیرامون تحولات اخیر پیرامون رسانه آزاد
به عنوان فردی که در معیت استاد گرامی جناب آقای دکتر قهرمانپور، بیشترین همکاری را با رسانه محترم آزاد داشته ام، و همچنین به دلیل آشنایی نزدیک با روند شکلگیری و فعالیت آن، لازم میدانم درخصوص دستور منع فعالیت این رسانه نکاتی را با مخاطبان عزیز در میان بگذارم:
۱. «آزاد» سازمانی با ریشههای فکری مشخص و رسانه ای اصیل است که پایه های آن در جنبشهای فکری دهه ۸۰ شمسی شکل یافت؛ زمانی که نحوه ایجاد گفتگوهای انتقادی جهت حل مسائل کلان کشور، مساله و دغدغه اصلی اهالی اندیشه و نظر در دانشگاهها به شمار میرفت. از این منظر، «آزاد» صرفاً یک رسانه به معنای متعارف کلمه نیست، بلکه یک پروژه فکری سازمان یافته در جهت ایجاد فضای گفتوگو میان دیدگاههای متفاوت در جامعه پرتعارض ایران است.
۲. آزاد در شرایطی پا به میدان گذاشته است که جامعه ایران به دلیل کاستیهای شدید در رسانههای ایرانی، در برابر لشکری از رسانههای پر زرق و برق و پرخرج و برج فارسی زبان تنها مانده و عملا به آزمایشگاه تکنیکهای جنگ روانی چندین سرویس اطلاعاتی خصوصا موساد مبدل شده است. نگاهی به مصاحبه تکاندهنده اخیر اسرائیل هیوم با مقامات ارشد موساد در مورد طراحی "ماشینهای سمپراکنی" رسانهای که برای عملیات در جامعه ایران تخصصی شده اند، و همچنین افشاگری مهم فاینانشال تایمز در مورد کمکهای مالی مافوق تصور آل سعود به رسانه اینترناشنال و بسیاری موارد دیگر، نشان میدهد که چه جبهه رسانهای عریض و طویلی در برابر موجودیت ایران آرایش جنگی به خود گرفته است.
۳. یکی از هنرنماییهای آزاد در دوره حیات خود، تلاش برای ایجاد فضای گفتگو میان قطبهای متضاد در ساحات مختلف سپهر اندیشهورزی در ایران بوده است که پیش از آن تعامل میان آنها ناممکن به نظر میرسید، آن هم در شرایطی که تمام تلاش دشمنان ایران، القای بسته شدن باب گفتگو و تلاش برای تعمیق شکافها در جامعه ایران به شکلی است که نه تنها امکان دیالکتیک و سنتز کاملا منتفی شود، بلکه دو سر طیف از طرف مقابل بیگانه ای تمام عیار بسازند که جز با زبان خشونت نمیتوان با آن سخن گفت. از این منظر، باید جدل جای گفتگو را گرفته، فحاشی و لجنپراکنی روز به روز عرصه را بر واژگان و جملات اندیشیده شده تنگ تر کرده و در یک کلام، بساط "هم اندیشی عمومی" برچیده شود.
۴. فراتر از نکته فوق، آزاد و رسانه های مشابه، در نقش یک کارگاه روانکاوی اجتماعی، در حل تبدیل امور اندیشیده نشده به رشتههایی از کلمات هستند؛ و با تقویت ساحت زبانی و گفتمانی جامعه ایران به حفره های تاریک و مغاکهای ناخودآگاه آن که منشا خشونتهای کلامی و فیزیکی و دستگیرهای برای «عملیاتهای روانی» هستند، نور می افکنند تا در پایان فرایند گفتگو، یک کاتارسیس جمعی حاصل و امکان سوء استفاده دشمنان از این حفره ها تا حد امکان سلب شود. دستگاههای امنیتی خودی نسبت به آسیبهای درونی جامعه ایران حساستر و ذهن نخبگان برای ارائه راه حل جهت درمان این مشکلات آمادهتر گردد؛ و از منظر سیاسی-امنیتی این مکانیابی شکافهای اجتماعی و گفتگو در مورد آنها، دستاوردی بسیار بسیار مهم است.
۵. از همین رو آزاد و پروژه های مشابه آن، با بسط تدریجی گفتمانهای میانجی و معرفی کنشگران مرزی، در خط مقدم مبارزه با رسانه هایی چون اینترناشنال و بی بی سی فارسی قرار دارند، رسانه هایی که با روشهای عریان یا زیرپوستی در حال بن بست نمایی و تحریک گسلهای اجتماعی و زمینه سازی برای فروپاشی سیاسی و اجتماعی جامعه ایران بوده و هستند.
۶. آزاد نمونه تمام عیار نقش سازنده کنش ارتباطی و جامعه مدنی در جهت تامین امنیت و منافع ملی و آگاه سازی عموم و نخبگان جامعه بوده و البته در جهت پروژه کلان خود خطاهایی نیز داشته است؛ اما از منظر این حقیر، به عنوان سیاست پژوه و محقق حوزه امنیت و سیاست خارجی، خدمات آزاد و پروژه های مشابه به اندازه ای هست که خطاهای مذکور نادیده گرفته شده یا حداقل با عقوبتی کمتر از تعطیلی یا منع فعالیت مواجه گردد. جامعهای که امکان گفتوگو میان گروههای متعارض را از دست میدهد، مسلما ظرفیت حل مسالمتآمیز تعارضاتش را نیز از دست میدهد و از منظر این حقیر، این امر بزرگترین تهدید برای امنیت ملی ایران در بلندمدت است.
در پایان امیدوارم دست اندرکاران محترم و دلسوز با درک شرایط حساس فعلی کشور بهترین راه را برای مدیریت پرونده این رسانه مستقل و اصیل فراهم آورند.
ارادتمند همگی، مهدی خراتیان
مدیر اندیشکده احیای سیاست
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2090145166803730656?s=20
🔹تریتا پارسی:
https://fxtwitter.com/tparsi/status/2090239409811546131
ترامپ بر این باور است که بازی را به نفع خود برگردانده است.
او نفوذ و کنترل ایران بر تنگه هرمز را دچار رخنه کرده و در نتیجه، وضعیت موجود هزینههای بیشتری را نسبت به آمریکا بر ایران تحمیل میکند.
برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ، کاخ سفید به این نتیجه رسیده که زمان به نفع آمریکا در جریان است.
اما درست به همین دلیل، احتمال وقوع دور دیگری از جنگ وجود دارد.
با فرض درست بودن ارزیابی آمریکا، پرسش مهمتر این است که ترامپ قصد دارد با این اهرم فشار تازهیافته چه کند.
اگر واشنگتن آسیبپذیری ایران را به عنوان فرصتی برای گرفتن تسلیمِ کامل به جای مذاکره برای یک توافق پایدار تفسیر کند، نتیجه آن به احتمال زیاد دور دیگری از جنگ خواهد بود نه پایان دادن به درگیری.
تهران پیش از این نشان داده است که وقتی میان تسلیم و تنشزدایی/تشدید درگیری مخیر شود، گزینه دوم (تشدید درگیری) را انتخاب خواهد کرد.
بنابراین قرار دادن دوباره ایران در برابر همین دوپایه، بعید است به نتیجه متفاوتی منجر شود.
تراژدیِ رقص مرگبار میان واشنگتن و تهران دقیقاً در همینجا نهفته است.
رویکرد «همه یا هیچ» (برد مطلق) آمریکا باعث میشود که وقتی ایران ابتکار عمل را در دست دارد، توافق غیرقابل قبول باشد.
وقتی هم که ابتکار عمل به سمت واشنگتن میچرخد، ایالات متحده بر این باور میرسد که چیزی کمتر از تسلیم کامل تهران ملموس و قابل پذیرش نیست.
🔸برای خواندن تحلیل کامل به لینک زیر مراجعه کنید:
https://tritaparsi.substack.com/p/has-trump-turned-the-tables-on-iran?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805
🔸پیوند به این فرسته درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2090243824706535648
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نیویورکتایمز: راهبرد ترامپ برای ترساندن ایران نتیجه معکوس داده است
🟠 ایران و آمریکا نه بهطور جدی در حال مذاکرهاند و نه با یکدیگر در حال جنگ هستند. در عوض، دو کشور وارد وضعیتی مبهم و ناآرام شدهاند که میتواند یا به ازسرگیری درگیریها منجر شود یا به شکلگیری یک بنبست طولانیمدت. در مرکز این وضعیت حلنشده، محاسبات و شاید محاسبات اشتباه هر دو طرف قرار دارد.
🟠 تحلیلگران به نیویورکتایمز گفتهاند مقامهای ایرانی معتقدند با مقاومت در برابر فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، دستاورد بیشتری خواهند داشت تا اینکه در یک توافق، امتیازات عمدهای بدهند. در مقابل، آمریکا ظاهراً روی این حساب کرده که تشدید فشار اقتصادی علیه ایران، کاری را انجام خواهد داد که حملات نظامی نتوانستهاند انجام دهند.
🟠 ترامپ روز چهارشنبه تهدید کرد کشورهایی که با ایران تجارت کنند با «پیامدهای اقتصادی بسیار سنگین» مواجه خواهند شد.
🟠 «نیکول گراژفسکی» استادیار مرکز مطالعات بینالمللی در دانشگاه ساینسپو در پاریس، وضعیت فعلی را «بلاتکلیفی دائمی» توصیف کرد و گفت در چند ماه گذشته، «چیز چندانی اساساً تغییر نکرده جز اینکه موضع ایران بیش از پیش تثبیت شده و تلاشهای مکرر آمریکا برای یافتن راهی خروج از این وضعیت، تاکنون نتیجهای نداشته است.»
🟠 تهران در ماه جاری فهرستی از خواستههای خود برای بازگشایی تنگه هرمز به واشنگتن ارائه کرد. از جمله خواستههای ایران، لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و پرداخت غرامت جنگی عنوان شده است.
🟠 «مهرزاد بروجردی» رئیس دانشکده هنر، علوم و آموزش دانشگاه علم و فناوری میسوری، گفت: «تهران پس از پشت سر گذاشتن شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را به نمایش بگذارد. تسلیحاتیکردن تنگه هرمز و موضع سختگیرانه ایران در مذاکرات موازی با آمریکا و عمان باید در همین چارچوب درک شود.»
🟠 در ماههای گذشته، مواضع و اظهارات ترامپ میان تهدید به نابودی ایران و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است. البته اگر هدف این رویکرد ترساندن مقامهای ایرانی و وادار کردن آنها به دادن امتیاز بوده، به نظر میرسد نتیجه معکوس حاصل شده است.
🟠 مقامهای ایرانی ظاهراً به این نتیجه رسیدهاند که ترامپ حاضر نیست جنگی را بهطور کامل از سر بگیرد که میتواند قیمت نفت را افزایش دهد و در میان افکار عمومی آمریکا نیز محبوب نیست.
🟠 «الکس وطنخواه» پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، گفت: «به نظر میرسد ایران معتقد است آمریکا در نهایت از یک رویارویی پرهزینه و بدون پایان مشخص خسته خواهد شد.»
🟠 در همین حال، آمریکا تمرکز خود را بر افزایش فشار اقتصادی علیه ایران گذاشته است.
🟠 «جرد کوشنر» داماد ترامپ و فرستاده او، روز دوشنبه به شبکه فاکسنیوز گفت مقامهای ایرانی «هیچ علاقهای به انجام کاری که برای ما منطقی باشد نشان نمیدهند».
🟠 او در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی اشاره کرد که هدف آن وارد کردن فشار بیشتر بر اقتصاد ایران است و گفت این موضوع در حال حاضر تمرکز اصلی ترامپ است.
🟠 ترامپ روز سهشنبه نیز اعلام کرد محاصره همچنان «بهطور کامل» برقرار است. او همچنین مدعی شد تنگه هرمز کاملاً باز است؛ این در حالی است که مقامهای دریانوردی از حملات اخیر به کشتیها خبر دادهاند.
🟠 «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا، نیز اخیراً در مصاحبهای با نیوزمکس گفت وزارتخانه او قصد دارد اقداماتی را اعمال کند که «در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور هرگز دیده نشده است».
🟠 ایران پیش از این نیز فشارهای اقتصادی بینالمللی را پشت سر گذاشته است. با این حال، ایران در سال ۲۰۱۵ و پس از تشدید تحریمها در دوره ریاستجمهوری اوباما، در نهایت با دادن امتیازاتی در برنامه هستهای خود موافقت کرد.
🟠 به احتمال زیاد هزینه فوری تحریمهای جدید را مردم ایران پرداخت خواهند کرد؛ مردمی که همین حالا نیز با تورم بسیار بالا مواجهاند.
🟠 وطنخواه همچنین هشدار داد که ازسرگیری جنگ احتمالاً زیرساختهای انرژی منطقه، پایگاههای آمریکا در خاورمیانه و کشتیرانی تجاری را نیز وارد درگیری خواهد کرد.
🟠 با این حال، در شرایط فعلی به نظر میرسد احتمال ادامه بنبست، بدون حل مسائل اصلی از جمله برنامه هستهای ایران و وضعیت تنگه هرمز، به اندازه احتمال ازسرگیری جنگ است.
🟠 گراژفسکی گفت: «هرچه این وضعیت بلاتکلیفی طولانیتر شود، ریشهدارتر خواهد شد و پیدا کردن یک مسیر خروج که هیچیک از طرفین نتواند آن را چیزی جز امتیازدهی تلقی کند، دشوارتر خواهد شد.»
سیانان مقالهای پر از دادههای ساختگی منتشر کرده تا اینطور به نظر برسد که آمریکا تنگه هرمز را «کنترل» میکند.
آنها ادعا میکنند کشتیهای نیروی دریایی آمریکا در تنگه هرمز هستند. نادرست است؛ آنها در دریای عمان حضور دارند.
آنها حتی ادعا میکنند که طبق آمار «کپلر»، بیش از ۸۰ درصد از تردد کشتیها از تنگه هرمز طی دو هفته گذشته از مسیر تحت حمایت آمریکا در آبهای عمان انجام شده است.
این حرف را رسماً از خودشان درآوردهاند. حتی کپلر هم چنین آماری ارائه نداده است.
واقعیت کاملاً برعکس است؛ ۸۰ درصد ترددها از مسیر تعیینشده توسط ایران انجام میشود.
https://fxtwitter.com/MenchOsint/status/2089952517421400278
هدایت شده از کاوش مدیا
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ کارشناسان ژاپنی:
📍آمریکا هر چه در چنته داشت در مقابل ایران رو کرد، اما دچار اتمام گزینههای عملیاتی شد و دیگر توان پیشروی ندارد. من این وضعیت را "نبرد استالینگرادِ ترامپ" مینامم...
🔻پس از آن نبرد، ارتش آلمان رسماً مجبور شد کاملاً در موضع پدافندی و انفعالی قرار گیرد و در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی شروع به پیشروی کرد...
#ژاپنی
🆔 @Kavoshmedia