eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
543 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.6هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻عهدِ چپ میانه/ جلائی‌پور: به‌دنبال تقویت هم‌زمان حکومت و جامعه‌ایم 📝 محمدرضا جلائی‌پور، رئیس شورای مرکزی حزب عهد ایران و رئیس اندیشکده این حزب در گفت‌وگو با فرهیختگان: 🔻 فرآیند اداری تاسیس حزب، یک سال و اندی طول کشید. کنگره حزب، دی ماه ۱۴۰۴ برگزار شد، اما پس از کنگره نیز مجددا می‌بایست وزارت کشور تائید کند و مرامنامه و اساسنامه در روزنامه رسمی منتشر شود که اخیرا این اتفاق افتاد و ما امکان آغاز فعالیت علنی و رسمی را پیدا کردیم. در مدتی که امکان کار رسمی، نداشتیم، آیین‌نامه‌ها ارکان حزب تصویب شد و حزب سر و شکل گرفت. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم اولین حزبی هستیم که از همان روز اول آغاز به کار رسمی، آیین‌نامه و چارچوب همه ارکان آن شکل گرفته است. 🔻 علاوه بر ارکانی که در عموم احزاب و قانون احزاب هست، حزب عهد ایران سازمان‌ها و کانون‌ها و واحدهای دیگری هم دارد. حزب هنچنین اندیشکده دارد که در خیلی از احزاب، نام آن دفتر تغییر و برنامه است اما در حزب ما چون می‌خواهیم علاوه برآنکه یک حزب سیاسی حول راهبرد مشخص باشیم، حزبی سیاستی نیز باشیم و منظومه سیاستی اجتماعی و اقتصادی و سیاست خارجی، محور جمع شدن نیروها باشد اندیشکده مهم می‌شود و آنجا جایی است که جهت‌گیری‌های سیاستی مورد حمایت حزب پرورده می‌شود و نام آن هم اندیشکده عهد ایران است، مدرسه عهد ایران نیز داریم که متولی آموزش نیروها است. در متن بیانیه آغاز به کار حزب هم به برخی دیگر از ابتکارات ساختاری حزب که در محدود قانون احزاب اجازه آن را داشتیم، اشاره شده است. 🔻 اصلاح‌طلب به معنای رفرمیست؛ یعنی دنبال تغییر تدریجی قانون و خشونت پرهیز هستیم اما ترجیح می‌دهیم بگوییم که ما اصلاح‌گر هستیم و میخواهیم از طلب اصلاح فراتر برویم و ظرفیت تحقق اهداف اصلاحی را بپروریم. به تعبیر دیگر اصلاح‌طلبیم اما نظریه تغییر و نظریه بسترمان با برخی از نیروهای اصلاح‌طلب دهه‌های گذشته تفاوت‌هایی دارد. 🔻 در بیانیه آغاز به کار توضیح داده شده است که در آرمان‌ها و روش‌ها چه تفاوت‌هایی داریم. اصلاح‌طلبی گرایش‌های مختلفی داشته است. ما با درس‌گیری از تجارب جریان اصلاحی در ایران و کشورهای دیگر، اولا عدالتخواه‌تر هستیم، ثانیا توافق‌گراتر هستیم و ثالثا نظریه امنیت ملی داریم و برای تقویت همهٔ مولفه‌های قدرت ملی اولویت قائلیم. در متن بیانیه آغاز به کار، خلاصه ذکر شده بود که ما به سه همبسته توجه ویژه داریم و درک همبسته از این سه داریم و بین اجزای سه همبسته نیز می‌خواهیم رابطه هم‌افزا بسازیم. یکی از آنها همبسته عدالت_آزادی است، دیگری همبسته توسعه_ امنیت است، و سوم همبستهٔ حکومت_جامعه است. به دنبال آن هستیم که رابطه حکومت_جامعه به جای آنکه هم‌‌فرسا باشد، هم‌افزا باشد و برای افزایش ظرفیت حل مسئله در ایران از ظرفیت نهادهای مدنی و عمومی استفاده شود. برای ائتلاف‌های حل مسئله‌ای بسیار گشوده هستیم و توافق‌گرایی‌مان شاید به این نکته کمک کند. 🔻 در جبهه و جریان اصلاحات دو راهبرد اصلی حضور دارد. ما با اصلاحات مرزگذاری نداریم اما با گذارگرایی، دیگه‌تمامه‌باوری، فروپاشی‌باوری، تحریم‌گرایی، بریدگی از اصلاح، ناامیدی از اصلاح، اصلاحاتی که مطالبات رادیکال دارد اما ظرفیت تحقق آن را نمی‌سازد، تمایز داریم و در متن بیانیه نیز مبانی آن تا حدی توضیح داده شده است. 🔻 ما تاکید داریم که اصلاح‌گر هستیم، فکر نمی‌کنیم که اصلاح‌طلبی یعنی تنها بیانیه منتشر کنیم و مطالبه بزنیم، بلکه باید ظرفیت تحقق آن را بسازیم‌. 🔻 سازمان‌ها در حزب ما مهم هستند، جایی هستند که با گروه اجتماعی که می‌خواهند آنها را به نمایندگی بگیرند، ارتباط گرفته می‌شود و تلاش می‌شود که صدای آنها باشیم و خود آنها نیز از طریق سازمان‌شان در حزب می‌توانند تاثیر بگذارند. علاوه بر این، یک سری از اهداف تعیین شده شاید کمک کند که حزب در سیاست محلی و آنچه که به مسائل ملموس زندگی شهروندان مربوط است بیشتر بپردازد و درگیر سطح مختلف سیاست بشود چون «سیاستی» نیز هست. مثلا در حوزه آموزش عمومی، سلامت عمومی، محیط زیست، حقوق نیروی کار، مسکن اجتماعی، شغل خوب، سیاست شهری، حزب منظومه سیاستی منسجمی دارد که به عدالت و آزادی همزمان توجه دارد و به نوعی سوسیال‌دموکراسی میانه نزدیک است که احزاب موجود ایران تاکنون نماینده‌ای نداشته است. احزاب ما یا صرفا مطالبات کلان سیاسی طرح می‌کنند یا عدالت برایشان موضوعیتی ندارد یا مشی میانه و توافق‌گرا و حل مساله‌ای و اصلاح‌گرانه ندارند.بیشتر احزاب ما نماینده فرادستان هستند و می‌خواهیم تلاش کنیم ضمن کمک به رشد اندازهٔ طبقه متوسط که مدعی العموم ضعفا، فقرا و بی‌پناهان نیز باشیم.
🔻 در سیاست خارجی مولفه‌های قدرت ملی همه برای ما مهم است، تغییرات صحنه منطقه‌ و جهان را به رسمیت می‌شناسیم و تصور می‌کنیم که بسیاری از نیروهای دیگر هنوز در فضای دهه 90 میلادی گیر کردند. ما ارتباط راهبردی‌تر با چین را ضروری می‌دانیم، رسیدن به نوعی نظم امنیتی جمعی را در منطقه ضروری و جدی می‌دانیم و به یک معنا غربگرا نیستیم یا خوش‌خیال نیستیم نسبت به نظم لیبرال آمریکایی. در جنگ‌های ۱۲ روزه و رمضان هم گرایش ضداستعماری اعضای فعال حزب ما و نقش‌شان در بسیج گرم همبستگی برای دفاع میهنی فعال واضح بود. 🔻 می‌خواهیم کمک کنیم که حکومت در حل مسئله قوی‌تر شود و ارتقا پیدا کند. حکومت و جامعه برای حل مسائل جامعهٔ ایران و بسط خیر همگانی باظرفیت‌تر شوند. 🔻 خیلی مسیر سختی است. اما همین حزبی شدن انتخابات، هدفی است که احزاب می‌‌بایست حول آن توافق بسازند. تناسبی شدن انتخابات شورا نیز گام اولی است که می‌تواند به این هدف کمک کند. 🔻 اگر افرادی که به این منظومه سیاستی علاقه دارند و همین بیانیه آغاز به کار را با دقت بخوانند، واضح است که ما چه آرمان‌هایی داریم و چه مسیری برای رسیدن به آن آرمان‌ها را پیگیری خواهیم کرد و از آنجا که حزب شخص‌محوری نیستیم دوست داریم که به سمت شفافیت و وسیع‌پایگی برویم و پذیرای حضور و پیوستن هرکس که به این اهداف و آرمان‌ها و روش‌ها ملتزم است باشیم و با سایر نیروها و احزاب هم مشتاق ائتلاف‌های حل مساله‌ای هستیم. 🔗 در سایت بخوانید
۴۸ سال پیش در روزی چون دیروز، به یکباره از صحنه سیاست منطقه ناپدید شد؛ در منطقه‌ای که بنظر می‌رسید ائتلافی برای حذفش شکل گرفته بود. گو اینکه ‌ علی کنی خبر قتلش به دستور معمر قذافی را به ‌محمد رضا شاه پهلوی گفته و شاه در سکوتی پر رمز و راز بر صندلی میخکوب شده بود، اما واپسین سند ساواک ادعا کرد: «سید موسی ‌صدر‌ هنوز زنده است!» 📚 منبع: آرش رئیسی‌نژاد، «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه: ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان»، نشر نی. ➕پی‌نوشت نگاره: امام موسی صدر در میان سید صادق طباطبایی (خواهرزاده‌ صدر)، فاطمه صدر عاملی (خواهرزاده صدر و همسر صادق)، غزاله طباطبایی (دختر صادق و فاطمه)، ماری کلود (همسر فرانسوی [محمود] همشری مبارز فلسطینی [و نماینده سازمان آزادی‌بخش فلسطین در فرانسه]) و البته چهره هزارچهره انقلاب، صادق قطب زاده! 🖋 آرش رئیسی‌نژاد
🔹کاتلین‌ تایسون: نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ژاپن ۲۴۹ درصد است. سه دهه رشد صفر. وضعیت جمعیت‌شناختی آن فاجعه‌بار است. صنایع بزرگ آن توسط چین در حال نابودی و رقابت شدید هستند. تاکایچی در حال تشدید نظامی‌سازی و افزایش هزینه‌های تسلیحاتی است. چه بانک مرکزی ژاپن نرخ بهره را افزایش دهد و چه کاهش، تغییر چندانی در نتیجه حاصل نخواهد شد. 🔻"بین دوگانگی ها": ژاپن در حال مردن‌ است. علت ان: توافق نامه پلازا. توافق‌نامه پلازا (Plaza Accord) در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۵ در هتل پلازا در نیویورک و در دوران ریاست‌جمهوری رونالد ریگان به امضا رسید. این توافق میان کشورهای گروه ۵ (ایالات متحده، ژاپن، آلمان غربی، فرانسه و بریتانیا) صورت گرفت تا به‌طور عمدی ارزش دلارِ بیش از حد تقویت‌شده آمریکا را در برابر ین ژاپن و مارک آلمان کاهش دهند. چرا این توافق انجام شد؟ * کسری تجاری عظیم آمریکا: نرخ‌های بهره بالا در آمریکا تحت نظر بانک مرکزی این کشور، ارزش دلار را به رکوردهای بی‌سابقه‌ای رسانده بود و باعث شده بود کالاهای صادراتی تولید آمریکا بسیار گران و در بازارهای جهانی غیرقابل‌رقابت شوند. * جهش صادراتی ژاپن: لوازم الکترونیکی، خودروها و ماشین‌آلات ژاپنی بازارهای آمریکا را تصرف کرده بودند. این موضوع فشار سیاسی زیادی از سوی قانون‌گذاران در واشنگتن ایجاد کرد و ژاپن را به اعمال تعرفه‌های حمایتی تهدید می‌کردند. تأثیر مستقیم توافق نامه پلازا بر صادرات و رشد اقتصادی ژاپن * افزایش سریع ارزش ین (Endaka): ظرف دو سال، نرخ ارز به‌طور چشمگیری از حدود ۲۴۰ ین به ازای هر دلار به حدود ۱۲۰ ین رسید—یعنی قدرت خرید ین عملاً یک‌شبه دو برابر شد. * از دست رفتن رقابت‌پذیری صادرات: کالاهای ژاپنی در بازارهای آمریکا بسیار گران شدند. حاشیه سود صادرات کاهش یافت و تولیدکنندگان بزرگ ژاپنی مجبور شدند برای کاهش هزینه‌ها، خطوط تولید خود را به جنوب شرق آسیا و آمریکا منتقل کنند. * سیاست پول آسان (کاهش نرخ بهره): بانک مرکزی ژاپن برای جلوگیری از رکود ناشی از صادرات (Endaka Fukyo)، نرخ بهره را به شدت کاهش داد تا تقاضای داخلی را تقویت کند. * حباب دارایی‌ها و «دهه‌های از دست رفته»: نقدینگی عظیمی که ایجاد شده بود به جای بخش مولد اقتصاد، وارد بازارهای املاک و سهام شد و یک حباب دارایی غیرقابل‌تحمل ایجاد کرد. وقتی این حباب در سال ۱۹۹۱ ترکید، منجر به دهه‌ها رکود اقتصادی («دهه‌های از دست رفته») شد که ژاپن هنوز هم با تبعات آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. https://fxtwitter.com/Kathleen_Tyson_/status/2094692375352291664
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵مقایسه توافق‌نامه پلازا در سال ۱۹۸۵ با سیاست‌های تجاری کنونی آمریکا و تنش‌ها با چین تنش‌های تجاری کنونی میان آمریکا و چین از نظر ظاهر شباهت‌های ساختاری زیادی با تقابل آمریکا و ژاپن در دهه ۱۹۸۰ دارد؛ اما در باطن، ابعاد اقتصادی و سیاسی آن کاملاً متفاوت است. در دهه ۱۹۸۰، واشنگتن توانست با فشار دیپلماتیک ژاپن را مجبور به امضای «توافق‌نامه پلازا» و پذیرش جهش ارزش ین کند؛ اما پکن با بررسی همان تجربه تاریخی، سناریوی مشابه را رد کرده و مسیر کاملاً متفاوتی در پیش گرفته است. ۱. شباهت‌های ساختاری کسری تجاری عظیم آمریکا: در هر دو دوره، آمریکا با کسری تجاری گسترده در برابر یک رقیب بزرگ صنعتی (ژاپن در دهه ۸۰ و چین در حال حاضر) مواجه بوده است. اتهام دست‌کاری ارز: واشنگتن در هر دو مورد، کشور مقابل را به نگه‌داشتن عمدی ارزش پایین پول ملی (ین / یوان) برای ارزان‌تر کردن صادرات متهم کرده است. خشم سیاسی در کنگره: در دهه ۱۹۸۰ نمایندگان کنگره خواستار تعرفه علیه خودرو و الکترونیک ژاپن بودند؛ همان الگویی که امروزه علیه تکنولوژی و خودروهای برقی چین تکرار می‌شود. ۲. تفاوت‌های کلیدی (چرا چین، ژاپنِ دیگری نیست؟) لطفا به جدول پیوست رجوع کنید. 🔸نتیجه‌گیری پکن توافق‌نامه پلازا را یک «تله آمریکایی» می‌داند که به قیمت نابودی رشد اقتصادی و دهه‌ها رکود ژاپن تمام شد. به همین دلیل، چین حاضر به پذیرش توافقی مشابه نیست و در برابر فشارهای ارزی مقاومت می‌کند. آمریکا نیز که می‌داند ابزارهای نرم دهه ۱۹۸۰ روی چین جواب نمی‌دهد، به جای دیپلماسی ارزی، به محدودسازی مستقیم تکنولوژی و تعرفه‌های گمرکی سنگین روی آورده است. برای درک بهتر زمینه تاریخی نحوه پیشبرد این مذاکرات تجاری در دهه ۱۹۸۰، این تحلیل کوتاه را ببینید: Lessons on Japan-U.S. trade deal in the 1980s. این ویدیو به بررسی توافق‌نامه پلازا در سال ۱۹۸۵ و پیامدهای اقتصادی مستقیم آن بر اقتصاد صادرات‌محور ژاپن می‌پردازد.
🔵درس‌هایی از توافق تجاری ژاپن و آمریکا در دهه ۱۹۸۰ تعرفه‌های بالاتر بر کالاهای چینی تأثیر چندانی در کاهش تنش‌های تجاری میان چین و آمریکا نداشت. چالش‌ها در روابط تجاری میان بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان موضوع جدیدی نیست؛ ژاپن و آمریکا نیز سه دهه پیش در وضعیت مشابهی قرار داشتند. در دهه ۱۹۸۰، ژاپن و آمریکا برای بهبود روابط تجاری خود گفتگوهایی داشتند که به «توافق پلازا» در سال ۱۹۸۵ انجامید. این توافق به نرخ ارز پرداخته و شامل افت ۵۰ درصدی ارزش دلار آمریکا در برابر ین ژاپن بود. اما پیامدهای رکودی ناشی از تقویت ین بر اقتصاد صادرات‌محور ژاپن، به حباب قیمت دارایی‌ها در ژاپن در اواخر دهه ۱۹۸۰ منجر شد. این وضعیت در نهایت به دوره‌ای طولانی‌مدت از تورم منفی و رشد اقتصادی پایین در ژاپن مبدل گشت که به «دهه از‌دست‌رفته» معروف است. پیش از این، تیان وی با یاسوئو فوکودا، نخست‌وزیر سابق ژاپن گفتگو کرد؛ وی دیدگاه‌های خود را درباره تنش‌های تجاری چین و آمریکا و همچنین روابط تجاری تاریخی و کنونی ژاپن و آمریکا به اشتراک گذاشت. https://youtu.be/eaWxLCWwNZ0?is=kmF76h02qlmrskDu
🔹هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه پیشین آمریکا): «دشمنی با آمریکا ممکن است خطرناک باشد، اما دوستی با آن مرگبار است.» * متن انگلیسی: "It may be dangerous to be America's enemy, but to be America's friend is fatal." پیش‌زمینه تاریخی: این جمله اشاره به رویدادهای سال ۱۹۶۹ و جریان سقوط دولت نوین دیِم (نخست‌وزیر وقت ویتنام جنوبی) دارد که از متحدان نزدیک آمریکا بود، اما در نهایت با چراغ سبز ایالات متحده در یک کودتا سرنگون و کشته شد. کیسینجر این عبارت را در نقد رفتارهای نوسانی و سیاست خارجی آمریکا در قبال متحدانش مطرح کرد.
‌🔻هشداری درباره دیدار سرپایی پزشکیان و شی! ‌دیدار سرپایی پزشکیان و شی را احتمالا باید یک هشدار و سیگنال منفی جدی در روابط تهران و پکن تلقی کرد؛ به‌ویژه اگر درخواست برگزاری ملاقات از سوی طرف ایرانی مطرح شده باشد و طرف چینی بنا بر هر ملاحظه‌ای ترجیح داده باشد دیدار رسمی و دوجانبه‌ای میان سران دو کشور انجام نشود! ‌ادامه وضعیت بلاتکلیفی در روابط ایران و چین، در صورت تداوم و عدم ورود آن به مرحله‌ای روشن و مشخص، می‌تواند تبعات قابل‌توجهی برای سیاست خارجی ایران به همراه داشته باشد؛ به‌خصوص در شرایطی که گزینه‌های کشور در مناسبات خارجی چندان گسترده نیست. ‌پرسش اساسی اینجاست که پس از تعیین نماینده ویژه برای پیگیری روابط با چین، چرا نه‌تنها تحرک و دستاورد قابل‌توجهی در مناسبات دو کشور مشاهده نشده، بلکه نشانه‌هایی از حرکت روابط تهران و پکن به سمت واگرایی نیز به چشم می‌خورد؟ اگر قرار است چین همچنان یکی از شرکای راهبردی ایران باشد، لازم است دلایل این رکود و روند کاهشی در روابط به‌طور جدی بررسی و برای خروج از این وضعیت، تصمیمی روشن و عملی اتخاذ شود. ‌
🔹تریتا پارسی: https://fxtwitter.com/tparsi/status/2094547564632686866 واقعاً خیره‌کننده است. همین یک هفته پیش بود که اسکات بسنت گفت تحریم‌ها نیاز به اقدام نظامی را از بین می‌برند. ۶ روز بعد، ایالات متحده دوباره ایران را بمباران کرد. و اکنون، آکسیوس فاش می‌کند که در تمام این مدت، پنتاگون در حال آماده‌سازی طرحی برای بمباران‌های «دوره‌ای» ایران بوده تا از جلوگیری این کشور از تردد در تنگه هرمز پیشگیری کند. این موضوع چه چیزی را به ما می‌گوید؟ نخست اینکه، ظاهراً دولت [آمریکا] از حل این مسئله چه از طریق نظامی، چه اقتصادی یا دیپلماتیک ناامید شده است. در عوض، برای مدیریت این مشکل به یک جنگ دائمی نیاز است. اشتباه نکنید - بمباران دوره‌ای یک کشور، یعنی ورود به یک «جنگ ابدی». در واقع، آکسیوس حتی از قول یک مقام آمریکایی نقل کرده که این اقدام را «چمن‌زنی» (دست‌کم گرفتن و تضعیف مداوم توان دشمن) نامیده است. این همان استراتژی اسرائیل است: هرگز صلح نکن، هرگز در جنگ پیروز نشو، بلکه فقط به بمباران کشورهای اطراف ادامه بده تا مطمئن شوی که آن‌ها هرگز توانایی ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل را به دست نمی‌آورند. این همان کاری است که اسرائیل سال‌هاست در غزه و لبنان انجام می‌دهد. در دولت‌های قبلی، اسرائیل تلاش کرد جنگ با ایران را به ایالات متحده بفروشد و اذعان کرد که حملات نظامی برنامه هسته‌ای ایران را از بین نمی‌برد، بلکه نیازمند بازگشت «دوره‌ای» به اقدامات نظامی سخت است تا این برنامه تحت کنترل بماند. ایالات متحده دقیقاً به این دلیل این طرح را رد کرد که نمی‌خواست در یک وضعیت جنگ دائمی با ایران قرار بگیرد. اکنون، وزیر جنگ ترامپ در حال فشار برای اجرای آن است.
ترامپ درحال بررسی حملات محدود علیه ایران برای مهار حملات در تنگه هرمز! آکسیوس به‌نقل از سه مقام آمریکایی بیان می‌کند ترامپ و دستیاران ارشد او درحال بررسی حملات محدود در تنگه هرمز هستند تا مانع از بازسازی قابلیت‌های راداری و موشکی ایران برای حمله به کشتی‌ها شوند. این طرح که طی هفته گذشته توسط سنتکام و با حمایت پیتر هگزت وزیر جنگ آمریکا تهیه شده بود، پیش از تبادل آتش این هفته با ایران توسط ترامپ تأیید نشده بود اما او می‌تواند پس از تشدید تنش جدید، چراغ سبز نشان دهد. یکی از مقامات آمریکایی گفت که ایده پشت این طرح، کاهش خطر حملات ایران به نفتکش‌ها، کشتی‌های نیروی دریایی و هواگردهای نیروی هوایی آمریکا است برای «چمن‌زنی» است. مقامات آمریکایی می‌گویند سنتکام نگران تلاش ایران برای بازسازی قابلیت‌های راداری، پدافند هوایی و موشک‌های ضدکشتی خود در تنگه برای هدف قراردادن دقیق‌تر کشتی‌ها شده است. 1/3
یک مقام آمریکایی گفت یکی از حوادثی که در روزهای اخیر نگرانی‌هایی را ایجاد کرد، شلیک یک موشک ضدهوایی ایران به سمت یک جنگنده F-35 آمریکایی بود که درحال پوشش کشتی‌ها در تنگه بود. به گفته این مقام آمریکایی، اگرچه این موشک به اندازه کافی نزدیک نشد که تهدیدی محسوب شود اما نشانه‌ای از تلاش ایران برای بازسازی ظرفیت نظامی خود بود. سنتکام در روزهای اخیر به وزیر جنگ، رئیس ستاد مشترک ارتش و کاخ سفید اعلام کرده که «ارتش ممکن است برای ادامه جابه‌جایی ایمن روزانه ده‌ها نفتکش از خلیج فارس، نیاز به حمله دوره‌ای به ایران داشته باشد». به گفته مقامات، کاخ سفید هفته گذشته از تصویب این طرح با هدف جلوگیری از تشدید تنش خودداری می‌کرد اما حمله موشکی ایران به اردن می‌تواند این تصمیم را تغییر دهد؛ همان‌طور که ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت «به حملات ایران پاسخ خواهد داد و به آنها ضربه خواهد زد». 2/3